گسیل واحدهای اردوی 40 شوروی به افغانستان

برگردان دکتر خلیل وداد

پیوسته بگذشته

برگرفته از سایت:

http://www.avro.org.ua/sites/default/files/materials/afghanistan/sekretnye_materials/part2.pdf

پروندهء ویژه

بخش دوم

 

دستورالعملها (دیرکتیفها) و دستورهای وزارت دفاع و ستاد کل نیروهای مسلح (قرارگاه ستردرستیز )شوروی پیرامون سازماندهی آمادگی برای گسیل قطعات

محرم

فهرست دساتیر مربوط به ایجاد گروپ قطعات حوزهء نظامی ترکستان (تورک وو) برای گسیل به افغانستان که بر اساس امر شفاهی وزیر دفاع اتحادشوروی توسط ستاد کل نیروهای مسلح (قرارگاه ستردرستیز) در ماه دسامبر 1979 داده شدند.

14 دسامبر . غند هواپیماهای شکاری- بمبارد را از حوزهء نظامی ماورأ قفقاز جدا کرده و آنرا  در شهر مَری (مرو) زیر فرماندهی حوزهء نظامی ترکستان (تورک وو) مستقر کرد.

16 دسامبر. اردوی 40 را از ساختار حوزهء نظامی ترکستان جدا ساخته و ادارهء جبهه یی آنرا تشکیل و آماده نمود. معاون اول قطعات حوزهء نظامی ترکستان برید جنرال یو. و. توخارینوف را بحیث قوماندانی اردوی (40) تعیین کرد. باید غندهای موتوریزه و تانک یک فرقهء دیگر حوزهء نظامی ترکستان را نیز بحالت آماده باش کامل (احضارات درجه یک) در آورد.

19 دسامبر. غندهای موتوریزه و تانک که احضارات شان بتاریخ 16 دسامبر نافذ و ارتقأ یافته بودند را در آغاز روز 21 دسامبر به ناحیهء تخته بازار [1] جابجا کرد. باید تمام واحدهای مخابراتی اردوی 40 را بحالت آمادگی کامل درآورد.

23دسامبر. باید فرقهء موتوریزه حوزهء نظامی آسیای میانه (سا وو) را بحالت احضارات درجه یک در آورد.

24 دسامبر. وزیر دفاع اتحادشوروی جلسهء هیأت رهبری وزارت را دایر نموده و طی آن تصمیم مربوط به گسیل قطعات به افغانستان را اعلام کرد. در این جلسه معاونان وزارت دفاع، سرقوماندانان نیروهای ارتش، فرماندهان قطعات کوماندو (دیسانت) و بعضی رؤسای ادارات اصلی و مرکزی اشتراک داشتند. وزیر دفاع در این نشست دستور ورود فرقهء دیسانتی (کوماندو) و غند مستقل چترباز- دیسانتی مربوط نیروهای کوماندو، فرقهء موتر دار حوزهء نظامی آسیای میانه (سا وو) و غند مستقل غند موتوریزه حوزهء نظامی آسیای میانه را داد. همزمان دستور داده شد، برخی قطعات زمینی و همچنان نیروی هوایی حوزهء نظامی ترکستان و حوزهء نظامی آسیای میانه را برای جابجایی احتمالی نیروها در افغانستان بحالت احضارات درجه یک درآورد. در نسخهء تیزسهای بیانهء این جلسه که در آرشیف ستاد کل ارتش محفوظ است، با پنسل قرمز با دستخط د. ف. اوستینوف نوشته شده است: «فوق العاده مهم و محرم».

25 دسامبر. باید قطعات توپچی و هوایی اردوی 40 بحالت آماده باش کامل درآیند. باید یک فرقهء موتردار دیگر حوزهء نظامی ترکستان را نیز بحالت احضارات درجه یک درآورد. باید غند استحکام و پل ساز حوزهء نظامی ترکستان را نیز بحالت آماده باش کامل درآورد.

26 دسامبر. باید فرقهء موتر دار حوزهء نظامی آسیای میانه که حالت احضارات درجه یک دارد را بتاریخ 25 دسامبر در اختیار حوزهء نظامی ترکستان قرار داد. تمام قطعات فرقهء موتردار حوزهء نظامی ترکستان  که بتاریخ 23 دسامبر بحالت آماده باش کامل درآمده اند را به ناحیهء تخته بازار گسیل کرد.

