چگونگی کشاندن مجاهدین عرب به جنبش های تروریستی

نویسنده :مهرالدین مشید

جهاد استقلال طلبانه و برحق مردم افغانستان به مثابۀ ظرف گداخته یی تمامی نیرو های اسلامی شرق و غرب عربی ، آسیای مرکزی و آسیای جنوبی را بهم پیوند داد و این پیوند در بافت محکم دینی مردانی مانند عبدالله عزام بنیانگذار مکتب خدمات ، اسامه  بن لادن ، ابوالحسن رییس رابطۀ اسلامی ، ابوخطاب (1) ، ابوسیاف فتحی (2) ، ایمن الظواهری رهبر الجهاد مصربعد از بازداشت شیخ عمر عبدالرحمان ، ابوحفص کبیر مغر متفکر الجاهد ، ابومصعب السوری ،  داکتر استانیزی  (3) ، قاری محمد طاهر یلداش رهبر حزب اسلام ترکمنستان ،  ابوسیاف فلپینی ، بسا بوف  چچنی و شمری  دیگر را از کشور های عربی به افغانستان کشاند . در این میان عبدالله عزام (4)چهره  استثنایی است که اندیشه های خاصی پیرامون نهضت اسلامی و جهاد اسلامی داشت .  در موزد جهاد افغانستان هم نظریات خاصی داشت و آرزو داشت تا جهاد افغانستان کانونی برای جنبش های سراسر اسلامی گردد تا در آینده  برای آزای و استقلال کشور های خویش کارنمایند . او بدین باور بود که پیروزی مجاهدین در افغانستان راه را برای آزادی تمامی سرزمین های اسلامی بویژه فلسطین هموار خواهد گردانید . تاثیر پذیری افکار معتدلانۀ او را در  حزب الله لبنان می توان مشاهده کرد . عزام اشتراک در یک پارلمان ولو غیر اسلامی را برای ابراز مخالفت یا موافقت در راستای قانون اسلامی مشروع و هر نوع اشتراک در هیأت دولت را مردود می دانست .

عبدالله عزام با تاسیس سازمان “مکتب خدمات ” در پشاور توانست تا کانونی را برای گردهمایی و سرباز گیری نیرو های داوطلب از سراسر کشور های اسلامی بوجود آورد و بیانات انقلابی و آزادی خواهانۀ خود قلب های آنان را تسخیر و آنان را مشتاقانه  به جبهات نیرد حق برضد باطل در داخل افغانستان بفرستد .

بدون شک در ابتدا در پشت جهاد افغانستان مردان مومن و جانبازی قرار داشتند که از رهروان راسیتن  آزادی و آزاده گی ها بودند و این میل عاشقانۀ  آنان و رشادت ها و دلیری های شگفت انگیز مجاهدین   ایثار گر افغان سبب شد که هزاران جوان داوطلب  مسلمان از کشور های گوناگون جهان عازم جبهات نبرد شدند و در کنار مجاهدین افغان به رزم  آوری ها و شهکارآفرینی  های حیرت افزایی دست یازیدند که حتا کلک حیرت را در لبان سکوت تاریخ نهادند ؛ اما صد ها دریغ و درد که این همه حماسه آفرینی ها در گرو دسایس استخباراتی شرق و غرب به تاراج رفت و در زیر بار وابستگی های دردناک مالی ، اقتصادی ، نظامی و سیاسی چنان چنگ گردید و خمیده شد که اکنون قامت برافرشتۀ   آن بر زمین افتاده و به سینه کشان کشان  میگردد .

در این میان نقش مداخله گرانه و شیطانی استخبارات پاکستان برای رسیدن به عمق استراتیژی آن در افغانستان مانند آفتاب نمایان است که چگونه از کمک های مالی و استخبارات کشورهای جهان برای مجاهدین افغان سؤ استفاده کرد و با به بازی گرفتن آرزو های خونین مردم افغانستان نه تنها به اسلام ؛ بلکه به تمامی کنوانسیون ها و میثاق های ملی و بین المللی جفا نمود .

