رویا های طلایی خان، لقمه های کلان تر از دهن را ماند که سبب پاره شدن دهن اش خواهد شد

نویسنده: مهرالدین مشید

دخالت نظامیان و یا انزجار مردم از زمامداران سنتی پاکستان قرعۀ فال به نام ” خان”را رقم زد

 

عمران خان نیازی که موفقیت های او در بازی کرکت او را به جهان سیاست کشید و پس از بازنشستگی به سیاست روی آورد. در کنار فعالیت‌های سیاسی، خان یک فعال حقوق بشر، مفسر کریکت، رئیس دانشگاه بردفورد و بنیانگذار و رئیس هیآت امنای بیمارستان و مرکز تحقیقاتی شوکت خانوم است. این قهرمان کریکت پشتون‌تبار، متولد لاهور با شعار «مبارزه با فساد» وارد کارزار انتخابات پاکستان شد. وی توانست موفقانه طرح نهایی پیوستن مناطق قبایلی را به ایالت پشاوراز پارلمان فدرال بگذراند. وی تندترین واکنش را به سیاست ترامپ نسبت به پاکستان نشان داده است که امری دور از انتظار از یک سیاستمدار پوپولیست در آستانه انتخابات نیست. هرچند هنوز اتهام تقلب بر انتخابات پاکستان سنگینی دارد و بیشتر احزاب خواهان بررسی دوبارۀ صندوق های رای شده و انتخابات را به دلیل مداخلۀ ارتش به نفع خان باطل اعلان کردند؛ اما کمیسیون انتخابات پاکستان خان را برنده اعلان کرد. اروپا هم عدم شفافیت در انتخابات پاکستان را پذیرفت و وزارت خارجۀ امریکا نیز گفته است که با وجود عدم شفافیت در انتخابات پاکستان باز هم با حکومت جدید کار می کند. گفته شده که عمران خان به تاریخ ۳۰ جولای برای پاسخگویی به تخلف های انتخاباتی خواسته شده است.  گفته شده که شمارش آرا به تعویق افتاده است؛ اما نتایج نخستین 47 در صد آرا نشان می دهد که تحریک انصاف از جمله ۲۶۹ کرسی پارلمان ۱۱۸ کرسی، مسلم لیک نواز ۶۳ کرسی و پیپلز پارتی یا حزب مردم به رهبری بلاول بوتو ۴۲ کرسی را بدست آورده اند. عمران خان به ۱۳۷چوکی نیاز دارد تا نخست وزیر شود و حکومت جدید در پاکستان را شکل بدهد. آقای خان که بیشترین رای را از پشاور بدست آورده و پشاوری ها هم موفقیت او را با جشن و پایکوبی بدرقه می کنند. آقای خان حرف هایی دارد که بیشتربه لقمه هایی میمانند که کلان تر از دهن او اند و احتمال دارد که پیش از بلعیدن دهن او را پاره کنند.

وی در نخستین سخنرانی خود خواستار روابط خوب با همسایگان پاکستان شد و خواهان گسترش روابط با ایران د تحکیم روابط با چین شد و افزود که چگونگی مبارزه با فقر و فساد مالی از چین خواهد آموخت. وی افغانستان را قربانی تروریزم دانست و خواهان صلح با افغانستان شد.  وی می گوید، افغانستان کشوری است که بیشتر از همه در وضعیت جنگ علیه تروریسم قرار گرفته است و مردمانی هستند که بیشترین رنج را در جنگ تحمل کرده اند، پاکستان خواهان صلح در افغانستان است اگر در افغانستان صلح باشد یعنی در پاکستان صلح است. وی یش از این به صراحت مخالفت خود را با حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان بارها اعلان کرده بود که موضع کنونی اش نشاندهندۀ سیاست معتدل وی در مورد افغانستان است. وی در مورد هند گفت که هرگاه هند یک قدم به سوی آنان برای گسترش روابط بردارد، آنان چندین قدم بر می دارند.  وی در مورد حکومتداری خود درآینده گفت که دنبال انتقام سیاسی نیست و هر تصمیمی را بر اساس قانون اتخاذ خواهد نمود. وی به مردم پاکستان وعده داد که از مالیات آنان برای رفاه و پیشرفت آنان هزینه می کند. وی همچنان گفت که کاخ نخست وزیری و در ایالات نیز کاخ های سروزیری و فرمانداری را به محل آموزش تبدیل می کند. وی در پایان گفت که بازرسی را از وزیران آیندۀ خود آغاز خواهد کرد و سپس این روند به سمت جناح مخالف خواهد رفت. وی هدف از این مبارزه را هدف قرار دادن مخالفان سیاسی خود نه؛ بلکه مبارزه بی امان با رفتارهای تبعیض آمیز در پاکستان خواند.

