در حاشیۀ نشست سه جانبۀ افغانستان، چین و پاکستان در کابل

نویسنده : مهرالدین مشید

موضوع کنفرانس سه جانبۀ امروز میان نماینده گان افغانستان و پاکتستان و چین را بحث در پیوند به روند صلح افغانستان و کشاندن طالبان به میز گفت و گو با حکومت افغانستان تشکیل می داد که در کل بحث بر سر مبارزه با تروریزم و همکاری های اقتصادی بود. هر سه جناح به صلح در افغانستان، صلح در پاکستان و صلح در منطقه تاکید کردند و در ضمن اصرار کردند که زمان رفاه و زمان پایان دادن به ناامنی ها در منطقه فرا رسیده است. وزیر خارجۀ افغانستان درین نشست گفت، وقت آن فرا رسیده که پاکستان وعده هایش را عملی کند وافزود،  از کشور پاکستان می خواهد تا در ظرف یک یا دو هفته وعده هایش را که در نشست سه جانبۀ کابل داده است، در عمل پیاده کند. در این صورت می توان به پاکستان اعتماد کرد در غیر آن از این گونه نشست ها نتیجۀ مطلوب را نمی توان توقع داشت. وزیر خارجۀ پاکستان در این نشست ( 15 دسمبر 18) گفت، کشورش همواره هنگام نیاز در کنار افغانستان ایستاده‌است و افزود که آنان بار دیگر در کنار افغانستان خواهند ایستاد. وی این سخنان را در حالی در این نشست بیان کرد که اشتراک کنندگان در مورد ایجاد اعتماد سیاسی در روابط میان افغانستان و پاکستان و نیز امنیت منطقه‌ یی بحث داشتند.

آقای ربانی  در حالی پیرامون  عملی شدن وعده های اسلام آباد  ابراز امیدواری کرد که پاکستان طی هفده سال هر روز با وعده های دروغین به عهد خود وفا نکرده است. این نشست در حالی در کابل برگزار شد که روز دوشنبه مقام های امریکایی با حضور خلیل زاد با طالبان در پاکستان دیدار خواهند داشت. نتیجۀ این گفت و گو با طالبان بر وعده های وزیر خارجۀ پاکستان در نشست کابل مهر تایید خواهد گذاشت؛ زیرا به همگان معلوم است که طالبان تحت فرمان نظامیان پاکستان اند و هر طوری که خواسته باشند، آنان را به کار برده می توانند. عمران خان در حالی سخن از نشست امریکا با طالبان در پاکستان زده است که وی چند روز پیش به نقل از ستاد ارتش پاکستان گفت که او برایش گفته که رهبران طالبان در پاکستان حضور ندارند و هم چنان طالبان پایگاهی در این کشور ندارند. عمران خان در حالی از همکاری ها برای صلح افغانستان خبر می دهد که این کشور با دشواری های زیادی اقتصادی رو برو است و زیر فشار امریکا قرار دارد. از این رو تردید وحود دارد که اسلام آباد از این گونه نشست ها استفادۀ مفطعی و ابزاری بخاطر کاهش فشار های سیاسی از سوی امریکا بر این کشور نکند. از سوی هم پاکستان می خواهد که امریکا مانند سال های گذشته افغانستان را برای وی واگذار کند تا به یک تازی های خود در این کشور ادامه بدهد. سیاستی که امریکا طی چهل سال به گونۀ اشتباه آمیز آن را دنبال کرده است. خطری که امروز از ناحیۀ تروریزم منطقه و جهان را تهدید می کند، در واقع ریشه در سیاست های ناکام امریکا در چهاردهۀ اخیر دارد و بدون تردید از اظهارات رئیس جمهور امریکا مبنی بر این که از سال ها بدین سوی برای پاکستان احمق پولی داده اند و از آن پول برضد سربازان امریکایی در افغانستان استفاده شده است، آشکار می شود که امریکا متوجه اشتباۀ خود شده و از تکرار آن به گونۀ جدی خودداری خواهد کرد.

