خَسی در منقار !

علی ناظرمطلبی نوشت تحت عنوان ” ققنوس رادیکالسم انقلابی ” …. و محمد رضا روحانی عضو سابق شورای مجاهدین دوباره برایش دعوت نامه فرستاد….بار اول این دعوت ضمنی و غیر مستقیم توسط ایرج مصداقی در گزارش 200 صفحه ای انجام شد که ماست نگرفت و این بار دوم است…

 

خلاصه مطلب علی ناظر : در پی دیدار مک کین با مریم رجوی در آلبانی ، آیا مجاهدین آرمان گرایی را بر پراگماتیسم ترجیح داده اند ؟ مک کین خیلی بد است و بمب ریخته و جلاد است و اینا…..

به نظر من آرمان گرایی را ابتدا بایدعلی ناظر تعریف میکرد تا مخاطب گیج نشود . بعد به شرایط منطقه و جهانی را اشاره ای میکرد و اینکه یک فقره آرمان گرا….با ورژن قرن پیش در شرایط فعلی چه میتواند بکند ؟ بعد به نقش جبری سیاسی مجاهدین نظری میافکند….از قرن پیش پدیده ای به نام آرمان گرایی برای انواع سیستمها معنی نداشت و در زمین سیاست اتفاقا پراگماتیسم همان آرمانش میشود . آنها که در شروع چریک بودند و در ادامه فقط به دست آوردن قدرت سیاسی و یا حفظ آن ، تمام آرمانشان شد . آرمان مجاهدین خلق حسین و عاشورا و شهادت بود . با این وزن از آرمان گرایی ، مجاهدین نباید از ایران خارج و شورا تشکیل میدادند ، در عملیات موسوم به فروغ نباید فرمان عقب نشینی داده میشد و همه شهید میشدند ، در حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام باید با ” امپریالسیم آمریکا ” میجنگیدند و درمدت 20 دقیقه همه شهید میشدند تا آرمان گرایی استاد شود…..

کسی که از قبل وقایع سیاسی را دنبال نکرده باشد و همین امروز علی ناظر را بشناسد ، حتما تعجب میکند که این مربوط به چه دورانی از تاریخ است ؟ پدرجان یک نگاهی به اطرافت بکن . ما در چه شرایط زمانی در جهان و منطقه هستیم ؟ یک جناب گُنده لات دنیا بروی کره زمین چمبره زده و بقیه چاره ای جز همسویی با آمریکا را ندارند . از چین و روس و اروپا… درچنین صحنه ای یک آمان گرای واقعی چه باید بکند ؟ در بالای هرسیستمی و زمین سیاست پراگماتیسم مطلق یک آرمان برای همه بود و هست . آنها که حاکمند آرمانشان حفظ حاکمییت است ، بقیه هم به دنبال رسیدن به حاکمییت سیاسی آرمانشان است . یک نوعی از آرمانگرایی هم داریم مخصوص نیروهای بدنه در هر سیستمی … وفقط این نوع هنوز یا همیشه برای نیروهای بدنه معتبر است . در مقطع تعویض نظام سیاسی در ایران 1357 ، با همین آرمانگرایی بود که افتادند به جان هم و انرژی ازاد شده از زیر دیکتاتوری سلطنتی را با خون تخلیه کردند !

مک کین بد و جنایتکار و بمب روی سر کودکان و ملاقات با رهبر داعش در مرز سوریه…. بوده و است ، ولی مک کین هر حرکتی که میکند جنبه شخصی ندارد و نمی تواند داشته باشد . مک کین نماینده غیر رسمی یک سیستم است . مک کین نماینده همان سیستمی است که علی ناظر برای وزارت خارجه اش نامه رسمی نوشت و در خواست کرد که جان زندانیان مجاهدین در عراق را حفاظت کند ، وزارت خارجه آمریکا با احترام جوابش را میدهد….. گرگی به گله حمله میکند وبعد عده ای به خود گرگ نامه مینویسند و پیش او شکایت میکنند….همین تناقضات ساده و عریان در مواضع علی ناظر به بقیه آدرس عوضی میدهد تا دوباره دعوت کنند ، علی ناظر اهل ساز مخالف زدن نیست ، توی دستگاه میزند، مواضعش عمدتا به گونه ای است تا همه راضی باشند ، حرفها یا جملات مهم نیستند هی مینویسد جهانخواران ….ولی عملکردش را میشود سمت وسوی مشخص داد…

محمد رضا روحانی عضو سابق شورای مجاهدین نوشت : اقاى ناظر همسنگر بودندوطرفدار إصلاحات در شورا وقتى اسماعيل، محمدعلى وجواد أرام از شورا كنار كشيدند يا ايرج با شجاعت اختلافات را أشكاروروشن گفت،أزان روزتا امروز حدود١٣٤٠روز گذشته است حالا نوشته علی ناظر را که مى خوانيد از غالب انتقادهاى من روشن تر است ناظر دير امد اما خوش امد…