استخبارات پاکستان در اشعۀ گسترده یی با فریب های سیاسی آمیخته با بازی های مافیایی مواد مخدر جهاد افغانستان را به بازی گرفت و آنرا نه تنها برای دستیابی به هدف عمق استراتیژیک خویش ؛ بلکه برای دست یابی به اهداف منطقه یی و جهانی خود مورد بهره برداری های سیاسی و نظامی قرار داد که هنوز هم این بازی دردناک ادامه دارد . سازمان جهنمی استخبارات پاکستان جهاد افغانستان را سکوی پرش اهداف سیاسی خود قرار داد که از آن تا آنسو فراتر از مرز هایش تا قفقاذ و بالکان از چچن تا بوسنی هرزیگوین خیز زد . این سازمان در دهۀ هشتاد در سازماندهی نیروهای مجاهدین نقش تعیین کننده داشت و مقام های ارشد نظامی و استخباراتی این کشور مانند عبدالرحمان و مرزا اسلم بیگ رییسان ستاد ارتش سابق پاکستان ، حمید گل رییس استخبارات سابق پاکستان ، نصرالله بابر ، کرنیل امام و دیگران زمینۀ مداخلۀ آشکار را در امور جهاد افغانستان پیدا کردند و در آموزش ، تجهیز و تمویل مجاهدین دست یافتند و با نابودی سیستم نظامی ، اداری ، اقتصادی و سیاسی افغانستان بار بار شهامت های مجاهدین را به بازی گرفتند و با برنامه های از پیش تعیین شده سناریو های خونین را بویژه بعد از شکست رژیم نجیب بر ضد مردم افغانستان به راه افگندند که هنوز هم درسراشیب این بازی های خطرناک این کشور قرار داریم  .  نقش مداخله گرانۀ استخبارات پاکستان نه تنها در امور جهاد افغانستان آفتابی است ؛ بلکه مداخلات این کشور در تبانی با “سیا” در موجی از بازی های مافیایی مواد مخدر برای تشکیل ارتش مسلمانان بوسنی در سال 1990 را نیز نمی توان نادیده گرفت  که بعد ها به اردوی آزادی بخش کوزوو موسوم به ” اوچیکاه ” گردید . در حالیکه قبل از یازدهم سپتمبر مجاهدین شبکۀ القاعده زیر نظر مشاوران نظامی امریکا در کنار رزم آوران اوچیکاه د رحمله به مقدونیه شرکت داشتند .

اسماعیل باسایف و الخطاب رهبران اصلی مبارزان چچن در پایگاۀ نظامی افغانستان و پاکستان زیر نظر سازمان استخبارات پاکستان در تبانی با “سیا” تربیت و توجۀ سیاسی شدند .

باسایف در سال 1995 عملیات بر ضد اردوی روسیه در چچن رهبری نمود . وی بعد تر از الخطاب دعوت کرد تا پایگاۀ آموزشی را برای مبارران چچن تاسیس نماید . به گزارش بی بی سی فرستادن  الخطاب به کمک مالی ”  سازمان بین المللی کمک های اسلامی ” مستقر در عربستان تامین گردید . این سازمان فعالیت های خویش را زیر پوشش اسلام ، برای  جلوگیری از تشکیل حکومت های لاییک و براندازی همچو حکومت ها در راستای اهداف استراتیژیک امریکا در جهان تنظیم و راه اندازی مینماید . مبارزان چچن به درخواست سعودی و کشورهای خلیج مکلف به تاسیس دادگاه های اسلامی در این کشور شدند که رییس این دادگاه ها شیخ ابوعمر بود و در سال 1995 به  صف  مجاهدین الخطاب پیوست . این دادگاه ها بعد تر با ورشکسته شدن  اقتصاد روسیه ، به کمک گروه های وهابی و کمک های مالی کشور های عربی در چچن و داغستان گسترش یافتند .

