سرنوشت تاپی در گرو بازی های کلان،  کشور های منطقه و قدرت های جهان

نویسنده : مهرالدین مشید

ترسیم پروژۀ پرخط و خال تاپی بر روی کاغذ ساده و اما کلند زدن بر روی آن  دشوار است

مفکورهء تاپی از ایده آل های کلان پدر دولت ترکمنستان حالیه سفرمراد نیازوف بود که ۲۵ سال پیش از امروز پس از بدست آوردن استقلال ترکمنستان در دههء نود میلادی برمی گردد که این آرمان های او را جانشینانش اکنون ادامه می دهند. طرح این لوله پس از سقوط داکتر نجیب برای نخستین بار بوسیلهء یک شرکت ارجنتاینی بنام بریداس مطرح شد. بعدتر مقام های امریکایی و پاکستانی در چوکات شرکت یونیکال ادارهء آ ن را به عهده گرفتند. این مقام ها تلاش کردند تا طالبان را برای امنیت این را ترغیب کنند و همین شرکت طالبان را در حدود یک میلیارد دالر کمک مالی کرد؛ اما چانه زنی ها برای احداث این پروژه از آن به بعد ادامه یافت و امتداد این لولهء نفتی بحیث یک خط سرنوشت ساز در ذر راس معادله های بازی های سیاسی کشور های شرق و غرب قرار گرفت. از این رو کار عملی آن تا کنون به تعویق افتاد. این خط لوله از ۲۵ سال بدین سو در معادلهء بازی های شرق و غرب در موجی از دسته بندی های تازه قرار دارد. هر از گاهی که در دو سوی معادله اندک ترین تغییری بوجود می آید، بیشترین آسیب را این خط متحمل می شوند. به گونهء مثال دیروز طالب در اختلاف با روسیه و هند قرار داشت و با آمدن داعش، اوضاع به گونهء دیگر انکشاف می کند و طالب همسو با روسیه بر ضد طالب می شود. این حرف تحقق پیدا می کند که در سیاست دشمن دایمی و دوست دایمی وجود ندارد و هر از گاهی دشمن دشمن دوست تلقی شده است. بدون تردید سرنوشت این خط در معادلهء جدید در حال تقویت ایران، روسیه و چین و از سویی هم زنجیرهء در حال اتصال هند، اسراییل و روسیه بافت تازه پیدا می کند که این معادله بندی ها سرنوشت جنگ در منطقه در حال دگرگون قرار داده است. رفت و آمد های نتنیاهو به روسیه و سفر وزیر خارجهء امریکا به کشور های آسیای میانه و سفر اخیر مودی نخست وزیر هند به روسیه نشانه های آن است . در این بازی برگ برنده بدست طالب رسیده و دشمنی طالب با داعش آغوش ایران و روسیه را بر روی طالبان گشوده است. از این دسته بندی ها معلوم می شود که پروژهء آی اس آي طالبانی با اهداف روسیه و ایران نزدیک شده است. افشای کمک های ایران به طالبان و تماس های روسیه بربنیاد گفته های ضمیر کابل وف سفیر روسیه در کابل با طالبان در پیوند به توافق برای تبادله اطلاعات با طالبان گواهء این واقعیت است که داعش پروژهء امریکایی است و طالبان دشمن داعش به فرشته های نجات در منطقه مبدل می شوند. در این صورت افغانستان به صحنهء جنگ قدرت ها بدل خواهد شد و این جنگ بر سرنوشت تاپی اثرگذار است که اختلاف نظر آی اس آی با حکومت ملکی اسلام آباد را نمی نوان دست کم گرفت؛ زیرا آی اس آی از طالبان و اسلام آباد از داعش حمایت می کند.

