تقابل میان جمعیت اسلامی وتیم حاکم ارگ

                                                                                                                 محمد عوض نبی زاده   

بسیاری از زمامداران افغانستان در سال های جنگ پیوندهای خونی , دوستی و رفاقت های آیدیولوژیک حزبی ,معیارهای اخلاقی و منافع ملی رارعایت نکردند وبر ای کسب و حفظ قدرت برادر علیه برادر، پسر علیه پدر، پدر علیه پسر، ، عموزاده علیه عموزاده، استاد علیه شاگرد، شاگرد علیه استاد،  حزب سیاسی برضد حزب سیاسی، رهبران یک حزب میان همدیګر، با بی رحمی جنگیدند و در بسیاری از جنگ های قدرت  میان حاکمان سدوزایی وسرداران محمدزایی و رهبران گروه های سیاسی دخالت خارجی ها دخیل بوده  است. اما تاریخ این سرزمین از دوران پس از سلطنت، از معامله های رهبران ګواهی می دهد که هرکدام برای حفظ مقام حاضر به فدا کردن مردم خود و ایجاد اتحادهای ناهمگون هستند، مردم افغانستان در جريان چهار دهه‌ ، ازجنگ‌ ، بی‌ثباتی و فقر رنج برده‌ و سیستم شكننده‌ی سياسى زیر بار تنش‌هاى قومى در نوسان است. هرچند ، چهار دهه ناامنی که سبب ظهور رهبرانی جهادی از قومیت های مختلف شد وگروه های تروریستی ، جمعی کثیری از مردم را باحملات انتحاری و انفجاری قتل عام کردند و در وضعیت فعلی داعش هم به معادلات تروریستی و به هم‌ریختگی‌های امنیتی در افغانستان اضافه شده که این مولفه‌ها باعث بد تر شدن وضعیت کنونی  بیشتر از گذشته ګردیده است .

قانون اساسی سال ۲۰۰۴ یک نظام دولتی به‌شدت متمرکز را ایجاد نمودو نیروهای بین‌المللی نیز برای تقویت قدرت ریاست‌جمهوری از آن حمایت کرد که تمرکز قدرت منجر به قطع ارتباط بین مردم و دولت و فقدان پاسخگویی حکومت سبب فساد فراگیراداری، سوءمدیریت، انحصار قدرت، افزایش تنش‌های قومی و ناامنی، شده است.در جنجال های انتخاباتی سال 2014 در اثر مداخله ی امریکا که حکومت وحدت ملی شکل ګرفت و ګفته میشود که عربستان “سعودی با دادن 100 ملیون دالر به اشرف غنی ، و ایران بادادن سی ملیون دالربه داکتر عبد الله  دور دوم انتخابات را مهندسی کردند. در حالیکه برای استقرار دموکراسی و حل دموکراتیک کشمکش های قومی در افغانستان مدل دموکراسی انجمنی میتواند ساختار مناسب برای مدیریت شکاف های قومی و ثبات سیاسی در افغانسان باشد.  ازاین رو عامل اصلی مخالفت عطامحمد نور در برابر ارگ غیرمتمرکز نمودن ساختار بوروکراتیک و اعطای خودمختاری اداری به ولایات و انتخابی شدن والی ها در ایجاد عدالت و همگرایی قومی در افغانستان میباشد.  

