ناپاسخگویی به چالش های جهانی؛ نشانه های زوال تمدن غربی!؟

نویسنده: مهرالدین مشید بحران های جهانی پدیده ی تمدنی یانتیجه ی…

عشق و محبت

رسول پویان در دل اگـر عـشق و محبت باشد نجـوای دل آهـنـگ…

جهان در یک قدمی فاجعه و ناخویشتن داری رهبران سیاسی…

نویسنده: مهرالدین مشید افغانستان در حاشیه ی حوادث؛ اما در اصل…

چند شعر از کریم دافعی (ک.د.آزاد) 

[برای پدر خوبم کە دیگر نیست]  ترک این مهلكه با خون…

مکر دشمن

  نوشته نذیر ظفر با مکـــــر خصم ، یار ز پیشم…

نویسنده ی متعهد نمادی از شهریاری و شکوهی از اقتدار…

نویسنده: مهرالدین مشید تعهد در قلمرو  ادبیات و رسالت ملی و…

اهداف حزب!

امین الله مفکر امینی      2024-12-04! اهـــــدافِ حــزبم بـــودست صلح وصفا ی مــردم…

پسا ۷ و ۸ ثور٬ در غایت عمل وحدت دارند!

در نخست٬ دین ماتریالیستی یا اسلام سیاسی را٬ بدانیم٬ که…

نگرانی ملاهبت الله از به صدا درآمدن آجیر فروریزی کاخ…

نویسنده: مهرالدین مشید پیام امیر الغایبین و فرار او از مرگ؛…

مدارای خرد

رسول پویان عصا برجان انسان مار زهرآگین شده امروز کهن افسانۀ کین،…

افراطیت و تروریسم زنجیره ای از توطیه های بی پایان

نویسنده: مهرالدین مشید تهاجم شوروی به افغانستان و به صدا درآمدن…

عید غریبان

عید است رسم غصه ز دلها نچکاندیم درد و غم و…

محبت، شماره یکم، سال ۲۷م

شماره جدید محبت نشر شد. پیشکش تان باد!

روشنفکر از نظر رفقا و تعریف ما زحمتکشان سابق

Intellektualismus. آرام بختیاری روشنفکر،- یک روشنگر منتقد و عدالتخواه دمکرات مردمی آرامانگرا -…

پیام تبریکی  

بسم‌الله الرحمن الرحیم اجماع بزرگ ملی افغانستان به مناسبت حلول عید سعید…

عید خونین

رسول پویان جهان با نـقـشۀ اهـریمنی گـردیـده پـر دعوا چه داد و…

بازی های ژیوپولیتیکی یا دشنه های آخته بر گلوی مردم…

نویسنده: مهرالدین مشید بازی های سیاسی در جغرافیای افتاده زیر پاشنه…

ادریس علی

آقای "ادریس علی"، (به کُردی: ئیدریس عەلی) شاعر و نویسنده‌ی…

گزیده‌ای از مقالهٔ «هدف دوگانهٔ اکوسوسیالیسم دموکراتیک»

نویسنده: جیسون هی‎کل ــ با گذشت بیش از دو دهه از…

مثلث خبیثه ی استخباراتی ایکه افغانستان را به کام آتش…

نویسنده: مهرالدین مشید اقنوم سه گانه ی شرارت در نمادی از…

«
»

پروګرام سیاسي برای روسای جمهور اینده افغانستان

 افغانستان وتضاد های اساسي درین کشور

پیش ګفتار

  نویسنده : دکتور طاوس وردک لندن مارچ  ۲۰۱۴

 کودتای بن سر مردم افغانستان تمام ارزشهای ملی این کشور فقیر ونادار در جهان را کاملا نابود ساخت ،در زما حکومت دکتور نجیب الله به ارزشهای ملي وقع ګذاشته می شد ولی بعداز ان که حکومت مجاهدین عرض اندام کرد افغانستان به چالشهای زیاد که هم ابعاد داخلي داشت وهم خارجی مواجه شد ارزشهای اسلامی در افغانستان به شکل بسیار خشن ودر بعضی موارد مورد سوی استفاده ای عده از ارکان دولتی قرارداده شدند .