نظر به اظهارات ژوزف بولانسکی سرپرست گروۀ تحقیق د ربارۀ تروریسم و جنگ های نامنظم “کنگرۀ امریکا” د رسال 1996 در یک نشست سری در موگادیشو سومالی ، جنگ چچن برنامه ریزی شد . در این طرح نقش استخبارات پاکستان فراتر از تامین سلاح و تربیت مبارزان  چچن درنظر گرفته شده بود . در آنزمان  باسایف و الخطاب دارای 35000 مردان مسلح  و از کمک های نسبی غرب برخورداربودند . شرکت های نفتی امریکا و بریتانیا بیشترین نفع را از این جنگ میبرند ؛ زیرا لولۀ نفت روسیه از چچن و داغستان میگذرد . استخبارات پاکستان در سال 1994 باسایف و الخطاب را در پایگاۀ نظامی معاویه در خوست زیر آموزش گرفت . این پایگاه د رسال 1980 از سوی “سیا”ایجاد شده بود که بوسیلۀ نیرو های حکمتیار اداره میگردید . باسایف بعد تر به پایگاۀ نظامی مرکزی “داگر” در پاکستان رفت و در آنجا با افسران ارشد پاکستان نظیرجنرال آفتاب شعبان میرانی ، وزیر دفاع ، جنرال نصرالله بابر وزیر داخله ، و رهبران آی اس آی مانند جنرال اشرف مسؤول عملیات مخفی این کشور آشنا گردید . بسیاری از این ها اکنون بازنشسته شده اند . (77)

77 – پشت پردۀ  حوادث یازدهم سپتمبر  ، میشل شوسودفسکی ، کرامت ، شمارۀ اول جوزا ، 1389

ابو سیاف با رهبران مجاهدین  چچن نظیر اصلان مسخدوف ، شامیل بسایف ، سلمان رادایوف و دیگران آشنایی حاصل کرد و بزودی حزب “حماعت الاسلامیه” را  در چچن تشکیل داد که این حزب رشادت ها و دلاوری های زیادی بر ضد قشون روسیه از خود نشان داد .

ابو سیاف بالاخره از اثر بیماری قلبی جان سپرد . قلب او از کار افتاده بود ، بوسیلۀ باطری یی فعالیت میکرد که هرسال باید امریکا میرفت و آنرا تبدیل مینمودکه بعد از معاهدۀ  امریکایی ها با روس ها دیگر او نتوانست ، جهت تبدیلی باطری قلب خویش به امریکا برود ، الاخره با از کار افتادن آن وفات یافت و در قبرستان شهدا در چچن به خاک سپرده شد .

خطاب بدنبال ملاقات با عبدالله عزام در سال 1984 کار در شرکت نفتی آرامکو را ترک کرد و به پاکستان آمد و بعد به چچن رفت .  رشادت های الخطاب  بویژه در جنگ اول چچن که از تاجکستان خود را از راۀ داغستان به چچن رسانید ، الگویی بود ، برای سایر رزمنده گان چچنی که بر شور رزم آوری آنان افزود . خطاب که در جنگ گروزنی بر ضد روس ها شرکت کرده بود و تجربۀ جنگ های گوریلایی را در آنجا فراگرفته بود ،  در جنگ چچن شهامت های زیادی از خود نشان داد . وی در نبرد با نیرو های روسیه چنان شهکاری های شگفت انگیزی نمود که در یک حمله بر قطار اردوی روسیه 226  سرباز را با سه جنرال روسی کشت  تا آنکه روس ها در سال 1996 چچن را ترک کردند . سرانجام خطاب در سال 2007 در چچن به شکل مرموزی بوسیلۀ  زهر کشته شد . (88)

