صلح افغانستان عرصۀ رقابت های کشور های منطقه و جهان

نویسنده : مهرالدین مشید

گوی صلح افغانسان در چوگان بازی کشور های منطقه و جهان

جنگ امریکا در افغانستان به دراز ترین درگیری های این کشور در بیرون از امریکا بدل شده است و این جنگ برای امریکا هزینه های زیادی را بر جا گذاشته است که بیشتر از هزار میلیارد دالر تخمین شده است. از تلاش های سیاسی امریکا معلوم است که در رویارویی با مخالفان مسلح افغانستان ناکام مانده و دریافته است که جنگ افغانستان راۀ حل نظامی ندارد. از این رو تلاش دارد تا به هر ترتیبی که ممکن است، به این جنگ نقطۀ پایان بگذارد. لبیک گفتن امریکا به خواست طالبان که با گفت و گو های معاون وزارت خارجۀ این کشور در قطر آغاز شد. این در واقع نقطۀعطفی در رویکرد سیاسی امریکا با طالبان به شمار می رود. این گفت و گو در واقع روی خوش نشان دادن امریکا به خواست طالبان بود که هر از گاهی گفت و گو با کابل را رد کرده و خواهان گفت و گو با واشنگتن می شدند. پس از نخستین گفت و گو های خانم ولز معاون وزیر خارجۀ امریکا با طالبان در قطر، مقام های طالبان این گفت و گو ها را سازنده خوانده و رسانه ها هم این گفت و گو ها را موثرگزارش دادند. برخی منابع آگاه از وجود «نشانه‌های بسیار مثبت» در گفتگوهای گذشته میان فرستادگان ایالات متحده و نمایندگان طالبان در دوحه، پایتخت قطر خبر داده‌اند. این منابع همچنین گفتند که  دو طرف بر سر ادامه مذاکرات به توافق رسیده‌اند.

مقام های طابان این گفت و گو را نشان دادن چراغ سبز مسئولان عالی آمریکا به رهبران طالبان خوانده و دو طرف درمورد پیشنهادی بحث کردند که نیروهای طالبان می‌توانند بدون آن که مورد حمله قرار گیرند، در دو ولایت آزادانه رفت و آمد کنند. مقام گفت و گو کنندۀ طالبان به رویترز گفت: “تنها درخواست آمریکایی‌ها این بود پایگاه‌های نظامی آنان در افغانستان حفظ شود”. یک مقام طالبان نشست قطر را سومین نشست میان طالبان و امریکا خوانده است. خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام آمریکایی می‌نویسد که آمریکا در برگزاری مذاکرات صلح نقش دارد، اما استقرار صلح در این کشور بستگی به تصمیم خود افغان‌ها دارد. از سوی دیگر جنرال نیکلسن که به مناسبت یک ساله شدن استراتیژی جدید امریکا در افغانستان سخن می گفت، از فرصت استثنایی برای صلح سخن گفت و افزود که فضای صلح بیش از هر زمانی بهتر شده و از خشونت ها کاسته شده است. این در حالی است که دامنۀ خشونت ها در افغانستان افزایش یافته است. وی هرچند از رفت و آمد آزادانۀ تروریستان از پاکستان به افغانستان را بامقام های اسلام آباد مطرح می کند و در ضمن با آمدن عمران خان از بهبود روابط افغانستان با پاکستان سخن زد و این را نتیجۀ تلاش های رئیس جمهور غنی دانست. از طرفی هم مقرری خلیل زاد بحیث نمایندۀ خاص امریکا در افغانستان با توجه به نقش او در حکومت پسا طالبانی که حتا او را از بنیاد گذاران حکومت کنونی می دانند و از سویی هم پیشینۀ شناخت و روابط اش با رهبران جهادی و سیاسی  و شخصیت های مطرح افغانستان و حتا طالبان ، می تواند گامی باشد در راستای حل قریب الوقوع منازعۀ افغانستان. از این که جنگ افغانستان برای امریکا خیلی هزینه برداشته و به دراز ترین درگیری امریکا در خارج از این کشور بدل شده است. بنا بر این رئیس جمهور امریکا خواسته تا به هر ترتیبی که ممکن است، به این جنگ نقطۀ پایان بگذارد. حال پرسش این این است که آقای خلیل زاد چگونه به این معضله پایان می دهد و روند گفت وگو ها با طالبان را با چه شیوه یی به پیش می برد.

در این میان آنچه مایۀ نگرانی است، تلاش های کشور های همسایه و بویژه روسیه برای برگزاری نشست های صلح افغانستان است که هر کدام می خواهند، صلح افغانستان را در محور منافع خود بچرخانند و  از وضعیت طوری فهمیده میشود که کابل به حاشیه کشانده می شود. چنانه گفت و گو های مستقیم معاون وزیر خارجۀ امریکا با طالبان و برگزاری نشست به اشتراک طالبان، روسیه، چین، پاکستان و ایران نشان دهندۀ علاقمندی و گفته می توان، علامۀ دستبرد صلح افغانستان  بوسیلۀ کشور های دیگر است که به نحوی افغانستان را که مالک اصلی صلح است، منزوی کرده است. هرچند امریکا هدف از تماس های خود با طالبان را زمینه ساز دیدار های مستقیم طالبان با کابل خوانده است که روسیه اهداف جداگانه را دنبال می کند. روسیه هدف از این نشست را مصؤونیت شهروندانش و د رضمن پیشرفت صلح افغانستان خوانده است؛ اما افغانستان با آن که از روابط نیک کابل با مسکو یادآور شده است؛ ولی به دلیل عدم رهبری این نشست از سوی کابل اشتراک در آن را رد کرده است.

