بابا

مولانا داکتر محمد سعید« سعید افغاني »

بابا :  توچه میخواهی ؟

آیا اضافه از این هم ؟

بابا  :  ما به تو ارادت داریم و امیدواریم ، ارادت ما را بپزیرید .

بابا : باور داریم  تجارب شما  قابل اقنآ و مساعی شما ، قابل  قبول است و اینکه  شرایط  تغیر نموده باید از ما خواهان انجام آن اعمال نباشید که در شرایط  شما سرچپه انجام میگردید؛ بلکه تجارب شما باید حکم کند که به  ما اجازه دهید  تا حسب شرایط  خود ، بر انجام کار شما و خویش بپردازیم .

بابا :  ما اراده و تصمیم داریم  که ابعاد و فواصل  اختلافی  را بین خود و بین دوستان  خود، عاقلانه و عاملانه از بین برده  و خود را به یکدیگر نزدیک سازیم  و به کار های مثبت جامعه خویش انسجام دهیم . زیرا ؛ این عصر خواهان سرعت ، ابتکار و انکشاف مثبت است .

بابا :  تو باید  ملول نباشی  و نه تنگ نظر !   زیر ملامتی اگر به تو رخ  دهد باعث آن  تعبیر سو از تحلیل قضایا و حوادث است .                                                                                          اما ؛  تحلیل درست از آن حکم  میکند که ملامتی  سودی ندارد  و در برابر حل  قضایا  و حوادث باید ثابت قدم باشیم  و در مجرای اصلی  آن  به  چاره اساسی  به پردازیم  .

باید گفت:  تنگ نظری یکی از امراض  اجتماعي خطر ناکی است که ضرری آن به  مصابات آن اکثرآ  از ضرر بدیگران است و ضمنآ  منشا  آن  جهل و نادانی  و اثر آن عقده  سوزنده  میباشد .

بابا : ما مسوولیت و ضرورت داریم که حسب آن مسوولیت ما در برابر  شما، احترام به شما و حمایه از شما است و اینکه ضرورت داریم این چیزی است که به شما تعلق ندارد بلکه ضرورت حکم میکند که باید مشکلات حیاتی  خویش را  با منطق سالم چاره اساسی  نمایم .

بابا : نالش شما در ما نالش تولید  نمود ، بلی ؛  تو نالیدی و دایم  برنالیدن خود دوام  دادی . اما ؛ ما از نالیدن به علاج  نالیدن  متوجه  شدیم  و اینک به همکاری دانشمندان  یعنی  شما  و دیگران موفق میگردیم که نالش را ریشه کن سازیم .

باور کنید اگر فعلآ ریشه کن نشود ،  اثرات سمی و زهری آن حتمآ از بین رفتنی است و تدریجآ  موقع آن مساعد میشود که  قطعآ ریشه کن شود ، بخاطر اینکه ما میدانم  که تو چرا  و از چه نالیدی ؟

تو از ظلم ، ستم  و بی عدالتی  نالیدی .

تو  از چور ، چپاول و تاراج  نالیدی .

تو از بیکاری و بی باکی نالیدی .

تو نالیدی که موافق استعداد ، از تو کار اخذ نمیشود .

تو از جهل ، نادانی ، بی خبری و بی تربیتی نالیدی .

تو از برخورد غیر مودبانه ، نالش شدید داشتی .

 

تو از وضع اقتصادی و پریشانی مالی نالیدی .

تو از تولید و توزیع  نادرست آن نالیدی .

تو نالیدی که از منابع ثروتی استفاده  مطلوب به عمل نیامد .

تو از تفرقه و دسایس نالیدی .

تو از دزدان ، قاچاقبران ، مختلسان و رشوه خوران نالیدی .

تو از اوضاع و مناسبات نا معقول و نا مطلوب بین مردم نالیدی .

تو از عدم مصئونیت ، عدم امنیت و عدم اطمینان نالیدی.

تو از مریضی و بی دوائی نالیدی و افسوس  کردی که داکتر و طبیب درست سراغ نداشتی .

بابا :  بالاخره تو از اثرات بد خرافات به نام « دین و مذهب »  نالیدی .  

تو نالیدی که صداقت ، راستی ، عاطفه و مساعدت روز بروز ضعیفتر میگردد .

تو نالیدی که برادر از برادر با هم ناراضی گشته و تخم شیطانی « بی اتفاقی ، کینه ، نفرت ، خشم و خشونت » در بین همه کاشته میشود.

بابا :  فقط نالیدن سودی ندارد !  

با عقل سلیم و منطق  مدبرانه عوامل  اساسی همه نالیدن  را با اهل فن و اهل کار ؛ تشخیص و درجه بندی کن  و با نیت و اراده  خیرخواهانه  برای  پیروزی حق بر باطل  به  مساعی  خود آدامه  ده.  

***

سعیدافغاني

۱۳۵۵هجري شمسي ــ  کابل

 

تهیه و ترتیب کننده : برهان الدین « سعیدی »