صدام در مارس 2003 سقوط میکند ومجاهدین خلع سلاح میشوند . از آن زمان تا 2013 یعنی حدود یک دهه تمام این پسران و پدران شجاع در کنار خواهر مریم بودند و تمام شجاعت و هویتشان به لقمه های مجاهدین خلق گره خورده بود . طی این سالها فقط یک مورد اسماعیل وفا فریادی کشید در مطلب شب دراز دست خری….آن زمان ما در کردستان عراق آواره بودیم و شخصی تماس میگیرد و گزارش اسفبار ما را در کردستان عراق میدهد و اسماعیل اعتراضی میکند . به جز همین یک مورد ، دیگر هیچ زمانی خبری نبود . در عوض ایرج مصداقی خیلی شجاعانه همان زمان مشغول کشف ماموران وزارت اطلاعات است و زنده یاد حسین بلوجانی زندانی سابق تیف را ، مامور معرفی میکند . بقیه پسران و پدران شجاع هم سر سفره مجاهدین لقمه کوفت میکردند !

در 1392 با جلوداری ایرج مصداقی ناگهان این پدران و پسران شجاع به شکلی هیئتی وارد شدند و هی با منقار کج و کوله قار قار فرمودند . فکرش را بکنید ، یک دهه وقت انتقاد وشجاعت نبود و یا بلد نبودند….ازآن لحظه ظهور تا همیشه هرآنچه اتفاق افتاد ویا خواهد افتاد ربطی به شجاعت و انسانییت و اینا….ندارد . این جماعت چوب اشتباه محاسبه یا سادگی خودشان را میخورند . در ذهن فندقی شان بود که سُکان را با لجستیک غرب از دست رهبر عقیدتی در آورند و خودشان رهبری را به دست گیرند… ! جناب فلانی نمیدانم علی ناظر دیر آمده یا زود ؟ خودش جواب بدهد ، ولی مطمئن هستم شما کلاغهای بوقلمون صفت به موقع آمدید ! البته جهت امورات چائیدن….

دعوت ازعلی ناظر توسط این جریان بار اول با نقش آفرینی ایرج مصداقی در گزارش 200 صفحه ای انجام شد . اشاره مستمر به ماده الحاقی تحریم یا بایکوت رسانه های مستقل در شورای مجاهدین و چسباندن آن به سایت خودش پژواک ایران و سایت دیدگاه ( علی ناظر ).. آن رسانه های مورد اشاره مصداقی درگزارش 1392 درمقطع تصویب ماده الحاقی بایکوت رسانه های مخالف و مستقل مجاهدین ( 2009 ) و تا 2013 در ردیف سایتهای هوادارمجاهدین شناخته میشدند .  یعنی از دید این دلقکهای نظم نوین، مجاهدین ماده الحاقی تصویب میکنند و فراخوان برای بایکوت و تحریم رسانه های هوادار خودشان میدهند…!؟ همان موقع نوشتم و برای بار دوم تکرار میکنم : که از گردن به بالا قسمتی به نام سر یا کله وجود دارد که حاوی جمجمه برای حفاظت از اصلی ترین عضوبدن است. اسم این عضو اصلی بدن، مغز یا لایه خاکستری است ! بعضی وقتها تلاش کنید  از آن منطقه هم استفاده کنید !


ققنوس رادیکالیسم انقلابی – حاشیه
پاسخی نه چندان کوتاه از علی ناظر


آقای محمدرضا روحانی عزیز با سلام و آرزوی سلامت و شادی برای شما. لازم می بینم در پاسخ ارزیابی کوتاه شما، به چند نکته اشاره کنم. امیدوارم باعث کدورت نشود:


خواهش می کنم متن گفتگوی علی ناظر با محمدرضا روحانی در آذر 1388 را بازخوانی کنید، و خود قضاوت کنید که چه کسی «دیر» آمده است. در این گفتگو، من به عنوان یک ژورنالیست در جبهه سرنگونی طلبان، به شما این امکان دادم که مسائل را باز کنید. چنانکه در متن مشاهده می شود، شما تصمیم گرفتید که با تأکید بر اینکه آقای مسعود رجوی و تمام اعضای خانواده ایشان «حقوقدان» هستند و می فهمند که چه می گویند و چه تصمیمی می گیرند، از انتقاد پرهیز کردید. در آن روز به احترام «اتحاد» سوال خود را تکرار نکردم، و از شما نخواستم که به اصل «سوال» بپردازید و حاشیه نروید. اما این روزها می شنوم که شما بر سر هر کوی و برزنی، به تصمیمات آقای مسعود رجوی انتقاد می کنید.

http://www.didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=19247

اسماعیل هوشیار