ګرچه تاهنوز چند دور گفت‌وگو میان حزب جمعیت اسلامی و نمایندگان ریاست جمهوری در جریان بوده است که حزب جمعیت اسلامی در بستۀ پیشنهادی خود به ارگ خواهان اجرای توافق‌نامۀ سیاسی، اصلاحات در کمیسیون‌های انتخاباتی، حزبی شدن سیستم انتخاباتی، توزیع شناس‌نامه‌های الکترونیکی، برگزاری لویه جرگۀ تغییر قانون اساسی و برخی موضوع‌های دیگر شده که در صورت پذیرش آن‌ها از جانب ارگ، تغییرات اساسی در وضعیتِ کشور رونما خواهد شد. امااقای  اشرف غنی مخالفان خود را از سفارت آمریکا و انگلستان می‌ ترساند وهمان روشی که امان الله خان و نجیب در پیش ګرفتند که نتیجه اش فرارآنهااز قدرت بوده اند. بدین ګونه احتمال جنگ با حکومت بلخ هنوز جدی است که دیر یا زود جنگ پیچیده و سختی درحوزه بلخ شعله ور می شود. دولت کابل هیچ ابتکاری در دست ندارد و اکنون همه چیز با سیاست های منطقه ای گره خورده است. قرار گزارش ها، افزایش سفربری ارتش امریکا درپایگاه های نظامی بگرام وقندهار از بیم سقوط کابل است. هرگاه کابل به عنوان مرجع اصلی مشروعیت دولت به میدان جنگ تبدیل شود،‌ مشروعیت حضور امریکا از بین می رود و تمام پایگاه های امریکا از سوی همه گروه ها به حیث هدف نظامی شناخته می شود. آتش افروزی دربلخ، درقدم اول مشروعیت نیمه بند دولت کابل را از بین می برد. ګرچه اختلاف میان ارگ و بلخ که بیش از دو ماه می گذرد،که  راهی مصالحه را از میان برده است و ګفته میشود که ارګ ، افراد غیر مسلح طرفدار رژیم را از ولایت های خوست، لوگر و پکتیا به کابل در خانه های امن ریاست امنیت ملی در 13 مکان کلیدی جاسازی کرده اندتا با راه انداختن یک جنگ سرنوشت ساز ، گلیم طرفداران عطا محمد نور و جنبش ملی را از بلخ جمع کند.

موازی با حمله بالای  بلخ  – زلمی ویسا والی قندهار با همکاری نیروهای تحت فرمان گل آقا شیرزی وزیر سرحدات و قبایل و سربازان ارتش ملی  به پایگاه جنرال عبدالرازق فرمانده پولیس قندهار حمله میکنند و هم چنین رژیم کابل به نیروهای هوایی وفادارش در همه ولایت ها دستور آماده باش داده تا در روز حمله به ولایات بلخ و قندهار مراکز، پایگاه ها، دفاتر، سنگرها و نیروهای طرفدار عطا محمد نور، عبدالرشید دوستم و عبدالرازق را با تمام توان بمباردمان و نابود وارتباطات مخابروی و بی سیمی را در سرتاسر کشور مختل کنند. اگر نیروهای حامی ارگ بتوانند ولایت های بلخ و قندهار را به صورت کلی زیر سلطه خود درآورند پس از آن ارگ با طالبان وارد مذاکره می شود تاپایه های حاکمیت تک تباری غلجایی ها را برای چندین دهه مستحکم سازد.از انجاییکه افغانستان معبر ژیوپولیتیک وکلید جنگ هژمونیک باستن، لندن، پاریس، واشنگتن و بروکسل وپیکن، مسکو، ریاض و تهران  است که عمدتا ازطریق پاکستان در منطقه مدیریت میګردد. بنا برین  آمریکا تلاش دارد تا برای ابقای دولت وحدت ملی افغانستان به مدت پنج سال دیگر، شورای رهبری افغانستان را با اشتراک احزاب تشکیل دهد که جهت جلوگیری از برگزاری انتخابات، تاحکومت وحدت ملی را برای یک دوره دیگر ابقا کند.

