سوریه دیروز و امروز

یک منبع آگاه در مصر اعلام کرد که حضور ‘بشار اسد’ رئیس جمهوری سوریه در اجلاس آتی سران ‘اتحادیه عرب’ در تونس بستگی به موضع دمشق درباره حضور ایران در سوریه و اطمینان‌ دهی در این باره دارد.

این سخنان به دنبال آن مطرح شد که ‘خمیس الجهیناوی’ وزیر خارجه تونس در جریان سفر به قاهره در ارتباط با موضوع دعوت از سوریه برای شرکت در اجلاس سران اتحادیه عرب در تونس با ‘سامح شکری’ همتای مصری خود دیدار کرد.
در روزهای اخیر با توجه به تعلیق عضویت سوریه در اتحادیه عرب از سال 2011 ، تحرکاتی از سوی چهار کشور مصر ، امارات ، عربستان و بحرین با عنوان ائتلاف چهارگانه برای بازگرداندن سوریه به این اتحادیه و شرکت در اجلاس اقتصادی در بیروت (9 بهمن ) و سی امین اجلاس سران در تونس در فروردین ماه آغاز شده است.
علاوه بر این بین دمشق و قاهره در هفته های گذشته رایزنی هایی بین مقام های امنیتی دو کشور برقرار شده بود و به نظر می رسد این تحرکات در راستای موضوعاتی مشخص از جمله بازگرداندن سوریه به اتحادیه عرب صورت می گیرد.
تاکنون سوریه در این ارتباط نظری اعلام نکرده، ولی آنچه که روشن است این که پیشتر ‘ولید المعلم’ وزیر خارجه سوریه و معاون نخست وزیر این کشور اعلام کرده بود که حضور ما در اتحادیه بی خاصیت عرب با تصمیم خودمان نبوده که حالا بازگشت ما با نظر خودمان باشد و کسانی که عضویت سوریه را تعلیق کردند، باید آن را دوباره بازگردانند.
چنین به نظر می رسد که طولانی شدن رایزنی ها در ارتباط با یک موضوع بازگشت سوریه به اتحادیه عرب به موضوعات بزرگ تری گره خوردن است که اکنون یکی از آنها اعلام شده و آن کاهش نفوذ ایران در این کشور و از بین رفتن ارتباط راهبردی بین دو کشور است که این درخواست عربی در راستای درخواست های رژیم صهیونیستی است و نشان از ارتباط پشت پرده و تنگاتنگ آنان با یکدیگر دارد.
به طور کلی یکی از علل راه اندازی بحران در سوریه از سوی کشورهایی مانند عربستان ، قطر ، امارات و ترکیه در کنار برخی کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی به خاطر چهار دهه ارتباط نزدیک و دوستانه بین دمشق و تهران بوده و اکنون با وجود گذشت هشت سال از آن حامیان تروریست ها نه تنها نتوانسته اند به اهداف خود برسند، بلکه با وجود هزینه های هنگفت و میلیاردی حیثیت سیاسی و نظامی خود را نیز از دست داده اند و اکنون ناامید از همه اهداف، به دنبال کاستن از نفوذ و جایگاه ایران در سوریه هستند.
البته این کشورها در گذشته نیز با اعزام هیات های محرمانه به سوریه پیشنهادهای مالی و بازسازی این کشور را بهتر از گذشته در ازای پایان دادن به حضور ایران و خارج شدن حزب الله از این کشور به رئیس جمهوری سوریه داده بودند، ولی وی مانند گذشته این پیشنهادها را رد کرده و حتی از سوی برخی منابع سفرهای مرتبط با آن و اصل پیشنهاد نیز رسانه ای شده است تا جایی که تاکنون پیشنهاد دهندگان جز سکوت معنی دار، موضعی ابزار و اعلام نکرده اند.
در یک نگاه کلی باید گفت که تحلیل ها و اقدامات بسیاری از سوی کشورهای عرب نسبت به اوضاع و تحولات صورت گرفته و بر اساس میزان دارایی و ثروت آنان انجام شده، به همین خاطر این اقدامات کمتر بر اساس واقعیات موجود و وضعیت میدان تحولات است و در نهایت نیز نتیجه ای جز شکست نداشته است . برای مثال بر اساس این تحلیل ها ممکن است اجیر کردن برخی بر اساس حقوق های دلاری شاید بتواند برای مدتی ثبات و آرامش منطقه و یا کشوری را بر هم زند، ولی نتیجه آن به خاطر مزدوری این افراد چندان روشن و مشخص نیست و چنین افرادی ایمان به کاری که انجام می دهند، ندارند، بلکه بیشتر به دنبال منافع مادی ناشی از آن اقدام هستند.
