شش جدی سال ۱۳۵۸

محمدولی

چاه کن به قعر چاه شد
حفیظالله امین بحیث یک چهره مشکوک نزد جناح پرچم ح.د.خ.ا. مظنون به ارتباط با سی.ای.ای. بود.سابقه اودر دوران تحصیل در امریکا وریاست اتحادیه محصلان در پوهنتون کولمبیا،بعدآ روابطش با (ایشیا فوندیشن) ونقش منفی اش در درون حزب شکوک وشبهات را بسوی درک حقایق سوق میداد.
امین در جناح خلق ح.د.خ.ا.با مهارت توانست خودش رامورد اعتماد مرحوم نور محمد تره کی منشی عمومی حزب قرار داده مدارج پیشرفت در داخل حزب را بسرعت بپماید ،اوعضو کنگره موئسس حزب نبود اماتوانست بحیث چهره دوم درجناح خلق نقش ایفا کند وشاخه نظامی انرا بخود اختصاص دهد.
طرحها وشعار هایش در داخل حزب همیشه انگیزنده شدت اختلافات بود، اودرداخل حزبیکه بربنیاد مبارزه طبقاتی فعالیت میکرد طرح طبقاتی داشت(نور محمد تره کی فرزند چوپان وببرک کارمل جنرال زاده است، خلقیها فرزندان رنج ومحنت طبقاتی وپرچمیها اشراف زادگان اند) این شعارها درنوشته ها، میتنگها وتظاهرات پیوسته تکرار میشدواو هیجان تفاوت طبقاتی مطروحه اش را وسیله حمایت خلقیها از خودش میدانست .
پس از تامین وحدت هردو جناح حزب در سرطان سال ۱۳۵۶ امین از وحدت تشکیلاتی سازمان نظامی جناح خلق وبرخی کادرهای ملکی مصروف باکار نظامی طفره میرفت . در یکی از جلسات کمیته حزبی شهر کابل که گذارشات توحید وانسجام سازمانهای حزبی ارائه میگرد ید (دران وقت شرعی جوزجانی ازجانب جناح خلق داکتر نجیب الله شهید از جناح پرچم کار این جلسات را اداره میکردند) ،بعد از ارائه گذارشات درمورد ادعام سازمانهای حزبی شرعی جوزجانی از پیشرفت کار اظهار رضائیت کرده گفت: پروسه وحدت حزب بسرعت ودرست پیش میرود اما هنوز یک خط سیاه دردرون حزب وجود دارد که درتکمیل این کار سنگ اندازی میکند ( منظور شبکه امین بود) .
سرکشی امین ازتوحید سازمانهای نظامی حزب با عث نا خوشنودی مقام رهبری بود. مرحوم نور محمد تره کی درزمستان همین سال اعلامیه ای بنام “اعلامیه نور محمد تره کی ” درداخل حزب نشر کرده ودرسازمانهای حزبی قرائت شد، در اعلامیه گفته شده بود که نور محمد تره کی به هیچ دسته بندی حزب تعلق نداشته منشی عمومی حزب میباشد(منطور ازین دسته بندی باند امین بود) .
حزب برای به انزوا کشانیدن امین یک دست عمل میکرد شاید اقدام خودسرانه قیام نظامی هفت ثور یکی از عوامل پیش گیرنده وتغیر دهنده وضع درون حزبی به نفع خدش بوده باشد.
امین درخارج از حزب گروپ تروریستی تشکیل داده ورهبری انرا بدست یک هرزه گرد بنام (عارف عالمیار) مشهور به (عارف ژیدو) سپرده بودکه اجرای یک سلسله ترور ها غرض زمینه سازی قیام نظامی توسط همین گروپ اجرا میشد .
امین که در حصول قدرت به اعمال کودتائی اتکا داشت به شیوه های تروریستی امریکائی میخواست موانع این عمل را ازسرراهش بردارد. اوبرای پیشبرد فعالیتهایش به جمع اوری اسناد ، شانتاژ وتهدید میپرداخت.
