سفر رهبري مجاهدين به مسکو

در مورد سفر رهبري مجاهدين  به رهبري برهان الدين  رباني به مسکو نظريات و سخنان آقايون محسني ، جلال فريخته ، رازمحمد دليلي ،  وحيد مژده ، ۱۰۰ فيصد دروغ است ومن شخصا در آنزمان در بيريلوه مسکو با ده فاميل ديګر افغان زندګي مي کردم ودکتوراي خودرا مي ګرفتم که حسام لدين حسام و ذبيح الله زيارمل شاهدان محفل دعوت دفاعيه دکتوراي من بودند ولي اين ها وغيره به جز چرنديات چيزي ديګر نه ګفتند ، من به حقايق بسيار تلخ و واقعي را به عرض مي رسانم ؟؟؟؟؟
روتسکوي پيلوت اتحاد شوروي در ولايت پکتيکا که طياره جت وي ستينګر خورده بود وطياره درحال سقوط بود شخص روتسکوي ذريعه فراشوت به زمين نشست نمود واسير مجاهدين ګلبدين شد وبعد از تحقيبات فرماندهان ګلبدين به پيشاور نزد ګلبدين برده شد ودر انجا توسط نفر هاي ګلبدين که خوب به روسي بلد بودند و در شوروي تحصيلات نموده بود مانند ( جنرال جوان قواي راکت  نورحمانوفضل رحمان…….)، سخنان روتسکوي ترجمه مي شد و نماينده استخبارات آي اس اي نيز حضور داشت ودر پيشروي وي پيلوټان خلقي و افسران خلقي طرفدار حکمتيار که با طيارات شان به نزد حکمتيار به پيشاور فرار کرده بودند که اسماي شان در صفحات فيسبوک ديده ايد براي روتسکوي مي ګويد که ما همه مخالف اشغال شوروي هستيم و اکثريت حزبي هاي مربوط حزب ديموکراتيک بخش خلقي ها طرفدار ګلبدين هستيم و آمدن روس ها را تحت رهبري ببرک کارمل رد مي کنيم و ببرک کارمل و برچمي ها اشراف زاده ها اند و انقلاب خلقي به خاطر دهاقين وکارګران به پيروزي رسيده بود ، اين داستان را در کتاب بي ستري مردم افغانستان دنبال نماييد ، خلاصه که روتسکوي را متيقين ساختند که به رهبري کريملن بګويند که امدن قطعات شوروي يک اشتباه تاريخي است وزمان که اين سخنان از طرف روتسکوي به يلتسن رسانده شد معاون ګلبدين که قبلا توسط خاد بندي شده بود يکجا با غياث وردک همراي روتسکوي که خوب مغز شويي شده بود تبادله مي شود ، وزمان که به مسکو مي رسد در محضر کميټه مرکزي وبيروي سياسي تمام معلومات و فلم هاي خورد و کليپ هاي که برايش تهيه شده بود به کريملن نشان مي دهد و همه را متيقين مي سازند که بايد شوروي از افغانستان خارج شود ؟؟
وظيفه به مارشال سکلوف وورينيکوف يکي وزير دفاع وديګري ريس قطعات زميني با احمد شاه مسعود از طريق مشاور احمد شاه مسعود ( افسر ، ک ګ ب. شوروي ، به نام کنيازوف )، ارتباط مي ګيرد که استاد رباني با ورنڅوف ملاقات نمايد و موضوع اخراج قواي شوروي را با رباني مطرح کند ودر ضمن احمد شاه مسعود تضمين مي کند که قطعات شوروي بيدون موانع از سالنګ و تا سر حد شوروي بيدون اين که بيني يک نفر زخم شود به اخراج شان موافقه مي کند ، درين اثنا نماينده مسول جنوب شرق آسيا ( سي آي اي )، جناب ( شارون از پاکستان به ديدن احمد شاه مسعود به بګرام سفر مي کند ويک روکزک دالر که مبلغ ۵۰۰۰۰۰ بود به مسعود تحفه مي دهد  و ناګفته نماند که شارون به حيث يک ادم مريض ويا معلول در کراچي برقي امده بود که کسي اشنباه نه کند که مسعود از يک افسر ويا مامور در ميدان هوايي بګرام از امريکايي استقبال نموده است  شارون با اين تحفه امده بود که مسعود را به خاطر کشتار روس ها در سالنګ تشويق نمايند ؟؟؟؟
به خاطر که بايد سربازان شوروي را در سالنګ محاصره وقتل عام نمايند وهردو باهمين موضوع موافقت نشان مي دهند ، و لي بعد ازين که قطعات در سالنګ مورد حملات قرار نه ګرفت ( شارون از ) مسعود مي پرسد  که چرا اين خيانت کردي مسعود ګفت سالنګ بسيار سرد بود وما لباس زمستاني نه داشتيم تا با شوروي بجنګيم و شوروي ها نر واري مطابق ميل ګرباچوف افغانستان را ترک نمود ، اساس (، موافقه تسليمي حکومت دکتر نجيبالله به مجاهدين زمان بين ( ګرباچوف و رونالد ريکن به طور ذيل مطرح شد )،
ګرباچوف مي فهميد که ببرک کارمل شوروي را بازي مي دهد و نسبت به سياسيون کريملن هوشيارتر و ديپلومات خوب است و سالانه به ملياردها چک طلايي شوروي را براي نو سازي و مدرنيزه ساختن قواي مسلح افغانستان در کشورش به مصرف مي رساند ويک روبل را نه شخص ببرک کارمل ونه اعضاي بيروي سياسي ووزراي شان دزدي وحيف ميل نمي کند ، مثل رهبران و قوماندانان مجاهدين وزرا ووالي ها  که چور کردند ؟؟ بنا. ګرباچوف با ريګن ګفت که کشور ما از جرمني مي برايد – از افغانستان مي برايد – و هيچ نوع سلاح ومهمات وتيل به حکومت ببرک کارمل نمي دهد و ببرک کارمل را همراي ضياولحق بايد از بين ببريم وقدرت را به نجيبالله بدهيم که پلان ( آي اس آي و سي آي اي )، نيز همين بود و نجيبالله بايد قدرت سياسي را به مجاهدين تسليم نمايد ؟؟؟
سي آي اي ضياولحق را در طياره با سفير امريکا و ۲۳ جنرال ديګر در طياره قتل عام کرد ، طياره حامل شان را زدند ؟؟
ببرک کارمل را حزبش دوست داشت واز طرف مجيد سربلند و سرور منګل حتي در اعتراض دسته جمعي پرچمي ها حمايت شد وبل آخره دو نفر از اعضاي ( ک ګ ب )، شوروي عاجل به ارګ وارد شدند و صبح ببرک کارمل را با دګتور نجيبالله وصالح زيري به مسکو بردن ودر انجا با مشوره ببرک کارمل قدرت سباسي را در کريملن به دکتور نجيلالله دادند و بعد از چند سال در مقابل دکتور نجيبالله از شادي بازي هاي زياد ياد کردند و بل آخره قدرت را از نجيبالله به مجاهدين با طرح روتسکوي به رباني دادند که بيني يک کمونست خون نه شد به خاطر که همه جهاد و توطيه به خاطر نابوي وشکست خلق وپرچم و به قدرت رسيدن رهبران ۱۵ ګانه مجاهدين دزد ، راهزن ، چپاولګر و غاصبين بود که خودرا صاحبان قصر و ارګاه وبارګاه ساختند ، حقايق داستان را که در ويديو مي بينيد با نوشته بنده سر بتين ؟؟؟