در حالیکه  شورای رهبری و طرح آمریکا برای تاسیس این شورا راهی بیرون رفت از وضعیت فعلی نیست؛ زیرا در داخل بدنه دولت حاکم بر کابل تکنوکرات‌ها و جریانی‌هایی مخالف این شورا هستند که تاسیس چنین شورایی می‌تواند بر وخامت اوضاع دامن بزند. به گونه‌ای که در ولایت بلخ «عطاء محمد نور» از سوی آمریکا یک تهدید اعلام شده است و هرگونه برخورد با او می‌تواند دامنه اعتراضات مردمی و تهدید‌ها را به بدترین وضعیت تبدیل کند. آمریکا در صدد آن است تا عطاء محمد نور را کنترل کند و مخالف کنار گذاشتن او هستند؛ چون غربی‌ها به خوبی می‌دانند اگر او را کنار بگذارند بحران در افغانستان به لایه‌های متعدد تبدیل می‌شود که در این‌صورت نمی‌توان راه حل درستی برای بیرون رفت از آن در نظر گرفت. حالا امریکا و متحدان، بعد از زوال داعش در خاور میانه،  جایگزینی را با تشدید ناسیونالیزم در افغانستان پیدا نموده است چنانچه موج خیزی ناسیونالیزم در ایالت پشتونخوا و هویت یابی جدید از بلخ تا سمرقند دردو جبهه جنوب و شمال خودرا گسترش میدهندو درهردو محاذ ناسیونالیزم ، با تمام هیجان و قدرت جلو می تازند. اهداف امریکا درهمین چهارچوب تنظیم شده ودر رویکرد جدید ناسیونالیزم به جای داعش مذهبی می نشیند. 

حضور نظامی آمریکا در افغانستان، مصادف با افزایش تولید تریاک در این کشور بوده که تولید تریاک در سال 2001 حدود 180 تن و در سال 2007 به 8 هزار تُن رسیده بودکه 93 درصد از قاچاق هروئین جهان را شامل شده است. طبق آمار سال 2017، برداشت تریاک در افغانستان به بالاترین میزان خود یعنی 9 هزار تن رسیده است. پنتاگون اعلام کرد جنگ افغانستان 45سالانه  ميليارد دلار برای آمريکا هزينه مي گذارد، که از بودجه سالانه ی 45 ميليارد دلاري ، پنج ميليارد دلار براي نيروهاي افغان و 13 ميليارد دلار براي نيروهاي آمريکايي داخل افغانستان واکثر مبالغ باقي مانده صرف حمايت هاي لجستيکي مي شودودر حدود 780 ميليون دلار ديگر نيز به کمک هاي اقتصادي اختصاص مي يابد.اما از سال 2010 تا 2012، زماني که آمريکا، 100 هزار سرباز در افغانستان داشت، هزينه ی آمريکا از 100 ميليارد دلار سالانه گذر میکرد.در حال حاضر، حدود 16 هزار نظامي آمريکايي در افغانستان مستقر هستند.در ۷۰ درصدِ خاک این کشور، طالبان حضور فعال دارند. وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) جدیدترین آمار درباره نظامیان این کشور را که در جنگ افغانستان کشته و یا زخمی شده‌اند، را بیش از 22 هزار نفر اعلام کرد.

چاک هیگل، وزیر دفاع در دولت بارک اوباما نیز گفته است: که علایمی وجود دارد ما افغانستان را ترک می گوییم تا طولانی ترین جنگ در تاریخ امریکا به پایان برسد.علی الرغم واگذاری یک تریلیون دالر به افغانستان دولت تحت حمایه امریکا اخیرا دربرابر شورشیان با یک باخت تاریخی رو به رو است و اردوی امریکا نیز توان حل مشکلات درافغانستان را ندارد. به طور کل، تولید تریاک، فساد، رویکردهای قبیله ای و ویژه گی های ارضی درآن کشور غیرقابل کنترول هستند.چون افغانستان کشوری است که ظاهرا روی کاغذ نظام قوی متمرکز دارد اما زیرساخت های ملتی و اجتماعی اجازه کمک رسانی و ارایه خدمات به شیوه مناسب را به حکومت نمی دهد این کشور نیاز به حکومت غیر متمرکزی دارند که به والیان قدرت و منابع بدهد که بتوانند به بهبود اوضاع مفید واقع شوند و آنها (والیان) را برای پیشرفت واقعی پاسخگو بسازد. فعلا امریکا قبل از سرنوشت غنی راجع به پایان عمراستعماری خود وختم پروژه تروریستی داعش و طالب بحیث جنگجویان نیابتی آمریکا در اضطراب کامل قرار دارد.هرگاه در اثر مداخلات آمریکا چنین چیزی اتفاق بیفتد بدون شک همه سربازان آمریکا در تیررس مردم افغانستان قرار خواهند داشت.

                                                        -هجدهم –  ماه- فبروری– سال – ۲۰۱۸ – میلادی