بعد از حکومت دکتور نجیب الله افغانستان عمدتا به سه مشکل اساسي مواجه شد .

اول :- افغانستان به زونهای احزاب اسلامی سونی وشیعه تقسیم شد که در هر منطقه باعث جنګهای خونین شدن که علایم واثار ان تا حال به چشم می خورد .

دوم :- تضعیف وحدت ملي که عاملین اصلي شان( ادمکشان – قاتلین –دزدان – چپاولګران –رشوتخوران )  در کودتای بن سر مردم افغانستان به حیث حکمرانان در افغانستان به رهبری مجددی  مسعود و ربانی تحمیل شدن، مردم تا زمان به قدرت رساندن طالبان توسط پاکستان به بسیار مشکل مجاهدین را تحمل کردن ګویا مجاهدین ( تمام ثروت ملي را چپاول کردن به شمول سلاح– تخنیک ومهمات قووای مسلح کشور ) وبه فرمان نواز شریف قووای مسلح را توسط کودتاچیان بن مضمحل وپارچه ،پارچه کردن وبه پاکستان هم دار ونه دار که به صورت دست ناخورده از نجیب مانده بود چپاول  وفروخته شد ، پاکستان که فرامین ودساتیر خودرا توسط مجاهدین تطبیق کرده نه توانست فورا توسط بنیان ګذار اصلي طالبان ( نصرا لله بابر وزیر داخله وقت پاکستان ) به حمایت کوماندوهای پاکستان در پیشاپیش شان ملاعمر اخوند به حیث ( امیرالمومنین ) ودیګر اعضای ان قندهار را تصرف وبعدا به تصرفات وتعرضات پیهم خودرا تا کابل رساندن ودر کابل مسعود که شیر پنجشیر نام مانده بودن از روبا کرده تیزتر فرار کرد وبه مغاره های پنجشیر تحت پوشش بمباردمان روسها از کولاب تاجکستان بالای طالبان خودرا حمایه نمود تا زمان که سناریوتعویض طالبان که خود امریکا وعربستان وامارات به رسمیت می شناختن دوباره ( تحت نام انترس ) غرب مخصوصا امریکا با حوادث خونین ۱۱ سپتامبر افغانستان توسط راکتهای کروز وتماګک زده شد وبعدا اقای(  عبدالله  با وزیر خارجه انګلیسها جکسترا معامله ننګین یکطرفه تحت نام دشمال ټلواله سربازان امریکایی را به میدان هوایی بګرام پیاده می کنند واشغال دوباره یعنی ( اشغال روسها – اشغال پنجابیها – اشغال امریکا ودر مجموع غرب ) سر مردم افغانستان توسط پنجشیریها ازبکها – هزاره ها تحمیل می شود وبه ګفته- (  مارکس در ۱۸ برومر لویی بنا پارت نوشته بود که تاریخ دو بار تکرار می شود – یک مرتبه به شکل کمیدی ومرتبه دیګری به شکل خونین ) ولی در کشور ما ۸ مرتبه تکرا شد ).

۲

اینبار کودتاچیان در( بن )ګردهم جمع شدن وطالبان را به کلي به شمول کمونستها از صف حکومت داری کشیدن ، واقای کرزی را که از بندیخانه جنرال فهیم تصادفی فرار وزنده مانده بود از امریکا می اورد وبه کرسي ریاست جمهوری نصب می نمایند ،انتخاب امریکا بسیار درست بود زیرا اصلاف شان همیشه شاه شجاعی زندګی کردن واو ( کرزی ) نیز به خاطر چوکی ومقام از هر چیز تیر شد وتیر می شود ماوشما عملا در ۱۰ سال حکومت داری اش می بینیم که اقای فروفیسور احدی نیز  در شماره ۴۸ اخبار افغان ملت در ۲۵ میزان ۱۳۷۴ نوشته بود که ګناهکاران اصلی اقای ربانی ومسعود می باشند ،وی ادامه می دهد که اینها از تقسیم قدرت ابا ورزیدن وارګ کابل را به زور اشغال وغصب نمود که هردواستاد ربانی ومسعود باعث ادامه خونریزی مردم افغانستان شدن که با قدرت رسیدن مسعود وربانی وحدت ملی افغانستان خدشه دار شد که اثرات ان تا امروز به وضاحت مشهود است.

