انکشافات سریع اوضاع ودیپلوماسی فشرده و نفسگیر پیرامون صلح افغانستان

نویسنده: مهرالدین مشید

خشونت آفرینی های طالبان سبب لغو گفت و گو ها شد

خلیل زاد نماینده خاص وزارت خارجۀ امریکا در امور صلح افغانستان، پس از نه ماه نشست های طولانی و چانه زنی های نفسگیر بالاخره  موفق شد تا روی اصول با طالبان به موافقت برسد. وی پس از پایان دور نهم گفت وگو ها در دوحه در تویترش نوشت: «ما در آستانۀ یک توافقی استیم که خشونت را کاهش داده و راه را برای افغان‌ها خواهد گشود تا برای مذاکرات در مورد یک صلح با عزت و پایدار و یک افغانستان متحد و بااقتدار که ایالات متحده، متحدینش و هیچ کشور دیگری را تهدید نکند، با هم بنشینند.». در همین حال، سهیل شاهین، سخن‌گوی دفتر طالبان در قطر، نیز گفت که گفت‌وگوهای این دور پایان یافته‌است اما موارد تخنیکی باقی مانده‌اند که طرف‌ها روی آن بحث خواهند کرد. این مذاکرات به تاریخ ۳۱ اسد آغاز و ده روز را در بر گرفت. خلیل‌زاد برای شریک ساختن متن توافق نامۀ صلح با رهبران حکومت وحدت ملی به کابل آمد. زلمی خلیل‎زاد، روز دوشنبه برابر به ۱۱ سنبله پس از دیدار با رییس‌جمهور غنی و عبدالله عبدالله، رییس اجراییه در ارگ، پیش نویس چارچوب توافق صلح امریکا با طالبان را به رهبران حکومت وحدت ملی سپرد. رییس روابط عامه و استراتیژیک ریاست‎جمهوری درصفحۀ تویترش نگاشته‎است که حکومت این سند را بررسی خواهد کرد و بحث‌ها با خلیل‎زاد، ادامه خواهند یافت. درهمین حال، دفتر رسانه‌های ریاست اجراییه گفت که آقای خلیل‌زاد با آقای عبدالله به گونۀ جداگانه درکاخ سپیدار نیز دیدار کرد و وی رییس اجراییه را در جریان آخرین جزئیات گفت‌وگوهای صلح قرار داد و از تأمین صلح سرتاسری و پایدار اطمینان داد. 

این در حالی است که در آستانۀ امضای توافقنامه میان امریکا و طالبان انکشافات سریعی در راه است و هر چند سر نخ آن آشکار نیست؛ اما فهمیده می شود که  اتفاقات تازه یی در حال شکل گیری است. قرار بود، رئیس جمهوری افغانستان برای بحث با سطح رهبری ایالات متحده در مورد نگرانی‌های افغانستان به امریکا سفر کند. اما این سفر به تعویق افتاد. یک وزیر کابینه گفت، این مسافرت به دلیل “مخالفت آقای غنی با متن اعلامیه‌ی مشترک میان افغانستان و امریکا در مورد صلح به تعویق افتاده است. مقام‌های امریکایی هم هنوز در این مورد اظهار نظر نکرده اند. سفارت ایالات متحده در افغانستان هم در پاسخ به پیام رادیو آزادی گفته است که،” آنها در موقفی نیستند که در این مورد اظهار نظر کنند. ” گفته های ناتایید شده وجود دارد که علت به تعویق افتادن سفر آقای غنی را پیشنهاد های تازۀ طالبان عنوان کرده اند که توافقنامه را برهم زده است. در این میان گفته هایی وجود دارد که امریکا بنا بر پافشاری رئیس جمهور بر خواست هایش مبنی بر برگزاری انتخابات و رد طرح حکومت انتقالی مورد خشم امریکا قرار گرفته و از این رو سفر اش به امریکا را به تعویق افگند. هم چنین در مورد اتخاذ تدابیر جدید امنیتی در افغانستان از سوی امریکا سخن گفته شده است.  در همین حال رسانه ها روز جمعه از سفر مخفی مقام های ارشد نظامی پاکستان به کابل خبر دادند که گفته شده، دراین گفت و گو ها خلیل زاد نیز حضور داشت. هرچند موضوع این گفت و گو ها افشا نشده و اما محور دیدار های شان موضوع صلح افغانستان بوده است. 

در همین حال گفته می شود که رئیس سی آی ای نیز در این هفته به دوحه سفر داشت. این که او اجازۀ  اشتراک در نشست های دوحه را دارد یا خیر؛ اما سفر او نشان دهندۀ تحرک سیاسی و شتاب امریکا برای صلح افغانستان می باشد. در این میان آنچه مسلم است، این که گفت و گو هایی در کابل، دوحه و اسلام آباد در جریان است و در آن مقام های امریکا شامل خلیل زاد، فرماندۀ میلر و رئیس ادارۀ سی آی ای امریکا، مقام های ارتش پاکستان و نمایندۀ روسیه در امور افغانستان و پاکستان دخیل اند. این دیپلوماسی فشرده و نفس گیر حکایت از یک انکشاف جدی در افغانستان دارد که حتا بحث منطقه یی شامل موضوع کشمیر را نیز در بر دارد. 

