‌‌‌‌سرود سبز 

کشی  تا چند آه و ناله و فریاد ای میهن‌
نمی‌ آید به گوش جز درد از درد آباد ای میهن
نصیبت نیست در دنیا به جز جنگ و پریشانی
بود تا چند با تو این همه بیداد ای میهن
زمانی با گلویت شعر آزادی تو میخوانی
به خود می لرزد آندم کاخ استبداد ای میهن
تو دادی اولین درس وطن خواهی و مردی را
برای همچو من در زندگی استاد ای میهن
به فرق دشمن میهن سرود سبز فردایت
خورد بی گفتگو چون دشنه ای پولاد ای میهن
ثنا این آرزو دارد ز لطف خالق داور
شود مردم ز چنگال (غنی) آزاد ای میهن