گام به جا و در جهت درست از جانب اشرف غنی

اپوزیسیون رییس جمهور، در یک حرکت غیر منتظره در هم صدایی با طالبان( به رسمیت نشناختن قدرت و مشروعیت دولت مرکزی)، با نادیده گرفتن دولت و بدون مشوره با آن، نه تنها در نشست مسکو (نشستی که جز تایید خواستهای طالبان کوچکترین دستاورد نداشت) اشتراک کرد، که ادامه ی آن را نیز در دوحه با طالبان قرار گذاشت. به این گونه رییس جمهور را به انزوا و تجرید برد.

اما اشرف غنی تصمیم گرفت این گروگان گیری پروسه ی صلح را از چنگال باران دیده هایی که حاضر اند باز هم و بارها منافع ملی و دور نمای صلح سالم را در پای دشمنان و به خاطر منافع شخصی شان قربان کنند، با یک ابتکار به موقع، از چنگال آنها کشیده به اجماع ملت بسپارد.

در حالی که رییس جمهور پلان دقیقی برای پیشبرد درست مرحله به مرحله برای دستیابی به صلح عادلانه و پایدار داشت، همان هایی که همواره مخالف صلح و مذاکره با طالبان بودند، همچون چمچه های داغتر از آش به میدان تاختند و با متهم ساختن غنی به بی علاقه گی به صلح، برای اقتداء در عقب طالبان، در تبانی با بیگانه گان به مسکو شتافتند. این امر باعث گردید رییس جمهور تدویر جرگه ی بزرگ مشورتی را به جای آنکه در آخر تدویر کند، به جای نخست بیاورد.

در پهلوی اندیشه ها و برنامه های عالی اشرف غنی، شیوه ی مدیریت وی نارسایی های بزرگی داشته است که نمی توان از آن چشم پوشی کرد. اما وقتی پای سرنوشت کشور، جنگ و صلح و منافع بلند ملی به میان می آید، نباید رییس جمهور را تنها گذاشت. گذشته و حال همگان، در برابر چشمان ما قرار دارد و همه را با تمام کیف و کان شان می شناسیم.. تمییز خوب و بد کار دشواری نیست. بگذار حرافی های خود را بکنند ولی نه سالهای ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ یاد کس رفته، نه از ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ و نه سه دوره (به شمول دوره ی موقت)ریاست جمهوری آقای کرزی.

اشرف غنی به امید زود رسیدن به صلح انتخابات را به تعویق انداخته به ماه جولای برد. از امکان بعید نیست که تا آنگاه امریکا بتواند با طالبان در مورد چگونگی خروج یا ماندن نیروهای نظامی و سرنوشت پایگاه های نظامیش به توافق برسد، ولی بخش عمده ی مسایل مربوط به مصالحه با دولت و جامعه ی افغانستان و چگونگی ادغام مجدد طالبان در جامعه و سرنوشت افراد مسلح و اسلحه ی دست داشته ی آنها و همچنان اسلحه ی مربوط به تنظیم های دیگر، شاید زمان گیر باشد.

در حالی که بی تابانه چشم به راه صلح می باشیم، نباید به صلح بی بنیاد و ناپایدار دل ببندیم. ما نمونه های چنین صلح ها را در جریان جنگ های میان تنظیمی شاهد بوده ایم. این بخش مذاکره، مذاکره میان دو دولت نیست که با هم معاهده ی عدم تعرض و مداخله امضا کنند و قصه ختم گردد. این مصالحه در داخل یک ملت است با تمام بغرنجی ها و مشاکل آن. این امر برخورد سنجیده، با حوصله و یکدست می طلبد.

دولت و در راس آن رییس جمهور، از لحاظ حقوقی و قانونی یگانه مرجع با صلاحیت مذاکره و تصمیم گیری در چنین مسایل عمده و ملی می باشد. در غیر آن اگر هر کس خرش را زین زده، منم گفته ادعای صلاحیت کند، کشور به بحران و انارشی برده می شود.

مراجعه ی رییس جمهور به مردم در تلاش حصول یک اجماع ملی گام ارزشمندی است در جهت درست. مشروط بر آن که از گزند زهر افشانی مافیای قدرت در امان مانده بتواند و این گام نیز نیمه راه نماند.

بعد از این جرگه، رییس جمهور می تواند هیئت مذاکره کننده حامل پیام اجماع ملی را با یک ترکیب دقیق ممثل ملی به وظیفه بگمارد و بهانه های اعتراض مخالفان و طالبان نیز بیشتر جایی نخواهد داشت.

به امید صلح کامل و شامل زود رس و به امید آزادی، سعادت و رفاه مردم رنج کشیده ی ما.

۲۳ دلو ۱۳۹۷ / ۱۲ فبروری ۲۰۱۹