همزمان با آغاز دور تازۀ گفت و گو های خلیل زاد با طالبان قرار بود، مکنزی فرماندۀ نیرو های امریکایی پاکستان برود؛ اما وی روز جمعه وارد این کشور شد. به گزارش نشریۀ آژانس خبری جنوب آسیا سفر هیأت ۱۷ نفری مقام های امریکایی که در راس آن مکنزی قرار دارد، خیلی مهم خوانده شده و هدف این سفر تصفیۀ حساب امریکا با پاکستان خوانده شده است. این هیأت از عمران خان خواهد پرسید که وعده هایش در مورد همکاری با صلح افغانستان و این که اطمیان داده بود که امریکا می تواند از طریق پاکستان از افغانستان بیرون شود، چگونه شد. نخستین دیدار وی با جنرال باجوه بود. این در حالی است که بار جنگ طالبان در افغانستان را جنرالان متقاعد پاکستانی بدوش می کشند. چناکه فرماندۀ امنیۀ ولایت جوزجان می گفته است  که جنگ طالبان در این ولایت را جنرالان متقاعد پاکستانی که از قندهار آمده اند، به دستور شورای کویته رهبری می‌کنند. به گفتۀ وی رهبری جنگ جوزجان را فردی به نام شیخ مطیع‌الله به دوش دارد که تخریب پروژه‌های عام‌المنفعه، قتل غیرنظامیان و ماین‌گذاری را جهاد اعلام کرده است. سه روز پیش از این سفر وزرای خارجۀ عربستان سعودی و امارات وارد پاکستان شدند و با مقام های پاکستان دیدار داشتند. هرچند جزییات دیدارهای شان رسان یی نشده و اما معلوم می شود که محور گفت و گو های شان موضوع صلح افغانستان بوده است .

گفتنی است که همزمان با گفت و گو های تازۀ خلیل زاد در دوحه با طالبان، مایکل والز عضو کانگرس امریکا در آخرین گفت و گویش با رسانه ها گفته است، در میان کانگرس و وزارت خارجۀ امریکا در این مورد معلومات زیادی رد و بدل نشده است و معلومات در میان حلقۀ کوچکی باقی مانده و این قابل درک است و اما این رابطه مشروعیت حکومت افغانستان را صدمه بزند. وی می گوید، جنگ افغانستان با خروج و یا کاهش نیرو ها بدتر خواهد شد؛ زیرا طالبان برای صلح هیچ علاقه یی نشان نداده و هنوز با القاعده قطع رابطه نکرده اند. وی افزود که امریکا هنور در پیوند به طالبان اندکی مسؤولیت پذیری کرده و طالبان را باید خجالت زده ساخت؛ زیرا کار آنان وحشتناک است. وی پاکستان را خیلی مهم خوانده و می گوید، شبکۀ حقانی و شورا های میرانشاه و پشاور همه در پاکستان فعال اند و پاکستان کار های اندکی انجام داده که بسنده نیست و پاکستان باید کار های بزرگ تری انجام بدهد. وی تاکید می کند، تا زمانی که نصف تروریست های جهان در مناطق سرحدی پاکستان فعال اند و داعش هنوز خطر است. زمانی به طالبان اعتماد کرد که برضد داعش عملیات نظامی انجام بدهند. هنوز ثابت نشده است که طالبان با داعش  قطع رابطه کرده باشند. طالبان از این معاهده به سود خود استفاده می کنند و اعلان می کنند که در برابر امریکا برنده شده اند و هدف آنان تشکیل امارت اسلامی است. پس با خروج ما حکومت خود را تشکیل می دهند. در این میان واکنش های سه نمایندۀ امریکا چون؛ راین کراکر سفیر امریکا در افغانستان (از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۲)، جیمز کننگهم، سفیر امریکا در افغانستان ( از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴) و جیمز دابنز که از ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۴ نمایندۀ ویژه ایالات متحده برای افغانستان بود، زیاد مهم است و آنان هشدار داده اند که پیش‌نویس توافقنامۀ امریکا و طالبان در مورد بیرون شدن تمامی نیروهای بین المللی از افغانستان، اشتباهی است که به جنگ داخلی خطرناک در افغانستان خواهد انجامید. آنان بدین باو راند تا زمان تطبیق شدن یک توافقنامه میان حکومت افغانستان و طالبان، نیروهای بین‌المللی در افغانستان بمانند. این سه نفر در میان ۹ دیپلومات پیشین امریکا هستند که در آغاز هفتۀ گذشته در یک بیانیۀ مشترک گفتند که اگر ایالات متحده نیروهای اش را پیش از رسیدن به توافق صلح واقعی با طالبان از افغانستان بیرون کند، احتمال دارد این کشور با یک جنگ داخلی تمام عیار روبرو شود.