منبع اطلاع: قرارگاه ستردرستیز (ستاد کل) نیروهای مسلح اتحادشوروی، سال 1979.

 

*****

بتاریخ 24 دسامبر 1979 وزیر دفاع اتحادشوروی دستورالعمل (دیریکتیف) شماره 312/ 12/001 را به قطعات ارتش چنین نوشت:

 

«فوق العاده مهم و محرم»

 

« با درنظرداشت اوضاع سیاسی- نظامی در شرق اوسط (اصطلاحی که بجای آسیای میانه در شوروی پیشین بجای آسیای میانه مروج بود. مترجم) به تقاضای واپسین حکومت افغانستان پاسخ مثبت داده شده است. تصمیم گرفته شده تا برخی قطعات ارتش شوروی که در جنوب کشور مستقر اند را بخاطر کمک انترناسیونالیستی به خلق دوست افغان و همچنان ایجاد شرایط مناسب برای دفع اقدامات ممکن ضد افغانی از خاک دولتهای همجوار به افغانستان وارد کرد».

گروپ قطعات مربوط به اردوی 40 که برای ورود به افغانستان مشخص شده بودند، عبارت بودند از:

فرقه های 108 و 5 موتوریزه و گارد، غند مستقل 860 موتوریزه، لوای مستقل 56 دیسانتی- تهاجمی، لوای شماره 2 دافع هوا، فرقهء 103 دیسانتی (کوماندویی) و غند خاص دیسانتی- پاراشوتی شماره 345؛ قول اردوی مختلط هوایی شماره 34 و لوای توپچی شماره 353.

نیروهای ریزرف (احتیاط) فرقهء 106 هوایی- دیسانتی، فرقهء موتوریزهء 68 مستقر در کوشکه (هممرز با کشک افغانستان، مترجم) و فرقهء 201 موتوریزه در ناحیهء ترمز (پس از تغییر تشکیل).

در ادامه به قطعات دستور مارش و جابجایی در افغانستان داده شده و  البته شرکت در اقدامات حربی پیشبینی نشده بود. در نظر بود که قطعات و جزوتامهای ما در گارنیزونها مستقر شده، نگهبانی نواحی و  مؤسسات را بعهده گرفته و باینترتیب قطعات افغانی را برای اشتراک در عملیات جنگی برضد اپوزیسیون و همچنان برضد دشمن ممکن خارجی آزاد میسازد.

 

بساعت 15.00 بوقت مسکو (16.30 بوقت کابل) بتاریخ 25 دسامبر 1979 گذر از مرزهای دولتی برنامه شده بود. قوماندانهای قطعات برای سازماندهی مارش کمتر از یک شبانه روز فرصت داشتند.

نظر بدستور جداگانهء قوماندان اردوی 40 بریدجنرال یو. و. توخارینوف قرار ملاقات با رییس قرارگاه ستردرستیز اردوی افغانستان بریدجنرال بابه جان گذاشته شده و طی آن مسایل مربوط به استقرار نیروهای شوروی در افغانستان (بابه جان بنوبهء خویش این دستور را از حفیظ الله امین بدست آورده بود) را بررسی نمودند. در آستانهء ورود نیروها بتاریخ 24 دسامبر نظر به امر امین معاون ستردرستیز اردوی افغانستان به ترمز برای تدقیق جاهای استقرار گارنیزونهای شوروی آمد.

جهت تطبیق دساتیر وزارت دفاع اتحادشوروی درشب 24 بر 25 دسامبر از میدان هوایی فرغانه افراد باقیماندهء غند مستقل  345 چترباز- دیسانت به فرودگاه کابل انتقال یافتند (دو کندک این غند پیشتر انتقال یافته و وظایف شان را در امر نگهبانی میدانهای هوایی کابل و بگرام انجام میدادند).

 

بساعت 12.00 روز 25 دسامبر امر گذار از مرزهای دولتی  مواصلت کرد.

