حق ایران از دریای خزر ( دریاچۀ کاسپی)

 

فرح نوتاش           جبهۀ جهانی ضد امپریالیست          قدرت زنان وین

زمانی که روح اله خمینی به گورباچف نامه می نوشت واو را به راه راست هدایت می کرد، باید حساب ضرر فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی برای ایران را نیز می کرد!

اکثریت مردم ایران همواره فکر کرده اند که  نیمی از دریای خزر به ایران تعلق دارد و نیم دیگر به اتحاد جماهیر  شوروی. حال که دیگر نه از تاک نشان است و نه از تاکنشان، نه تنها یاد و خاطرۀ آن بزرگ مردان را به پاس حمایت شان از ملت ایران زنده نگه نمی دارند بلکه در  طلب حق پنجاه در صدی هر یک به نوعی در تلاش اند. بدون این که به اصل قرارداد ها مراجعه کرده باشند.

هر اعتراضی نتیجۀ یک قضاوت است. ولازمۀ هر قضاوت الزاما داشتن اطلاعات همه جانبه و کافی. مطالعۀ دقیق قرارداد های بین ایران و روسیه مدد رسان حل این مشکل می توانند باشند.

 بعد از فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی و تشکیل 5 کشور بجای دو کشور پیرامون خزر، تقسیمات نوین خزر که در بر گیرندۀ طیف وسیع بهروری از منابع  این دریاچه بوده بیش از بیست سال وقت دولت ها را به خود مشغول کرده است.

در تقسمات جدید از ویژگی های اقتصادی دریا  که مهمترین آنان نفت ، گاز و خاویار است ،

ایران بر اساس ، انصاف، میزان جمعییت ساحلی، تأکید بر قرار دادهای  1921 و 1940 و محدب -مقعر بودن سواحل و عمق بیشتر دریا در سواحل ایران، طالب سهم  20% است.

و حال آنکه همسایگان ایران

نسبت طول ساحلی از پیرامون  خزر و محور میانی مرکز دریا را مد نظردارند.

پیرامون دریاچۀ خزر 7000 کیلومتر است. خط ساحلی ایران 675 کیلومتر است .820 کیلومتر آذربایجان، 1900 کیلومتر ترکمنستان، 640 کیلومتر روسیه و مابقی ساحل قزاقستان است.

ذخائر نفتی خزر سومین بعد ار خلیج فارس و سیبری و 243 میلیارد بشکه تخمین زده شده است.

( 10 میلیارد تثبیت شده و بقیه احتمالی است. و گاز آن 260 تریلیون فوت مکعب تخمین زده شده است.  قراردادهای بعد از انقلاب کشور شورها ی روسیه با ایران بطور کلی فاقد این مطالب است.

و این که این تفاهمنامه جدید توسط مجلس تأیید شود یا خیر، مثل تمام مشورت ها می تواند شایسته باشد.

ولی مشکل اساسی ما باور حق کاذبی است که در پی خود دنیایی نارضایتی بهمراه دارد.

 

دریای خزر با خطوط محوری

 

دریای مشترک میان اتحاد جماهیر شوروی و ایران در حال حاضر در میان پنج کشور قرار دارد.

برخی معتقدند بودند که:

دیپلماسی خزری ایران، اگر بر اساس منافع حیاتی کشور و به دور از جنجال‌های مرتبط با مساله هسته‌ای قالب‌بندی

نشود، نخواهد توانست توفیقی در صیانت از حقوق کشور در پی داشته باشد. هرچند اطلاع دقیقی در محتوای توافق‌های صورت گرفته تا کنون در زمینه رژیم حقوقی دریای خزر وجود ندارد، اما عدم دستیابی ایران به سهم 20 درصدی از این دریا قطعی شده است. زیرا دولت‌های دیگر ساحلی، نشان داده‌اند که به هیچ وجه حاضر به تعدیل مواضع خود نیستند و این تنها ایران است که رویکرد تعدیل را در پیش گرفته و تجربه کرده است.