پیشتر از این  لیوت انگل، رییس کمیتۀ امور خارجۀ کانگرس امریکا در یک نامه، از زلمی‌ خلیل‌زاد، نمایندۀ ویژۀ امریکا برای صلح افغانستان خواست که به این کمیته دربارۀ توافق امریکا با طالبان که روی آن در اصول به توافق رسیده‌اند، توضیحات دهد. در بخشی از این نامه  آمده است: «مردم امریکا و افغانستان به‌گونۀ همگون ارزش آن را دارند تا بدانند که راهبرد دیپلماتیک ادارۀ (ترمپ) برای افغانستان چه است. توضیحات شما اعضای این کمیته را آگاه خواهد ساخت و دربارۀ راهبرد امریکا برای افغانستان شفافیت لازم را ارائه خواهد کرد. »  این در حالی است که پیشتر، مجلۀ تایم امریکایی گزارش داده بود که مایک پومیپو، از امضای توافق صلح امریکا با طالبان، سر باز می‌زند. همزمان با این، ارگ ریاست‌جمهوری افغانستان نیز خواهان وضاحت در این توافق‌نامه شده‌است – توافق‌نامه‌یی که در سفر اخیر خلیل‌زاد به کابل، با رهبران حکومت وحدت ملی شریک ساخته شد؛ اما بعدتر به واشنگتن پست گفت، خورسند است تا واشنگتن توافقنامه با طالبان را امضا کند. وی افزود، در صورتی که توافقنامه میان امریکا و طالبان مسخره نباشد، وی حاضر به امضای آن است.  در عین زمان جیمز متیس، وزیر دفاع ملی پیشین امریکا از دستورات بارک اوباما، رییس‌جمهور پیشین امریکا مبنی بر خروج نیروهای این کشور از افغانستان، بدون در نظرداشت شرایط آن زمان، انتقاد کرد. وی در گفت وگویی با شبکه ان.آر.پی گفته است که در سال ۲۰۱۱ هدایت قوماندانی مرکزی و نظارت بر جنگ‌های افغانستان و عراق را بر عهده داشت. او اظهار کرد: نیروهای تحت فرمان من قصد داشتند تا در هنگام پرورش اردوی ملی افغانستان، طالبان را از بین ببرند. آن‌ها همچنین قرار بود تا در یک جدول زمانی دقیق از کشور خارج شوند. ما می‌توانستیم یکی از این دو گزینه را انجام دهیم، اما هیچ کدامش انجام نیافت. هم چنین مارک سپر وزیر دفاع امریکا گفته است که مذاکره با طالبان به این معنا نیست که امریکا هر نوع معامله با طالبان را بپذیرد. وی افزود که هدف امریکا با طالبان رسیدن به توافق سیاسی است.  

در موج سنگین این رفت و آمد های دیپلوماتیک سفر آقای غنی به امریکا در حالی به تعویق افتاد که زلمی خلیل زاد نمانیدۀ ویژۀ امریکا در روند صلح افغانستان و اسکات میلر فرماندۀ کل نیرو های امریکایی در افغانستان روز پنجشنبه عازم دوحه شدند و گفت و گو ها با طالبان را از سر گرفتند. آقای خلیل‌زاد، پس از پنج روز ماندن در کابل و شریک ساختن جزئیات توافق با طالبان با رهبران حکومت افغانستان و چهره‌های سیاسی، بار دیگر با فرمانده کل نیروهای خارجی به دوحه رفته است. در همین حال، رسانه ها گفته اند که گفت‌وگوها میان دوطرف ساعت‌ها ادامه یافت و دو طرف روی آخرین نکات فنی رایزنی کردند. در همین حال سهیل شاهین سخنگوی طالبان گفت، پنجشنبه 5 اگست با  خلیل زاد و جنرال میلر دیدار تا ناوقت های شب دیدار داشتند و پس از آن شام جمعه هیآت امریکایی با ملابرادر با هیأت همراه اش با وزیر خارجۀ قطر دیدار کردند و هر دو نشست پیشرفت های خوبی داشتند. گفته شده که گفت و گو های خلیل زاد با طالبان شامل بازنگری روی مسایلی بوده که رئیس جمهور افغانستان، وزیر خارجۀ امریکا و سایر مقام های امریکایی در مورد آن اعتراض کرده اند. با تعویق افتادن سفر آقای غنی به امریکا گمانه زنی های زیادی در رسانه های به نشر رسید که بیشتر حاکی از بدبنی ترامپ در پیوند به موضعگیر ی او در مورد صلح دوحه بود؛ اما از لغو دیدار ترامپ با رهبران طالبان در کمپ دیوید، فهمیده شده این گمانه زنی ها درست از آب بیرون نشود. 

در آخرین انکشافات از یک سو افزایش خشونت ها بوسیلۀ طالبان و تشدید حمله های ترویستی آنان  و از سویی هم فشار های اعضای مجلس سنای امریکا و شماری مقام های دیگر این کشور سبب شد تا دونالد ترمپ رئیس جمهوری امریکا، گفت‌وگو‌ها با طالبان را لغو کند. وی گفت، گفت‌وگو‌ها با رهبری طالبان را پس از آن متوقف ساخت که در حمله توسط این گروه در کابل، ۱۲ تن به شمول یک سرباز امریکایی کشته شدند. رئیس جمهوری امریکا با پیام‌های خشم آلود در توییتر خود نوشت، می‌خواست یکشنبه (۸ سپتمبر) دیدار محرمانه با رهبران مهم طالبان در کمپ دیوید داشته باشد. وی هم‌چنان گفت که می‌خواست با رئیس جمهوری افغانستان هم دیدار کند؛ اما پس از آنکه طالبان مسئولیت حمله پنجشنبه در کابل را پذیرفتند، دیدار با این گروه را لغو کرد.