در این شکی نیست که هر سیاستگری در هنگام مبارزات انتخاباتی و آغاز رسیدن به قدرت وعده های پرزرق و برقی برای مردم خود می دهد و به قول معروف از زمین به آسمان ریسمان می تند و با تاسف که جهان سوم هر از گاهی قربانی این  گونه وعده های قشنگ رهبران سیاسی و زمامداران خود شده اند و شاید یک دلیل اش این باشد که سیاستگر تازه کار در جهان سوم به روشنفکری می ماند که جامعۀ خود را در کتاب ها می بیند و اما زمانی که به قدرت می رسد ومتوجه می شود که متن جامعه با متن کتاب ها زیاد متفاوت است، آنگاه در عرصۀ روی کرد های سیاسی و اجتماعی خود تعادل و توازن را از دست و یا به سوی افراط می رود و یا هم به سوی تفریط. حال دیده شود که آقای عمران خان با این وعده هایش چقدر توانایی” شکار کردن آهو را با دوش” دارد و آیا نظامیانی که در به قدرت رساندنش او را کمک کرده اند، برایش فرصت خواهند داد تا دست کم اندکی از این وعدههای خود را برآورده بسازد و یا این که این وعده ها با رفتن در کاخ نخست وزیری پاکستان به گونۀ یخ ذوب می شوند و با سرنوشت آن مردی رو به رو خواهد شد که در درخت گیر مانده بود و در بالای درخت با خود گفت، اگر از درخت پایین شدم، یک گاو خیرات می کند و زمانی که در ساقۀ درخت به نزدیک زمین رسید و گفت که یک مرغ خیرات می کند واما زمانی که پایش را در زمین نهاد و گفت:”نه مرغی بود  و نه چرگی”.

زمامداران پیشین پاکستان شامل زمامداران سندی و پنجابی پاکستان از خانوادۀ بوتو و شریف، سال ها توانستند که با دادن وعده های شاخدار زمام امور این کشور در دست بگیرند و اما هیچ کاری به مردم عادی پاکستان انجام ندادند تا زمانی که نظامیان سازش کرده اند، به گونۀ  دست نشانده های جنرالان این کشور عمل کرده اند و زمانی که با آنان درافتاده اند یا با کودتاه رو به رو شده اند و یا قربانی توطیه های نظامیان شده اند. چنانکه رهبران حزب مردم پاکستان چون بوتو، بی نظیر و زرداری و از حزب مسلم لیک نواز شریف بار ها با کودتای نظامیان پاکستان رو به رو شده اند. کودتای مارشال ایوب خان در برابر اسکندر میرزا نخستین رئیس جمهور تحصیل کرده و آگاۀ پاکستان در سال 1958 و کودتای جنرال  ضیاالحق در برابر ذوالفقار علی بوتو در سال 1976، کودتای جنرال مشرف در برابر نواز شریف در سال 1999 از جمله حرکت های نظام برانداز در پاکستان بوده که هر از گاهی جنرالان این کشور سرنوشت مردم پاکستان را به قربانی خود گرفته اند. نواز شریف (از سال 1990 تا 1993 و از سال 1997 تا 1999) نیز نتوانست دوره قانونی پنج سال نخست وزیری را تکمیل کند؛ اما در صحنۀ سیاست باقی ماند و توانست که برای سومین بار به مقام نخست وزیری پاکستان برسد که او با رای دادگاۀ عالی این کشور یک بار دیگر از ادامه مسیر نخست وزیری و تکمیل دوره پنج ساله این پست عالی، ناکام ماند. در این میان گفته شده که نواز شریف و حزب مسلم لیک شاخه نواز قربانی تنش میان ترکیه و عربستان سعودی نیر شده است.. نوازشریف برعلاوه روابط تجاری روابط خیلی نزدیک خانوادگی با رجب طیب اردوگان دارد. از سویی هم دیدار سفیر عربستان سعودی در پاکستان نواف سعید المالکی با عمران خان به عنوان نخستین دیپلومات خارجی که پیروزی عمران خان را تبریک گفت، نشانۀ ازهمکاری همه جانبه عربستان برای خان است.

