بخاطر روز بین المللی صحت و مصئونیت کارگر در ساحه کار

نوشته از ع. بصیر دهزاد ، معاون و سکرترمسئول  انجمن حقوقدانان افغان در اروپا

۲۸ اپریل روز بین المللی صحت و مصئوونیت کارگر در ساحه کار است . این رور از سال 2003 بدین سو از جانب سازمان بین المللی کارگران  ملل متحد اعلام و تجلیل میگردد. علاوتاٌ در این روز ازآنعده قربانیان در سطح جهان یاد بود به عمل میآید که در جریان کار و به نسبت عدم مصئونیت جسمی و سائر خطرات جانبی صحی ساحه کار  قربانی گردیده اند. این روز قریب و مصادف به اول می نیزاست که تحت نام روز جهانی کارگر در سطح بین المللی به تجلیل گرفته میشود.

نظر به ارقام سازمان بین المللی کارگران ملل متحد در هر 15 ثانیه یک کارگر جانش را در ساحه کار از دست میدهد. این بدین معنی است که 5500 کارگر در یک روز تلف میگردد. در مجموع در یکسال بیش از دو میلیون زن و مرد کارگر نسبت حوادث و سانحه  در ساحه کار ویا ناشی از بیماریهای ناشی از عدم توجه به صحت جسمانی و مصئونیت کار، زنده گی خویش را از دست میدهند.

تنها در کشور های دموکراسی مدرن و لیبرال اروپائی سالانه 160000 واقعه مرگ و منجمله 100000 آن مرگ های ناشی ازابتلا به امراض سرطانی اند که به سبب عدم فضای صحی مصئون کاری ثبت میگردد.

ملیون ها کارگر مهمان سالانه در کشور های مانند امارات عربی ، قطر و ایران با وحشیانه ترین شکل برده وار تن به کار میدهند که در این کتله هزاران کارگر هموطن ما نیز شامل میباشند.

در 28 اپریل هر سال مسائل مانند مصئونیت فزیکی و صحت جسمانی کارگران و توجه به یک ساحه پاک و عاری از خطرات برای کارگران در مرکز توجه این سازمان جهانی مربوط به ملل متحد قرار دارد.

تاٌمین تمام تضمینات کاری مانند، حق بیمه های اجتماعی، عرضه کردن تاٌمینات اجتماعی، تضمین حق شرایط مناسب و تعین ساعات متناسب کار روزانه ، حق باز نشستگی، حق امرار دستمزد  در صورت عدم مساعدت جسمانی به کار ناشی از آسیب های کاری و مریضی ، حق پنج تا شش هفته رخصتی در سال، مسائل مهم اند که در قوانین کار اکثر کشور ها پیشبینی گردیده اند که این موضواعات محتوی و مورد بحث اساسی حقوق کار نیز میباشند. حقوق کار حکم مینماید که همه این تضمین ها باید در قرار دادهای کاری انفرادی و دسته جمعی بین کار گر و کارفرما  درج گردیده و کارفرما مکلف به رعایت این شرایط میباشد. همچنان کارفرما مکلف بر پرداخت دستمزد برای یک مدت معین میباشد ، در صورت که قراردادهای کاری از جانب یک کارفرما قبل از موعد آن فسخ گردد.

وظیفه و مکلفیت دولت عبارت از  طرح قوانین و سایر اسناد حقوقی مربوط به کار و کارگرو کنترول از تطبیق و اجرای آن بوده، با پلان های و برنامه های معین در امور کار و کارگر مداخله مینماید. وظیفه اتحادیه های کارگری و پیشه وری  مفاهمه روی معضلات ساحه کار با کارفرمائیان را دارد و بخاطر دفاع از حقوق کار و کارگر طرح های پیشنهادی خویش را به نهاد های دولتی ارائه میدارد. اتحادیه های کارگری نهاد های فرمایشی و عیر فعال نیستند تا تنها در جلسات دعوت گردند. اتحادیه های کارگری مسئولیت دارد تا خواست های گروهی کارگران را بوسیله مصاحبه های ژورنالستیکی، تنظیم نمایشات مشروع و قانونی خیابانی و اعتصابات و سائر وسایل فشار بر کارفرائیان و دستگاه دولت ، متبارز ساخته از نام این منافع با اورگانهای متذکره به میز های مزاکره بینشینند.