افغانستان در این نشست به دو موضوع  چون مبارزه با تروریزم و همکاری های اقتصادی تمرکز داشت؛ زیرا افغانستان بدین باور است که یگانه راه برای تامین امنیت و صلح و ثبات مبارزۀ واقعی برضد تروریزم است و تروریزم عامل اصلی فاجعه در منطقه است تا زمانی که تروریزم در منطقه نابود نشود، هرگز ثبات در منطقه حاکم نخواهد شد. خطر تروریزم زمانی در منطقه برطرف می شود که کشور های حامی تروریزم بویژه پاکستان با توجه به نفوذ اثر گذار و جدی یی که بر گروه های تروریستی دارد، صادقانه در این راستا کار کند. در این حال پاکستان دو گزینه دارد یا طالبان مخالف حکومت افغانستان را به میز گفت وگو با حکومت افغانستان بنشاند و یا این که هرگاه طالبان حاضر به گفت و گو نیستند و خواهان ادامۀ جنگ اند. در این حال اسلام آباد پایگاۀ آنان را برای همیش ببندد و رهبران شان را به زندان بیفگند و یا به حکومت افغانستان بسپارد و نظامیان پاکستان تمامی منابع مالی و نظامی را بر روی رده های پایین طالبان ببندد تا پروندۀ تروریزم بد در خاک پاکستان برای همیش بسته شود. از سویی هم افغانستان در این نشست به گزینۀ همکاری های اقتصادی اشاره کرده است؛ البته بدین باور که همکاری های اقتصادی در سطح منطقه فرصت های کاری و اشتغال را مهیا می سازد؛ زیرا بیکاری و فقر عامل اصلی سربازگیری تروریستان از مردم است. هرگاه فرصت های کاری مشترک در فضای امنیت کامل در منطقه فراهم شود. در این حال حنب و جوش منطقه یی برای ساخت وساز های بیشتر در حوزه های مختلف فراهم می شود و زمینه برای پیاده شدن پروژه های کلان اقتصادی مانند؛ یک راه و یک کمربند و راۀ ابریشم و راۀ لاجورد و تاپی و کاسا هزار و پروژههای تازۀ دیگر میسر می شود. در این صورت زمینه برای شگوفایی های اقتصادی در منطقه بوجود می آید، تنها شگوفایی های اقتصادی نه؛ بلکه فرصت مداخله های نظامی در منطقه نیز از میان رفته و زمینۀ خروج کامل نیرو های خارجی بویژه امریکا از منطقه بوجود می آید و باخروج نظامی شان امکانات مداخله و توطیه چینی ها برضد مردمان منطقه را نیز از دست می دهند.

از همین رو است که در رابطه به صلح افغانستان میان امریکا و روسیه اختلاف موجود است. امریکا هر طرح صلح برای افغانستان و موفقیت آن را به نحوی با حضور حفظ نیرو هایش در جنوب آسیا کارآمد می خواند. در حالی که این طرح از نظر روسیه و چین و ایران مردود شمرده میشود؛ زیرا که آنان خواهان حضور دیرهنگام نیرو های امریکایی در منطقه نیستند و بدین باور اند که امریکا از مبارزه با تروریزم برای دوام حضورش در منطقه استفاده می کند. این گمانه زنی ها زمانی در روسیه و چین تقویت یافت که مقام های وزات دفاع و خارجۀ امریکا گفتند که پیش گیری از برتری جویی های روسیه و چین برای کشور شان مهم تر از مبارزه با تروریزم است. مقام های امریکایی در حالی این گونه بیانات را ابراز کردند که پیش از آن مقام های روسی امریکا را متهم به تقویت داعش در مرز های جنوبی خود کرده بودند. این اختلاف ها سبب شده تا امریکا دو نشست مسکو در مورد افغانستان را تحریم کردند و نمایندۀ رسمی حکومت افغانستان هم در آن اشتراک نکرد و هیآت شورای عالی صلح به گونۀ غیر رسمی در آن اشتراک کرد.