اینها که تاب مقاومت را در برابر طالبان اورده نتوانست تا تخار عقب نشینی کردن وقریب بود که طالبان به سرحد تاجکستان برسند تا اینکه ربانی ومسعود معاهده ننګین دیګری با روسها وتاجکستان

 به امضا رساندن واین معاهده را توسط غفورزی به امضا رساندن وبعدا غفور زی که راهی افغانستان بود هلیکوپر ویرا سقوط دادن وغفور زی کشته شد تا اینکه اګر فردا افغانها ادعای ۳۰ کیلومتر بازار اشکاشم را که این سه نفر فروختن افشا بکند مسعود وربانی منکر می شوند زیرا همه اسناد پیش غفور زی بود وشما در نقشه دیده می توانید که احمد شاه مسعود سر اسپ سفید سوار است وتیغه واخان قیچي شده است وتاجکها الحال می ګویند که ۳۰ کیلو متر اراضی بازار اشکاشم را سر شان ربانی ومسعود  فروختن وروسها بارها در انزمان ګفتن که اګر طالبها به سرحد ما تا ۳۰ کیلو متر زیاد نزدیک شوند ما حق داریم به اندازه ۳۰ کیلومتر داخل خاک افغانستان شویم وعملیات انجام دهیم ،ولې دیری نه شده بود که امریکا به داد دشما ټلواله رسیدن وهمه قدرت سیاسی را باز به انها دادن وطالبهایکه اول امریکا تایید می کردن خود امریکا ازبین بردن که امروز باز همان طالبها را دوباره مسلح ساختند وبه قدرت می رسانند  کرزی از ترس به فهیم مارشالي داد که می شود باز اورا بندی نه کند ، ولی خوب به یاد داشته باش کرزی خان که این بار ترا قانونی می کوشد، افغانستان در طول مدت حکومت داری کرزی به چالشهای ګوناګون مواجه شده که از جمله( مخالفین ترقی وپیشرفت(  حکمتیار – ملاعمر – حقانی )  – احزاب سیاسی  وسازمانهای اجتماعی – بیسیوادی – بیکاری – فقر – مرض – بی برقی – نه بود قووای مسلح مطمن وخلع سلاح شده وفاقد  سلاح وتخنیک معاصر محاربوی –  تفرقه لسانی ومذهبی – ومداخلات پیګیر پاکستان وایران در امورات داخلي وخارجی افغانستان – نه بود یک ستراتیژی علما تنظیم شده – نه بود دکتورین نظامی – عدم تقرر کادر های متخصص وفروفشنل در تمام عرصه ها – فساد اداری ورشوت ستانی در تمام قدمه های قضایی – پولیس – وادارات دولتی – عدم رشد معارف متوازن وبسا چیزهای دیګر که ضرور است که یک جنبش سرتاسری ملی که ضامن واقعی ترقی پیشرفت رفع بیکاری – تحکیم قووای مسلح نیرومند ملي ومردمی به تغیر سرباز اجیر به دوره مکلفیت دوساله اجباری وطرح یک ستراتیژی منظم که افغانستان را وارد مراحل تکاملي وامنیتی حتمی بسازند ) .