 

سند (محرم)

به سرقوماندان نیروهای هوایی

به قوماندان حوزهء نظامی ترکستان

به قوماندانی نیروهای هوایی- دیسانت

کاپیها به :

سرقوماندان نیروهای زمینی

سرقوماندان قطعات مدافع هوایی کشور

آمر گروپ اوپراتیفی ستردرستیز (در شهر ترمز)

 

پرواز  و گذار  از مرزهای دولتی جمهوری دموکراتیک افغانستان را با قطعات ارتش 40 و نیروی هوایی شوروی بساعت 15.00 سال روان (بوقت مسکو) انجام داد.

د. اوستینوف شماره 312/1/030 مؤرخ 25.12.79.

 

بتاریخ 25 دسامبر در میدان هوایی خواجه رواش جلسهء انجمنهای مشاوران دایر شد. در جریان این جلسه به همه مشاوران دستور داده شد،- از شورش قطعات افغانی در برابر واحدهای شوروی در کابل جداً باید جلوگیری کرد. نظامیان و کارشناسان شوروی شاغل در قطعات مدافع هوایی ج.د.ا. برای پیشگیری از اقدامات خصمانه نظامیان افغان هنگام ورود نیروهای هوایی- دیسانتی وسایل مدافع هوایی و محلات حفظ مهمات را بدقت زیر کنترول داشته و مؤقتاً برخی دستگاههای مدافعه هوایی را از کار انداختند (مثلاً سامانه های نشانه گیری را کشیدند و یا قفل ها را برداشتند و غیره). مراد از این اقدامات فرود آمدن بدون مانع هواپیماها با کوماندوها بود.

در برنامهء ورود نیروهای شوروی به افغانستان که توسط قرارگاه ستردرستیز ترتیب گردیده بود، پیشبینی شده بود قطعات از دو راستا وارد شوند: فرقهء 5 موتوریزه از مسیر کوشکه- هرات و شیندند؛ فرقهء 108 موتوریزه از راه ترمز- پلخمری و قندز. همزمان پیاده نمودن فرقهء 103 هوایی- دیسانتی و غند مستقل دیسانتی- چترباز 345 به میدانهای هوایی کابل و بگرام پیشبینی شده بود.

از ساعت 7:00 تاریخ 25 دسامبر 1979 در ناحیهء ترمز کمی بالاتر از پل در حال ساختمان «دوستی» دو غند استحکامی- پلساز کار ترتیب پل مؤقتی را برای انتقال واحدها و تخنیک جنگی آغاز کردند.

سفیر شوروی در کابل پیشاپیش به ح. امین در باره  تصمیم مبنی بر ورود قطعات شوروی آگاهی داده و از او درخواست همکاری در راستای استقرار قطعات را کرد. بخاطر تدقیق مسایل همکاری متقابل قوماندان اردوی 40 برید جنرال یو. توخارینوف با رییس ارکان اوپراتیفی ستردرستیز قوای مسلح ج.د.ا. جنرال بابه جان در قندز ملاقات کرد.

بساعت 10.00 روز 27 دسامبر از طریق پلهای مؤقتی- استحکامی بالای آمودریا کندک 56 مربوط غند دیسانتی- تهاجمی انتقال یافته و وظیفه گرفت تا گذرگاه «سالنگ» در راه ترمز- کابل را بخاطر گذار به پایتخت افغانستان اشغال کند. بساعت 13.00 انتقال فرقهء 108 موتوریزه مستقر در ترمز (بقوماندانی تورن جنرال ک. کوزمین که پس از چند روز جایش را دگروال و. میرونوف گرفت) اجرا شد. در ساختار این فرقه کندک 191 موتوریزه مربوط فرقهء 201 موتوریزه شامل گردید.

ورود قطعات

به افغانستان

استقرار فرقهء 103 کماندو- گارد بشیوه دیسانتی در کابل

بساعت 15.00 بوقت مسکو، هواپیماهای ترانسپورت نظامی انتقال نیروهای اساسی فرقهء 103 گارد- دیسانت هوایی و غند مستقل 345 چترباز- دیسانتی را به میدانهای هوایی کابل و بگرام انجام دادند.

قوماندان قطعهء فرقهء دیسانت هوایی قبلاً مستقر در شهر ویتیبسک تورن جنرال ای. ف. ریابچنکو با یادآوری آن رویدادها میگوید:

« 10 دسامبر 1979 بساعت 23.30 دستوری برایم رسید مبنی بر اینکه قطعات فرقه را بحالت احضارات درجه یک برای پرواز به میدانهای هوایی درآورم.