با تاسف فراوان هنوز زود است که در عقب این دیپلوماسی پنهان و زندانی در عقب هفتاد درهای بسته امیدی زود هنگان برای صلح در کشور داشت و با وعده های میان تهی دلخوش کرد و به ساده گی انتظار پایان جنگ چهل سالۀ افغانستان را به انتظار کشید؛ زیرا معضلی که ریشۀ چهل ساله دارد، خیلی خوشباورانه خواهد بود که به این ساده گی به پایان آن خوش بین بود. با تاسف باید گفت که مردم افغانستان از چهار دهه بدین سو شاهد بدترین ناامنی ها، فاجعۀ کشتار جمعی و بیرحمانه ترین خشونت ها هستند که پس از کودتای هفت ثور آغاز و با تهاجم شوروی به افغانستان جان گرفت و اکنون هم که نیرو های امریکایی در افغانستان حضور دارند، نه تنها از حجم این مصیبت و فاجعه کاسته شده که برعکس هر روز برحجم و گسترده گی و عمق آن بیشتر افزوده می شود. دیروز تهاجم شوروی در حدود یک ملیون شهید، دو میلیون معلول و بیش از چهار میلیون مهاجر از مردم افغانستان قربانی گرفت و پی آمد آن پس از سقوط رژیم داکتر نجیب بدترین جنگ های تنظیمی بود که با تقسیم شدن کابل به حوزه های شمالی، شرقی، غربی و جنوبی تحت قلمرو های گروه های مختلف جهادی، جنگ خیابانی و خانه به خانه در شهر کابل آغاز شد  و گفته می شود که این جنگ بیرحمانه که به جنگ مذهبی و قومی بدل شده بود، بیش از شصت هزار شهروندان کابلی را به قربانی گرفت و این شهر زیبای تاریخی را به ویرانه یی بدل کرد. داستان های بیرحمی، سینه بری، میخ کوبی، بر دهن انسان شاشیدن و ده ها جنایت دیگر آنقدر دردناک است که قصه های جنگ های گلادیاتور های یونان در برابر آن سبک وزنی می کند. این جنگ ویرانگر که در عقب آن شبکه های استخبارات کشور های منطقه مانند پاکستان، ایران، روسیه و هند قرار داشت، افغانستان را برای ورود طالبان مساعد گردانید و این گروه به کمگ مستقیم امریکا و پاکستان و سعودی از طریق کویته وارد افغانستان شدند. بربنیاد اسناد در حدود ۴۰۰ کماندوی امریکایی عازم پاکستان شد و افراد طالبان را تحت آموزش قرار داد و پس از آموزش همه را به سوی افغانستان صادر نمودند. این گروه توانست به کمک مستقیم آی اس آی پاکستان و تحت رهبری جنرالان آن فرماندهان جهادی را بخرد و حتا رهبران جهادی را به فریب بکشاند و با استفاده از مخالفت های درون گروهی تنظیم های جهادی توانستند که استاد ربانی را برای کمک به طالبان برضد حزب اسلامی تشویق نمایند. این اشتباۀ تاریخی سبب شد که طالبان موفقانه وارد شهر کابل شوند. به گفتۀ احمد رشید، معاش مقام های طالبان از طریق وزارت خزانه داری و استخبارات پاکستان داده می شد که پول آن را امریکا تهیه می نمود. هرچند پس از سرنگونی رژیم نجیب و آغاز جنگ گروهی در کابل، نوعی ساختار شکنی های گروهی آغاز شده و گروه های جهادی از خط مشی اصلی شان عدول کردند، همه به نحوی به دامن قوم و مذهب سقوط کردند و قطب بندی های قومی و مذهبی زیر چتر گروه های جهادی بوجود آمده بود؛ اما سقوط کابل به دست طالبان افغانستان را در عمل به دو قطب پشتون و غیر پشتون بدل کرد و هرگونه تلاش ها برای شکستاندن این قطب بندی ها عقیم ماند.

