مقولۀ جنگ و جنگ طلبان

شباهنگ راد

جنگ ابزار دیگرِ سیاستِ نظامِ سرمایه داریست. اهدافِ آن و بر خلافِ نظرِ بانیان و منادیان سرمایه، در خدمت به بشریت نیست. مخرب و به عقب راندنِ سازندگی و پیشرفتهای جامعه است. در عصر به اصطلاح دمکراسی، جهان همواره نظارهگر جنگهای متعدد و سازمانداده شدۀ از جانبِ قدرتمداران و سودجویان سرمایه بُوده است. کارکردش سد نمودن جنبشهای اعتراضیِ کارگری و تودهای و بدنباله از زمره ممر درآمدِ کمپانیهای بزرگ تسلیحاتیست. پیریزی نقشهها، دستچین و مسلح کردن دستجات و نیروها، استفاده از ابزار و آلاتِ نظامی موید این حقیقت است که نیازِ سرمایه، در هر چه گستردهتر کردن جنگهای ارتجاعیست. قدرتمداران، جنگ را یکی پس از دیگری سازمان – داده و – میدهند تا فرمولبندی طبقۀ سرمایهداری در هم نریزد.

به عبارت صریحتر، جنگ در پاسُخگوئی به بُحران سیاسی – اقتصادی نظام سرمایهداریست. به گفتۀ بانیان و مجریان آن، متمایز از دیگرِ جنگهاست؛ بر این نظرند که در یکسوی آن، رژیمهای دیکتاتور، “ناآرام” و امثالهم قرار گرفتهاند و سویدیگر آنرا بهاصطلاح مدافعین حقوق انسانی تشکیل میدهند!! اگرچه همۀ طرفین – در نظر و منحیثالمجموع – مخالف جنگاند؛ امّا و در عمل، به سرعت، در صددِ انجامِ طرح و نقشههای شومِ امپریالیستی در درون جامعهاند. مشارکتِ عملی و بیوقفه در نظم دادن سیاستهای امپریالیستی در پهنۀ جهان و بویژه در منطقۀ خاورمیانه، نمادِ سیاستِ جنگطلبانیست که دهههاست، بر فضای کشورهایی همچون عراق، افغانستان و غیره سیطره انداخته است. همه و با تمام وجود، مدافع جنگاند و خیز برداشتن یکایک آنان و بدنباله، التماس از قدرتمداران بینالمللی بهمنظور سرنگونی دولتها و رژیمهای وابستهای همچون رژیم جمهوری اسلامی، به معنای تعلق و علاقۀ سیاسی – منفعتی یکایک آنان، با طبقۀ ظالم و چپاولگر است. مفهوم و نابودی جنگ بزعم آنان، نه ریشهکن کردن آن، بلکه در همراهی و در همکاری با بخشهای متفاوتِ قدرتمداران بزرگ و دولتهای وابسته بدانان است.

به هرحال کم نیستند که اینروزها دارند، در همسوئی با قدرتمداران بزرگ، نقشۀ به خاک و خون کشاندن میلیونها انسان دردمند و رنجدیده را میکشند، و دارند با نظریه و به اسمِ دفاع از حقوق مردم، در برابر رژیم جمهوری اسلامی، برنامۀ نابودی مردم را پی میریزند. مسابقۀ خوشخدمتی بهتر براه انداختهاند و در این بین، جرثومههای فساد و جریانات به اصطلاح مردمیای همچون “رضا پهلوی” و “سازمان مجاهدین خلق” هم، منتظر و تشنۀ حملۀ امریکا و دیگر همقطارانشان به ایراناند. مشوق و دوستدارِ راهاندازی جنگهای ارتجاعی از نوعِ خاورمیانه و خلاصه تمامی جنگهای سازمانداده شده از جانب دولتهای بزرگاند. همسو با سرمایه و در تخالف با مردم، به صف شدهاند و در اینمیان و هر زمان، تنش و جنگِ لفظیای بین دولتِ امریکا و ایران گرو میگیرد، تقلاءهای آنان هم صد چندان میشود. به یقین میتوان گفت که به ابزار و آلاتِ سیاسیِ دولتهای امپریالیستی تبدیل گردیدهاند و خاصیتشان، انحرافِ اذهان عمومی، تطهیر چهرۀ کریه بانیان و مسببین اصلی مصیبتهای کنونی و بویژه تخطئۀ جنبشهای اعتراضی رادیکال مردمیست. پیداست که افکارِ این عناصر و جریانات را نباید و نمیبایست، با افکارِ مردم و همچنین با خواستهای جامعۀ انسانی مرتبط دانست. وابستگی و تعلقشان به بالائیهاست و از زمره بازیگران سیاسیِ دولتهای امپریالیستی و رژیمهای وابسته بدانان به حساب – آمده و – میآیند. ارتباط و مرادوۀ سیاسی با بالاترین مقامات امریکائی و شرکتِ جانیان بشریت در تجمعات و در کنفرانسهای سازمان داده شده، از دیگر نمونههای بارزِ خوشرقصی عناصر و سازمانهای بهاصطلاح مدافع مردمیست. این عناصر و دستجاتِ بیارتباط با جامعۀ انسانی، میخواهند از کانال و از مجرای