از این معلوم می شود که سرنوشت تاپی بیشتر در گرو بازی های بزرگ کشور های منطقه است و هنوز از زیر بار چانه زنی های کلان سردرنیاورده و پروژه یی که بیش از بیست سال بدین سو جنگ بر سر آن ادامه دارد و بار دشوارترین جنگ ویرانگر را بدوش می کشد. به سر رسیدن این پروژه را می توان تا سال ۲۰۱۹ ممکن دانست و به آن امیدوار بود. پروژه یی که تنها بار جنگ افغانستان را نمی بردارد؛ بلکه کلان تر از آن بار بزرگترین جنگ رقابتی میان غرب و شرق، دیروز امریکا و شوروی و امروز امریکا و غرب از یک سو و از سویی هم روسیه،چین و ایران قرار دارد. گذشته از آن که بار جنگ بدترین رقابت میان هند و پاکستان را به دوش دارد و پاکستان را به کشور محور شرارت تبدیل کرده است. بدون تردید تا زمانی که پاکستان بحیث کشور حامی تروریزم به مثابۀ کشور شریر به این خط از طریق طالبان نفوذ داشته باشد، به سلامت این خط لولۀ گاز نمی توان امیدوار بود. چنانکه طول خط انتقال گاز تاپی که در مجموع ١٧٠٠ کيلومتر است، از منطقه دولت آباد ترکمنستان آغاز و با عبور از ١٤٧ کيلومتر در خاک آن کشور، به طول ٧٥٠ کیلومتر از طریق ولایات هرات، فراه، هلمند و کندهار افغانستان تا پاکستان امتداد پيدا می ‌کند و پس از امتداد ٨٠٠ کیلومتر در خاک پاکستان در منطقه فاضیلکاى هندوستان به پایان مى رسد.

ترسیم این پروژهء پرخط و خال در صفحهء کاغذ خیلی ساده است و اما کلند زدن در مسیر لوله های آن خیلی دشوار است و حتا گفته می توان که دشوارتز از عبور از “هفت خوان رستم”؛ زیرا این پروژه تا حالا ده سال پیشتر از آن و پانزده سال هم خونین ترین جنگ مبارزه با نروریزم را پشت سر نهاده است، جنگی که تا حالا بیشتر از یک میلیارد دالر هزینه برداشته اشت. آنهم جنگ با آنانی که در یک برنامهء مشترک امریکا،پاکستان و سعودی ها، گزینۀ خوبی برای نامین امنیت این راه قبول شده بودند و حکومت طالبان نخستین محموله ء کمک های امریکا را دریافت کرد. اما در یک بازی دیگر معادلهء بازی تغییر کرد و فرشته های جاده صافکن در ظاهر به دشمنان آشتی ناپذیر طالبان مبدل شد. هرچند بعد ها بازی های امریکا با پاکستان نشان داد که نیم کاسه یی زیر کاسهء مبارزه باتروریزم امریکا است. سکوت امریکا در برابر پشتیبانی پاکستان از تروریزم و چشم پوشی آن از لانه های تروریستان در این کشور گواهء روشن فرصت دهی برای طالبان پود و است. شاید هم طالبان در ابتدا قربانی اسامه بن لادن شدند. در صورتی که طالبان حاضر به سپردن اسامه به امریکا می شدند، ممکن آب از آب تکان نمی خورد و تخت و بخت طالبان تا امروز برقرار می بود. در واقع به ظاهر اسامه میان طالبان و امریکا حایل شده بود و با کشته شدن آن بازی عوض شده است و اکنون سرگرم پروژهء انتقال طالبان به داعش است. چنانکه ساید انترنیتی دیپلومات ایران از نزدیکی ایران و طالبان سخن گفت و نوشته که دیگر امریکا طالبان را شکار نخواهد کرد . شایدهم که امریکا در یک اجماع با هم پیمانان امریکایی خود به این نتیجه رسیده است که برای عملی شدن برنامه اصلی طالبان را با آوردن داعش تنبه کند و بازی را از روسیه، چین و ایران ببرد.

