حمله های انتحاری اخیر سیمای تروریست پرورانۀ پاکستان راعریانتر کرد

نویسنده : مهرالدین مشید

وضع تحریم ها از سوی امریکا بر شش تن از رهبران طالبان پس از حمله های زنجیره یی تروریستان بر هوتل کانتیننتال در کابل و دفتر حمایت از کودکان در جلال آباد و اسناد بدست آمده از مواد انفجاری در هوتل کانتیننتال چهره پاکستان را بحیث یک کشور حامی تروریزم بیشتر به جهانیان عریان کرد، پرده از مکر و فریب این کشور فرود افگند و مشت پاکستان را بحیث یک  کشور حامی تروریزم بازتر کرد. امریکا بر شش تن از رهبران طالبان تحریم ها را و ضع کرده است که چهار تن آنان افغان و دو تن دیگر آنان پاکستانی هستند که بر سفر ها و دارایی های شان تحریم وضع شده است. سیگل مندلکر، معاون وزارت مالیۀ امریکا در امور مبارزه با هراس‌افگنی و استخبارات مالی گفته است که این شش تن در انجام حمله‌ها بر نیروهای اییتلاف در افغانستان و تمویل گروه طالبان و شبکۀ حقانی دست دارند. بر بنیاد این اقدام امریکا، پس از این، تمام دارایی‌های این افراد که چهارتن آنان افغان و دوتن دیگر آنان پاکستانی استند، مسدود شده و تمام شهروندان امریکا نیز از هر گونه داد و ستد مالی با آنان منع شده اند و شامل این افراد می باشند: عبدالصمد ثانی معاون مسوول مالی طالبان و رییس بانک مرکزی افغانستان در زمان رژیم این گروه، فقیر محمد یکی از مسوولین مالی شبکه‌‌ی حقانی، عبدالقدیر بصیر مسوول تامین ده‌ها هزار دالر به قومندان‌های گروه طالبان در ولایت کنر و جنرال قونسل در اسلام آباد در زمان رژیم طالبان، حافظ محمد پوپلزی عضو کمیسیون مالی طالبان و مسوول مالی آن گروه در جنوب وغرب افغانستان، مولوی عنایت الله مسوول نظامی گروه طالبان در بسیاری از ولایت‌های افغانستان و عضو پیشن شورای پشاور طالبان و گلاخان حمیدی یکی از مسوولین مالی و فناوری شبکۀ حقانی و یکی از قاچاقبران انسان در منطقه. چهار تن آنان وابسته به گروه طالبان و دو تن آنان وابسته به شبکۀحقانی هستند که همۀ آنان در پاکستان زنده‌ گی می‌کنند. این اقدام به حمایت از استراتیژی ترامپ اعلان شده است. این افراد میلیون ها دالر را برای طالبان تحویل داده اند و رابطۀ محکم با پاکستان دارند. پاکستان در برابر این تصمیم امریکا گفته است که رابطۀ امریکا با پاکستان نباید متاثر از افغانستان باشد

