تعرض به کُردستان سوریه، تداوم نقشۀ امپریالیستی در منطقۀ خاورمیانه

شباهنگ راد

تعرضِ تازهای را قدرتمداران بینالمللی و در همراهی با دولتهای سرکوبگری همچون ترکیه، علیۀ تودههای ستمدیدۀ کُردستان سوریه سازمان دادهاند که تاکنون هزاران تن آواره، صدها تن کُشته و هزاران تن دیگر در تیررسِ ارگانهای سرکوبگر دولتِ ترکیهاند. مقیاسِ نقشههای امپریالیستی و جنایات دولتهای وابسته، دستهجات و سازشکاریهای به اصطلاح مدافع حقوق تودههای ستمدیدۀ کُردستان سوریه را نمیتوان بطور دقیق توضیح داد. یکی پس از دیگری در حالِ وقوع است و بیگمان قربانیان اصلی، کارگران، زحمتکشان، تودههای ستمدیده و محروماناند.

به بهانۀ دفاع از حقوقِ انسانی و مردمی، شهرها و روستاهای فاقدِ استانداردهای زندگی را، از زمین و هوا نشانه میگیرند تا از “حرمت” آنان دفاع کنند؛ به بهانۀ برقراری صلح و امنیت، صلح و امنیتِ نیمبندِ طبقۀ سرمایهداری را در هم میریزند تا نقشه و طرحِ “چشمه صلحِ” «اردوغان» را پیاده کنند؛ بمب و گلوله به طرفِ کودکان پرتاب میکنند تا آیندۀشانرا “تضمین” کنند. و …

این روزها مخابرۀ تصاویرِ چهرۀ خونین کارگران، زحمتکشان و کودکان، و بدنباله با خاک یکسان کردن خانۀ میلیونها تودۀ دربند، به نانِ دم و دستگاههای تبلیغاتی امپریالیستها تبدیل گشته است. روشن است که همه – بغیر از قربانیان نظام امپریالیستی و بویژه تودههای ستمدیدۀ کُردستان سوریه -، در ایجادِ چنین وضعیتِ وخیمی ذینفعاند. نقشه راهی است که باید و میبایست در دنیای سرمایهداری و نیز در منطقۀ خاورمیانه پی گرفته شود؛ خاورمیانهای که سالهاست به میدانِ لشکرکشی و وحشیگریهای دولتمردان بزرگ و دیگر دستهجات ارتجاعی و مسلحشان تبدیل شده است. میزانِ تجهیزات و ادوات کَشنده و اعزام نیروهای سرکوبگر به منطقه، قابل شمارش نیست و علاوه بر اینها، قراردادهای نظامی بمنظور تحکیمِ سلطه و مناسبات امپریالیستی، کشورهای منطقه را به یکی از خریداران درجه یک و بیانتهای سلاحهای پیشرفته و مدرن، تبدیل ساخته است.

در هر صورت دو نکته و یا چندین نکته را میتوان در لشکرکشی دولتِ ترکیه به کُردستانِ سوریه، مورد توجه قرار داد؛ اینکه دولت «اردوغان» بدون اجازه، همکاری و در توافق با بزرگان جهانیای همچون امریکا، روسیه و دیگر دولتهای وابستهای همچون ایران و سوریه، قادر به اشغال و هجومِ همهجانبه به کُردستان سوریه نبُوده است؛ اینکه، عاقبتِ انتخابِ، الگوها و تکیهگاههای سازمانها و احزابِ مدعی منافع مردمی و بویژه خلق محروم کُردستان، جز آنچه را که اینروزها در سوریه شاهد آنیم، نمیباشد؛ اینکه قدرتمداران بینالمللی نشان دادهاند که تحت هیچ شرایطی، منافع خود را با منافع دستهجات، دولتها و دیگر وابستۀشان گره نخواهتد زد و بنابه مصالح و بمنظور پیشبرد بهتر نقشههای شومشان، رژیمها و یا عناصر تازهای را، جایگزینِ رژیمها و عناصر پیشین خواهند کرد؛ پس در وحلۀ نخست حملۀ دولت ترکیه به کُردستان سوریه، بر اساس طرحهای از پیش تعیین شدۀ امریکا و در توافق با روسیه و دیگر دولتهای وابستۀشان صورت گرفته است، و در ثانی تاییدگر این نظر است که سرانجامِ هرگونه وابستگی، به دولتهای بزرگ و دیگر دارودستههای ارتجاعی – و آنهم با هر دلیل و بهانهای -، جز، ردِ الگوها و تکیهگاههای مردمی نیست.