 

این در حالی است که جنگ هلمند جنگ پروژه تاپی خوانده شده است؛ زیرا این پروژه به میل و همکاری  مستقیم امریکا از سوی چهار کشور امضا شده است. از همین روامریکا افزون بر سهم اقتصادی که ازین پروژه بدست خواهد آورد، ایجاد کننده سپر امنیتی برای این پروژه نیز خواهد بود. گفته می شود که امریکا در بدل تامین امنیت لولۀ گاز حق استفاده از میدان هوایی “ماری 2″ ترکمنستان را بدست می آورد که این امتیازی و باج گیری، حضور بیشترامریکا را در منطقه تقویت می کند؛ اما در این معادله نقش سه بازیگر مهم منطقه چین,ایران و روسیه دست کم گرفته شده است. از همین رو بود که یک هیآت ارشد ترکمنستان پس از امضای این قرار داد برای توضیح بیشتر عازم چین شد تا به قناعت چینایی ها بپردازد واما گفت شده که بیجنگ از امضای این قرار داد چندان ابراز رضایت نکرده است. از سویی هم ترکمنستان به امید دست یابی به کمک های نظامی امریکا، بستۀ پیشنهادی روسیه را در عرصۀ اقتصادی و نظامی رد کرده است که در گذشته میان دو کشور امضا شده بود. بدون تردید، این تصمیم ترکمنستان مفهوم توهین به روسیه را دارد که واکنش این کشور  را در پی دارد.  

آشکار است که امریکا منتظر واکنش بازیکنان بیرون از دایرۀ تاپی است. جنگ نیابتی در هلمند و کمک های نظامی ایران به طالبان در جنگ هلمند و همکاری های اطلاعاتی مسکو با طالبان نشانۀ این واکنش می توانند، باشند. این واکنش به معنای آن است که اگر غرب گاهی طالب و زمانی داعش می فرستد، دیگران نیز کاری کرده می توانند و پاسخ ناتو هم آودن نیرو های بیشتر به افغانستان است.

از سویی هم گروه های افراطی برای پیشبر اهداف ستراتیژیک غرب منتظر حمله به آسیای میانه اند و از سوی دیگر غرب در صدد ایجاد منازعۀ ارضی وآب در میان کشور های آسیای میانه است. دامن زدن این منازعه کشور های آسیای میانه را به جنگ داخلی می کشاند که انفجار های خطرناک را در پی خواهد داشت. هرگاه  چین در این معادلۀ جنگ افروزی به روسیه و ایران نزدیک تر شود، واضح است که بازی رنگ خطرناکتر را به خود خواهد گرفت. چنانکه دعوت اسد به چین خود به صدا در آمدن زنگ این دسته بندی های تازه است. با تکمیل شدن حلقه های خبیثۀ جنگ در غرب و شرق، طبیعی است که افغانستان را به میدان جنگ نیابتی ابر قدرت های شیطانی مبدل خواهد کرد و معلوم است که چه سرنوشتی را در پیش خواهد داشت.

در این شکی نیست که این خط نماد همگرایی در منطقه است و منافع مشترگ گشور های منطقه را با هم گره می زند و اما با توجه به دسته بندی های کلان سیاسی در سطح کشور های منطقه و جهان و مخالفت حلقه هایی در درون کشور ها که هر از گاهی دچار تحول می شود، نمی توان به استحکام این همگرایی دل بست و امیدوار بود؛ زیرا کشور های منطقه بیشتر نگاهء شیطانی و تمامیت خواهانه نسبت به افغانستان دارند و به اصل حفظ منافع مشترک و متوازن با افغانستان باور نداشته و تمایل غارتگرانه دارند که از بار خوش بینانه به این خط کم می کند. پس معلوم می شوکه تاپی هنوز مسیر دشواری را در پیش دارد و شاید هم به قبرستان رقابت های قدرت های بزرگ مبدل شود و خط و خال پرزرق و برق آن را جرقه های جنگ به آتش بکشد. در نتیجه  آرزو های چندین سالۀ مردم افغانستان و ایده آل های کلان سفرمراد نیازوف پدر دولت ترکمنستان نیز بجای شگفتن خدای نخواسته به یاس بدل شود . یاهو