۷و۸ ثوردو رویداد متضاد قسمت چهارم

استعفای شادروان داکتر نجیب الله وملاقات رهبران

حزبی دولتی با سران تنظیم ها برای انتقال قدرت

بادرنظرداشت ملاقاتهای متواتر رهبران حزبی ودولتی افغانستان با تنظیمهای جهادی ،نماینده گان تنظیمها یکجا با،مربیان غربی ومنطقوی خویش، همیشه چالشهای را برای شکست مذاکرات بوجود میاوردند.ازجمله، بعداز خروج نیروهای شوروی ازافغانستان،اخرین خواست ارزوی شان این بود که باید حزب وطن وشخصی داکتر نجیب الله از قدرت کنار بروند . بعداز بحثهای طولانی وامدن بینن سیوان به عوض کوردویز به حیث نمایند ملل متحد ،اخرین موضع گیری نجیب الله در مورد استعفایش در مذاکرات با بینن سیوان بتاریخ 25 حوت 1370 روی یک میکانیزم حکومت ایتلافی به موافقه رسیده بودند، و لست یکصدو پنج نفری هم ازطرف نجیب الله تهیه وبه بینن سیوان داده شدبود. بعدازاین ملاقت سه روز بعدش موضع گیری داکترنجیب تغییر میکند،وکیل درکتاب از پادشاهی مشروطه الی سقوط جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان مینویسد.:” رئیس جمهور نجیب الله درملاقات ومذاکرات تاریخی فوق العاده مهم وبا اهمیت 25 حوت 1370 خود با بنین سیوان موضعیگیری سازنده وواقعیبنانه، به تعقیب مذاکرات گذشته خود با سیوان داشت این موضعگیری از پشتبانی اکثریت قاطع شورای مرکزی حزب وطن وهیأت اجرائیه ان، برخوردار بود، زیرا نبود وی در ساختار نهادهای دولتی وحزبی خطر ازهم پاشیده گی ان نهاد را به وجود میاورد”.

با دریغ وافسوس که نحیب الله ، سه روز بعداز ملاقات تاریخی 25 حوت 1370 تحت فشار ووعده های فریبنده بینن سیوان وشرکایش، نظروموضعیگیری قبلیش را، 180 درجه تغییر داد،ودراعلامیه یی به تاریخ 28 حوت 1370 امادگیش را برای کناره گیری ازقدرت، قبل از فراهم شدن دوران انتقالی، درحضور بینن سیوان ومطبوعات ابراز نمود ورهبری حزب ودولت را دربرابر یک عمل انجام شده قرارداد. دراین تغییر عقیده وتصمیم گیری داکتر نجیب وحوادث سیاسی افغانستان افراد مانند: بینن سیوان ، حسین پوتسالی معاون سیاسی بینن سیوان وفلیپ کاروین معاون سیاسی بینن سیوان نقش برجسته را ایفا کرده اند. انعکاس این اعلامیه درمیان حزب ومردم تاثیر بسیار ناگوار وپیش ازوقت ،بدون یک میکانیزم دقیق درست انتقال قدرت، مردم را درترس ارعاب انداخت، همه برای تضمین اینده خویش به وسوسه افتادند؛و باعث تضعیف روحیه اعضای حزب ومردم ،وبرعکس بلند رفتن مورال تنظیمها درداخل وخارج کشور گردید. چنانکه عبدالوکیل درکتاب ازپاد شاهی مشروطه الی سقوط جمهوری دموکراتیک افغانستان درصفه 845 مینویسد:” یک روز بعداز اعلامیه نجیب الله تیلفونی برایم گفت تا نزدش بروم. بدون ضیاع وقت به دفترش رفتم وانتظارداشتم تا مطالب مهمی را درارتباط با اعلامیه دیروزیش برایم بگوید؛ ولی برعکس، دستورداد تا روشان احمدزی برادرش که کارمند وزارت خارجه بود،شیربهادر سابق وزیر صحت عامه وبرادرغلام فاروق یعقوبی وزیر امنیت دولتی را به سفارت های دولت جمهوری افغانستان به حیث دیپلومات تعیین وهرچه عاجلتر انهارا بفرستم.”