14 دسامبر جابجایی فرقه به میدانهای هوایی دیگر حوزهء نظامی ترکستان جایی که قطعات در جریان 10 روز آمادگی مربوطه به اجرای وظایف نظامی داده شده بتاریخ 24 دسامبر را انجام دادند، صورت گرفت.

25 دسامبر بساعت 18.00 زمان محلی (ساعت 15.00 بوقت مسکو) انتقال هوایی و دیسانت نیروها توسط هواپیماها به میدانهای هوایی کابل و بگرام اجرا شد.

26 دسامبر وظایف فرقه مشخص شد. دستور داده شده که تا ساعت 19.30 به مؤسسات و نواحی معین شده پایتخت رفته و همچنان دخول «گروههای مسلح» را مانع شد.

از این حکایت ناچیز میتوان برداشت نمود که قطعات تا آخرین لحظه ها هنوز از ماهیت عملیات شان در افغانستان آگاهی نداشتند.

برای انتقال افراد و تخنیک جنگی جمعاً 343 پرواز صورت گرفت که از آنجمله 66 پرواز را طیارات اَن 22، 76 پرواز را هواپیماهای ایل 76 و 200 پرواز را هواپیماهای اَن – 12 انجام دادند.

انتقال و پیاده نمودن قطعات دیسانت هوایی کلاً 47 ساعت را دربر گرفت.

فرود آمدن نخستین هواپیما بساعت 16 و  15 روز 25 دسامبر و آخرین هواپیما بساعت 14 و 37 روز 27 دسامبر صورت گرفت.

در همین مدت به کابل و بگرام جمعا 7700 نفر پرسونل نظامی، 894 واحد تخنیک جنگی و 1062 تن بار مختلف النوع انتقال یافت.

شوربختانه این امر بدون تلفات نبود،- بساعت 19.33 روز 25 دسامبر یک فروند هواپیمای ایل 76 (بقوماندانی تورن و.و. گولوفچین) که در عرشهء آن 37 نفر کوماندو بودند، هنگام فرود آمدن بکابل منفجر شد.

25 دسامبر قطعات دیسانت هوایی مربوط فرقهء 103 دیسانت- هوایی مطابق دستور به واحدهای مهم اداری و ویژهء در پایتخت (کمیته مرکزی ح.د.خ.ا.، وزارتهای دفاع، داخله، مخابرات، وغیره) حمله کرده و محافظت شان را تقویت نمودند. در واقعیت کنترول خود را بر این محلات برقرار نمودند.

در پایتخت افغانستان واحدهای فرقهء 317 چترباز- دیسانت و 350 گارد مسقر شده و ساختمانهای کمیته مرکزی ح.دخ.ا.، وزارت دفاع، داخله، مخابرات، قرارگاه قوای هوایی و مدافعهء هوایی، رادیو و تلویزیون، مؤسسات دیگر دولتی را تسخیر نموده و قطعات اردوی افغانی مستقر در کابل را محاصره کردند (در برخی محلات مقاومت مسحلانه را جبراً سرکوب نمودند). همراه با نیروهای کوماندو این وظایف را افسران قطعات ویژهء کا.گ.ب. (سپیتس ناز) انجام میدادند.

مارش فرقهء 108 موتوریزه به کابل

بساعت 15.00 تاریخ 25.12.1979 غند موتوریزهء 180 با ماشینهای محاربوی (ب.م.پ.) دستهء پیشقراول فرقهء موتوریزهء 108 از طریق پل استحکامی شناور مرز دولتی با افغانستان (در رودخانهء آمو. مترجم)  را عبور کرد. در ساحل افغانی از قطعات شوروی برادر ارشد امین- عبدالله امین که رییس تنظیمیهء شمال کشور بود، پیشواز گرفت.

فرقهء 108 موتوریزه در جریان مارش دارای چنین ترکیب بود: قطعهء کشف- (کندک مستقل کشف 781)، قطعهء پیشقراول مربوط غند موتوریزه (مفرزهء متشکل از تولی موتوریزه و تولی تخنیک)، لوای خاص دیسانتی و همچنان در پیشاپیش آنها غند موتوریزهء 1/180 و غند کوماندویی مربوط فرقهء 180، با مرکز قوماندانی (پ.ک.پ.) فرقهء موتوریزه، غند شماره 234 تانک، واحد مستقل ریاکتیف مربوط غند 177 موتوریزه، غند 1074 توپچی، مرکز قوماندانی فرقهء موتوریزه، غند 1049 مدافعهء هوایی مربوط  فرقهء 181 موتوریزه، کندک مستقل  دفاع کیمیاوی و مرکز هدایت عقب جبهه (ت. پ.او) مربوط فرقهء موتوریزه.