در شرایطی که سهم ایران کمتر از 20 درصد باشد، هرگونه توافق نه تنها به زیان منافع ملی است بلکه با واکنش مردم روبرو خواهد شد. از این رو، بازی کردن در چنین زمینی به نام مذاکرات رژیم حقوقی دریای خزر که صرفاً نتایج موردنظر سایر کشورهای ساحلی را به زیان حقوق کشور در موافقتنامه های 1921 و 1940 در پی داشته باشد، اساساً صحیح نخواهد بود. بلکه باید از ادامه آن جلوگیری نمود.

 

تاکید و پایداری بر موافقت نامه های 1921 و 1940 بسیار عالی است. چون فقط در نفی اهرم های استعماری است . ولی کوچکترین اشاره ای به سهم هر کشور از نفت و گاز و … ندارد. و این 20% بعد از آن 50% ، نیز نیاز به مکاشفه دارد! آیا 20% بر اساس برابری است؟ 100 تقسیم بر 5؟

این 20 % از کجا آمده است؟ در جایی که ترکمنستان نزدیک به سه برابر ساحل ایران را داراست و یا قزاقستان نزدیک به 4 برابر ساحل ایران را، چطور ایران می خواهد 20 % را ببرد؟

نکند ما باج زور می خواهیم؟

از همین رو، به اعتقاد برخی حقوقدانان ایرانی، کشورهای ساحلی استنادشان این است که عهدنامه‌های ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ به تاریخ سپرده شده‌ و انقضا یافته‌اند به جای آنها، رویه دولت‌های ساحلی جایگزین شده است. البته که این رویه، برخلاف حقوق و منافع ایران بوده است. ولی در آئین بررسی‌های حقوقی اعم از داوری یا دادگستری، اولویت سنجش قواعد بر اساس توافق های قراردادی است و البته رویه نیز به عنوان منبع کمکی و موثر، در این زمینه مدنظر خواهد بود. برگ برنده ایران، توافق‌های دوجانبه با شوروی بوده که عمدتاً این برگ برنده بر اساس روالی نادرست و غیرخردمندانه، از میان رفته است. در نهایت، سهم 20 درصدی به عنوان آستانه حداقلی حقوق و منافع ملی است و اگر ایران موفق نشود حقوق۲۰ درصدی خود در این مذاکرات را کسب کند، باید مانع نهائی‌‌شدن این رژیم شود و بلکه ولی باز در آن صورت باید مراتب را به دادگستری بین‌المللی یا داوری ارجاع دهد.

رجوع به دادگستری بین المللی  نیز بسیار عالی است .

شاید دادگستری بین المللی بتواند خط ساحلی ایران را کشیده و طولش را بیشتر کند!

رژیم بی انصاف و بی مروت ملا خیال کرده خزر هم عرصۀ کارگران ایران است که حقوقشان را ندهد و معترضان را به شلاق ببندد. یا بعضی حریصان فکر کرده اند که می توانند با توسل به روسیه ستیزی یا مشاجرات هسته ای حق دیگر ملل منطقه را ضایع کنند. تمام دولت ها ی پیرامون خزر در مقابل ملل شان جوابگوهستند. و کوتاه آمدن هر یک از احقاق حقوق ملت خویش با اعتراض مردم شان روبروست. این چانه زنی مسخره و توسل به قراردادهای 1921-1940 یک کلاشی آشکار بیش نیست. و نه تنها هیچ ارجحیتی برای ملت ایران  ایجاد نمی کند بلکه چشم داشت به حق ملل دیگر، جز آلودن ملت ایران به امراض حریصانۀ امپریالیستی ثمر دیگری نخواهد داشت. و از طرف هیچ انسان منصفی در جهان پذیرفته نمیشود . و این که اسرائیل باید از آذربایجان برود و ساحل خزر را با وجود نحس خود نیالاید نیز نمی تواند بخشی از مطالبات ایران باشد. چون مربوط به موضوع زمین و معدن نیست.

شناخت حد و حدود خویش… وظیفۀ انسان ها

عدم تجاوز به حقوق دیگران… شعارانسان ها

 

womens-power.farah-notash.com

www.farah-notash.com

Women’s Power