هندو کش در فشار امواج سند وامو

محمدولی

این مطلب را پس از پینجاه سال زندگی سیاسی برای نسل جوان کشور مینویسم .

شاید برخی هوا داران سیاستهای بیش از نیم قرن قبل ازامروز ویا برخی ترسبات فکری بعد از جهاد که عمدتآ شکل محلی بخود گرفته با ان موافق نباشند اما من مصلحت کشور را همینطور می بینم.

از پشتونستان خواهی 
تا خراسان سازی :

یک بخش تاریخ قرن نزده افغانستان دربازی استخباراتی دو امپراطوری بزرگ روسیه وبریتانیای کبیر سپری شده است، برتانوی ها از کناره های سند تا قفقاز وروسها از دامنه های قفقاز تا سواحل امورا میدان این بازی تعین کرده بودند.
انگلیسها از هند تا امو شتافتند وروسها در سواحل شمال امو توقف کردند. روسها میخواستند اسیای میانه را از نفوذ هند برتانوی دور نگهدارند و انگلیسها تحت الحمایگی افغانستان را برای جلوگیری از دسترسی روسها به هند برتانوی کافی میدانستند.
انگلیسها درین بازی در افغانستان ریزرفهای ایجاد گردند که روسها نداشتند. برخی سران قبایل ، خانواده ها،محافل وچهره های با نفوذ روحانی وامیران دست نشانده ،ابزار دست انگلیس بودند اما روسیه تزاری ازین نوع امکانات بی بهره بودند.
انگلیسها با در اختیار داشتن امیر غضبناک مستمری خوار بنام عبدالرحمن خان افغانستان را به سرحدات موجودش محدود ساختند وبا تحمیل خط استعماری دیورند قبایل پشتون نشین افغانستان را از هم جدا وقسمت های ازین مناطق را ضم امپراطوری شان در هند نمودند.
انگلیسها با این امکانات نفوذی وامضای معاهده دیورند تا بازی های بعدی قرن بیست واوایل قرن ۲۱ موفقانه عمل کرده وجا نشین جهانی استعمار ازان بهره استراتژیک برداشت .
روسها پس از تجزیه نیم قاره هند درسال ۱۹۴۷ زیر شعار حمایت از جنبشهای ازادی خواهی که خواست پشتون ها وبلوچ ها رامشمول ان میدانستند در سرزمینهای جنوب امو امکانات کاربرد سیاست ضد استعماری را بادست بازتر حاصل کردند.
دولت شاهی افغانستان دران وقت تحت همین شعار یعنی (حق تعین سرنوشت پشتونها وبلوچها) ودفاع ازین جنبش از حمایت جانب شوروی درزمینه برخوردار گردید .
دران زمان نقش انگلستان وامریکا در امور جهانی بالا تر از شوروی بود، انها میتوانستند مسائل مورد منازعه را درمنطقه وجهان تحت شعاع سیاست خود شان قراردهند،ازین جهت پاکستان مورد حمایت انها با ادعای تهدید حاکمیت وتمامیت ارضی با پیوستن به پیمانهای نظامی منطقوی دست بالا تر ازافغانستان را پیدا کرد.
ادعا وعکس العمل دولت افغانستان در مورد مسئله پشتونستان صبغه جهانی گرفته نتوانست ، موضعگیری غیر ثابت توآم با تذبذب درین مورد وعدم حمایت غرب وملل متحد موقف دولت افغانستان را دربرابر پاکستان ضعیف جلوه میداد. وقتی عبدالحسین عزیز نماینده دایمی افغانستان در ملل متحد با عضویت پاکستان درین سازمان مخالفت کرد دولت به این مخالفت ادامه داده نتوانسته ازان دست بردار شد و مارشال شاه ولیخان عضو بلند رتبه خانواده سلطنتی را به کراچی نزد محمد علی جناح فرستاده سفیر مقرر کرد.
زمانیکه سردار محمد داود صدر اعظم وقت افغانستان در مقابل تشکیل یک یونت مخالفت ورزید در کابل مظاهره ای علیه پاکستان راه اندازی شد، مظاهره چیان بطرف سفارت پاکستان مارش کردند وبیرق انرا اتش زدند، اما قونسلگری افغانستان در پشاور با عمل بالمثل پشتونهای پشاور مواجه شده بیرق افغانستان را به اتش کشیدند.
درتیرگی این روابط تبلیغات شدید از طریق یک دستگاه رادیویی از پشاور با گردانندگی یک افغان فراری بنام ( میرخان، شوهر میرمن پروین اواز خوان رادیو کابل) آغاز ودولت پاکستان فشار های گمرکی وتجارتی را بر افغانستان پیش گرفت که برای دولت افغانستان قابل برداشت نبود، دولت به گونه غیر رسمی اظهار معذرت کرده زیر فشار محافل روحانی افغانستان وفشارهای پاکستان به تغیر سیاست آغاز کرد گفته میشود که یکی از دلایل کنار زدن سردار محمد داود ازپست صدارت همین موضوع بوده است.