این در حالی است که پیش از این مقام های افغان امریکا را متهم کرده بودند که امریکا، افغانستان را از دید پاکستان می نگرد. این سخن چندان غیر واقعی هم نبود؛ زیرا که رئیس جمهور پیشین بیست و یک بار به پاکستان سفر کرد و از پاکستان خواست تا بر پشتیبانی خود بر تروریستان پایان بدهد و حتا اسناد استخباراتی میان دو کشور رد و بدل شد تا رهبران طالبان مورد پیگرید قرار بگیرند و  بازداشت شوند؛ اما مقام های پاکستانی هر از گاهی به مقام های افغان آری گفتند و اما در عمل کار خود را انجام دادند و حمایت شان را ار طالبان نه تنها که کم کردند، برعکس افزایش هم دادند تا این که حامد کرزی  متاثر شد و بالاخره از سیاست های امریکا در قبال افغانستان انتقاد شدید کرد و گفت که امریکا خواهان پایان جنگ در افغانستان نبوده، بلکه دنبال اهداف استراتیژیک خود در منطقه است. وی تاکید کرد که امریکا مبارزه با تروریزم را بهانه یی برای رسیدن به اهداف راهبردی خود در منطقه به پیش می برد. مقام های پاکستانی نه تنها با خواست های مقام های افغان تا کنون  اعتنایی نکرده اند؛ بلکه انتقاد های مقام های ارشد امریکا را نیز ناشنیده گرفته اند. چنانکه در گذشته ها وزیران دفاع و  رئیسان عمومی ارتش پیشین امریکا بار بار گفته بودند که شبکۀ استخباراتی پاکستان شبکۀ حقانی را رهبری و تمویل می کند و از تمامی عملیات های آنان در افغانستان نظارت کامل دارد؛ اما تاسف آور این است که کاخ سفید هر گز وقعی  به ادعای این مقام های خود نکردند و برعکس با پاکستان تعامل کردند و میلیارد ها  دالر هم برایش اهدا کردند. این مقام های امریکایی در حالی پاکستان را متهم به حمایت از تروریستان کردند که بر جنگ سربازان امریکایی در در میدان های نبرد اشراف کامل داشتند. واشنگتن نه تنها این که حرف های مقام های اشد خود را ناشنیده گرفت و در این سوم هم عصای آقای کرزی در سفر های پیهم به پاکستان به سوزن و بوت هایش به پوست سیر بدل شد و حرف هایش را کاخ سفید هرگز نشنید. این سبب شد تا مقام های افغان و سیاستگزاران آن بدین باور شوند که مبارزه با تروریزم تعریف روشنی ندارد و استراتیژی مبارزه با تروریزم حکومت هم زیر پرسش رفت. از آن به بعد پرسش های زیادی در پیوند به مبارزه با تروریزم در اذهان شهروندان افغان خطور میکرد و این شک و تردید ها تا جایی به پیش رفت که حتا این پرسش در افکار عامه عمومیت یافت که کی برای کی می جنگد و هدف این جنگ چیست. دلیل اش آشکار بود، آن این که این جنگ درست تعریف نشده بود و حتا از دوست و دشمن تعریف مشخصی موجود نبود. یک روز مقام اول حکومت پیشین طالبان را برادر می خواند و روز دیگر برایش طالب جان می گفت و هر روز با لحن مهربان تر دست دوستی برای به آغوش کشیدن طالبان دراز می کرد. این سبب شد که حق بودن و باطل بودن جنگ برای سرباز افغانستان زیر پرسش برود و این سرباز نه تنها خود را قربانی مبارزه با تروریزم بداند؛ بلکه بدتر از آن سرنوشت خود و سرنوشت جنگ را در پردۀ ابهام نگاه کند.  این سبب شد که شورشگری در افغانستان دامن بگسترد و گروۀ جدیدی به نام داعش از بدنۀ طالب ساخته شود و ابتکار هر دو در دست استخبارات پاکستان باشد.

