بر سنگ قبر من بنويسيد….

بر سنگ قبر من بنويسيد كه خسته بود
قلبش ميان سينهء تنگش شكسته بود

بر سنگ قبر من بنويسيد كه او هميش
از قيد مال و جيفه ى دنياش رسته بود

بر سنگ قبر من بنويسيد كه تيره بخت
دستش ز كبر و كينه و تزوير شسته بود

بر سنگ قبر من بنويسيد كه اشك و غم
قول وفا و عهد به سرگشته بسته بود

بر سنگ قبر من بنويسيد كه سرنوشت
درب فغان و آه به رويش گسسته بود

بر سنگ قبر من بنويسيد به عمر خويش
نا ديده روز خوب و خوشى و خجسته بود

بر سنگ قبر من بنويسيد كه ” واعظى ”
خيلى گلايه مند و پريشان و خسته بود

زبير واعظى