درازی مارش فرقهء 108 موتوریزه 510 کیلومتر بود. مارش از دو گذرگاه عملی شد. یکی با طول 300 کیلومتر، از جمله 140 کیلومتر در همواری و 160 کیلومتر از طریق کوهها. راه دوم 210 کیلومتر طول داشته و از طریق کوهها صورت گرفت. راه اول 25 ساعت و راه دوم 21 ساعت طول کشید.

باید گفت که فرقهء تازه تشکیل شده راه دشوار 510 کیلومتر را در مناطق کوهی و فصل زمستان پیمود. بعلت برفِ تر و  زمستان سرد، راهها در شب غیر قابل دید بوده و وسایط در ارتفاعات دچار دشواری (سلیب) شده و در شیبها میلغزیدند. قطعهء خاص تخنیک با داشتن ذخایر ریگ، بوکسیر، وسایل کمکی راه و چارتراشهای زیر تایرهای همهء وسایل، کیبلهای کش کننده و غیره نقش مهمی را در این مسیر بازی کرد. تونل سالنگ با طول 2700 متر  که برای گذار موترهای منفرد و یا گروپ کوچک موترها با انجن کاربیتری و نه برای انجنهای دیزلی مانند ماشین محاربوی، تانکها درنظر گرفته شده است، جدی ترین مانع مارش قطعات بود. برای گذار از آن باید قطعات تقسیم و کوچک شده و با وقفه ها از آن عبور میکردند.

بامداد 29.12.79 فرقهء 108 موتوریزه بکابل رسید. فرماندهی فرقه بنام «تیوپلی ستان»[2] در ناحیهء «تپه سرخ» در ناحیهء شمال پایتخت مستقر شده و  قطعات موتوریزه و تانک به نزدیکی کابل آماده و حلقهء امنیتی پایتخت را تشکیل دادند.

در جریان مارش فرقه برخورد جنگی نداشت. قوماندان فرقه دگروال والری ایوانویچ میرونوف (بود که فرماندهی آنرا در جریان مارش و در شرایط فوق العاده دشوار بعهده گرفت).

مارش فرقهء 5  موتوریزه- گارد به هرات و سپس قندهار

 

درشب 27 بر 28 دسامبر 1979 (بساعت 3.00 بوقت محلی) فرقهء 5 گاردی- موتوریزهء به افغانستان داخل شد. مسیر حرکت این فرقه چنین بود: کوشکه- هرات- کوتل میرعلی- ادرسکن- شیندند. طول راه 280 کیلومتر بود. قوماندان قطعه تورن جنرال یو. و. شاتالاین بود.

جریان عملی شدن مارش 28 ساعت (با درنظر داشت کوتلها و توقف وسایط برای سوخت) را دربر گرفت.

بامداد 28 دسامبر فرقهء 5 گاردی موتوریزه نواحی معین شده در جنوب هرات و میدان هوایی شیندند را گرفت که پسانها ساحهء مسوولیت آن بوسیلهء غند موتوریزهء 373 که بعدها به لوای خاص موتوریزه (لوای مستقل موتوریزهء 70) ارتقأ یافت، تا قندهار گسترش یافت.

ورود فرقهء 5 موتوریزه بی مشکل (در مقایسه با فرقهء 108 موتوریزه) و بدون برخورد جنگی صورت پذیرفت.

 

غند مستقل موتوریزه 860 و مارش دشوار به فیض آباد

باید گفت که شرایط دشوار محیطی باعث حرکت توأم با مشکلات غند مستقل 860 موتوریزه از ناحیهء خاروغ (بدخشان کوهی تاجیکستان. مترجم) به شهر فیض آباد (ولایت بدخشان افغانستان) شد. غند مذکور زیر فرماندهی دگرمن و. س. کودلای تقریباً تمام راه را بخاطر آتش گروپهای کوچک اپوزیسیون بسیار بطی پیموده و همواره به بازسازی جاده ای یگانه و تخریب شده توسط آنان میپرداخت. سرعت حرکت اعظمی غند تا به 10 کیلومتر در شبانه روز بود.