پس از سقوط طالبان امیدواری هایی وجود داشت که دیوار های فولادین میان اقوام و مذاهب گوناگون شکسته خواهد و با رشد و تقویت ارزش های مردم سالاری ارزش های شهروندی بحیث میثاق پایدار و محکم جای ارزش های منحط قومی و گروهی و مذهبی را خواهد گرفت؛ اما برعکس حامیان و صادر کننده گان دموکراسی بیش از دیگران مرتکب اشتباه شدند و حکومت بن را رنگ قومی دادند و زیر چتر قوم و زبان و مذهب وارد افغانستان کردند. از اظهارات گیری شرون جاسوس  سیا در پنجشیر (گیری شرون په پنجشیر کی) فهمیده می شود که امریکایی ها پس از سقوط طالبان عین اشتباهی را مرتکب شدند که در زمان سقوط نجیب مرتکب آن شدند. پاسخ ریگان به گورباجف که گفت، موضوع حکومت داری در افغانستان را برای پاکستان سپرده ایم. گورباچف از ریگن خواسته بود که بگذارد مردم افغانستان خود سرنوشت شان را تعیین کنند. بوش در زمان سقوط طالبان عین کار را انجام داد و در تبانی با جنرال مشرف، برضد گروه های غیر پشتون عمل کرد و خواهان حکومت به رهبری پشتون ها در افغانستان بود. این اشتباه سبب ناکام بن اول شد که خلیل زاد از جمله بنیان گذاران بن اول در آخرین گفت وگوی خود با طلوع به این ضعف اعتراف کرد. این در حالی بود که خلیل زاد پیش از سقوط طالبان برای مقام های امریکایی اطمینان داده بود که بدیل طالبان را از میان قوم پشتون در پشاور پیدا می کند که موفق نشد. ناتوانی های حکومت پس از بن به رهبری آقای حامد کرزی و هراس او از جبهۀ شمال سبب شد تا طالبان را نسبت به آنان ترجیج بدهد و نظر به گفتۀ رابرت گیتس وزیر دفاع پیشین امریکا که در کتاب خود نوشته است که کرزی برایش گفت، جبهۀ شمال برایش خطرناک تر از طالبان است و به این بی باوری های او سبب شد که محافظانش را از میان امریکایی ها انتخاب کند. این اشتباۀ آقا کرزی برای پاکستان فرصت داد تا پس از تهاجم امریکا به عراق در سال ۲۰۰۳م طالبان را احیا کند و به افغانستان صادر نماید. امریکایی ها در برابر این همه قوم گرایی و تبدیل شدن افغانستان به قطب های قومی و مذهبی نه تنها واکنش نشان ندادند و آن را ضد دموکراسی نخواندند، برعکس به این آتش بیشتر باروت پاشیدند. چنان که هالبروگ نمایندۀ امریکا در افغانستان روزی آشکارا گفت که در “خانۀ هر پشتون یک تروریست است” این سخن او معنای این را می رساند که گویا خدای نخواسته اقوام پشتون حامیان  و عاملان تروریزم اند.

 این در حالی بود که اقوام پشتون بدترین توهین و تحقیر و شکنجه ها را از سوی نیرو های امریکایی در زمان تلاشی های خان به خانۀ امریکایی ها متحمل شدند  که بالاخره امریکایی ها بنا بر اصرار آقای کرزی از آن منصرف شدند. حکومت فاسد و نابکار د رداخل و رویکرد نادرست مبارزه با تروریزم امریکا در افغانستان سبب شد که صدها تن به صفوف طالبان بپیوندند و جبهۀ تروریزم را تقویت نمایند. تمرکز امریکایی ها در جنوب زیر نام مبارزه با تروریزم سبب شد تا جنگ از جنوب به شمال منتقل شود. چنان که گفته های یکی از مقام های ارشد حکومت کنونی که گفت،  ۹۰ درصد زندانیان بگرام بیشتر به یک قوم تعلق دارند و سفربری ها به شمال و سر و صدا ها در رابطه به اکمالات طالبان بوسیلۀ طیاره ها در زمان عهده داری اتمر در وزارت داخله به همگان آشکار است که این موضوع بار ها به آقای کرزی هم گفته شد و اما او در این زمینه سر نخی نداد؛ اما آنچه مسلم است، این که تروریزم از این معامله ها جان گرفت و هر روز بیشتر تقویت شد و ولایت های شمالی کشور به لانه های امن تروریستان بدل شد. شاید هدف طراحان اصلی بردن جنگ به  شمال کاستن از ثقلت جنگ در جنوب بوده و اما این موضوع حساسیت های روسیه را در پی آورد و با ظهور داعش در شمال در موجی از اظهارات مقام های امریکایی که گفتند، پیش گیری از برتری جویی های روسیه و چین برای آنان با اهمیت تر از مبارزه با تروریزم است. این سخنان در واقع تشت رسوایی های سیاست امریکا در افغانستان را زیر نام مبارزه با تروریزم از بام به زیر افگند. برمصداق این سخن که “چاه کن در چاه است” چاه کنی ها در شمال برعکس واقع شد و روسیه با همدستی با ایران فرصت یافت تا به کمک شاخۀ طالبان فعال در مرکز های مشهد، زاهدان و تهران بپردازد و اسلحه و مهمات پیشرفته را در اختیار آنان بگذارد. امروز می بینیم که فعالیت های نظامی شورای بدخشان طالبان گسترده تر از پشاور و کویته است. هرچه بود، در نتیجۀ  سیاست های خصم آلود تباری و نقل و انتقالات طالب و بعد داعش در شمال آتش جنگ دامن تمامی ولایت های شمالی کشور را گرفت. 

در این میان آنچه مسلم است و هم مایۀ نگرانی، نقش خلیل زاد بحیث نمایندۀ ویژۀ امریکا در گفت و با طالبان است که او و رفقای دیگرش در کابل از مشاورین کمپنی یونیکال بودند و در ګذشته ها برای آمدن طالبان و تقویت آنان و نزدیکی آنان با کاخ سفید خیلی لابی گری کرده اند و هر کدام از واشنگتن تا اسلام آباد و پشاور برنامه های وسیع تبلیغاتی چه پیش از قدرت طالبان و چه بعد از قدرت به سود آنان داشتند. هرگاه اختلاف ها و چانه زنی های سیاسی میان این گروپ را دست کم گرفته و به تعبیری جنگ زرگری شمرده شوند، به این نتیجه می رسیم  که سر همۀ این آقایان در زیر یک لحاف است و از به قول معروف از یک چشمه آب می خورند. در نهایت گفته می توان که بازی برای آنان در هر حالی حیثیت برد برد را دارد؛ زیرا سناریو را خود آنان از پیش درست کرده اند و در آخرین تحلیل باخت از مردم افغانستان است. 

