به جاي قايم شدن و شعار دادن٫ دهان مهاجر و مهاجم را بايد پاره کرد

- تبريزلي باي بک

دهه هاست که خاک آذربايجان دستخوش تغيير است٫ تغييري که به نفع مهاجران قبلا مهمان تمام ميشود و با هر تغييري بخشي از سرزمين مادري تورکهاي آذربايجاني به بيگانگان هديه داده ميشود! ولي٫ اين تجزيه ها و تغييرها با تعارف و روبوسي شروع و تمام نشده اند٫ ترور٫ اختناق و خون بوده است در تمامي مراحل اين تغييرات.

تروري که با حضور مهمانان ناصادق و ناصالح شروع شده و با ادامه حضور آنها و تبديل شدنشان به مهاجر شدت ميابد و با حضور آنها در مراکز قدرت محلي و سراسري به حد اعلاي خود ميرسد. تروري که هميشه يک بازنده و يک برنده داشته است٫ ميزبان کشته و غارت شده و مهمان مهاجر به مقام صاحبخانه اي ترفيع يافته است!

يک به يک شهرهاي حاشيه اي آذربايجان را بي دفاع رها کرده ايم٫ شهرهاي از دست رفته را فراموش کرده ايم و خود را در قفس ترس و بي عاري محبوس ساخته ايم که مبادا همين يک نفس شرم آلود را نيز از دست ندهيم! ننگ بر ما باد که براي حفظ يک نفس شرم آلود خاک وطن را وجه معامله قرار داده ايم. ما مقصريم٫ قبل از ما نيز مقصران بوده اند و بعد از ما نيز شايد… آذربايجان را چه شده است؟

حدود ۵ سال پيش مقاله اي تحت عنوان “و٫ جنگي که آماده اش نبوديم شروع شده است”* نوشتم و در آن توضيحاتي و هشدارهايي دادم. مسلح شدن و دفاع مسلحانه را تنهاترين روش موفقيت آميز و تنهاترين انتخاب حرکت ملي دانستم. همانگونه که در جريان قيام خرداد۱۳۸۵ آشکارا گفته بودم آذربايجان از وقتي که سلاح را بر زمين گذاشت نابود شده است٫ بار ديگر اذعان ميدارم که مسلح شدن و استفاده از سلاح در تمامي صحنه ها تنهاترين روشي است که خواهد توانست اقتدار و اعتبار اوليه و تاريخي را به آذربايجان بازگرداند.

به اعتقاد من٫ حرکت ملي آذربايجان در ۴ سال گذشته به خاطر اشتباهات و خودسريهاي خارج نشينان بي اطلاع٫ محدود و يا مزدور دچار نوعي سکوت و سکون شده است. تحريف خواستهاي حرکت ملي به نفع اشخاص٫ محدود ساختن فعاليتها به خاطر ايجاد سردرگمي و شاخه سازيهاي مرموز٫ منصرف کردن دانشمندان و اديبان از حرکت ملي با توسل به ترور شخصيت و همچنين اشاعه شارلاطان بازيهاي سفارشي باعث شده است تا فعالين پيشکسوت خود را کنار بکشند. همين خلا سبب شده است که نوجوانان و جوانان حاضر در داخل به نوعي مجبور به سردرگمي شوند و از ماهيت اصلي حرکت ملي غافل بمانند. ناگفته نميگذارم که قريب به اتفاق فعالين داخل از تمامي خارج نشينان به روز تر و صادقتر هستند٫ هرچند حضور تعدادي دلسوز و ريش سفيد نيمه فعال و حتي غيرفعال در خارج را نيز ناديده نميگيرم. ولي٫ درد ما اينها نيستند٫ درد ما عدم وجود يک هسته قدرتمند در حرکت ملي ميباشد.

اگر حرکت ملي را تنها در يک حرکت مدني خلاصه کنيم٫ مبارزه را باخته ايم. اگر به شعارهاي وهم آلود و گاها تندروانه بسنده کنيم٫ مبارزه را باخته ايم. اگر به مزدوران و نفوذيهاي شناخته شده و افشا شده ميدان بدهيم٫ مبارزه را بايخته ايم!

نماينده سويوق بولاغ با گستاخي تمام سخن از استان درست کردن و گسترده تر کردن کردستان خيالي در خاک آذربايجان سخن ميگويد! آيا اين درخواست غيرمنتظره بود؟ براي من که نبود و حتي من منتظر اقدامات عمليتر و جدي تر از سوي دشمن ميباشم. چرا که اينها ادامه فعاليتهاي سياستمداران کرد در دهه هاي اخير ميباشد و چندان عجيب نميناميد.

به اتفاقات دو ماه قبل نظري بياندازيم:

- احمد شهيد به عنوان نماينده سازمان ملل از کردستان بودن بخشهاي غربي آذربايجان مينويسد!

- نماينده هاي به اصطلاح آذربايجاني داراي ارتباط با احمد شهيد به عنوان منبع گزارشهاي وي شناخته ميشوند٫ خود را گاماج مينامند!

- دولت تورکيه رسما دولت کردستان عراق و سوريه را به رسميت شناخته و قراردادهاي اروپايي امضا ميکند!

- دولت ايران رسما دولت کردستان ايران٫ عراق و سوريه را در مقابل مثلا القاعده مسلح ميکند!

- دولتهاي غربي از اکراد به عنوان متحد٫ ولي در اصل به عنوان سگ هار زنجيري در مقابل دنياي تورک استفاده ميکنند!