به هررو اینروزها، تودههای ستمدیدۀ کُردستانِ سوریه، وحشیانه و با استفاده و خصوصاً با حمایتِ سلاحهای امپریالیستی، توسط دولتِ جنایتکار ترکیه مورد حمله قرار گرفتهاند و دارند، به خاک و خون کشیده میشوند. کاملاً آشکار شده است که «اردوغان» در چهارچوبۀ سیاستهای امپریالیستی مرتکب جنایات فجیع، در حق

محرومترین اقشار جامعه شده است که بر عکس دعویاش، چنین رخدادهای فاجعهباری، نه تنها دربرگیرندۀ برقراری امینت مردم، و یا نابودی “تروریست”ها، بلکه مولّد ناامنی بیش از پیش منطقه، و امنتر کردن چرخۀ مناسبات و سیستم نظام امپریالیستی است.. بی دلیل نیست که «اردوغان» جنایتکار، با اشغال بخشهایی از اینکشور، در صدد است تا هزاران نفر را آواره و در عوض سه هزار پناهندۀ سوریهای – را در سرزمینِ مادریشان -، سکنی دهد!! بر خلافِ داد و قال، «اردوغان» قسمتهایی از کُردستان سوریه را اشغال کرده است تا از یکسو، نقشههای امپریالیستی را پی گیرد و از سویدیگر، به سرکوبِ نارضایتیهای درونی و بویژه به قلع و قمع اعتراضات و خیزشهای احتمالی کُردستان ترکیه بپردازد.

متأسفانه جنگ در کُردستان سوریه، باردیگر شعلهور شده است؛ جنگی که منطبق بر خواستها و سیاستهای امپریالیستی در منطقه است و در این وسط عاملان و بازیگران سیاسیِ امپریالیستها هم، در عمل به اثبات رساندهاند که حامی مردم نیستند و فکر و ذکرشان، تأمین و تضمین منافع درازمدت و پیگیری نقشههای شوم سرمایهداران و اعمالِ حاکمیت ارتجاعی در منطقۀ خاورمیانه است. ترامپ جنایتکار هم، پای خود را – علیرغم گلایه و التماسهای “یگانهای مدافع خلق” و “نیروهای دمکراتیک سوریه” و بظاهر برای تداوم حضور در کُردستان سوریه -، کنار کشیده است تا سه هزار نیرو برای “دفاع” از خاک عربستان منتقل کند! چرا که میبایست امینتِ نیمبند طبقۀ سرمایهداری، همچنین حجم و پس اندازِ مالی اینکشور را با موقعیتِ دیگر کشورهای درگیر در جنگهای امپریالیستیِ منطقۀ همطراز کرد؛ میبایست با فروش ابزار و آلات نظامیِ بیش از پیش به دولتهای منطقه از جمله عربستان، سوریه، ایران، لیبی، عراق و غیره، فضای کشورهای منطقۀ خاورمیانه را متشنجتر و ناامنتر کرد و از قبل آنها، اقتصادِ فرتوتِ و گندیدۀ نظام امپریالیستی را سر و سامان داد.

دهههاست که امپریالیستها، سیاست خود بر ضایعتر کردن و تخریبِ بیش از پیش زندگی میلیونها انسان دردمند پی ریختهاند. تعرضِ به خانه و کاشانه، و به سفرۀ محرومان بیحد و حصر شده است و دامنۀ ناامنی، نداری، جنگ و خون و خونریزی دارد، پهن و پهنتر میشود. پیداست که همۀ اینها از سرِ خیر سیاستهای رذالتبار امپریالیستها و همچنین به ندانمکاریها، و به توهم بعضاً سازمانها و احزاب مدعی منافع مردمی به بالائیها مربوط میشود. در حقیقت دولتهای سرکوبگری همچون دولت ترکیه دارند بر نقش و بر وظایف ضد انسانیشان میافزایند، به این علت که انرژی و پتانسیل مردمی، دارد در خلافِ پاسُخگوئیِ اساسی به مطالبات و به حقوق پایمال شدۀشان سازمان داده میشود؛ مردم مورد تعرض وحشیانه قرار گرفتهاند به این دلیل که آمال و آرزوهای مدعی منافع تودهها، در جهت بند و بستهای سیاسی با عاملین وضعیت فعلی است. امّا و علیرغمِ حیاتِ چنین نقصانها و اعمال سازشکارانه، مردم همچنان و با صلابیت بیش از پیش، نسبت به وضعیت کنونی معترض، و از دستِ دولتهای امپریالیستی و جنگطلبی همچون دولت ترامپ و دیگر دولتهای وابستۀشان ذلهاند. به دُرست دریافتهاند که عامل اصلیِ دربدری و بیخانمانیشان، حاکمان کنونی و مدافعین بیچون و چرای مناسبات و سیستم جهانِ سرمایهداریست. در نتیجه، پس زدن افکار و خواستِ مردمی و بویژه التماس و کمک از آمرین و عاملان نقشههای امپریالیستی در کُردستان سوریه، چیزی جر تن دادن به سیاستهای جنگطلبان، و چیزی جز روانتر کردن نقشههای امپریالیستی در منطقه نیست. پس هرگونه مراوده با جانیان بشریت و تن دادن به سیاستهای امریکا و آنهم به بهانۀ برسمیت شناختن حقوق تودههای ستمدیدۀ کُردستان، انتخابِ روش و سیاستهای رهائی از زیر یوغ قاتلان و سرکوبگران تودههای ستمدیدۀ کُردستان سوریه نیست.