طوریکه به ادامه وکیل مینویسد:”بنابراین به وضاحت دیده میشود که بین امدن فلیپ کاروین وصحبت های قبلی نجیب الله با من واعلامیه اش در 18 مارچ سال 1992 ، رابطه مستقیمی وجود داشت. سیوان در معاملات پشت پرده برای فریب وبه دام انداختن نجیب الله تمام زمینه هارا اماده ساخته بود”

طوریکه فلیپ کاروین درکتاب” سرنوشت غم انگیز درافغانستان” درصفحه 103 مینویسد:” درمورد روابط بین بینن سیوان با نجیب الله میتوان گفت که نهایت غامض وپیچیده است… واو”نجیب” همچنان بینن را از نقطعه نظر شخصی دوست دارد.”.

روابط تنگاتگ نجیب با بنین سیوان ،درکتاب سرنوشت غم انگیز بسیار واضع از جانب فلیپ کاروین ابراز شده است ،و بعداز حوادث دلخراش سمت شمال و استعفای داکترنجیب وفعال شدن گروپهای جهادی ازجمله گلبدین و جمعیت اسلامی که هرکدام ارتباطات خودرا براساس سلیقوی ،بارهبران بلند پایه حزبی ودولتی تنظیم کرده بودند، همچنان یک عده افراد رهبری حزبی هم بربنیاد انتخاب” بدازبدتر” کوشش مینمودند، تا به تنظیم های مورد نظر شان قدرت را بسپارند. چنانچه وکیل دراین مورد مینویسد:”اخرین جلسه هیأت اجرائیه حزب وطن با رئیس جمهور دوکتور نجیب الله رئیس حزب وطن بتاریخ 14 اپریل مطابق 25حمل بساعت 4بجه عصر درمقر ریاست جمهوری دایرگردید…. دراین جلسه اکثریت اعضای هیأت اجرائیه بنابر حوادث موجود وانکشاف نظامی درسراسر کشور مخصوصأ درشمال کشور، خاموش بودند وتنها نجیب الله صحبت میکردوصحبتهایش هم بیشتر ، متوجه سلیمان لایق بود. در جریان جلسه تیلفونی به نجیب الله اطلاع رسید که میدان هوایی بگرام بدست نیروهای احمد شاه مسعود افتاده است. طوریکه دیده شد ، این خبر، خلاف انتظار نجیب الله،وزرای قوای مسلح و بعضی اعضای هیأت اجرائیه شورای مرکزی حزب بود، زیرا محاسبات وتمایلات ان بود تا میدان هوایی بگرام،بدست نیروهای حزب اسلامی بیفتتد. جنرال طارق والی پروان که قبلأرئیس اداره امنیت دولتی پروان واز اشخاص نهایت نزدیک ومورد اعتماد نجیب الله بود،که میدان هوایی بگرام به دست حکمتیار تسلیم میشود.”

نجیب الله با شنیدن این واقعه، تصمیم داشت تا میدان بگرام را با اسکارت بمباران نمائید؛ چون همه امکانات از دستش رفته بود نمی توانست به این عمل اقدام کند. براساس نوشته عبدالوکیل به اعضای شورای مرکزی حزب هدایت داده بود:” که، شما تماسهای تانرا با دوستم وسید منصور درشمال تامین کنید وانهارا متوجه خطرات اینده نماید”.

چنانچه رفیق وکیل درکتاب از “پادشاهی مطلقه الی سقوط جمهوری دموکراتیک افغانستان” چنین تحریر داشته است :” رفیق وکیل حالا که میدان هوایی بگرام بدست احمدشاه مسعود افتاده است، خودت با رفیق نجم الدین ، برای مذاکره نزد مسعود بروید، زیرا اوقبلأ پیشنهاد مذاکره با خودت را کرده بود. شما رفقای هیأت اجرائیه اجندای مذاکره رفیق وکیل با احمد شاه مسعود را که روی چه مطالبی با اوصحبت نماید، ترتیب وبعدأ رفیق وکیل نظر مرا بگیرد.” .

دراینصورت کشور درحالت بی ثباتی سیاسی ونظامی قرارگرفته بود، که هران لحظه جنگهای تنطیمی حزبی برای کسب قدرت برای خود،انرا تهدید میکرد.زندگی ،اموال ،ناموس وشرف مردم درخطر چور چپاول قرارگرفته بود. کوششهای بی صبرانه برای تامین روابط وحل مسالمت امیز قدرت با احمد مسعود با میانجگیری عبدالحمید محتاط و عضو ارتباطی مسعود بنام قیوم اکرمی زمنیه ملاقات با مسعود فراهم که عبدالوکیل بتاریخ 26 حمل 1370 مطابق 15 اپریل 1992 غرض ملاقت با احمدشاه مسعود عازم میدان هوایی بگرام شد. زمانیکه درمیدان بگرام رسید درانجاازطرف