 

۳

پروګرام اینده برای جنبش سرتاسری در افغانستان

افغنستان به هلا طلایی تولید وقاچاق مواد مخدر، منبع تشنج وپایګاه تروریزم از طرف حکومت کرزی  تبدیل شده که کفاره انرا مردم افغانستان می پردازند ،در افغانستان از ازادی ، دموکراسی ، وحقوق مدنی ازادی های فردی حرف در میان نیست ودرکشور عملا قانون جنګل حکمفرما است مردم افغانستان در چنګال جنګجویان وتوفنګ سالاران این ادمکشان حرفوی قرار دارند و ترور سیاست مداران وموی سفیدان مشهورومتنفذ قومی  ووطن دوست و محو فیزیکی انها ، تهدید وکډنپ

کردنهای تجار وسرمایه داران ملی ومتشبثین خصوصی وکشتار ملا امامان ومتنفذین قومی کماکان ادامه دارد ، تجاوز به مال وناموس مردم، زیر پاکردن حقوق حقه زنان وخودسوزی وخودکشی زنان ومجازات زنان به فجیع ترین شیوه های قرون اوسطایی وانواع تخلفات وجنایات دیګر مظاهر برجسته ابتدایی ترین موازین حقوقی ومدنی بوسیله حاکمیت مسلط تنظیمهای اسلامی اعم از سونی وشعیه در صحنه سیاسی افغانستان در حکومت داری کرزی ادامه دارد .

در اثر مقابله وجنګهای قدرت طلبی در طی ۱۳سال اخیر هزاران انسان افغان بیګناه ومظلوم به خاک وخون کشانده شد ن ، معلول شدن وبه محاجرت به خارج مجبور شدن ،کابل هر روز شاهد صحنه های ترور وخودکشی ها وانتحاری می باشند ، تاسیسات عام المنفعه دولتی یا باز سازی نه شدن ویا اجازه باز سازی برای شان داده نمی شود زیرا پاکستان وایران ارزو نه دارند که افغانستان یک روزی در قطار کشورهای متمدن جهان استاده شود ،فابریکات وموسسات همه از طرف مجاهدین تخریب وبه اتش کشیده شدند وقووای مسلح کشور به فرمان نواز شریف مضمحل شد وسلاح وتخنیک محاربیوی ان به پاکستان فروخته شد و رهبران مافیای سلاح ومواد مخدر  هنوز در بازار کابل سرشار چکر میزند  لوی ‎څارنوالی افغانستان یک قاتل ویک قاچاقبر ویا رهبران مافیای زمین وسرمایه ملی را که غصب نمودن به دار نه زد ، رشوتخوران وادمکشان کمافی سابق ازاد هستند وکسی نیست که جلو شان را بګیرد وزرای کرزی اکثریت به شبکه های استخباراتی کشورهای همسایه(پاکستان وایران)ارتباط دارند و به خاطر خصومت وتفرقه افګنی دربین هموطنان تبلیغات زهر اګین براه انداختندووحدت ملی را تخریش کردن .

ارزیابیهای بعداز ۱۹۹۲ مخصوصا ده سال کرزی موید این نتیجه ګیریها می باشند :

انقلابهای سیاسی در شکل ضربتی وکودتاها ،تصادمات وانقلابات مسلحانه قدرت طلبی بین ګروهای اجتماعی الزاما به معنی استقرار دموکراسی وحرکت به سوی پیشرفت اجتماعی نیست .

انتقال قدرت اګر به مردم سالاری نه انجامد وفقط انحصار را جای ګزین انحصار دیګری استبدادی کند وقدرت انحصاری بر پایه فرهنګ عقب مانده پامال کردن ارزشهای انسانی وموازین قبول شده دموکراسی متکی شود در حقیقت همان  انفجارهای سیاسی است که جریان قانونمند انکشاف جامعه را تخریب وفلاکت تمام عیار را به خود همراه دارد  .

۴

تجارب ګذشته هاکی از ان است که اتکای یک جانبه برعوامل خارجی وبه خصوص استمداد خواستن از انان که ارزو نه دارند که کشور ما یک دولت مستقل ، شګوفان ،ونیرومند باشد یک روش نا بخردانه واګر اګاهانه باشد خاینانه است .

حقیقت انست که هر کشور و درتحلیل نهای بر منافع خود می اندیشد ودر مطابقت به انان دوستان ودشمنان خویش را انتخاب می نمایند .

