نمیدانم ؟؟؟؟؟؟؟

شدم عاشق نمیدانم که عشقم پاک و نا پاکست
هوس جو، یا که آتش خو، ندانم این دل چاکست
شراب چشم مستش تا به ساغر رخنه کرد مردم
خمارست دیده تا آندم که جان در ریشه ئ تاکست
چرا، بی هوده میخارید سر شوریده ئ ما را
چی، پروای کسان دارد سری که مست و بی باکست
مرا مذهب میاموزید که در مذهب نمی گنجد
تنی که سینه درآن هست دلی که عاشق پاکست
نه پروای بهشتم “عارف” نه قصر و حور و نی طوبی
من لاقید و لامذهب مرا معشوقه از خاکست
س ع گهریک