اما عدم اشتراک افغانستان در این نشست سبب می شود تا  کابل از فیصله های این نشست ها بی خبر بماند و فیصله ها در عدم حضور مقام های افغانستان هر طوری که باشند، به سود افغانستان نیست و به انزوای افغانستان در روند صلح می انجامد و برعکس از انزوای سیاسی طالبان می کاهد. در حالیکه شرکت فعال افغانستان دراین نشست ها و نقش فعال دیپلوماتیکی آن موقف سیاسی کابل را در قبال صلح تقویت می کند و در عدم حضور کابل برگ برنده در دست مخالفان خواهد افتاد تا از این نشست ها به نفع خود سود ببرند. از سویی هم عدم حضور کابل در این نشست ها فرصت های بهره برداری های سیاسی را برای سایر کشور ها بویژه کشور های میزبان میسر می سازد. گمانه زنی ها بر این است که خودداری واشنگتن از این نشست، کابل را وادار به سهم نگرفتن در این نشست کرده است. این در حالی است که مقام های روسی واشنگتن را بنا بر عدم اشتراک اش در این نشست متهم به دورویی کرده است و اما واشنگتن مدعی است که این گونه گفت و گو ها را باید افغانستان مدیریت کند. تا حال یگانه مانع صلح حاضر نشدن طالبان برای گفت و گو با کابل است و اما حالا صلح افغانستان به نقطۀ تنش میان امریکا و روسیه قرار گرفته است که این فصل تازه یی از دشواری ها را فرا راۀ صلح افغانستان بوجود آورده است و این می تواند، صلح افغانستان را به مخاطره افگند. نزاع امریکا با روسیه نشانگر ادامۀ جنگ است و این می رساند که امریکا و روسیه خواهان برپایی صلح در افغانستان نیستند؛ بلکه برعکس می خواهند  صلح افغانستان را قربانی بازی های استراتیژیک و خطرناک خود و این کشور را به مرکز رقابت های نظامی و بلند پروازی های اقتصادی خود تبدیل کنند. حال بر افغانستان است که با توجه به حساسیت ها میان دو کشور و در ضمن حفظ رابطۀ نیک میان هر دو بن بست موجود را بشکند؛ ورنه افغانستان مانند سوریه و عراق به مرکز رقابت های روسیه و امریکا بدل خواهد شد که هزینۀ آن را مردم افغانستان خواهند پرداخت.

از این رو نمی توان به ساده گی از روی حرف های روسیه و امریکا در پیوند به افغانستان کنار رفت و به صداقت آنها در پیوند به افغانستان باور داشت؛ زیرا بر مصداق این حرف” هیچ گربه یی برای خدا موش نمی گیرد” و هیچ کشوری حاضر نیست منافع ملی خود را قربانی منافع ملی کشور دیگر کند. بنا براین روسیه و امریکا یا کشور دیگر هرگز حاضر نیستند تا برای افغانستان خودگذری کنند. این سبب شده تا جنگ افغانستان طولانی شود و پروژه های گوناگون زیر نام های مختلف منازعۀ افغانستان را به درازا بکشد. از این رو مردم افغانستان ناگزیر اند تا برای رهایی از وابستگی های دردناک خود وارد میدان شوند و منتظر دیگران نباشند؛ زیرا بر مصداق این  شعر “رفتن به پای مردم بیگانه در بهشت – حقا که با عقوبت دوزخ برابر است” . افغانستان برای رهایی از بحران کنونی به یک دیپلوماسی فعال و سازنده نیاز دارد تا بر بنیاد سیاست های متعادل به هر ترتیبی که لازم است، کشور را از این بحران نجات بدهد. هرقدری که دستگاۀ سیاسی افغانستان بیش از این تعلل کند و به این حالت غیر فعال ادامه بدهد، معلومدار است که فرصت برای کشور های دیگر فراهم می شود تا صلح باطالبانرا به مانور های خطرناک سیاسی و نظامی شان قرار بدهند و زیر نام صلح باز هم سرنوشت مردم ما برای سال های دیگر به بازی گرفته شود. حال آنچه که برای افغانستان مهم است، امنیت و ثبات است که در بدل صلح با مخالفان بدست می آید و کابل باید صلح را در کشور تامین کند. معلوم است که  صلح بدون قربانی بوجود نمی آید؛ اما چگونه قربانی؛ قربانی ییکه همه ارزش ها و دستاورد ها را در بدل صلح از دست داد که معنای صلح ذلت بار را دارد و این صلح نیست؛ بلکه این گونه صلح مقدمه یی برای ادامۀ جنگ دیگر است و اما صلح آن است که ثبات را تضمین کند و عوامل جنگ را به شمول حضور نیرو های خارجی را به کلی از بین ببرد. هرچند این امری ساده نیست؛ اما این نیاز به دیپلوماسی فعال و سازندۀ کابل دارد که چگونه می تواند، باعبور از “هفت خوان رستم” جنگ به نخستین “خوان صلح “با غزت نایل آید.