88 – عربهای افغان و سرزمین جنگ مقدس ، افغان جرگه ، شمارۀ 129 ، 23می

گفتنی است که استخبارات امریکا بعد از سال 1980 موازی به راه اندازی فعالیت ها در کشورهای بالکان و قفقاذ ، جنبش های جدایی طلب جمو و کشمیر را نیز مورد  حمایت قرار داد . با وجود آنکه امریکا اکنون فعالیت های این سازمان ها را  محکوم کرده است ؛ اما سرویس استخباراتی پاکستان در تمامی این عملیات ها از  حمایت نهایی امریکا برخوردار است . همزمان با خروج نیرو های شوروی از افغانستان  مقامات استخبارات پاکستان در تشکیل جنبش “حزب الله کشمیر ” اشتراک کردند و اکنون این گروه به شمول گروه های سپاۀ طیبه ،  لشکر طیبه و جیش محمد مورد حمایت پاکستان هستند .

ابومصعب زرقاوی شهروند عراقی در زمان حاکمیت طالبان به هرات آمد و بصورت مرتب جهت آموزش های نظامی به  پایگاۀ نظامی الفاروق تحت فرماندهی مولوی جهاد وال یک تن جهاد گران شوروی سابق رفت و آمد داشت . چنانکه او در یک گفت وگو با الجزیره مولوی جهاد وال را به عنوان استاد خود یاد کرد.عملیات های انتحار و سربریدن های او شباهت به رویکرد رزمی ملا داد  الله داشت . زرقاوی زمانی به طالبان پیوست که طالبان بصورت نسبی از حمایت  امریکا برخورداربوده  ودر آنزمان اسامه در افغانستان نه ؛ بلکه در   سودان بود . بعد از سال 1996 بود که هیأتی از سوی دولت مجاهدین به هدف باز گردانی اسامه به افغانسان وارد سودان شد . وی در آنزمان  به اتهام بمب گذاری در سفارت خانه های امریکا در تانزانیاو اوگندا تحت تعقیب امریکا بود  . گرچه هدف از این تلاش ایحاد زمینۀ آشتی دولت با طالبان خوانده شده بود ؛  اما این بک اقدام هوشمندانه بود تا از دشمنی او با امریکا به نفع خود بهره گیری نمایند ؛ زیرا در آنزمان دولت از چشم امریکا افتاده بود .  گرداننده گان دولت مجاهدین که سقوط این دولت را حدس میزدند ، امید وار بودند که بعد از سقوط شان امریکا در حصۀ آنان گوشۀ  چشم لطفی نماید .

در فبروری سال 1993 رمزی یوسف بلوچ که مدتی را با اسامه در افغانستان سپری نموده بود و شیخ عبدالرحمان نابینا یک تن از حامیان جهاد افغانستان ، هر دو متهم به بمب گذاری و  انفجار مرکز تجارت جهانی در نیویارک گردیدند که انفجار در زیر زمینی در پارکنگ این ساختمان بوقوع پیوست . در اول حکمتیار هم در این بمب گذاری متهم شد ؛ اما اسناد وشواهدی پیدا نشد که دلالت به اثبات او در دست داشتن در این حادثه نماید . این اتهامات بر رمزی یوسف پس از آن صورت گرفت که تماس های او با اسامه به زمانی بر میگشت که اسامه از حمایت استخبارات امریکا برخورداربود . (00)

00 –  عربهای افغان ، وسرزمین جنگ مقدس ،  قسمت 15، افغان جرگه ،شمارۀ 131 ، 24می

 

جهاد افغانستان از یکسو زمینه ساز تجمع مجاهدین سراسر کشور های اسلامی به پاکستان شد و از سویی هم تنگدستی های مالی و وابستگی های سیاسی راه را برای مداخلۀ استخبارات امریکا ، بریتانیا ، اسراییل و استخبارات کشور های منطقه مانند ایران ، پاکستان ، سعودی درامور مجاهدین فراهم گردانید که در این میان دخالت استخبارات پاکستان به مراتب گسترده و عمیق است .