آنان اکنون از دیدگاه خودشان با توجه به این که سوریه اکنون در موقعیتی قرار گرفته که نیازمند بازسازی پس از تخریب های گسترده در برخی از مناطق است ، چنین تحلیل می کنند که با پیشنهاد مالی در مقطع کنونی می توانند به برخی اهداف مورد نظر خود در ارتباط با بحران برسند که یکی از آنان کاهش نفوذ ایران در سوریه است غافل از این که این فرمول در چهار دهه گذشته نتیجه ای نداشته و همواره دمشق دست رد بر سینه آنان زده است. نمونه بارز آن را می توان در ارتباط با جنگ تحمیلی صدام علیه ایران و قطع روابط سوریه با عراق و بستن خط لوله نفتی این کشور با وجود نیاز شدید ذکر کرد.
کشورهای عربی که بیشتر با اتکا به ثروت های نفتی خود مسایل را تحلیل و ارزیابی می کنند، اکنون از این مساله غافل هستند که سوریه دیروز و پیش از آغاز بحران با سوریه امروز و بعد از بحران سنگین هشت ساله قابل مقایسه نیست و اگر از چنین نگاهی به موضوع نگریسته شود، هیچگاه چنین پیشنهاداتی به دمشق نمی دهند.
اسد دیروز و سال 2011 فقط 11 سال از به قدرت رسیدنش پس از مرگ ‘حافظ اسد’ پدرش در سال 2000 از تجربه و پشتوانه عملی و تجربی امروز برخوردار نبود ، ولی اسد امروز موفق شده تا هشت سال بحران و یا یک جنگ جهانی علیه سوریه را با پشتوانه دوستانی چون ایران و روسیه به خوبی و موفقیت پشت سر گذارد.
اگر سوریه و اسد دیروز در برابر برخی سیاست ها مانند تجاوزهای مکرر رژیم صهیونیستی تهدید می کرد که پاسخ این حملات را خواهد داد ، امروز این تهدیدها را به پشتوانه به روز رسانی تجهیزات و تسلیحات ارتش سوریه عملی کرده و جنگنده ‘اف 16 ‘ رژیم صهیونیستی را پس از تجاوز ساقط کرده و یا ضرباتی را به آنها وارد می کند که موجب فرود سخت در پایگاه مربوطه شود.
اگر سوریه دیروز در برابر 54 مورد حملات موشکی و هوایی به مناطق مختلف سوریه با گزارش به شورای امنیت سازمان ملل خواستار رسیدگی به آنها بود ، امروز با حمله موشکی اردیبهشت 1397 به مناطق اشغالی جولان در اختیار رژیم صهیونیستی پایگاه های جاسوسی و اطلاعاتی آن را با خاک یکسان می کند و تل آویو را وادار به بالا بردن پرچم سفید و ارسال پیام می کند.
همین موضوع موجب شده تا ‘هیبت پوشالی’ رژیم صهیونیستی در برابر دیگر کشورها فرو ریخته و اکنون دیگر بسیاری از کشورهای جهان به این موضوع پی برده اند که وقتی این رژیم نمی تواند در برابر یک جنبش مانند مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) ایستادگی کند و پرچم سفید بالا می برد ، قطع به یقین نمی تواند در برابر دیگر کشورها ایستادگی کند و یا این که چنگ و دندان نشان دهد.
اگر سوریه با ریاست اسد تا دیروز در نشست های سران کشورهای عربی نسبت به موضوعی مخالفت یا موافقت می کرد و پشتوانه عملی چندانی در اذهان طرف مقابل خود برای وادار کردن طرف به قبول آن نداشت ، اسد امروز به خاطر آزادسازی حدود 80 درصد از مناطق اشغالی کشور به پشتوانه ایثارگری های ارتش و نیروهای مردمی و از بین بردن 360 هزار تروریست مورد حمایت برخی کشورهای عرب از 120 کشور جهان در صورت هرگونه مذاکره ای می تواند به خوبی از این برگ برنده برای پیشبرد دیدگاه هایش در ارتباط با مسایل و موضوعات مختلف استفاده کند.
اگر سوریه دیروز از ایران به عنوان یکی از کشورهای دوست نام می برد ، امروز دیگر می تواند در برابر دشمنان از این دوستی مستحکم با مصداق های عملی در مواقع بحرانی نام ببرد و ثابت کند که سیاست دمشق در ارتباط با جمهوری اسلامی درست، صحیح و اصولی بوده و دیگران نیز می توانند از این الگو برای دوستی استفاده کرده و بهره آن را در مواقع بحرانی و نیاز ببرند . در این ارتباط می توان به مورد اخیر یعنی افزایش دوستی قطر با ایران به عنوان یک نمونه و مورد به روز اشاره کرد که به دنبال تهدیدات برخی کشورهای عربی به خاطر حساب بازکردن روی دوستی ایران بسرعت روابط خود را با تهران گسترش داد و این حرکت درست در راستای نگاه سوریه به دوستی با ایران صورت گرفت.