سیاستهای جنگطلبانۀ قدرتمداران بینالمللی، مسیر جامعه و زندگی تلف شدۀ میلیونها انسان دردمند را تغییر دهند! میخواهند ریشۀ جنگ را توسط جنگافزوزانِ اصلی و امپریالیستها بسوزانند! میخواهند با برگزاری کنفرانسها، گردهمائیهای بیمایه، و با یاری دولتهای بزرگ، جامعه را از شرِ نظام جمهوری اسلامی نجات دهند! بدون اینکه کمترین نزدیکی مفِاهیمی و مضامینی با نیازمندیهای جامعه و همچنین با آرمانهای پایهای مردم داشته باشند. همۀ کارشان، ارتباط با این و یا آن سرکردۀ نظام و دولتهای امپریالیستی تبدیل شده است. همین چند روز قبل – یعنی در 29 ماه مه 2019 – بُود که در فرانکفورتِ آلمان، تعدادی دیگر از جمله، «اتحاد دمکراتیک آذربایجان – بیرلیک، جنبش جمهوریخواهان دمکرات و لائیک ایران، حزب تضامن دمکراتیک اهواز، حزب دمکرات کردستان، حزب دمکرات کردستان ایران، حزب کومەلە کردستان ایران، حزب مردم بلوچستان، سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران، شورای موقت سوسیالیستهای چپ ایران و کومەلە زحمتکشان کردستان» و آنهم تحت عنوان اتئلاف “همبستگی” گرد هم آمدهاند تا به نیازها و به اولویتهای جامعه پاسُخ دهند!!

البته ناگفته نماند که دنیای مجازی با ایندست کنفرانسها و گردهمآئیها، غریبه نیست؛ بر ثمره و بر نتایجِ آنها آشنا و همچنین با عریانی تمام، کارکردهایشان بر روی میزِ جنبشهای اعتراضی کارگری و تودهای قرار دارد. برای اینکه انگیزۀ عناصر و نیروهای متشکله در کنفرانسها و گردهمآئیها، در جوابگوئی به معضلات و مشکلات جامعه نیست؛ برای اینکه فاقدِ پائینترین جایگاهِ اجتماعی در میان میلیونها کارگر و زحمتکشاند. با این اوصاف گردهم آمدنهایشانرا هم، باید و میبایست به حسابِ بازارگرمیهای سیاسی، و بدنباله به حساب دُم تکاندادنهایشان، به قدرتمداران بینلمللی نوشت. به طور نمونه “حزب دمکرات کردستان ایرانِ” «مصطفی هجری»، و “حزب کومله کردستان ایرانِ” «مهتدی»، دهههاست که به مردم و به خلق ستمدیدۀ کُرد پشت کردهاند و به ارابۀ سیاستهای امپریالیستی و بویژه امپریالیسم امریکا در منطقه تبدیل گردیدهاند. تماس و دیدار با «مایک پمپئو» وزیر امور خارجۀ امریکا و «جان بولتون» مشاور امنیت ملی کاخ سفید، نشان و حکایت از جایگاه و ارتباطِ سیاسیشان با امپریالیستها و بویژه با امپریالیسم امریکا دارد. جریاناتی که بهجای تکیه به مردم، در تخالف با خواستهای و حقوق پایمال شدۀ مردم و بویژه تودههای ستمدیدۀ کُردستان ایستادهاند و دارند بعنوان بازیگران سیاسی امپریالیستها در کُردستان، نقشههای شومِ جانیان بشریت را هموار و هموارتر میکنند.