- مزدوران داخل حرکت ملي درخواست تحويل سويوق بولاغ به اکراد را ميدهند ولي خود را گاماج مينامند!

- نماينده اکراد در سويوق بولاغ في الفور از تاسيس استان کردستان شمالي با مرکزيت سويوق بولاغ سخن ميگويد!

- دولت ايران در مقابل اين ادعاي اکراد سکوت همراه با رضايت پيشه ميکند!

- اکراد پا را از اين نيز پيشتر گذاشته و از الحاق اورمو و ديگر شهرهاي آذربايجاني سخن ميگويند!

- و سخن از ايجاد استان موکريان کردي در خاک آذربايجان به بحث روز تبديل ميگردد!

آيا ميشود اتفاقات ماههاي اخير را ناديده گرفت؟ اينها ديگر اتفاقات چند سال يا چند دهه قبل نيستند٫ ما هنوز زنده و شاهد هستيم که ببينيم وقايع از کجا شروع شده و در کجا خاتمه خواهد يافت. آيا ميتوانيم سر خود را مانند کبک در زير برق قايم کنيم! البته که ميتوانيم٫ همانگونه که پدرها و پدربزرگهايمان کردند و خاکي را که هزاره ها حفظ کرده بوديم در دو قرن اخير به باد دادند! آيا ما فرزندان خلف آنهايي هستيم که در شجاعت و وطن پرستي شهره عام و خاص بودند؟ يا اين القاب وسيله اي بوده اند براي پنهان ساختن حس خيانت و ترس و دو روئي؟

ميدانم٫ مسلح شدن کار يک روز و دو شب نيست. ولي٫ هر روز و هر شبي که ميگذرد مقدار باخت ما در ميدان بيشتر ميشود. ميدانم٫ مهاجران و مهمانان توانسته اند در خانه هاي خيلي از ما نفوذ کنند٫ دختر به زني گرفته اند يا دخترشان را به عروسي فرستاده اند. اينها دوست٫ فاميل و شهروندان ما هستند تا زماني که ادعاي ارضي بر آذربايجان نداشته باشند. کردي که آذربايجان را به عنوان آذربايجان قبول داشته باشد بايد به قاب طلا گرفت٫ ولي٫ چند درصد از آنها طلايي خواهند ماند؟

عزيزان من٫ کشتن و کشته شدن هميشه جرم يا غيرانساني نيست. ما را از آني ترسانده اند که پيشه خودشان ميباشد براي پيروزي و موفقيت. آيا ميتوان تاريخ را ناديده گرفت؟ در کجاي تاريخ ديده شده است که دموکراسي عملي شده باشد؟ مگر ميتوان خود را به نفهمي زد و از دموکراسي سخن گفت؟ کدام دموکراسي؟ کدام انسانيت؟ ما را در خوابي نگهداشته اند که بيداري از آن شايد نياز به ذره اي جرات داشته باشد ولي دريغ از همين يک ذره جرات! خودمان نميخواهيم از خواب بيدار شويم! قهرمان يک ملت جنايتکار ملتي ديگر است٫ ما چرا خودمان را فريب ميدهيم و دنبال قهرمانهاي ملل ديگر سينه ميزنيم؟

فارس و کرد و غرب و شرق هميشه دشمن ما بوده اند٫ شايد روزگاري به مدارا گذرانده باشيم ولي هميشه از سوي آنها تهديد شده و خواهيم شد. آنها آني را ميخواهند که ما داريم٫ يا خودخواسته٫ يا به زبان خوش و يا با زبان زور. ما که تا کنون مانند برده اي هيپنوتيزم شده دار و ندار خود را تسليم دشمنان کرده ايم تا مبادا ما را غير متمدن و غير دموکرات بشناسند! به درک٫ ميشناسند که بشناسند. اگر دفاع از وطن و دارائي در قبال کشتن دشمن است٫ بگذار چنان باشد.

ننشينيم به اميد روز قيامت! حال نکنيم در خواب توران بزرگ در حالي که نميتوانيم خانه خود را حفظ کنيم! منتظر معجزه نمانيم وقتي خود را سکولار ميناميم! به اميد سخنوران مزدور و توخالي نمانيم که وقت تلف کردن ميباشد.

برخيزيم٫ سلاح دانش برگيريم و سلاحهاي بازدارنده براي دفاع مسلحانه در اختيار بگيريم. تعدادمان٫ هويتمان و قدرتمان زياد است٫ دشمن خواهد باخت اگر ما مسير قويتر و مستحکمتري انتخاب کنيم.

استراتژي و تاکتيهاي ما بايد موازي با احيا و حفظ اقتدار تاريخيمان باشد. لابي گري تبليغاتي دردي از دردهاي ما را درمان نميکند٫ خريد و پخش ابزارها٫ دانش و نيازمنديهاي دفاعي بهتر از خرج کردن براي مشهور شدن ميباشد. مزدوري و کاسه ليسيهاي خارح نشينان دل هر آذربايجاني را به هم ميزند٫ بوي نامطبوع سکوت و خيانت مشام را ميازارد٫ سخنان تکراري و کتابي در مورد گذشته هاي درخشان تهوع آور شده است زماني که امروز و آينده را درک نميکنند!

برخيزيم٫ حتي جنازه دشمن نيز نبايد در خاک وطن باقي بماند

تبريزلي باي بک

۰۷/۰۱/۲۰۱۴

کرويدون