سترجنرال رفیع معاون حزب وطن وعبدالفتاح قوماندتن هوایی پذیرایی شد . سپس وکیل قصد امدن سفرخودرا به قومندان گارنیزون بگرام گفت ودرمقابل جنرال عبدالفتاح ابرازداشت:” قبل ازامدن شما ، ازدفتر داکتر صاحب برای ما تیلفون شده بود که رفیق وکیل برای ملاقات با قومندان مسعود، پرواز میکند” . سپس عبدالفتاح وعالم رزم امرسیاسی گفت ،که فعلأ وضعیت خوب نیست ،درهمه جا قطعات گلبدین جابجا شده خطر انداخت فیر بالای هواپیما وجو دارد، ازرفتن صرف نظر نماید وبه موعد دیگری موکول سازید. بعدأ وکیل وزیر خارجه دوباره به مقر شورای مرکزی حزب برگشت مینماید، ومستقیم درنزد داکتر نجیب میرود که دراطاق انتظار با جفسر برخورد مینماید. دراینمورد عبدالوکیل درکتاب ازپادشاهی مطلقه الی سقوط جمهوری دموکراتیک افغانستان مینویسد:”جفسر بادیدنم گفت:”«رفیق وکیل میخواهد داکتر صاحب را به بینید؟»

گفتم بلی وداخل اتاق کار نحیب الله شدم. رئیس جمهور نجیب الله با محمد اسحاق توخی دستیار واحمدزی برادرش مشغول صحبت بودند واحساس میشد که منتظر چیزی هستند. توخی واحمد زی به مجرد که مرا دیدند، با ورخطایی وبدون احوال پرسی ، اتاق را ترک گفتند ورودغیرمترقبه ام ،انهارا بشمول نجیب الله غافلگیرساخته بود،نجیب الله گفت:«چطورشد که اینجا امدی؟حالا بایدنزد مسعودمی بودی وخبرهای خوشی برای ما می اوردی».”

باز هم داکتر نجیب نظر به تحریری عبدالوکیل درکتاب از پادشاهی مطلفه الی سقوط جمهوری دموکراتیک افغانستان ، میگوید:” من با عظیمی و یعقوب تماس میگریم تا فردا صبح قبل ازافتاب برامد،پروازخواهی کرد.” بعداز رد وبدل شدن گفتگوها بین وکیل وداکترنجیب درمورد وضع بوجود امده ، وکیل متوجه میشود که دردفتر کارش از ” پنج دستگاه تیلفون،، صرف یک پایه وجوددارد! وهمچنان داکتر نجیب ،اظهار میداشت شما تشویش نداشته باشید” همه چیزدر دست جنرالها ونظامی ها است” .

داکتر نجیب به بهانه های مختلف ، برای سپری نمودن زمان ،که هنوزهم منتظر بینن سیوان بود تا بیاید واخباری را درمورد مذاکراتش با رهبران مجاهدین وپاکستانیها بوی بگوید. دراین مورد عبدالوکیل خطاب به داکتر نجیب میگوید:” هنوزهم شما بالای بینن سیوان حساب میکنیدایا وضعیت موجود دراثر پا فشاری های مداوم سیوان و اعضای تیمش مانند حسین پوتسالی وفلیپ کاروین بالای شما برای اعلام کناره گیری ازقدرت بوجود نیامد،؟ “

نجیب الله درحالیکه بی نهایت عصبانی گردیده بود گفت : ” بلی، من امروز چندیدن بار از سیوان خواستم که هرچه زودتر به کابل بیاید تابرایش بگویم،حالا که وضع را خراب کرده وازکنترول من بیرون کرده اند انرا دوباره درست واصلاح کنند. دیگر همه چیز مربوط سیوان وملل متحد است. وی به من وعده داده بود. که پاکستانهیا،امریکایها ومجاهدین را در صورت اماده شدن من به کناره گیری ، به پروسه صلح وقبول حکومت بی طرف ازجانب انها می کشاند. جالا بیاید وحکومت تکنوکراتهای خودرا بیاورد.”

بعداز ختم ملاقات وکیل ازداکتر نجیب الله خدا حافطی وداکتر نجیب وی را تا نزدیک دروازه خلاف معمول همرایی کرده ، واورا با چشمان اشک ریز دراغوش گرفته و خداحافظی نمود .