به عبارت دیگر و حقیقتاً، اینروزها کمتر کسیست که، به ماهیتِ سران رژیم جمهوری اسلامی توهم و یا شک و تردیدی داشته باشد. محرز شده است که نظام جمهوری اسلامی بهعنوان سوپاپ اطمینانِ سرمایهداری توسط امپریالیستها – و در سال 57 – بر سر کار گماره شده است تا جنبشهای اعتراضی را مهار کند. براستی این نظام بدون حمایت مالی، سیاسی و تسلیحاتی دولتمردان بزرگ، قادر به دوام نبُوده و نمیباشد. در این چهار دهه، نظام تا آنجائیکه در توان داشته است به سرکوب مردم پرداخته و با درندهخوئی هر چه تمامتر، جنبشهای اعتراضی و همچنین جنبشِ مسلحانۀ خلق کُرد را به خاک و خون کشانده است. از نظرِ تودههای ستمدیده، بانیان و مسببین اصلی بدیختیها و بیعدالتیهای موجودِ درونِ جامعه، دولتهای بزرگی همچون دولت امریکاست. افزون بر اینها مدتهای طولانیست که مردم و خلق رزمندۀ کُرد و عملاً با سردمداران رژیم جمهوری اسلامی تصفیه حساب سیاسی کردهاند و بر خلاف نظر و اعمال عناصر و جریانات بهاصطلاح مردمی، کارگران، زحمتکشان و بویژه خلق ستمدیدۀ کُرد، هیچگونه، همرنگی و یا اشتراکِ منافعای با قدرتمداران بینالمللی – بر سر برکناری سران نظامِ جمهوری اسلامی – ندارند. به این سبب که دولتهای بزرگ و بویژه دولت امریکا، برای محترم شمردن به حقوق بشریت و برای تقسیم ثروتهای جامعه – و آنهم – بین سازندگان اصلی آن زاده نهشدهاند و بنابراین، جنگ آنان، جنگ صدمات و لطماتِ جانی و مالیِ بیش از پیش، به دردمندان و

قربانیان قدرتهای امپریالیستی و جامعه است. بنابه هزاران دلیلِ روشن، عامل وضعیت در هم ریختۀ جهان و زندگیِ ناهنجار تودههای محروم ایران، دولتهای بزرگ و رژیمهای مسلح و وابسته بداناناند. پس هرگونه نزدیکی با طرفین تنشها و نزاعهای لفظی – جنگی، بهمعنای مخالفت با افکار و اعمال تودههای دردمند و خلق ستمدیدۀ کُرد است. بدون کمترین توهمی، راه و انتخابِ کارگران، زحمتکشان و دیگر ستمدیدگان، در تقابل با سیاست، با راه و با انتخابِ جریانات و دار و دستههای وابسته به سرمایه است. بر این اساس جنگشان با سران رژیم جمهوری اسلامی هم، نمیتواند جنگِ تودههای محروم و بویژه خلق دربند کُردستان به حساب آید. به دروغ دارند قیافۀ دفاع از آزادی و برسمیت شناختن حقوقِ میلیونها انسان دربند را میگیرند و بدون کمترین درنگی، همۀ آنان به فرمانبرداران و به پادوهای بیاختیارِ سیاسیِ سرمایهداران، و همچنین از زمره جنگطلبانی به حساب – آمده و – میآیند که هدف و نیتشان، جز توجه و کسب سهمیۀ بیشتر از دیگر رقبا، در حکومت و در “دولتِ آیندۀ” ایران توسط قدرتهای بزرگ نیست!!