انکشاف تمدن بشری بطور عام ورویدادهای کشورما به طور خاص موید این تجربه است که اکسترمیزم چپ وراست محدود کردن انکشاف جامعه بر اساس کاپی کردن ایدیالوژیها ومدلها ی اجتماعی انتخاب است که پروسه سالم وهم اهنګ رشد را اخلال نموده وجامعه را به کجراه سوق می نماید .

برمبنای تحلیل های جزیی نه بصورت کلي  من به این عقیده هستم که جامعه افغانی به یک تحول اساسی نیازمند است که عرصه های مختلف زندګی را در بر می کیرد ،وافغانستان را در جحت منافع ملی وجامعه  را در جهت سعادت مردم دګرګون می بسازد .محتوای این تحول استقرار صلح دایمی تامین پایدار سیاسی ، قطع قطعی مداخلات غرض الود خارجی ،وتحکیم استقلال ملی ،بازسازی وګذار تدریجی به اعمار جامعه مدنی ( ازادی – ترقی – عدالت اجتماعی )می باشد که جنبش اینده افغانستان به ان باید درست دقیق باشد و به عهده بګیرد .مشخصه این مرحله این است که هیچ نیروی ( جهادی ، طالبانی- اکسترمیست چپي وراستي ) قادر به این نیست که به تنهایی ونه در یک اتحاد نظامی ، سیاسی ، قادر نیستن وکفایت انرا نه دارند که یک حکومت ملی ومسلط براوضاع را تشکیل نمایند از جانب دیګر اګر وضع موجود ادامه یابند نیروهای طاغوطی اکسترمیست وجنګ سالار به قوت خود روزبه روز می افزاید وخطر این وجود دارد که افغانستان روبه اضمحلال وفروپاشی سوق ګردد  .

درین مرحله بسیار باید احتیاط شود که در قدرت سیاسی نیروهای معتدل واعتدال پسند ودموکرات جابه جا شوند تا کشور را مشترکا ازین بحران بکشند .

برای نجات افغانستان جنبش نیرومند از تمام نیروهای ملی ، دیموکرات ، ترقیخواه ،روشنفکران در داخل وخارج  ومجاهدین افغانستان دوست ،طالبان افغانی، حتمی وضروری است:-  

پایه سیاسی جنبش سراسری ، دیموکرات ، ترقی خواه که در نهایت امر در یک جبحه ویا نهضت متحد می شوند وتحول دیموکراسی رادر چهار چوب برنامه عمل ذیل چنین خلاصه  می سازند :

اصلاحات سیاسی :

حاکمیت ملی- حفظ واستحکام استقلال – تمامیت ارضی – ووحدت ملی اقوام باهم برادر افغان.

بوجود اوردن سیستم متمرکز دفاعی واحیای قووای مسلح ملی نه قووای مسلح اجیر وتنظیمی که قووای مسلح ملی به صورت قطعی امنیت ملی کشور را به عهده می ګیرند وبه هیچ وجه منسوبین قووای مسلح در حیات سیاسی احزاب شامل نمی شوند.

۵

درمورد سیستم دولتی :

تامین وتعمیم دیموکراسی در مطابقت به مقتضیات عصر وزمان ولی بیدون کاپی کردن مودلهای این ویا ان کشور دیموکراسی که برای مردم ما قابل هضم باشد باید درکشور از ان حمایت صورت ګیرد  وبه اساسات ذیل حقوقی وسیاسی تحقق یافته می تواند .

– تایید وتسجیل لویه جرګه وشورای ملی به مثابه ارګان عالی قدرت دولتی وحاکمیت ملی که از طریق انتخابات ازاد سری ، مساوی و عمومی ومستقیم تشکیل می ګردد .

– تفکیک قووای ثلاثه دولت تامین استقلال نیمه قضات بر اساس قانون .

– تامین اشتراک مردم در ارګانهای عالی قدرت دولتی وتامین حق انتخاب کردن ،وانتخاب شدن کلیه افراد کشور طبق قانون .