خلاصه و بر خلافِ گفتههای «مظلوم عبدی» فرماندۀ نظامی “نیروهای دموکراتیک سوریه” مبنی بر “… هنگامیکە تمامی جهان از حمایت ما دوری جستند، دست بە سوی آمریکا دراز کردیم. ما با آنها دست دادیم و حمایت سخاوتمندانە آنها را ارج نهادیم. بە درخواست واشنگتن، ما موافقت کردیم کە اسلحەهای سنگین خودمان را از مناطق مرزی با سوریە بیرون کشیدە، استحکامات دفاعیمان را خراب کنیم و رزمندگان با تجربە ما عقب نشستند. بر اساس تعهدات دولت آمریکا با ما قرار بود ترکیە هیچگاە ما را مورد حملە قرار ندهد”، باید گفت که دوستان حقیقی مردم، ترامپِ بانی و مدافع سرکوب و غارتگری میلیونها انسان زحمتکش و دردمند نیست. این جانیان هیچگونه قرابتی با برسمیت شناختن حقوق دیرینۀ تودههای ستمدیدۀ کُردستان سوریه ندارند؛ آمدهاند تا زندگی باقیماندۀ آنانرا نابود و جنبشهای حقطلبانۀشانرا لت و پار کنند. بنابراین هرگونه انتظار، دوستی و گفتمان با بانیان زندگی وخامتبار تودهها، به معنای همسوئی و همکاری با اجرای بهتر سیاستهای دولت امریکا در منطقه است. باید دانست که الگوها و سمبُلهای مبارزاتی مردم، با الگوها و سمبُلهای دولتهای برزگی همچون امریکا، روسیه و دیگر وابستگانشان، یکی نیست؛ باید دانست که جنگهای براه افتادۀ تاکنونی، نه خواست و جنگهای دلبخواۀ مردم بساکه جنگهای منطبق با منافع دولتمردان بزرگ و دیگر دولتهای وابستۀشان میباشد.

بر همین اساس و جدا از افشاء و محکوم کردن راهاندازان جنگِ تازه در کُردستان سوریه، ضروریست تا خواست مردم را در جنگهای مختص با منافعشانرا سازمان داد و مهمتر از آن به این نکته دقت نمود که بدونِ تکیه، و بدون پشتوانۀ مردمی، نمیتوان به زندگی وخیم و به آوارگیِ میلیونها تودۀ دربند، و خصوصاً به جنگهای امپریالیستی پاسُخ مثبت داد. تابحال سرمایهداران بدلیل فقدانِ حامیان سالم و کمونیستی، هزینههای بس زیادی از تودههای ستمدیده و بویژه از تودههای محروم کُردستانِ سوریه گرفتهاند. نباید بیش از این، اجازه داد تا بر تعرض و بر کُشتارِ بیش از پیش شان بیافزایند. پس تنها با اتکاء به نیروی تودههای ستمدیدۀ کُردستان سوریه و با همگانیتر کردن شعار “ما نباید شکسته شویم، ما بستگانِ ایستادگانیم” و آنهم با هدایتِ سازمان رزمنده و متضاد با منافع جانیان بشریت است که میتوان، جهتِ جنگهای امپریالیستی را برگرداند و نقشههای شومِ آنانرا در منطقه، بیحاصل کرد.

15 اکتبر 2019

23 مره 1398