نقش تصویر

به ادامه مشاعره ای شاعران گرامی جوهر ، و محمود امپراطور .
 
ملت من آه پر خون میکشد 
دم به دم از سینه بیرون میکشد  
ظلم ارباب ستم شد سالها 
آن ستم کش بیش و افزون میکشد 
آب چشمم گر چنین جاری بود 
عاقبت راهم به جیحون میکشد 
زاهدی صد ساله گر دارد نظر 
چشم افسونش به افسون میکشد 
گر خورد آنکس خدنگ ناز او 
آه غم از سینه بی چون میکشد 
شاعر هر نقشش بیارد در قلم 
اول از رخسار گلگون میکشد 
نشنود آه و فغانم را مگر ؟
ناله ام هرشب به گردون میکشد 
خامه ای (محمود) (جوهر) شعر تر 
وا، چه زیبا و چی موزون میکشد 
عمر ها شد دست نقاش زمان 
نقش تصویرم که واژون میکشد 
این فشار زندگی آخر ثنا 
قامتم چون حقله ای نون میکشد 
محمد اسحاق ثنا 
ونکوور کانادا 
سه شنبه ۱۸/۱۱/۲۰۱۴