شاه زمان وریز استانیزی یکتن از ژور نالستان (مدیر مسئول مجله لمر) درکتابش بنام”سهل انگاری محمد داود وکودتای هفت ثور ” می نویسد:که امین ازوی تقاضای سندی را نموده بود که “نور محمد تره کی از دارالتحریر شاهی ماهانه شش هزار افغانی بدست میاورد ” اما او از سپردن سند امتناع ورزیده زندانی شد ،او در زندان این سند را به امین فرستاده ازاد گردید ، ستانیزی در جای دیگر مینویسد:” شبی در منزل گل احمد فرید رئیس دفتر نور احمد اعتمادی صدراعظم سابق بود که امین هم به انجا امد (گل احمد فرید علاقمندی به جناح خلق داشت )،جروبحث روی تحول وانقلاب صورت گرفت امین گفت میر اکبر خیبر مخالف انقلاب است وی طرفدار ان نیست که پرچمی هاازراه کودتا یا مداخله نظامی قدرت را بدست اورند ، اگر ما راه لینین یا میر اکبر را تعقیب کنیم پنجاه سال دیگر به کار است تا جامعه ماازحالت موجوده نیمه فیودالی خارج شود وداخل مرحله کاپیتالیسم گردد، درشرایط موجوده برای بدست اوردن قدرت دولتی یگانه راه کودتا ومداخله نظامی میباشد.” ص.۲۵-۲۴
نویسنده میگوید در بحثی که پیرامون بدست اوردن قدرت صورت گرفت گل احمد فرید درمورد کارمل پرسید امین بوی گفت ” ببرک تا ان وقت وجود نخواهد داشت” ص ۲۶
زنده یاد دکتور اناهیتا راتب زاد در اولین پلینوم بعد از شش جدی حزب درتالار قصر چهلستون گفتند که ترور رفیق خیبر توسط باند امین اجر شده است.
بجای ببرک کارمل پیلوت گران که از لحاظ جسه وچهره شباهت زیاد به مرحوم کارمل داشت در شام یک روز در مقابل بلاک رهایشی ببرک کارمل به اشتباه انکه کارمل است ترور شد .
سلسله فعالیتهای تروریستی بسرعت پیش میرفت .قیل از ترور میر اکبر خیبر،در زمستان سال ۱۳۵۶ گروه تروریستی امین علی احمد خرم وزیر پلان حکومت داود را ترور نمود، اجرا کننده این قتل شخصی بنام (مرجان)ازدشت ارچی کندز بود. شام همان روز کریم میثاق مسئول امور مالی حزب (محمد اصف دین) یکی از کادرهای جناح پرچم را که سابقه معلمی در کندز داشت وسازمانهای حزبی ان ولایت را می شناخت بادادن یک مقدار پول هدایت داد والگائی کرایه کرده تا شب خودرا به کندز برساند وبه سازمانهای حزبی بگوید که مرجان عضو حزب ما نیست .بنا بر نفوذ حزب در وزارت داخله پولیس نتوانست ثابت سازد که مرجان عضو حزب است.
منظور امین ازین ماجراجویی ها مواجه ساختن دولت داود خان با حزب بود تا بهانه ای برای کودتا انهم بدون تصمیم رهبری حزب بدست اورده به قیام نظامی خود سرانه اقدام کند. چنانچه بعد از ترور میر اکبر خیبر ومارش مراسم خاکسپاری وی رهبری حزب بدون امین زندانی شد وامین اقدام به قیام نمود اوبعد از دادن دستور قیام نیمه روز هفت ثور خودرا به پولیس تسلیم کرد.
پس از قیام نظامی هفت ثور امین خودرا قوماندان سپیده دم انقلاب لقب داده با گرفتن مراجع کلیدی نظامی در پی تطبیق پلانهای بعدی اش شد.
هدف ومنظورامین بحیث یک گماشته سی.آی.ای. بداخل حزب تضعیف وانفجار درونی حزب بوده این نقش را بخوبی اجرا میکرد. اودر اولین فرصت به تصفیه رهبری جناح پرچم از حزب پرداخت وببرک کارمل را با عده ای از رهبران ان جناح از بیروی سیاسی اخراج وبحیث سفرا بخارج فرستاده بخش دیگر هیئت رهبری وکادر های ملکی ونظامی انرا به شمول کادر های سازمانهای جوانان وزنان زندانی،شکنجه واعدام نمود،درحالیکه قسمت دیگر کادرها وصفوف ان جناح به مخفی گاهها رفته فعالیت مخفی را علیه این باند تبهکار اغاز کردند.
