نقدی بر این نظریه !

خانم زری اصفهانی به عنوان هواداریا عضو شورای مجاهدین ( دور یا نزدیک ) درجایی نوشته بودکه جنگ مردم جنگ مذهبی نیست…کاربری هم از قول مارکس نوشته بود هر نوع مبارزه جدی به نقد ریشه ای مذهب راه میبرد….

 

از نظر مارکس، دین اساساً محصولی از مناسبات یک جامعه طبقاتی است . بنابراین دین ریشه درمسائل اجتماعی و اقتصادی و ازخودبیگانگی انسان دارد و انگلس میگوید دین چیزی نیست جز بازتاب تخیّلی نیروهای خارجی حاکم بر زندگی روزانه در ذهن انسان ، که طی آن، نیروهای زمینی صورت نیروهای فراطبیعی را به خود می گیرند. نقد دین، انسان را از توهم درمی آورد و وادارش می سازد تا مانند انسانِ توهّم زدوده و سرعقل آمده بیندیشد و عمل کند و واقعیت زندگی اش را شکل بخشد و برمدار ذات خویش و یا در واقع دور خورشید انسان چرخ بزند….

این روزها صحنه سیاسی کمی شلوغ شده است و عمده نیروهای موجود فعالتر شده اند . جریان سلطنت وجریان مجاهدین خلق 2 نیروی مطرح هستند . نقریبا تمامی نیروهای دیگر تلویحا یا رسما با یکی از این 2 جریان پیوند میخورند . حزب موسوم به کمونیست کارگر با جریان سلطنت محشور شده است و مذهبی بودن مجاهدین را مثل پیراهن عثمان علم کرده اند . آن روزی که حزب کمونیست فریاد زد مجاهدین به هیج وجه و هی به هیچ وجه آلترناتیو و مردمی و کارگری نیستند ، تعجب کردم که فریاد زدن این بدیعیات فقط حاوی یک پیام سیاسی باید باشد… یک اتحاد سیاسی نانوشته بین بقیه در جلوی مجاهدین صف بسته اند ! ولی من هم معتقدم که جامعه تیمارستان نیست که درزمین سیاست جلوی فستیوال کُس فرش قرمز پهن کند ! البته به قول کاربری که نوشته بود مذهبی بودن مجاهدین نقطه ضعفشان است و بقیه هم که نقطه قوتی ندارند روی همین نقطه ضعف مجاهدین سوار میشوند .

در قرن 21 هستیم و حکومت اسلامی 40 سال است با مظاهر دینی حکومت میکند در یک دستش شمشیر و در دست دیگر قرآن و محصولش فقط جنایت بوده است . این دوران 40 ساله رنساس جامعه ایران محسوب خواهد شد . درخاورمیانه هم داعش طی همین چند سال رنساس کل خاورمیانه را پایه ریزی کرد . برخلاف نظر اون یکی کاربر که نوشته بود قاطبه مردم از مجاهدین تنفر دارند، آن قاطبه مردم از مجاهدین متنفر نیستند ولی از شکلها و شمایل مذهبی متنفرند . در قرن 21 نسلهای امروزی اساسا و کیفا با نسلهای قرن پیش تفاوت دارند . محمد حنیف نژاد و خسرو گلسرخی …. در زمان خودشان با حسین و حسن شروع و تمام کردند . با همین تفکر رسیدیم به زمانی که خمینی را از قبرستان روی دوشهای میلیونی مردم به جماران بردیم و بعد دوباره برگشتیم قبرستان … در ادامه بقیه مجاهدین هم با همان ورژن به قرن بعدی رسیدند .

مجاهدین ضمن اینکه متمرکز هستند مسیر قدرت سیاسی را از بالا هموار کنند ، ولی نبض جامعه فعلی ایران را هنوز جدی نگرفته اند . قبلا هم گفته بودم توانمندی سیاسی ربطی به حجاب و یا بی حجابی ندارد . ولی حتی اگر مسیر قدرت سیاسی از بالا هموار شود بالاخره پای مردم و تنفرشان از شمایلهای مذهبی وسط است. درقرن 21 نسل جوان میداند که دست ندادن زن و مرد تحت عنوان مسخره محرم و نامحرم ، پوشیدن لباس تابستانی و نماز خواندن بدون روسری و باقی ماجراها…کسی را سوسک نکرده نمیکند و نخواهد کرد . شاید مجاهدین روی جهل مذهبی مردم اشتباه زیادی حساب کرده اند . مولفه های سیاسی موجود فارغ از نظریات همگانی در فضای مجازی در حال عمل کردن هستند . بهترین آلترنناتیو برای غرب همین حکومت اسلامی استحاله شده است ، به جز این غرب نه با رضا پهلوی و نه با رجوی و نه با کس دیگری در اتحاد همیشگی نیست . آنها فقط با منافع خودشان در اتحاد دائمی هستند .

یکی هم نوشته بود که مجاهدین با عربستان و اسرائیل و… رابطه دارند و پول میگیرند…نوش جونشون ، بذار بگیرن . به تو چه بخیل ؟ حالا نه اینکه بقیه نیروها برای مخارج خودشان بیل میزنن و کارگری میکنن و یا چاه نفت مستقل دارن …. بقیه نیروها هم اگر بتوانند از هر کسی بدهد با کمال میل میگیرد ، مشکل اینجاست که تامین کنندگان مالی معمولا برای هر کسی شُل نمیدهند ! اتخاذ مواضع سیاسی متفاوت توسط انواع نیروهای سیاسی ( به خاطر منافع خودشان ) عجیب نیست ، ولی وقتی هر تصمیمی به نام مردم یا کارگر مُهر میشود آنجا جای سکوت نیست .

اسماعیل هوشیار