اگر سوریه دیروز در برابر حوادث و بحران ها از موضع شک و تردید برای خروج موفقیت آمیز نگاه می کرد ، امروز با ایمان به خروج موفقیت آمیز به آنها نگاه می کند و می داند که می تواند بر روی دوستان خود نیز همواره حساب کرده و به خاطر بیمه شدن سوریه در برابر بحران اخیر تا سال های متمادی این کشور را از بسیاری از حوادث دور نگهدارد.
اگر سوریه دیروز برای مقابله با تروریست هایی که آموزش های آنان برای ایجاد جنگ شهری و تروریستی به روز بود ، موفق نبود و در ابتدای بحران نتوانست با آنان بر اساس روش های نظامی روز به خاطر کلاسیک بودن ارتش مقابله کند، ولی امروز با پشتوانه و تجارب گسترده ای که در هشت سال گذشته کسب کرده می تواند ضمن استفاده از این تجارب آنها را به دیگر کشورهای درگیر بحران منتقل و آموزش دهد و این دو مقطع با هم قابل قیاس نیست .
اگر سوریه دیروز به خاطر واردات بی رویه چندان به تامین نیازهای اساسی خود از داخل همت و نیاز نداشت، ولی امروز به خاطر احساس نیاز شدید مردم و ارتش این کشور در جریان بحران به تولید داخلی به خصوص از نظر محصولات کشاورزی موفق شد به این اصل دست یابد که باید دست به کمر خود بزند و بلند شود و نیازهای خود را به خصوص برای تامین مواد غذایی به صورت مستقل تامین کند تا نیازمند دیگران در مواقع بحرانی نباشد.
اگر سوریه دیروز به خاطر وجود زایران و گردشگران زیادی که بیش از یک میلیون و یکصد هزار نفر آنان از ایران به این کشور سفر می کردند و برخورداری از نعمت نفت در شرق سوریه برخی درآمدهای خود را تامین می کرد تا امورات را سپری کند ، سوریه امروز به این اصل مهم رسیده که باید منابع درآمدی را متنوع کند تا بتواند در مواقع بحرانی از کاهش ارزش پول ملی جلوگیری کرده و اقدامات لازم را در این زمینه انجام دهد.
اگر سوریه دیروز با ارتش خود که فقط به خاطر دشمنی چون رژیم صهیونیستی آماده سازی شده بود تا در صورت وقوع جنگ بتواند با آن مقابله کند، سوریه امروز دارای ارتشی است که ضمن برخورداری از این امتیاز که نیاز دایمی آن است ، موفق به فراگیری آموزش های جنگ پارتیزانی و مقابله با جنگ شهری شده و با ایجاد برخی یگان ها مانند جنگ سایبری می تواند نسبت به مقابله با برخی حملات موشکی اقدامات لازم را انجام دهد و به یمن همراهی دوستان خود به برخی سامانه های پیشرفته نیز دست یافته است.
و در نهایت این که اگر سوریه دیروز چندان روش های مدیریت بحران در عصر کنونی را نمی شناخت، ولی امروز به خاطر بحران اخیر با دولتمردانی سرشار از تجربه روش های مقابله با بحران برخوردار است که به راحتی دوست و دشمن را در بین کشورهای مختلف غربی و عربی شناخته و از این پس برای دوران پسابحران از این شناخت بخوبی استفاده خواهند کرد چرا که اکنون این باور در بین قشر تکنوکرات سوریه از بین رفته که با اتکا به برخی کشورهای غربی می توان سوریه ای بهتر را ساخت و این همان کشورهایی بودند که در دوران بحران ، این کشور را تحریم و حتی به دشمنان سوریه نیز کمک کردند تا سناریوهای مختلفی نظیر حمله شیمیایی و غیره را برای تهیه کنند و آنان را در بحران تنها گذارند.
سخن آخر این که حضور و غیبت سوریه در یک اتحادیه به قول المعلم بی خاصیت عربی چندان مهم نیست و کشورهای بحران ساز اکنون به دنبال آن هستند که شاید بتوانند از آخرین تیر موجود در کمان خود برای رسیدن به اهداف و بازگشایی سفارتخانه هایشان در دمشق استفاده کنند، ولی با توجه به این که سوریه امروز بحران های بسیار سنگین تر از این را پشت سرگذاشته این بار نیز آنان موفق نخواهند شد تا به اهداف شان به بهانه تعلیق عضویت سوریه در اتحادیه عرب که برخی آن را ‘اتحادیه عبری’ می خوانند ، برسد . داود پورصحت