دردور دوم تصفیه حزبی گروپ داکتر کریم زرغون راکه مربوط جناح خلق بود تحت ضربه دراورده اورا با برخی کادرهایش اعدام وقسمت دیگر شانرا زندانی وشکنجه نمود. بعدآ اقدام به ضربه زدن به بدنه اصلی جناح خلق کرده نورمحمد تره کی را با گروهی ازکادرها به قتل رسانیدوباقیمانده هارا به زندان افگند حتی خانم کهن سال وبیمار تره کی را نیز زندانی ساخت.
اخرین نشانه امین در کار تصفیه حزبی صالح محمد زیزی ودستگیر پنجشیری اعضای بیروی سیاسی بود که زیر نام (کنجکی ها) تحت تعقیب قرارداشتند ولی به گرفتاری انها نارسیده به اثر هجوم عساکر شوروی به قتل رسید.( امین میگفت این رفقا در گوشه های کاغذ هدایات ودساتیر شانرا به پیروان شان مینوبسند ازین جهت انهارا کنجکیها نام مانده بود .)
همه فعالیتهای بیرون ودرون حزبی امین توطئه های بود معطوف به زیر ضربه دراوردن حزب،پارچه پارچه ساختن ان از طریق راندن ،کشتن وزندانی ساختن بالخصوص منشی های عمومی هردو جناح واعضای موئسس حزب تا نقش وموثریت حزب رادر حیات ملکی ونظامی تضعیف نموده حزبی راکه خار چشم امپریالیسم امریکا بود اولآ با با یک اقدام کودتایی قبل از وقت وثانیآ باتصفیه های خونین پی درپی ازصحنه سیاسی کشورمحو ساخته بایک عمل دیگر یعنی تفاهم با پاکستان وحکمتیار به حیات ان خاتمه دهد.
کشتارهای جمعی وگورهای دستجمعی مردمان بی گناه که کشوررا به ماتمسرای مرگ مبدل کرده بود پلان دیگری برای انگیزش مردم غرض انحراف تحول آغاز شده ازمسیر مثبت ان بود تا مردم به مقاومت برخیزد.سی. آی. ای درپشاور توسط تنظیمهای ایجادشده درانجابه اتش این خیزشها دامن میزد. گویا امین درکابل وسی.آی.ای درپشاور موازی باهم عمل میکردند.
پلان سپرده شده سی.آی.ای. برای امین باعث کشانیده شدن پای عساکر روسی به افغانستان شد، همه اسنادافشا شده سی.آی.ای. نشان میدهد که امریکا جدآ خواهان تحریک شوروی برای فرستادن عسکر به افغانستان بود تا انرا درینجا زمینگیر ساخته با گرفتن انتقام شکست در جنگ ویتنام به حریف قدرتمند دوران جنگ سرد ضربه کاری وارد نماید.
برطبق نوشته کتاب جنگ اشباح امین پنج باردرخزان همان سال با سفیر امریکا ملاقات کرده بود وبعد از هر ملاقات به مقامات شوروی پیشنهاد فرستادن عسکر به افغانستان را میکرد.
وقتی حزب با تصفیه های خونین درعرصه نظامی وملکی سخت تضعیف شده فرار از قطعات نطامی شدت گرفته و فعالیت مخالفین مسلح با تحریک وحمایت امریکا،پاکستان وعربستان سرتاسر کشوررادرنوردیده بود ،جانب شوروی بادرنظرداشت سرحد طولانی مشترک با افغانستان وپلانهای خطر ناک(امین – سی.آی.ای.) به برخی تدابیر اقدام ورزید تا ازسقوط افغانستان بدست بنیاد گرایان وتروریستهای مورد حمایت امریکا جلوگیری بعمل اید، ازجمله هیئتی بریاست پینی ماریوف مُسئول شبعبه روابط بین المللی کمیته مرکزی حزب کمو نیست شوروی به افغانستان امد تا امین را تشویق به ایجاد یک حکومت با پایه های وسیع سازد،زیرا اندروپوف رئیس کی.جی.بی. یادداشتی به برژنف نوشت که” پس از کودتا علیه تره کی وقتل او اوضاع در حزب ودولت واردو… بحرانی شده است وهم چنین علایمی از تغیر تمایل امین بسوی غرب حکایت دارد… از سوی دیگرامریکا با دستیابی به پایگاههای نظامی در افغانستان قادر خواهد بودراکت های پرشنگ را در مرزهای جنوبی شوروی که از لحاظ دفاع هوایی ضعیف است مستقر سازد ” ص۴۸
قدوس غوربندی در کتابش بنام “نگاهی به تاریخ ح.د.خ.ا.(حزب وطن)” می نویسد ما دروازه غرب را از طریق پاکستان کوبیدیم. این خود بازگو کننده پلان امین در مورد سپردن کشور به پاکستان وبنیاد گرایان وامریکا بود چیزیکه همین اکنون ادامه دارد.
