پایان وحشت تروریزم فشار بر پاکستان و نابودی لانه های تروریستان

نوینسده : مهرالدین مشید

تروریستان پاکستانی بار دیگر فاجعه آفریدند

این دیگر به هیچ کسی پنهان نیست که پاکستان قوی ترین حامی تروریزم در منطقه است و خطر تروریزم زمانی در منطقه کاهش می یابد که تروریستان ضعیف شوند. این در صورتی ممکن است که فشارها بر پاکستان افزایش یابد، لانه های تروریستی در خاک این کشور نابود و تروریستان با رهبران شان در پناه گاه های شان سوختانده شوند. در ضمن رهبران آنان به عدالت سپرده شوند و تا مجازات شوند و جهان از شر شان رهایی یابد؛ زیرا که پایان وحشت تروریزم نابودی لانه های آنان در پاکستان است و در ضمن وضع تعزیرات شدید اقتصادی و سیاسی بر مقام های آی اس آی و حامیان آنان در حکومت ملکی پاکستان می تواند، پوزۀ تروریزم را به زمین بساید و دست وحشت تروریزم را از سر مظلوم ترین انسان های روی زمین بردارد. این زمانی ممکن است که بجای تشدید تهدید ها و هشدار ها، برضد نظامیان پاکستان اقدام های عملی در پیش گرفته شود و هرچه زودتر از سوی امریکا تحریم های شدید مالی و سیاسی بر آنان وضع شود و لانه های تروریزم در این کشور بمباران گردد؛ زیرا که ادامۀ هشدار ها نظامیان تروریزم پرور پاکستان را مانند مار های زخمی می سازد که برای انتقام گیری ها با سازماندهی حمله های انتحاری شهروندان مظلوم افغانستان را بیشتر نیش بزنند. به هر اندازه یی که امریکا و ناتو با دادن هشدار ها در صدد چالش آفرینی به پاکستان باشد، این کشور از این چالش ها بحیث فرصت استفاده کرده و بر حمله های تروریستی خود در افغانستان می افزاید تا بدین وسیله عطش خون آشامی نظامیان آن با ریختن خون صد ها انسان هموطن ماسیراب گردد. بیش از این نیاز به تحقیق ودکنجکاوی و بدست آوردن اسناد نیست. امریکایی ها اسناد کافی در اختیار دارند که حاکی از رابطۀ تنگاتنگ طالبان و بویژه شبکۀ حقانی با نظامیان و مقام های ارشد حکومت ملکی پاکستان است؛ زیرا منافع پاکستانی ها با منافع تروریستان فعال در این کشور در محور تروریزم سخت بهم گره خورده است، زمانی این گره گشوده می شود که با افزایش فسار و نابودی لانه ها و مراکز آنان اقدام های عملی انجام شود. رابطۀ نزدیک آی اس آی با شبکه های تروریستی چیز تازه نیست. ادمیرال مابک مولین رئیس عمومی ارتش امریکا در سال ۲۰۱۱ شبکۀ حقانی را بازوی استخبارات پاکستان خواند و به صراحت اعلان کرد که آی اس آی تروریستان وابسته به شبکۀ حقانی را تمویل، تجهیز و آموزش داده و برای حمله های تروریستی به افغانستان می فرستند. امریکا از این شبکه آگاهی کافی دارد؛ زیرا بنیانگذار این شبکۀ تروریستی مولوی جلال الدین حقانی است که در زمان تجاوز شوروی به افغانستان به کمک امریکا و پاکستان ساخته شد و لوی درستیز وقت امریکا در آخر دهۀ هشتاد شخصا به دیدن مولوی حقانی رفت. حالا سراج الدین حقانی فررند مولوی حقانی این شبکه را رهبری می کند که معاون گروۀ طالبان نیز است. طالبان و شبکۀ حقانی دو روی یک سکه اند و هر گونه تفکیک قایل شدن میان آنان بازی با تروریزم و جفا در حق مردم افغانستان می باشد. آنانی که می خواهند میان طالبان و شبکۀ حقانی تفاوت قایل شوند، در واقع می خواهند، موضوع تروریزم و روابط تروریستان با کشور های منطقه و بویژه پاکستان را ماست مالی کنند. جهانیان می دانند که گروه هایی چون شبکۀ حقانی، طالبان، داعش