با بقدرت رسیدن دوباره سردار محمد داود ازاثر یک کودتا بحیث رئیس جمهور، موضعگیری وی دربرابر پاکستان بار دیگر روابط دو کشوررا متشنج ساخت.
پاکسنان با استفاده از چند اخوانی فراری چون برهان الدین ربانی ، گلبدین حکمتیار واحمد شاه مسعود فشار وتهدید جنگی بردولت افغانسنان را از جنگ تاکودتاهای ناکام شدت بخشید.
ذوالفقار علی بوتو برای بی ثبات سازی اوضاع افغانستان یک گروه ۵هزار نفری افغانهارا زیر تربیت نظامی قرارداد که حکمتیار ومسعود شامل ان گروه بودند واین هسته نخستین جهاد علیه افغانستان را تشکیل داد.
تبلیغات وسیع مخالف افغانستان مجددآ آعاز شد ،بر امور تجارتی مشکلات به میان امد وفشار نظامی از طریق فرستادن دسته های تروریستی مربوط به حکمتیار ومسعود مضاعف گردید.
در عرصه دپلماسی نیز دست پاکستان بالا تر بود،در کنفرانس سران دول اسلامی سال۱۹۷۱ منعقده اسلام اباد یاد اوری مسئله سرحدی توسط عبدالرحمن پژواک مورد دلچسپی شرک کنندگان‌ واقع نشده رئیس جمهور الجزایربا جانبداری از پاکستان از پژواک خواست تا از طرح اینگونه مسائل در کنفرانس ابا ورزد.
از اثر فشارهای تجارتی،جنگی وسیاسی رئیس جمهور محمد داود ازهمه مواضع قبلی اش عقب نشسته از ادعای خود ارادیت پشتونها وبلوچها تا سطح ازادی رهبران انها از زندان های پاکستان تنزل نمود وسرنوشت انها را متعلق بخود شان دانست.
سیاست ح.د.خ.ا.(حزب وطن) علیه پاکستان در زمان حاکمیت از موًثریت لازم برخوردار نبود زیرا پاکستان وحمایه گران جهانی اش در راس امریکا جهاد علیه افغانستان را اعلان کرده تا ویرانی کامل ان ادامه دادند وبعد از سقوط حکومت دکتور نجیب الله بر اساس انعقاد یک پروتوکول میان برهان الدین ربانی ولوی درستیز پاکستان تمام سلاحهای ثقیل کشور توسط پاکستان قبضه واردوی کشور منحل شد.پاکستانیکه یکبار ضرب شصت افغانهارا در حمله به جلال اباد با مجاهدین بحیث پیس مرگهای جنگ دیده بود توسط افغانهای فراری وفروخته شده،برکشور مسلط گردید، رئیس جمهور نجیب الله را اعدام وافغانستان را بویرانه مبدل کرد.
پس ازانکه ربانی ومسعود طبق پلان ریخته شده استخبارات پاکستان قدرت را به طالبان تسلیم دادند کشور در اشغال پاکستان درامد که نتیجه نهایی ان منجر به اشغال امریکا گردید.
در شرایط سلطه امریکا ومتحدین ان باز هم به پاکستان مجال داده شده است تا به قتل وخونریزی وویرانگری توسط تروریستها ادامه دهد وبادست باز افغانستان را به جهنم سوزان مبدل گرداند تا به افغانها نتیجه پشتونستان خواهی را تفهیم نماید.
حالا دست پاکستان درامور کشور تا حد تاج بخشی دراز است،درتعین وتقرر کارمندان،انتخابات ریاست جمهوری وپارلمان میخواهد حرف اول را بیان کند.
۷۰ سال پشتونستان خواهی ازعوامل بربادی افغانستان شد ، درین بربادی امریکا ،پاکستان ،عربستان سعودی ،افغانهای فراری زیر نام مجاهد وگروهی از روشنفکران جانبدار غرب یکجا با همان خانواده های روحانی ریزرفی انگلیس ، ازلحاظ جنگی ،سیاسی وعقیدتی دست بدست هم دادند.
این پلان حجیم وعملی سازی موفقانه ان نشان میدهد که پاکستان نسبت به افغانستان دست بلند داشته است ود رحقیقت دشمن خونی، جانی ومالی مردم ما میباشد.
افغانستان که ۷۰ سال داعیه پشتونها وبلوچها را حمایت کرد،در جریان ویرانگری پاکستان، از هیچ نوع عکس العمل حمایوی سران قبایل واحزاب سیاسی پشتونها وبلوچهای انطرف خط دیورند بهره نبرد بلکه باند های تخریبکار وتروریست درهمان جاها پایگاه داشتند وجنایتکاران گروه گروه به افغانستان فرستاده میشدند،نه احزاب ونه چهره های با نفوذ قبایل هیچ نوع عمل ممانعتی در برابر انها از خود نشان نمیدادند واز ویرانی کشور یکه حامی خواستهای شان بود با خاموشی استقبال میکردند.