زمانیکه در دهۀ هشتاد میلادی پشاور مرکز تجمع مجاهدین و مبارزین راۀ آزادیخواهان گردید و پشاور به مثابۀ ظرف گداخته یی کانون گرد همایی و صف  آرایی های  رزمنده گان مومن از سراسر  جهان گردید . در آنزمان در کنار رزمنده گان عربی رزمنده گانی از کشور های جنوب شرق آسیا مانند فلپین نیز وارد پشاور گردیدند . چنانکه پس ازتماس هاشم سلامت یکی از تحصیل کرده گان الاظهر فلپینی ، سخصی به نام نورمیسواری یکی از رهبران مسلمان فلپینی به ایران و از آنجا به پاکستان آمد . وی با عبدالله عزام ملاقات کرد و  در مورد اعزام جمعی از جوانان مسلمان فلپینی به پاکستان توافقی به عمل آمد که در نتیجۀ این توافق شماری از جوانان داوطلب فلپینی به کمک مالی “مکتب خدمات” که از سوی عزام اداره میشد ، به پاکستان منتقل گردیدند . این جوانان عازم جبهات نبرد مجاهدین بر ضد شوروی سابق گردیدند . بعد ها شخصی به نام ابوسیاف خویش را رهبر جنبش مورو خطاب کرد و گفته می شود   که ابو سیاف از جمع همان گروهی است  که در  جبهات جهادی افغانستان اشتراک کرده بود . گفته می شود که یکی از همسران اسامه از شهروندان فلپین است .

در این شکی نیست که این جوانان داوطلب فلپیین مانند سایر رزمنده گان مومن با  قبول کوله باری از دشواری ها و مصایب خویش را به کارزار حق و باطل تاریخ رسانده بودند و جز آرزوی رهایی بخشیدن و نقد آزاده گی را به کف آوردن آرویی نداشتند ؛  اما از آنجا که سر چشمه های مالی و کارگذاران اقتصادی این جنگ برحق ریشه در منابع استخباراتی جهان بویژه سعودی و سی آی ای داشت . این مراکز جهنمی و شیطانی نه تنها جریان جهاد را به بیراهه کشاندند و داغ وابستگی های ننگین را بر جبین  آن زدند ؛ بلکه به گونه های مستقیم و غیر مستقیم توانستند تا زیر نام تشکیلات جدید این رزمنده گان مومن را وسیله یی برای اهداف استراتیژیک خویش به کار ببرند .

1 – ابو خطاب معاون اسامه و جنگجوی مشهور عرب در چچین از جمله نخستین کسانی بود که در سال 1993  وارد تاجکستان شد .

2 – ابوسیاف فتحی که مادرش اردنی و پدرش چچینی بود . در اردن به دنیا آمده بود و در پبی پشاور یک مرکز به نام ” آموزشگاۀ تکنالوژی” داشت  . وی به چچین رفت و بحیث معاون دادایوف برضد روسیه وارث شوروی جنگید . دادایوف یکی از  جنرال های قطعۀ چهل شوروی بود که درزمان تجاوز شوروی در دشت کیلگی ایفای وظیفه می نمود . بعد از تجزیه شدن شوروی خواهان استقلال چچین گردید .

3 – ر کمال ستانیزی که در سال 1357 بعد از سقوط اسمار و تسلیمی این قطعۀ نظامی به مجاهدین حزب اسلامی بوسیلۀ قوماندان عبدالروف ، بحیث میانجی بین  جمعیت اسلامی و حزب اسلامی به اسمار رفت و تلاش های او به موفقیت نینجامید  . وی در سال 1358 به مصر رفت و اعدام شد .

4 – مجله ییرا زیر نام ” انصار المجاهدین ” به چاپ میرساند که بیانگر افکار و اندیشه های او بود .