از گفت وگو های آقای خلیل زاد با طلوع  نیوز که گفت، با طالبان در اصول روی چهار موضوع به توافق رسیده است کاغذ بسته شده و منتطر تایید رئیس جمهور امریکا است و در ضمن وی در پاسخ به پرسشی گفت، هرچند در توافقنامه امارت اسلامی نام برده شده و اما امریکا امارت اسلامی را بحیث یک دولت نمی شناسد؛ بلکه آنان را به نام طالب می شناسد.  فهمیده می شود که سر نخ معضل افغانستان دراز است و هنوز زود است که به توافقنامۀ دوحه خوش بین بود. همچنین وی در پاسخ به این پرسش: در موافقتنامه یی که شما گفتید در پرنسیپ نهایی شده و آمادۀ امضا و اعلان است، آیا شما گروه طالبان را به عنوان امارت اسلامی یاد کردید؟ چنین جواب داد: بلی یاد کردیم، اما گفتیم که آنها را به حیث یک دولت به رسمیت نمی شناسیم و به نام طالبان می شناسیم. وی به ادامه در پاسخ این پرسش: فکر نمی کنید یک انعطاف پذیری کلانی است؟ چنین پاسخ داد: فکر نمی کنم، چون ما در اعلامیه یی که در همان روز صادر می کنیم، چون حکومت جمهوری اسلامی را که از طرف دنیا به اساس قوانین بین المللی به حیث یک حکومت مشروع شناخته شده، آنرا هم اعلان می کنیم.

وی هم چنین به رادیو آزادی گفت، روی چهار موضوع با طالبان به توافق رسیده ایم که شامل استفاده نشدن خاک افغانستان از سوی تروریستان، خروج قوا نظر به شرایط، شروع مذاکرۀ بین الافغانی و آتش بس می باشد. وی افزود که در رابطه به ختم جنگ با طالبان به توافق نرسیدیم و اما امیدوار هستیم که جنگ کم شود و ابراز امیداوری کرد که این توافق راه را برای نشست بین الافغانی باز کند. وی در پاسخی گفت، در مورد بیرق چیزی گفته نشده و این موضوع مطرح هم نشده است. وی باز هم در پرسش به آزادی عین جوابی را داد که به طلوع گفته بود. وی به ادامه پاسخ داد، کوشش می کنیم که اجماع در سطح بین المللی بوجود آید که در این زمینه پیشرفت های زیادی شده و اما تلاش می کنیم که اجماع منطقه یی هم بوجود آید. وی افزود که در مذاکرات پیشرفت شده و اما تلاش دارد که دروازه را برای رسیدن به یک موافقه باز کند. امید است که نتیجه اعلان شود و دروازه به نشست بین الافغانی باز شود. وی در رابطه به عقب گرد امریکا چنین پاسخ داد که امریکا به عقب برنگشته؛ بلکه حالا هم امریکا می خواهد به تروریستان بگوید که دیگر از افغانستان استفاده کرده نمی توانند، اگر طالبان در گذشته قبول می کردند که گروپ های تروریستی را از افغانستان می کشند، مشکل حل بود. آنوقت قبول نکردند و اما حالا قبول نموده اند. وی افزود،  امروز طالبان می خواهند که رابطۀ مختلف با آن گروپ ها داشته باشند؛ زیرا طالبان فهمیده اند که همکاری با تروریستان خطرناک است. آنان می گویند که از گذشته ها پند گرفته اند و اگر پند هم گرفته اند و این نوید خوبی است.

وی با طلوع از نظامی در افغانستان پس از امضای توافقنامه سخن گفت که مورد قبول تمام مردم افغانستان باشد و وی ابراز امیدواری کرد که نباید اشتباهء بن این بار تکرار شود. وی علاوه کرد که هرگاه توافقنامه بصورت درست پیش برود. در این صورت بیشتر از پنجهزار نیرو های امریکایی در طرف ۱۳۵ روز افغانستان را ترک خواهد کرد. وی پروان و کابل را از مناطقی یاد کرد که صلح در آنها بزودی خواهد برگشت. وی در مورد انتخابات گفت که چگونگی انتخابات نباید در راهء صلح چالش آفرین شود. وی افزود که هرچند بحث امریکا با طالبان روی دو محور خروج نیرو های امریکایی و استفاده نشدن خاک افغانستان برضد تروربزم است و اماچگونگی آتش بس نیز در این توافقنامه گنجانده شده است. خلیل زاد از احتمال عدم مخالفت ترامپ در پیوند به توافقتامه سخن گفت و افزود که مورد پذیرش او قرار خواهد گرفت. وی از سفر یک هیأت امریکایی به کابل نیز در رابطه به امضای تفاهمنامه جهت امضا و اعلان آن خبر داد.