چهره های ویرانگر واستراتژیستهای ضد افغانستان پشتونهای انطرف سرحد بودند مانند نصیر الله بابر ، جنرال حمید گل، قاضی حسین احمد ،مولانا فضل الرحمن، اسد درانی ونصیر درانی که انها استراتژی هایشانرا توسط افغانهای فراری در ابتدا حکمتیار ومسعود وبعدها تنظیمهای هفتگانه جهادی تطبیق میکردند.
حالا در قرن ۲۱ طرح دیگری زیر نام خراسان سازی زمزمه میگردد .
برطبق مدارک تاریخی در عصر اوستا افغانستان قسمتی از اریانا بود،دردوره هخا منشی ها بنام باختر و بروایت برخی مورخین در زمان سلطه عرب بخشی از خراسان بود .
خراسان مشتمل بود برقسمت هایی از مناطق ایران ، افغانستان حالیه، وقسمتهای جنوب جمهوری های اسیای میانه امروزی.
” استان خراسان: نیشاپور،هرات،مرو،مرورود، فاریاب ، تالقان ،بلخ، بخارا ، بادغیس، باورود، طوس، سرخس وگرگان را شامل بود ” ( تاریخ یعقوبی).
” وقتی رتبیل شاه پادشاه کابل بود، سبگتگین موسس خانواده غزنویها با دولت برهمنی کابلستان جنگیده لغمان را مسلمان وتا کنار رود اتک پیشرفت”. یعنی بغیر از مناطقیکه در تاریخ یعقوبی ذکر شده سائر مناطق این سرزمین بنام خراسان یاد نمیشد.
در سیاست نامه خواجه نظام الملک حدود هفت قرن قبل از امروز تالقان، میمنه، هرات ، غرجسنان وغور جزء خراسان نامیده شده وامیر حسین بران تسلط داشت.
طرح خراسان سازی خارج ازین مناطق بوده نمیتواند یعنی تشکیل کشور خراسان مشتمل بر صفحات شمال افغانستان وقسمتی ازغرب کشور ، قسمتهائی از تاجکستان ، ازبکستان ،ترکمنستان وساحاتی از ایران باید باشد.
درین مورد چند نکته قابل دقت است:
۱- جدایی همان ساحات قدیم ازبدنه کشور های ایران،جمهوری های اسیای میانه ،غرب وشمال افغانستان برای کشورهای ذکر شده قابل پذیرش بوده میتواند یا مانند شعار بدست اوردن خاکهای از دست رفته از ان طرف خط دیورند مصیبت دیگری را دامنگیر افغانستان خواهد ساخت ؟
۲- اگر این طرح مشتمل بر ولایات شمال هندوکش وکناره های جنوب دریای امو به شمول قسمتی از غرب افغانستان باشد، این عمل تجزیه طلبی بوده هیچ افغانی ازان حمایت نخواهد کرد زیرا این خیانت به وطن ، تمامیت ارضی وهمبستگی مردمان این سرزمین بوده مقاومت ملی را درقبال خواهد داشت. افغانها محدوده موجود جغرافیایی شانرا چون شان وشرف شان نگهمیدارند.
۳ – ایا این مطلب مطابق پلان استراتژیک ودور نمایی امریکا وپاکستان درخورد برخی دسته بندی های قومگرا داده نشده است ؟
زیرا طبق این طرح دریای امو بحیث سرحد طبیعی میان افغانستان وجمهوری های اسیای میانه برداشته شده وهر پنج کشور به شمول بخشهایی از مناطق ترکستان قدیم چین رابه تجزیه می کشاند. این استراتژی باعث ایجاد یک دولت بنام خراسان در زیر گلون ایرا ن،روسیه وچین گردیده برای امریکا ارزش اسراییل در شرق میانه را پیدا میکندودر حقیقت تروریسم وبنیاد گرایی ازسرحدات جنوب به شمال انتقال شده این مناطق حیثیت کوهبندی های وزیر ستان را گرفته به مثابه خنجر در سینه روسیه ، چین وایران فرو برده مبشود وبرای افغانستان پیامد سخت نا گوار را در قبال خواهد داشت زیرا نه چین ،نه روسیه ونه ایران به تحقق این استراتژی تن در نداده طوفان جدیدی منطقه وکشور مارا درخواهد نوردید وافغانستان اتشکده این نا بخردی خواهد شد.
روی این حقیقت هم شعار غیر عملی است وهم به اسرع وقت این استراتژی کهنه گردیده از صحنه بدور انداخته خواهد شد. نباید خراسان سازان وقت شانرا به یک امر ناممکن صرف کرده عقب یک سیاست ناکام بروند.
باید از هر خطر قبل از بزرگ شدن جلو گرفت وجوانان را از عواقب ان اگهی داد.