مصئونیت کارگر در ساحه کارش تنها مربوط به مصئونیت و پیشگیری ها از حوادث و سانحه های غیر قابل پیش بینی نمیشود بلکه بعد و جوانب ویسعتر را نیر در بر میگیرد. تعداد زیاد  از گارگران زن در موسسات تولیدی بعضاٌ مورد اذیت و آزار جنسی قرار میگیرند، تهدید به اجراج میگردند تا روی مجبوریت زنده گی به خواست های جنسی کار فرما ها و بالا دستان شان تن در دهند. در بعضی شرایط دشوار و ثقیل کارکارگران به انواع تکلیف های جسمانی و روانی مبتلا میگردند که در اثر عدم توجه به این معصلات از کمک رسانی روانی و کمک های طبی محروم بوده به ادامه کار اجباراٌ باید تن در دهند.

این یک حق و یک ضرورت برای ساحه مصئون کاری است که کارگران باید با افراد قابل اعتماد در داخل موسسه تولیدی مربوطه خویش مراجعه و در فضای مصئون و قابل اعتماد مشکلات خاص خویش را محرمانه مطرح نموده راه حل آن جسجو و مشورت های لازم صورت گیرد، بدون اینکه شخص متضرر در خطر از دست دادن کارش قرار گیرد. از لحاظ حقوقی  یک کارفرما تعین کننده همه سرنوشت یک کارگر نیست بلکه یک طرف از یک قرارداد است که از طرف دو جانب مورد موافقت و تطبیق قرار گرفته است که وی نیز هم حقوق معین و هم مسئولیت در برابر کارگر داشته و جوابده است.

حقوق کار و کارگر و تضمین های کاری که در فرق از آنها تذکر داده شده اند،  در یک روند تاریخی شکل گرفته و تکامل یافته اند.

در اواخر قرن پانزده مانوفاکتور ها ، بازار های تبادله کالا ها  و شهر ها شکل گرفتند و دهاقین شکست خورده به شهر ها رو آورده با شرایط دشوار، ساعات طولانی کار و مزد نا چیز به کار تن میدادند . آنها در کارگاه های نختابی و تکه بافی مزد اندک بدست میآوردند. اینان تحت نام ” جولا یا بافنده”  جز لایه پائین ترین جامعه بوده مورد تمسخر و بهره گیری ظالمانه صاحبان زمین های بزرگ و دستکاه های صنعت اپتدائی قرار میگرفتند. در جریان قرن شانزده این لایه اجتماعی عنصر مورد ضرورت صاحبات منوفکتور ها بودند، زیرا کارگاه ها با انکشافات تخنیک بزرگتر و به کارگران بیشتر نیاز داشتند.  در جریان قرن هفده این لایه قابل حساب اجتماعی برای بار اول در انگلستان به یک نیروی به پا ایستاده مبدل و جامعه را در آستانه تغیر و تحولات بزرگ قرار داده جهش های اجتماعی را به وجود آوردند. این نیرو در اولین انقلاب اجتماعی سال 1640 انگلستان در تحت رهبری ” کرومول که لقب روبای آتشین را کسب نموده بود” نقش بزرگ را بازی کردند. ولی روند مبارزات این کتله وسیع ادامه یافت و روان اجتماعی جامعه را برای یک انقلاب اجتماعی تحت تاٌثیر قرار داد. بدون شک مبارزات این کتله رو به تزاید، موثر و تغیر آورنده ، ایده های را برای ایجاد سازمانهای صنفی کارگری شکل داد. ادامه این مبارزات باعث ایجاد سازمانهای متشکل در سر تاسر اروپا گردید.  انتر ناسیونال دوم احزاب کارگری که محصول و ادامه همین مبارزات بودند، در سال 1889 روز اول می را روز بین المللی کارگر اعلام نمود. ریشه این روز بین المللی در تعین هشت ساعته کار در روز بود که در نتیجه اعتصابات کارگری بدست آمده بودد.