در طول تاریخ سیاسی پاکستان از زمان استقلال این کشور در سال 1947 تا کنون، هیچ یک از نخست وزیران پاکستان نتوانسته اند دوره پنج ساله قانونی را تکمیل کنند تمام آنها بنا به دلایل مختلف از جمله کودتای نظامی و یا متهم شدن به فساد مالی، در نیمه راه، ناچار به ترک کرسی نخست وزیری شده اند. در این شکی  نیست که شماری زمامداران پاکستان فاسد اند و متهم به اختلاس های کلان شده اند و چند سال پیش زرداری به اتهام فساد برکنار شد حالاهم نواز شریف. بدون تردید یکی از رمز های برنده گی آقای خان همین خشم و نفرت مردم پاکستان در برابر زمامداران شان بوده است که بخت او را بلند نگهداشته است؛ اما با توجه به بلند دستی های نظامیان پاکستان، ممکن نیست رویا های طلایی او تحقق پیدا کند.  

از وعدههای کلان آقای خان معلوم می شود که او هنوز از مکر نظامیان و اوضاع داخلی پاکستان آگاهی کامل ندارد و این  گفتۀ داکتر قبله ایاز (1)رییس پوهنتون پشاور و کارشناس امور اسلامی در حصۀ او صدق می کند که وی می گوید، اظهارات عمران خان کرکت باز سابق نشان می دهد که او از اوضاع منطقه آگاهی ندارد. از این سخنان عمران خان معلوم می شود که او حتا از اوضاع واقعی سیاسی و نظامی کشورش آگاهی درست ندارد و گویا قدرت نظامیان پاکستان را دست کم گرفته است و یا شاید هم وعدههای آنان او را فریفته است. آقای خان فکر کرده است که فرمان راندن از اسلام آباد به معنای فرمان راندن بر کل پاکستان است. این در حالی است که نظامیان پاکستان در رابطه به سیاست های استراتیژیک پاکستان حرف اول را می زنند و حکومت ملکی پاکستان تنها به مثابۀ سخنگویان نظامیان این کشور عمل می کنند. آقای خان حمایت های اردو از او را برضد نوازشریف زیر نام مبارزه با فساد  شتاب زده به معنای پشتیبانی او از عدالت تلقی کرده است. در حالی که جنرالان خواسته اند تا او را برضد شریف به نفع خود بچرخانند و آشکار است که این بازی گذرا است و عمرش کوتاه خواهد بود. آقای خان هنوز درک نکرده است که دخالت نظامیان پاکستان در افغانستان سر نخ درازی دارد و تنها جنگ نیابتی پاکستان با هند و گزینش افغانستان بحیث عمق استراتیژی پاکستان شاید یک بعد مسآله باشد که در اصل این ها بهانه های رنگین و قشنگ در دست نظامیان پاکستان است که به بهانۀ توجیۀ جنگ های نیابتی سالانه میلیون ها دالر را از جیب مردم پاکستان می دزدند. این که آقای خان سخن از بازرسی وزیران خود می زند و خواب های کلانی را در سر می پرورد که گویا سلسلۀ زنجیره یی حلقه های فساد های کلان در پاکستان را می گشاید و به مبارزه اش برای فساد تا سطح رهبران و سیاستمداران و جنرالان کهنه کار این کشور ادامه می دهد. با توجه به قدرت نظامیان در پاکستان، این گفتۀ او بیشتر رویا های فاضله را ماند که تحقق مدینۀ آن در پاکستان غیر ممکن است. آقای خان پس از به قدرت رسیدن دو راه در پیش دارد، یا سازش با نظامیان و یا بسر رساندن وعدههایش؛ آشکار است که از این دو گزینه یکی را انتخاب کند یا سازش با نظامیان و به تاق نسیان ماندن وعده هایش به مردم و یا این که افتادن با نظامیان و بسر رسیدن وعدههایش که این امری ساده نیست و زود شاید با کودتای نظامیان رو به رو شود؛ زیرا نظامیان او را برای زدن نواز شریف که سرسخت مخالف مداخلۀ نظامیان در حکومت ملکی پاکستان بود، فربه کرده اند و یاری و سرگوشی نظامیان هم با خان تا تکیه زدن او بر مقام نخست وزیری پاکستان است. پس از آن بازی تازه در راه است و سرنوشت آقای خان و روابط او با نظامیان را علل وعوامل دیگری رقم می زند که شاید هنوز برای خان ناآشکار باشند.