در هر صورت حرفِ غامض و دُور از فهم نیست که خیر برداشتن به سمت بانیان و راهاندازان اصلی جنگها، برابر با خارج شدن از پاسُخگوئی به نیازها و خواستهای میلیونها کارگر، زحمتکش و دیگر قربانیانِ نظام امپریالیستی است. در حقیقت سهم مردم را نمیتوان با قدرتمدارانی که چهار دهۀ قبل، با نیتِ حفظ و پایداریِ طبقۀ سرمایهداری، و بویژه با هدفِ تخطئۀ کاملِ قیام 21 و 22 بهمن 57، سران حکومت را به اریکۀ قدرت نشاندهاند، گرفت؛ ناممکن است و راهشان، راهِ تکراریِ عناصر، دستجات، نیروها و دیگر دار و دستههای سرمایه در گوشههای متفاوت جهان و بویژه منطقۀ خاورمیانه است. چنین سیاست و روشهایی بدرد مردم نخواهد خُورد و بهطور قطع، وُرود به بگومگوهای سیاسی و جنگهای لفظی و عملیِ دولتهای بزرگ با رژیمهای وابسته و رنگ وارنگشان، انحراف اذهان عمومی و همچنین وارونه جلوه دادن ماهیت قدرتمداران بزرگ امپریالیستی بویژه دولت امریکاست؛ دولتها و قدرتهایی که چهار نعل در پی شعلهورتر نمودن جنگهای ارتجاعی در منطقۀ خاورمیانهاند. با این اوصاف بگومگوهای سیاسی و جنگ آنان، برابر با گفتمانِ سیاسی، و برابر با جنگِ میلیونها انسانِ دربند و تلف شده نیست. مردم در اینگونه کشمکشها، ذینفع نیستند و بر خلاف قدرتمداران بینالمللی و دیگر گماشتگان سیاسیشان، نه تنها جوامع انسانی و مدافعین آزادی و برابری، طالب جنگ نیستند، بلکه با تمام وجود حواهان نابودی جنگهای ارتجاعی و خسرانزا در درون جامعهاند. چرا که جنگ طاعون و مرضِ دردناکیست که مولد آن، حاکمان و سرمایهداراناند. از اینرو لازم و ضروریست تا در برابرِ مدافعین چنین تفکر و منشی، صفِ متضاد با آنانرا تشکیل داد و بر عواقبِ و بر ثمرههای جنگهای ارتجاعی و امپریالیستی گوشزد کرد؛ لازم و ضروریست تا در تخالف با سویهای متفاوتِ جنگهای ارتجاعی، جنگِ با تکیه به مردم را سازمان داد.

خلاصه تنها با انتخابِ راهِ سّوم، و با اتکاء به پتانسیلِ کارگران، زحمتکشان و خلق رزمنده کُرد، و بویژه با راهاندازی جنگهای انقلابیست که میتوان جامعه را از شرِ مناسبات و سیستمِ فرتوت سرمایهداری نجات داد. راهِ و مجالِ دیگری، جهان ظالم، چپاولگر و جنگطلبِ سرمایهداری، در مقابل جهانِ انسانی و مساواتطلب باقی نهگذاشته است. این خواست باطنی مردم و یگانه راهِ رهائی از زیر سلطۀ نظامهای غارتگر و مبتنی بر سرکوبِ عنان گسیخته است و بر خلافِ نظر و امیالِ سازمانها و احزابی همچون مجاهدین، دمکرات، کومله و امثالهم، – آنهم با استفاده از دم و دستگاهها و بویژه با سازماندهی دشمن -، نمیتوان دشمنان طبقاتی مردم را به عقب راند. انقلاب نیاز به سازمان، و نیاز به ابزارهای متناسب با انقلاب را دارد؛ نیاز به بُرشِ انقلابی و مبارزاتی دارد. پس هرگونه مصلحتگرائی و بده بستانها، و هرگونه معاملۀ آشکار و پنهانی با قدرتمداران بینالمللی، بر سر برکناری سران رژیم جمهوری اسلامی، خیانت به جامعۀ انسانی و پشت پا زدن به حقوق

دیرینه و پایمال شدۀ کارگران، زحمتکشان و دیگر قربانیان نظام امپریالیستی و بویژه خلق ستمدیدۀ کُرد است. توطئه، جنگ و جنگطلبیِ سرمایهداران و دار و دستههایشانرا میتوان و میبایست، با هوشیاری و با درایت کمونیستی – و آنهم با پشتوانۀ جنگهای انقلابی – پاسُخ داد. جنگهای ارتجاعی را قدرتمداران جهانی و آنهم بههمراهِ دار و دستههای مرتجع و دولتهای وابستۀشان، به جامعه و به مردم تحمیل کردهاند و پس، یگانه راهِ پاسُخگوئی به آن، انتخاب سیاستِ تعرضی، و مقابلۀ انقلابیِ با برنامه، در برابر حکومتمداران رژیم جمهوری اسلامی و دیگر حامیان امپریالیستیشان میباشد.

9 ژوئن 2019

19 خرداد 1398