بالاخره بعدازانتظار زیادی داکترنجیب بتاریخ 16 اپریل 1992 مطابق 27 حمل 1371 خورشیدی ، میخواست با بنین سیوان ، باطیاره مخصوصی درنیمه شب از کشور خارج شود، که توسط نیروهای

امنیتی گارنیزون کابل و سمت شمال ممانعت صورت گرفته ودوباره بازگشت کرده ،و به مقر ملل متحد درشهر کابل با همراهان خود پناهنده میشود. طوریکه عبدالوکیل در اینمورد درکتاب ازپ. م .الی .ج.د.ا مینویسد:”بینن سیوان وشرکایش با تشویق توطئه وفشارهای داخلی وخارجی ووعده های دروغین ورنگارنگ به نجیب الله ، نخست اورا وادار به اعلام کناره گیری قبل ازوقت ازقدرت وبعدأ مجبور به قبولی حکومت به اصطلاح بیطرف وتکنوکرات وبالاخره تشویق به ترک کشورنمود.بینن سیوان بعدازموافقت نجیب الله برای ترک کشور ، وعده اقامت مصئون وی به یکی ازکشورهای جهان را ، برایش داده بود. انها به نحیب الله اطمینان داده بودند که از پس انتقال قدرتش به حکومت بیطرف انتقالی پس ازمدتی زمینه اشتراک دوباره وی درانتخابات تحت نظارت ملل متحد اماده خواهدشد، که نجیب الله هم ازپیروزیش درانتخابات اینده خوشبین شده بود.”

بعداز پناهده گی نجیب الله درسازمان ملل متحد هیأت اجرائیه حزب وطن نشستی را با بینن سیوان نمود: که سوالات وجوابات در رابطهء حوادث پیش امده بین انها رد بدل شد وهیأ ت اجرائیه خواستار امدن داکتر نجیب دوباره به مقر شورای مرکزی حزب وطن بودند، تا رسمی استعفای خودرا به شورای مرکزی حزب وطن ارائه نماید ویابه وظیفه خویش ادامه دهید. این پیشنهادها، ازجاب بینن سیوان رد میشد ،ومیگفت که بودن نجیب الله برای روند صلح کمک نمیکند، ومجاهدین موافق نیستند وگروپ بیطرف هم حاضر نیست که به کابل بیایند؛ ما بسیار کوشش کردیم که تا داکترنحیب را قناعت بدهیم تا ازقدرت کنار رود ،حالادوباره ضرور نیست که به مقام حزبی ودولتی تکیه بکند. سپس سلیمان لایق به بینن سیوان ،مطابق تحریری عبدالوکیل، در صفحه 909 کتاب از پادشاهی مطلفه والی سقوط جمهوری دموکراتیک افغانستان ، میگوید:” سلیمان لایق: رئیس جمهور مارا اغفال نمودید. اینکه دیشب میخواستید نجیب الله را ازکشور فرار دهید. حادثه بی نهایت تأسف اوراست. مخصوصأ اینکه پای ملل متحد دراین حادثه دخیل بود. عملی را که نجیب مرتکب شد تأسف اوراست. زیرا مانند یک دزد کشور را خواست درنیم شب ترک گوید. وی قبلأ درزمینه نه با رهبری حزب ونه بارهبری دولت مشوره کرده بود ونه پلانش را با ما درمیان گذاشته بود.”

بعداز ازاین حادثه تماسها وملاقتها توسط هیأت اجرئیه حزب وطن بشمول سلیمان لایق ، عبدالوکیل وزیر خارجه وستر جنرال رفیع معاون رئیس جمهور ، اسلم وطنجار وپکتین با مسعود وگلبدین برای انتقال قدرت، انجام شد. درنتیجه بتاریخ 25 اپریل 1992 مطابق 5ثور 1371 شورای انتقالی مجاهدین درپاکستان تشکیل ودرراس ان صبغت الله مجددی تعین کردیده، وبتاریخ 27 اپریل با همراهانش وارد کابل شدند. وبتاریخ 8 ثور 1371 قدرت رسمأ به حضور داشت اعضای رهبری حزب وطن وهیأت رهبری دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان به صبغت الله مجددی انتقال داده شد. که بعدازان تراژیدی بزرگ تاریخی اغاز وفجایع جبران ناپذیری را ، برای مردم ستم دیده ورنج کشیده کشور به ارمغان اورد، که این غایله تابه حال ادامه دارد. پایان قسمت سوم. ادامه دارد…