– تامین ازادی احزاب سیاسی، لغو تمام احزاب امروزي ، بعدا  (ایجاد جبحه احزاب اسلامی سونی – جبحه احزاب اسلامی شعیه – جبحه احزاب  چپي ودیموکرات – جبحه احزاب سوسیالست و کمونست – حزب سرتاسري زنان  ) جمعا پنج حزب بزرګ سیاسی تشکیل شود ودر انتخابات اینده یعنی سال ۱۳۹۸ اشتراک نمایند و ریس جمهور و پارلمان کشور را در فضای دیموکراتیک وازاد وسري انتخاب نمایند ،در ضمن ازادی فکر وبیان ومطبوعات نیز جدا رعایت وتطبیق شود .

– مبارزه قاطع علیه انارشی وتوسل به سلاح به منظور احراز قدرت سیاسی .

در عرص وحدت ملی در افغانستان :

کشورما هنوز ملت واحدنه شده وبه ملت شدن فرسخ ها زمان مانده برای فعلا کوشش برای یک پارچه بودن مردم افغانستان که وطن تاریخی همه افغانها اعم از – پشتون – تاجک – ازبک – هزاره- ترکمن – نورستانی – پشيي وسایر ساکنین این کشور می باشند .

مردم افغانستان در سده های تاریخ از نقطه نظر اتنیکی وعلایق اقتصادی –فرهنګی –ومعنوی باهم جوش خورده که به پیکر واحد ملی مبدل باید شود .

دولت اساسات زرین ذیل دیموکراسی را در عرصه تحکیم وحدت ملی عملی بکند :

– حفظ وتحکیم وحدت ملی بر اساس تمامیت ارضی کشور – برابری وتساوی حقوق همه اقوام وقبایل ساکن در افغانستان .

– تامین اشتراک همه ساکنین افغانستان در امور کشور داری وهم چنان انتخابات ارګانهای عالی ومحلی قدرت دولتی – اتخاذ تدابیر به منظور ترقی فرهنګی –رشد هماهنګ وتدریجی فرهنګ ملیتها واقوام ساکن کشور .

– بذل توجه به بازسازی ونوسازی ورشد متوازن اجتماعی –اقتصادی – فرهنګی همه مناطق کشور وحل مساله کوچی ها .

۶

تحولات اقتصادی :

مساعی همه جانبه برای جلب کمکهای سازمانهای بین المللی وسازمانهای خیریه جهان به منظور بازسازی کشور.

– تامین رشد متوازن اقتصاد ملی برا ساس ویژګیهای  افغانستان ، واستفاده وسیع از دستاوردهای تخنالوجی معاصر .

– تعقیب سیاست بازار ازاد با سمت ګیری اجتماعی وتامین تعادل وهم اهنګی میان بخشهای مختلف اقتصاد ملی در افغانستان .

– توسعه رشته های کلیدی صنعت- معادن – جنګلات – ابیاری وزراعت – وبانک داری – در دست دولت وتشویق سرمایه خارجی وبخش خصوصی وکو پراتیفی داخلی در رشته های فوق الذکر .

– رشد زراعت بر اساس میکانیزه ساختن وتنظیم مناسبات عادلانه ارضی با در نظر داشت احکام دین مبین اسلام – عنعنات – ومنافع همه کته ګوریهای زمینداران ودهقانان وتنظیم اب  .

– توسعه همه جانبه تجارت وتحکیم بازار داخلی کمک های همه جانبه به تجار ومتشبیسین خصوصی وملی در برابر امتعه های خارجی .

– تنظیم بودجه دولتی وتوجه به اصل اولویت های اقتصادی تامین استقلا وترقی کشور وحذف هزینه های بیمورد مصرفی نا متناسب وسنګین  در قدم اول باید مصارف زیادی به خاطر به پا ایستاده کردن وتجهیز(  قووای مسلح کشور که ضامن ) امنیت – ترقی – و جلوګیری از هرنوع سبوتازها ، شانتاز ها  تحریکات خارجی ، وانتحاری تقویه شود .