وی اشاره کرد که هرگاه مردم افغانستان (یعنی بعد از توافق به شمول طالبان) برای تشکیل یک حکومت قوی و مبارزهء مشترک برضد داعش بسیج نشوند احتمال جنگ داخلی ممکن است. هرگاه عوامل جنگ از میان نرود و ادامهء جنگ در افغانستان معنای شکست امریکا را دارد. هرگاه طالب به تعهدات خود عمل نکند. در این صورت امریکا بازخواهد گشت.  وی افرود که طالبان خواهان اصلاحان در نیرو های امنیتی اند تا در آن جذب شوند؛ اما وی چگونگی این ریفورم را توضیح نداد و تاکید کرد که این مسایل از بحث های نشست بین الافغانی است. وی در قسمتی از سخنانش گفت، او در این نه ماه دریافته که طالبان سرباز گوش به فرمان یک کشور خارجی نیستند. وی گفت پاکستان حاضر به همکاری شده و رهبران شان گفته که سیاست جیو پولیتیک شان به سیاست جیو ایکونومیک بدل شده و خواهان عدم استفاده از خاک یکدیگر برضد یکدیگر اند. جالب این است که در هنگام این سخنان خلیل زاد دست پروده گان پاکستان موتر بمب را در کمپ گرین ولیج در پلچرخی منفجر کردند و این هم شاید از نظر خلیل زاد گوشه یی از تغییر استراتیژی پاکستان باشد. وی در رابطه به چین و روسیه گفت که با آن دو کشور به توافق کامل رسیده و افزود که روس ها برای خروج نیرو های امریکایی عجله ندارد. در کل گفته می توان که هنوز گره های کوری در تفاهمنامه وجود دارد و شاید هدف از دیدار های خلیل زاد با مقام های حکومتی و رهبران سیاسی گرفتن نظریات آنان و درح آنها در توافقنامه و گشودن گره های کوری چون توافق حکومت افغانستان و برگزاری انتخابات می باشد. در این صورت روند صلح خود به خود به چالش کشانده می شود؛ اما از سخنان او پیدا بود که توافقنامه بسته شده و امکان وارد کردن تغییر در آن نیست که دلیل این شتاب امریکا برای خروجش از افغانستان است. از همه مهمتر این که پذیرش امارت اسلامی بحیث طرف توافق امریکا برای مردم افغانستان پرسش برانگیز است و مردم افغانستان مخالف آشتی ناپذیر امارت طالبانی اند و پاسخ های سربالای خلیل زاد نمی تواند ، به قناعت مردم ما بپرازد.

هرچند هنوز جزییات توافقنامه افشا نشده است و اما از گفت و گو های خلیل زاد با شماری رسانه ها چون طلوع و آزادی به خوبی آشکار می شود که هدف اصلی امریکا از امضای توافقنامه با امریکا خروج نیرو های شان از افغانستان و پایان منازعۀ آنان با طالبان است. از اظهارات خوش بینانۀ او با رادیو آزادی در مورد طالبان به خوبی فهمیده می شود که طالبان به اطمینان او پرداخته اند و امریکا قبول کرده است که طالبان بعد از امضای توافقنامه با این کشور ترک دشمنی می کند؛ اما هنوز زود است که به تعهد طالبان باور کرد. از حمله های وحشتناک انتحاری و تهاجمی طالبان در آستانهء امضای توافقنامه میان امریکا و طالبان پیدا است که هنوز ممکن نیست تا به تعهدات آنان باور کرد و خوش بینی های آقای خلیل زاد در مورد استقلال و خودارادیت طالبان را به فال نیک گرفت. این حمله ها بیشتر از وحشت و دهشت افگنی طالبان پرده بر می دارد تا امتیاز گیری در میز گفت و گو ها که خلیل زاد به آن اشاره کرده است. طالبان در پنج سال حاکمیت شان نشان دادند که برای به دام افگندن رقبا و دشمنان خود به خدعه متوسل شدند و فریب و تعهد شکنی با دشمنان شان را شرعا مجاز می پنداشتند و حالا هم همه می پندارند و هم چیز پا بر جا است و با توجه به پیشینهء طالبان هرگونه اعتماد زود هنگام به طالبان بیشتر از یک قمار سیاسی نیست و بدون تردید امریکا بازندهء این فمار است. این سخنان معنای بدبینی به صلح را ندارد؛ بلکه ثلح برای شان از هرچیزی مقدم است و نیاز مردم ما به صلح بیشتر از نیاز به آب و نان است. چیزی که در این میان بحیث عامل بازدارنده است، همانا تعهد زدایی و تعهد شکنی و اصول گریزی طالبان است که هر نوع خدعه با امریکا بحیث یک کشور کفری را شرعی می پندارند. از این گفتۀ خلیل زاد که می گوید، در صورت تخطی طالبان از مواد توافقنامه امریکا سیاست خود را تغییر می دهد و به افغانستان باز می گردد، نشانۀ بی باوری او در مورد طالبان است که آیندۀ این توافقنامه را به پرچالش نشان می دهد. چالشی که زمانگیر است و خطر آن بیشتر متوجه مردم افغانستان خواهد بود.