از آنچه گفته آمد، هنوز در رابطه به صلح افغانستاند نه تنها اجامع ملی که  اجماع بین المللی هم وجود ندارد. مثلی که در داخل روند صلح افغانستان با دشواری ها رو به رو است حکومت طرحی و گروه های سیاسی طرح دیگری دارند و هنوز چانه زنی ها بر سر آن ادامه دارد و موفق به تشکیل یک هیآت مشترک ملی نشده اند.  به همین گونه صلح افغانستان در سطح بین المللی هم دچار چالش می باشد. امریکا به تعبیری صلح انحصار گرایانه بدون نقش وحضور روسیه و چین و ایران در افغانستان می خواهد. به همین گونه روسیه و چین هم در صدد به انزوا کشانیدن امریکا از روند صلح افغانستان اند. چنان که نشست  سه جانبۀ کابل به اشتراک افغانستان، پاکستان و چین گویایی فعالیت های مستقلانۀ منطقه یی است که در صدد کم رنگ کردن نقش امریکا می باشند. نقش چین در این گفت و گو ها بحیث کشوری که با پاکستان رابطۀ نزدیک دارد و قرار داد همکاری های اقتصادی به ارزش 42 میلیارد دالر را امضا کرده اند، خیلی مهم است؛ زیرا اکنون رقابت های اقتصادی میان  چین و امریکا بر سر تعرفه های گمرکی به گونۀ بی پیشینه یی افزایش یافته است و هر دو کشور سخت در صدد ضربه زدن به یکدیگر در عرصه های گوناگون بویژه در بخش اقتصادی می باشند.

از آنچه گفته آمد، آشکار می شود که صلح افغانستان زمانی به نتیجۀ درست می رسد که اجماع ملی و اجماع منطقه یی را داشته و از پشتیبانی مشترک کشور های منطقه مانند، ایران، پاکستان، چین و کشور های آسیای میانه و در بعد جهانی آن از حمایت روسیه و چین و امریکا بهره مند باشد. این در صورتی ممکن است که کشور های یاد شده از خواست های بلند پروازانۀ راهبردی شان در پیوند به مسایل افغانستان گذشته و با تکیه یه سیاست های عادلانه و متوازن و شناختن حق حاکمیت ملی کشور ها بویژه افغانستان خواست های شان را تقلیل ببخشند. از اوضاع کنونی طوری فهمیده میشود که هنوز روسیه و امریکا بر سر صلح افغانستان توافق نظر نداشته و هر یک نسبت به دیگری مشکوک بوده و اهداف یک دیگر را در افغانستان برتری جویانه می بینند که این سبب اختلاف و موضع گیری های متفاوت هر دو کشور در مورد افغانستان شده است. هرگاه این وضعیت ادامه پیدا کند، بعید به نظر می رسد که  تلاش های صلح در افغانستان به زودی به ثمر برسد. حال بر امریکا و روسیه و پاکستان است که با گذشت از سیاست های برتری جویانه و انحصار گرایانه راۀ جدید را برای تحقق صلح در افغانستان جستجو کنند. حال بر دستگاۀ دیپلوماسی افغانستان ارتباط دارد که چقدر می تواند، در نزدیک سازی مواضع روسیه و چین و امریکا از یک سو و پاکستان و ایران از سوی دیگر کار جدی نماید تا مساعی مشترک این کشور ها را در رابطه به صلح هماهنگ گرداند. در این صورت است که تمامی پیش زمینه ها برای گفت و گو با طالبان آماده شده و موانع از میان برداشته می شود. در این میان اثر گذاری چین بر پاکستان همراه با فشار های پیهم وجدی امریکا وبالاخره ارادۀ واقعی پاکستان، البته با یک چرخش استراتیژیک می تواند، گرۀ دشوار صلح افغانستان را بگشاید و با آوردن طالبان به میز گفت و گو ها دراز راۀ صلح این کشور کوتاه شود. در غیر این صورت هرگونه امیدواری برای صلح خیالی بیش نخواهد بود. یاهو