و شاخه های هفتاد گانۀ آن در پاکستان وابسته به گروه های حقانی و لشکر طیبه، لشکر جنگوی، سپاۀ صحابه، سپاه محمد و شاخه های وابسته به حافظ سعید همه روابط نزدیک با نظامیان و مقام های ارشد ملکی پاکستان دارند و بصورت کل از حمایت های مالی . نظامی پاکستان برخوردار می باشند. این گروه های جهنمی در واقع بازو های ضربتی استخبارات پاکستان اند که در حالت های مختلف و در کشور های گوناگون از آنان استفادۀ ابزاری می کند. شماری را در کشمیر استخدام کرده تا به مثابۀ گازک برضد هند عمل کنند و شماری را به افغانستان و شماری را هم به کشور های عربی تا حضور خود را نیز در آنجا توجیه کند؛ اما گوش همه را تابیده تا در مورد چین خیلی جدی باشند و به آن ضرر نرسانند و حتا چین را برای سرکوب ایغور ها که خواهان ترکستان شرقی مستقل اند، نیز کمک و حمایت می کند. حمایت حکومت پاکستان از حامیان اصلی تروربستان چون سمع الحق، فضل رحمان و حافظ سعید که در حمله های تروریستی در هند دست دارد، گواۀ آشکار پشتیبانی این کشور از تروریستان است. بنابراین دیگر جای شک و تردید وجود ندارد، جز این که باید گفت، حکومت پاکستان یک دولت تروریستی است و برای رسیدن به اهداف استخباراتی و استراتیژیک خود از تروریزم استفادۀ ابزاری می کند. حال زمان این رسیده است که امربکا و حامیان اش متحد و یکدست برضد حکومت تروریستی پاکستان عمل کنند. به هر میزانی که در افزایش فشار های عملی و به تاخیر افتادن حمله بر لانه های تروریستی در پاکستان تاخیر روا داشته شود و مقام های امریکایی و ناتو به وعده های غیر عملی شان مبنی بر نابودی تروریستان و پیروزی در این جنگ ادامه بدهند. ضرر آن را مردم افغانستان متحمل می شوند؛ زیرا که در این حال آی اس آی بر حمله های تروریستی خود در افغانستان افزایش می دهد و تروریستان هر روز بیشتر از روز دیگر جان های شهروندان بی گناۀ کشور را می گیرند. در این میان حکومت افغانستان مکلف به پاسخگویی به مردم است و هرچه زود ضعف در نهاد های امنیتی و دفاعی و کشفی کشور را برطرف کند و از سیاسی شدن مقام های ارشد نظامی به کلی بکاهد؛ زیرا پاسخ مقام های اول سکتور امنیتی برای مردم بسنده نیست. از سویی هم حکومت و اقدام های جدی و گام های عملی را برای به مجازات رساندن زندانیان طالبان و سرکوب و نابودی آنان در جبهه های نبرد آغاز کند تا باشد که از پشتیبانی واقعی مردم برخوردار شود.

مردم افغانستان از وعده های امریکا و ناتو برای پیروزی زودهنگام بر تروریستان خسته و ناامید شده اند. آنان از امریکا و ناتو می خواهند تا هرچه زودتر لانه های تروریستی در پاکستان را با ضربه های کشندۀ هوایی نابود کنند و پاکستان را وادارند تا هرچه زودتر رهبران گروه های تروریستی را بازداشت و به عدالت بسپارد تا بخاطر جنایت های اخیر شان در حمله های انتحاری کابل که خون صدها شهروند ببگناۀ افغان را ریختند و ده ها خانواده را در سوگ عزیزان شان بنشاندند، مجازات شوند تا تمامی جنایت کاران بدانند که ” خون ناحق دست از دامان قاتل برنداشت .. دیده باشی لکه های دامن قصاب را” جزای هر گونه تعلل در وعده های هشدار دهنده  از سوی امریکا برای پاکستان را تنها مردم افغانستان با گوشت و پوست احساس می کنند که هر روز تروریستان خون ده ها هموطن بیگناۀ ما را می ریزند و هر روز مرتکب جنایت بشری بیشتر می سوند. یاهو

دوازدهم دلو سال  1396