برای کمک به غند 860 موتوریزه از قندز قطعات لوای خاص دیسانت- تهاجمی 56 (زیر فرماندهی دگرمن پلیوخیخ) گسیل شد. مگر تخنیک سنگین لوا بزودی در برابر یک پل منفجر شدهء یکی از دره ها جاگیر شد. با وجود دشواریها و تلفات فردی و تخنیکی غند وظیفهء جنگی اش را درست انجام داد.

 

انجام ورود قطعات

در نیمهء جنوری 1980 ورود نیروهای عمدهء اردوی 40 بصورت عموم پایان یافت.

در داخل افغانستان دو فرقهء موتوریزه (108 و 5) و یک فرقهء هوایی- دیسانت (103)، لوای دیسانت هجومی (56) و دو غند مستقل موتوریزه (345 و 860) کاملاً مستقر شدند.

دوم فبروری 1980 در ترکیب اردوی 40 یک فرقهء دیگر یعنی فرقهء 201 موتوریزه (محل استقرار پیشین این فرقه شهر دوشنبه بود) با غند 149 موتوریزه، غند موتوریزه 122، غند موتوریزه 191، غند 285 تخنیک، غند 998 توپچی، غند 990 مدافعه هوایی، تولی کشف 71 وغیره جزوتامها شامل بودند، تشکیل شد.

تعداد کل قطعات شوروی در افغانستان در اغاز فبروری 1980 به 81.8 هزار نفر ( از جمله نظامیان 79.8 هزار که از آن میان در قطعات محارب 61.8 هزار شامل بودند) بود.

قوماندهء قطعات در افغانستان را گروپ اوپراتیفی وزارت دفاع اتحادشوروی (مستقر در ناحیهء ترمز) بطور مستقیم و یا از طریق حوزهء نظامی ترکستان بعهده داشت. آمر این گروپ مارشال اتحادشوروی س. ل. سُکولوف تحرک قطعات را با پروازهای مشترک در چرخبالها با گروههای افسران کنترول میکرد.

در کابل قوماندهء قطعات را گروپ اوپراتیفی قرارگاه (ستاد) نیروهای دیسانت هوایی در رأس معاون قوماندان قطعات نیروهای دیسانت هوایی برید جنرال ن.ن. گوسیکوف بعهده داشت، که در اوایل تمام قطعات وارد شده به افغانستان از او اطاعت میکردند.

در هنگام ورود قطعات واحدهای کشف و غیره مشغول تأمینات حربی، تخنیکی و عقب جبهه بوسیلهء نیروهای ملکی و امکانات خود قطعات، بودند. پنهانکاری ایجاد گروپهای قطعات ببرکت اختلاف در اعلام احضارات، تفاوت زمانی در آماده شدن واحدها و جزوتامها و مهمتر از همه اینکه کسی نمیتوانست تصور چنین تصمیمی را کند، صورت پذیرفت.

هنگام پیشبرد کار توضیحی با افراد قطعات روی این که ورود قطعات شوروی به افغانستان به خواهش حکومت قانونی آنجا جهت کمک انترناسیونالیستی در مبارزه با تجاوز خارجی که در آینده میتواند خطری برای مرزهای جنوبی میهن ما باشد، و اینکه به محض ختم مداخله از خارج در امور داخلی افغانستان قطعات شوروی بیدرنگ از کشور خارج میشوند، تأکید میگردید. البته این توضیحات با درک مثبت نظامیان مواجه میشد.

پرواضح است که وظایف حربی مربوط به سرکوب شورشیان پسانها در دستور روز  واحد ها و قطعات شوروی بوسیلهء دستورالعمل (دیرکتیف) وزارت دفاع اتحاد شوروی مؤرخ 27 دسامبر 1979 شمارهء 312/12/002 گذاشته شدند. 

 

*****

پایان

دِنهاگ (لاهه) هالند اپریل 2014

  

 

 

 

 

 


[1] – این ناحیه در ترکمنستان در نزدیکی مرز افغانستان (هرات- بادغیس) موقعیت دارد. (مترجم) –

[2] – قرار گاه گرم، مترجم.  –