– تنظیم سیستم عادلانه مالیاتی تشویق امانات و پس اندازها جلوګیری از دوران پول در بازار سیاه وتورم پولی .

– بالابردم سطح زندګی مردم از طریق افزایش سهم انان از در امد ملی در مصارف اجتماعی وخصوصی .

اصلاحات اجتماعی :

– در وضع کنونی که اکثریت مردم افغانستان از حقوق مادی واجتماعی محروم اند واز لحاظ اجتماعی در شرایت رقت بار به سر می برند به هیچ وجه متناسب به مدنیت معاصر جهان نیست،  مساله ترقی عمومی وعدالت اجتماعی اساسی ترین وظیفه ایست که دربرابر دولت قرار دارد که بر اساس وظایف ذیل تحقق می یابند :

– تامین عدالت اجتماعی بر مبنای دیموکراسی ، ارتقای سطح زندګی هر خانواده افغان وحفظ توازن منافع فردی واجتماعی .

– حفظ شیرازه زندګی باهمی ، و وفاق ملی وحل وفصل تضادهای اجتماعی بر اساس تامین دموکراسی سیاسی وعدم تشدد.

– مبارزه قاطع علیه تولید – استعمال غیرمجاز وقاچاق مواد مخدر .

– بهبود شرایط کار ومعشیت همه کته ګوریهای مردم بر اساس مزد متناسب به مخارج زنګی واحتیاجات ضروری مادی ومعنوی.

۷

– تصویب واجرای بیمه های اجتماعی به سود همه خانواده ها- تامین خدمات طبی مجانی وادویه رایګان در موسسات طبی دولتی .

– توسعه شبکه های کلینیکهای صحی شفاخانها ودواخانه های دولتی وکمک لازم از جانب دولت به توسعه خدمات صحی خصوصی .

– مساعی به خاطر حقوق زنان وحمایه طفل ومادر .

– باز نمودن سیت موسسات کمک رسانی به معلولین ، معیوبین وسال خوردګان وخانواده های شهدا .

– اتخاذ تدابیر به منظور رفع نیازمندیهای کوچیها وبذل کمکهای همه جانبه به انها که در طول تاریخ به باد فراموشي سبرده شدند مخصوصا در امورات مالداری وعلفچر های شان .

در عرصه سیاست خارجی :

–  رعایت اکید حراست منافع ملی به مثابه اساس سیاست خارجی .

– تعقیب سیاست متوازن وبیلانس شده خارجی بر اساس عدم الحاق – در صورت قبولی مردم به الحاق – سیاست فعال ومثبت در تمام مسایل روز در عرصه خارجی .

– احترام به حاکمیت واستقلال کشورها ومبارزه قاطع برعلیه هرنوع دخالت ومداخله در امور افغانستان .

– استقرار روابط دوستانه متقابلا مفید اقتصادی به همه کشورها صرف نظرازنظام سیاسی واجتماعی کشورها .

– مبارزه ومساعی در راه استقرار امنیت بین المللی بر مبنای خلع سلاح عمومی به شمول سلاح هستوی تامین امنیت مساوی ، برای همه کشورها واحترام به حق خود ارادیت ملل در تعین سرنوشت شان .

– رعایت اکید منشور سازمان ملل متحد ومساعی در جهت ارتقا نقش جامعه جهانی به مثابه نیروی پرتوان در ساحات حل منازعات ذات البینی کشورها ، تامین حقوق بشر وامنیت بین المللی ، جلوګیری از تجاوز بر حقوق ملل .

در عرصه حقوق بشر :

دفاع ازحق زندګی ، ازادی ومصونیت فردی ،حق مالکیت وازادی ،تشبسات اقتصادی  خصوصی حفظ کرامت انسانی ،تامین حق دفاع برای محکومین در محاکم ، لغو کامل محاکم اختصاصی نظامی ، تامین حقوق مدنی واساسی برای مرد وزن تحقق اصول مندرج در اعلانیه جهانی حقوق بشر از جمله مکلفیت های دولت به شمار می رود .