بنا براین مردم افغانستان که از چهل سال بدین سو با تیغ نظامیان پاکستان ذبح شرعی می شوند و توانسته اند، هر از گاهی سیاستگران و زمامداران افغانستان را با فریب های جدید بکشانند، باید بدانند که این به قول معروف “پادشاه گردشی ها در پاکستان” سناریوی نظامیان این کشور برای فریب افکار عامۀ پاکستان و نفس دوباره دمیدن در روح آنان برای پیشبرد سیاست های مداخله گرانه در افغانستان است. نظامیان در حالی شریف را از صحنه راندند و انتخابات زودهنگام را برگزار کردند که کمک های امریکا به پاکستان به حالت تعلیق درآمده و فشار امریکا بر این کشور در حال افزایش است. بنا براین نظامیان پاکستان خواسته اند تا با راه اندازی سناریوی تازه و با  راندن دو حزب قدیمی پاکستان که از بازی های تروریست پرورانه و شیطانی نظامیان این کشور به ستوه آمده اند و از سویی هم با فریب های آنان آشنایی دارند، برای پیشبرد سیاست های تروریست پرورانۀ خود فرصت های جدید یابند. هدف اصلی از آوردن عمران خان فریب های جدید نظامیان پاکستان است که با علم کردن وعدههای پرزرق و برق عمران خان کشور های منطقه بویژه افغانستان، هند و ایران و کشور های جهان بویژه امریکا را فریب بدهند که گویا تحولات تازه در اسلام آباد در حال شکل گرفتن است و بدین وسیلۀ ذهنیت جهان را به گونۀ تاکتیکی در برابر پاکستان تغییر بدهند؛ اما نظامیان پاکستان غافل از این که از سوراخ های مار های آنان بار بار سیاستگران جهادی و غیرجهادی و زمامداران افغانستان گزیده شده اند و این خیمه شب بازی های اردوی پاکستان، نمی تواند، فرصت های بدست آمدۀ جدید را از مردم افغانستان بگیرد که همانا شناسایی پاکستان بحیث حامی درجه یک تروریزم است و در فهرست خاکستری شامل شده و نزدیک است که در فهرست سیاۀ مالی جهان برود. این در حالی است که هرچند زد و بند هایی میان پاکستان، ایران و روسیه بر سر به بیراهه کشاندن افکار کشور های منطقه و جهان در پیوند به مبارزه با تروریزم وجود دارد و پاکستان توانسته تا با کلان نشان دادن خطر داعش، طالبان را به عنوان تروریست خود توجیۀ کند و اما وقت این بازی سپری شده است و مصرف اش گذشته است. کشور های جهان هر لحظه برای اعمال فشار بر پاکستان نزدیک تر می شوند و طلیعۀ سلطان بی تاج و تخت تروریزم هم در حال غروب کامل است. یاهو

1 –  https://da.azadiradio.com/a/24736584.html