امین درک میکرد که درحکومت با پایه های وسیع شخصیتهای سیاسی رژیم شاهی چون نور احمد اعتمادی ومحمد موسی شفیق ودیگران نقش اساسی خواهند داشت ازین جهت به سرعت به قتل انها اقدام کرده طرح شوروی را خنثی ساخت.
در کتاب اسناد لانه جاسوسی امده است :” طبق گذارش ، شوروی هازمانی در صدد توسعه پایگاه سیاسی رژیم کابل برامده بودند تا بدینوسیله اغتشاشات را سر کوب نمایند اکنون این پایگاه را بسیار محدودوحتی به باریکی نوک مداد یافته اند” .
اسناد استخباراتی امریکا توسط ایرانی هایی که سفارت امریکارا در تهران اشغال کرده بودند بنام ” اسناد لانه جاسوسی” در چندین جلد طبع شده جلد ۲۱ ان مربوط به افغانستان میباشد.
شعبه سی.آی.ای.درسفارت امریکا مقیم کابل طی گذارشاتی به دفتر منطقوی اش مقیم سفارت امریکا درتهران در باره رهبران حزبی گذارشات بد نام کننده وجعلی میفرستاد اما در موردحفیظ الله امین چنین نوشته بود :” …درسال ۱۹۷۹ ما سرگرم یکی از تمرینهای عادی موادلازم برای تشخیص هویت رهبران بودیم ماامین را درفهرست مربوطه نه گنجانیده بودیم،همچنین پی بردن به این مطلب درجریان صحبت بااین مرد دوستانه بسیار دشوار بود …درهر چیزیکه او میگفت معقول جلوه میکرد وچهره مردی را نشان میداد که میتوان با او بحث منطقی کرد وبه تفاهم رسید…” ۴۱۹ جلد ۲۱
وقتی سی.آی.ای. به گفته خودش یک کمونیست را مرد دوستانه با گفته های معقول ومنطقی وقابل رسیدن به تفاهم معرفی میکند ودیگران را به باد اتهامات میگیرد معلوم است که او عنصر ریزرف شده خودش میباشد.
” سندی در دهلی منتشر شد که نشان میداد امین وقتی ور دانشگاه کولمبیا درنیویارک درس میخواند با ایشیا فوندیشن در تماس بود. موسسه ایشیا فوندیشن با سی.آی.ای. ارتباط داشت” جنگ اشباح ص ۴۶
” همچنین کی.جی.بی.از جریانات اوضاع افغانستان آگاهی چندانی نداشت. مثلآدرباره ملاقات امین با امریکایی ها اطلاع داشت، اماازمحتوی گفتگو هاچیزی نمیدانست” ایضا ص ۴۸.
پیروان امین حالا هم از امریکا واعمالش در افغانستان جدآ حمایت میکنند. یکتن از پیروان با وفای امین که در بحثهای سیاسی تلویزیونی زیاد شرکت میکند باری در تلویزیون طلوع نیوز گفت:” بعد از خدا وپیغمبر امریکا بر ما مهربان است ”
با ان چنان وضع درحاکمیت افغانستان وسرحدات جنوبی شوروی وقت منافع شوروی مثل روسیه امروز ایجاب میکرد تا در جنوب سرحداتش بنیاد گرائی وتروریسم باعث تهدید ان نگردد،ازین جهت بروی یک استراتژی مربوط بخودش به افغانستان قشون کشید وبرای ۱۴ سال مانع رسیدن امریکا به تائسیس پایگاههای نظامی درینجا شد ولی با فروپاشی ان حالا امریکا به کاخ ارمانهایش دست یافته براین سرزمین بزور بی ۵۲ ومادر بمب وبمب افگن های بی سر نشین حکم میراند.
باتغیر جوسیاسی- نظامی جهان ومنطقه امریکا همچون حفیظ الله امین راه مذاکرات را از پاکستان وممالک عربی حامی تروریستان پیش گرفته میخواهد در مقابل سیاست ۴۰ ساله پاکسنان وبنیاد گرائی زانو بزند.