در کشور ما افغانستان با وجود آنکه در سالهای دهه پنجا و شصت کتله کارگران خیلی ها کوچک و غیر قابل حساب بودند ولی مبارزات سیاسی – خیابانی  بخاطر بدست آوردن و قانونی ساختن حقوق کارگران در وجود سازمانهای سیاسی چپ شکل گرفتند. ایجاد اتحادیه های کارگری در فابریکات قند ، نساجی و سمنت بغلان، نساجی گلبهار، نفت و گاز شبرغان، و مزار شریف. کارخانجات جنگلک و نساجی بگرامی در کابل و تعادا زیاد مراکز تولیدی در کشور، ایجاد اولین گامهای در شکل گیری تبارز خواست های کارگران در کشور بود. مارش کارگران تفحصات شبر غان در دهه های دموکراسی ” تاجدار” یکی از این جهش های کارگری در کشور بوده است. در مقابل نیرو های راستگرا و وابسته به دولت شاهی و زمینداران بزرگ  این مبارزات را بغاوت عوامل کفر و الحاد تعریف و عنوان نموده در هر مبارزه خیابانی در برابر آنان با چاقو و سوته صف آرائی میکردند. بدین مفهوم کی دو اصطلاح ترقی و عدالت خواهی و در جانب مقابل ارتجاع وابسته و تاریک اندیش تعریف گردیدند. این تقابل گروه های ارتجاعی و عقب گرا فقط در برابر ترقی و تحول اجتماعی و آنهم در برابر حق عدالتمندانه کارگران و زحمتکشان جامعه قرار داشت، در حالیکه اگر یکی از این افراد خود در یک موسسه تولیدی شامل کار میگردید، خود عین خواسته ها ، حقوق، تضمین کار و مصئونیت کاری خویش ضرورت حیاتی خویش میدانست.

در کشور جنگ زده ما علی الرغم تداوم جنگ ناشی از ابهامات و بازی های بزرگ ، موضوع دفاع از حقوق کارگران و ارائه تضمین های کاری و تاٌمینات اجتماعی یک سوال قابل دقت و توجه است که دولت، وزارت کار و تاٌمینات اجتماعی و اتحادیه کارگران و پیشه وران هنوز در سطح نازل بدانها برخورد نموده اند. قرار معلوم در موسسات صنعتی کوچک و فابریکات کارفرمایان به ساده گی میتوانند کارگران را از کار اخراج نمایند و بی سرنوشت سازند. ساعات کار با میزان دستمزد تناسب ندارد.

اظهر من الشمس است که میزان بیکاران که مساعد کار اند، به نسبت عدم برخورد مسئولانه دولت و عدم برنامه تنظیم شده مبارزه با بیکاری ، در بلند ترین سطح خود قرار دارد. دولت با کمال تاٌسف برنامه ایجاد کار را نتوانسته است در برنامه های سالانه خویش شامل و در زمینه اقدامات لازمه را روی دست گیرد. مقامات مسئول در سطح دولت در ایجاد تضمین های کاری برای کارگران و قرارداد های کار بین کارگر و کارفرما مداخله نمیکند.

با کمال تاٌسف نهاد های ژورنالستیک، پارلمان و اتحادیه کارگران و پیشه وران افغانستان تا کنون این موضوع حایز اهمیت بزرگ برای یک کتله بزرگ مساعد بکار را در دستور بحث ها و تبادل نظر قرار نداده اند.

نویسنده  امیدوا ر است  تا این موضوعات مانند مصئونیت جسمانی ،مصئونیت صحی و سائر تضمین های کاری در موازی با بحث های سیاسی شامل پروگرامهای تبادل نظر و بحث های گرم گردند. کارگر ما حق دارد در محیط کارش با مصئونیت و عاری از هرگونه تهدید ها و خطرات فزیکی ، روانی و صحی در عقب ماشین و وسایل کارش با اطمینان مصروف کارش باشد.