از سویی هم از گفت و گو های خلیل زاد فهمیده می شود که هرچند او نشست بین الافغانی و آتش بس را از اجزای توافقنامۀ  صلح با طالبان یاد آور می شود و اما مسایل مهم و اساسی که همانا پایان جنگ در افغانستان است. این را از موضوع های نشست بین الافغانی می خواند و می گوید که طالبان و حکومت و گروه های سیاسی افغانستان باید فیصله کنند که چگونه می توانند، به منازعۀ  خود پایان بدهند و مشکل خود را حل کنند تا بتوانند، به گونۀ مشترک در برابر داعش و سایر تروریستان بسیج شوند. این در حالی است که شانس کنار آمدن نشست های بین الافغانی محدود است و انعطاف ناپذیری های حکومت و گروه های سیاسی کشور گواۀ آن است که تا کنون نتوانسته اند، یک اجماع سیاسی را در داخل بوجود آورند.  این نشان دهندۀ اوضاع مبهم و پیچیدۀ افغانستان پس از امضای معاهدۀ امریکا با طالبان است که تاکید های همراه با ابراز امیدواری های خلیل زاد مبنی بر پایان جنگ در افغانستان هم این موضوع را می رساند که گویا او گراف تحمل پذیری در میان گروه ها و سیاستگران افغانستان مساوی به صفر می پندارد. از گفته های بالا فهمیده می شود که امضای توافقنامۀ امریکا با طالبان بجای این که نوید صلح را در افغانستان بدهد، موضع طالبان را تقویت کرده و ترس آن می رود که گراف یکه تازی ها و خشونت آفرینی های طالبان سیر صعودی را بپیماید و از مردم افغانستان قربانی بیشتر بگیرد. 

در این میان بزرگ ترین پرسش متوجه امریکا خواهد بود که هدف از حضور امریکا در افغانستان اگر تامین صلح بود و حالا که خشونت ها در افغانستان به اوجش رسیده است و پس با این حال چگونه امریکا خروج نیرو هایش از افغانستان را توجیه می کند. بی تفاوتی امریکا به این موضوع نه تنها حیثیت امریکا در سطح جهان را بیشتر ضربه می زند و شکست او را در افغانستان افتضاح بار تر خواهد کرد و در ضمن ماموریت نظامی امریکا در سراسر جهان را فاقد اعتبار می سازد. ممکن بیشترین نگرانی های مقام های امریکایی نسبت به امضای توافقنامۀ نه از دست دادن؛ بلکه تلاش برای دستیابی به امتیازات بیشتر باشد که با این تعبیر مقاومت کابل در برابر واشنگتن را قابل توجیه می نمایاند؛ اما آنجه مایۀ نگرانی است این  که هنوز در سطح داخل کشور اجماع سیاسی بوجود نیامده تا این مقاومت را در راستای یک بسیج ملی تقویت کند و چه رسد به این که برای رسیدن به اهداف توسعۀ اقتصادی و استتقلال کامل سیاسی و اقتصادی منطقه یی به اجماع منطقه یی زود هنگام خوش بین بود. چنانکه بر رغم تاکید و انتقاد های خلیل زاد و تاکید سفیر امریکا مبنی بر این که صلح برای امریکا در اولویت قرار دارد. هنوز روی گزینش هیأت گفت و گو کننده با طالبان میان حکومت و گروه های سیاسی اجماع بوجود نیامده و حکومت بر گزینۀ خود اصرار می ورزد. باور ها بر این است که اصل اختلاف بر سر اجندای گفت و گو با طالبان است که گروه های سیاسی به شمول بخشی از حکومت یعنی ریاست اجراییه خواهان به تعویق افتادن برگزاری انتخابات و ارجحیت دادن به گفت و گو های صلح برای ساختار یک حکومت و بحث روی مسایل اختلافی مانند؛ تغییر قانون اساسی و ساختار نظام در آینده است؛ اما حکومت هنوز هم اصرار به انتخابات دارد و آشکاراست که از هیأت گفت و گو کننده انتظار چانه زنی بر سر انتخابات دارد که در آخرین تحلیل روند صلح را به تعویق می اندازد. شاید آقای غنی فکر کند که در آینده قدرت را در دست خواهد داشت و طبق دلخواه اش ازیک موضع قوی با طالبان گفت و گو های صلح را به پیش خواهد برد که به لغو گفت و گوها از سوی ترامپ آقای غنی یک گام یه این هدف نزدیک شد.  این رویکرد حکومت از نظر اکثریت مردم به شمول گروه های سیاسی معنای عقب زدن روند صلح و تشدید جنگ را دارد که هر روز از ده ها انسان مظلوم این سرزمین قربانی می گیرد و بیشترین قربانی را نیرو های امنیتی و دفاعی کشور تحمل می کنند. مردم افغانستان برای یک صلح عادلانه بدور از تک روی ها و تعهد شکنی های طالبانی و امتیاز خواهی ها و برتری جویی های امریکا مشتاقانه لحظه شماری می کنند. برای آنانی که شعار می دهند، برای صد سال دیگر می جنگیم، توصیه می کنند که بفرمایید نخست فرزندان خود را از کشو رهای خارج به جبهه های نبرد با طالبان سوق نمایید تا مردم افغانستان به احساس وطن دوستی شما یقین کند و مطمین شوند که شما به حرف های تان صادق هستید. این در حالی است که میان زهبران حکومت و گروه های سیاسی و سایر سیاست گران کشور اجماع سیاسی وجود ندارد و پس حالا که یک خوان از ” هفت خوان رستم” در داخل میان حکومت و گروه های سیاسی ناپیموده مانده و امید ها برای رسیدن به صلح در حال سترون شدن است و چه رسد به این که به این زودی ها به پیمودن کوه و کتل های اجماع منطقه یی خوش بین بود و قطع مداخۀ کشور هایی چون پاکستان، ایران، روسیه و … و تضمین آنان برای عدم مداخله در امور افغانستان امیدوار و باورمند بود. یاهو