وضعیت بالا تا زمانی ادامه پیدا کرد که دونالد ترمپ رئیس جمهور امریکا شد. وی که از رویکرد پاکستان در برابر امریکا خسته شده بود و ناگزیر وی استراتیژی جدیدی را زیر نام استراتیژی جنوب آسیا در پیوند به افغانستان اعلام کرد  که پاکستان در محراق این استراتیژی قرار دارد و ار تمایل امریکا برای همکاری های بیشتر با هند پرده بر می دارد. ادارۀ ترامپ پس از آن فشار ها بر پاکستان را افزایش داد. چندی بعد از اعلام این استراتیژی بود که رئیس جمهور امریکا گفت، پاکستان امریکا را احمق کرده است و پول هایش را گرفته و با همان پول ها سربازان امریکایی را کشته است که هدف اش تجهیز و تمویل و حمایت طالبان از سوی پاکستان است. بعد از آن کاخ سفید از پاکستان خواست تا رهبران طالبان را زندانی و یا از پاکستان بیرون کند؛ اما پاکستانی ها این خواست امریکا را دست کم گرفته و گفتند که رهبران طالبان در پاکستان موجود نیستند. این در حالی است که شورای کویته و پشاور طالبان در پاکستان همین اکنون فعال است و تمامی عملیات های طالبان را در افغانستان رهبری می کنند. شامل کردن شش عضو رهبری طالبان در فهرست تعزیرات از آخرین فشار هایی به شمار می رود که بیانگر قاطعیت ادارۀ ترامپ برای به زانو درآوردن یگانه حامی تروریزم در جهان است. شهروندان افغانستان از این تصمیم کاخ سفید استقبال کرده و امیدوار اند که واشنگتن هرچه زودتر تحریم ها بر مقام های استخبارات پاکستان را نیز وضع کند و به دنبال آن رهبران پاکستان را در شهر های پاکستان و بویژه کویته و پشاور و کراچی که به گونۀ امن زنده گی می کنند، هدف طیاره های بدون سرنشین قرار بدهد تا باشد که پوزۀ پاکستان به مثابۀ یگانه کشور حامی تروریزم به زمین ساییده شود؛ اما با تاسف باید گفت که کابل در گرماگرمی از تشدید فشار های امریکا بر پاکستان مصروف تنش های داخلی است و بیشترین وقت را بجای کار هماهنگ با جامعۀ جهانی و هم پیمانان ناتو و امریکایی اش، برای اعمال فشار بیشتر بر پاکستان، برعکس مصروف تنش های داخلی شده است که این معنای آب ریختن در آسیاب دشمن را دارد، بیشترین سود را از آن طالبان، داعش و پاکستان می برند و بیشترین آسیب را از آن مردم افغانستان متحمل می شوند. از این تنش ها بیشترین سود را تروریستان می برند و با استفاده از این خلا هر روز حمله های انتحاری را در حساس ترین محل های کشور موفقانه سازماندهی می کنند که دلالت آشکار بر ضعف و ناتوانی نیرو های کشفی و امنیتی کشور دارد که ناتوانی های نیرو های کشفی و امنیتی از حملۀ  انتحاری هوتل کانتیننتال و عبور کردن بدون تلاشی موتر مهاجمان و وارد شدن بدون مقاومت آنان به داخل هوتل در واقع مایۀ سرافگنده گی نیرو های کشفی و امنیتی کشور است که مقام های امنیتی کشور نمی توانند، ضعف و ناتوانی های شان را با این اظهارات که  طراحی شدن این حمله ها از سوی آی اس آی است، پنهان نگهدارند. این نشاندهندۀ خواب آلوده گی و غفلت نیرو های کشفی و امنیتی کشور است  که هر روز برای طالبان و داعش نیروی تازه یی برای حمله های جدید می دهد. در حالی که این غفلت بازی آشکار با سرنوشت مردم افغانستان است  و بیشترین سود را از آن تروریستان و حامیان شان می برند. این ناتوانی های نیرو های کشفی و امنیتی در موجی از تنش های موجود در درون حکومت سبب خواهد شد تا تمامی فشار ها از سوی امریکا بر ضد پاکستان عقیم بماند و این سخنان رئیس جمهور امریکا که افغانستان دیگر به لانۀ تروریستان بدل نخواهد شد، هرگز تحقق پیدا نکند و در ضمن  فداکاری ها و قربانی های هزاران سرباز کشور در میدان های نبرد برضد تروریستان به هدر خواهد رفت. خدای نخواسته کشور بالاخره به چنان پرتگاۀ داخلی برود که از کنترول همه خارج خواهد شد و در آن زمان هیچ کس برنده نخواهد بود و برگ برنده در دست تروریستان و حامیان پاکستانی آنان خواهد افتاد و اظهار ندامت هم سودی در پی نخواهد داشت. یاهو

نهم دلو سال 1396