افراطیت ابزاراشغالگران

رسول پویان

طالـب که ضد خـامـه و خـط و نگاره است

خصم سواد و مکتب و درس و اشاره است

نظم و ثبات و عصر نـویـن را دهـد بـه باد

چـون بی خبـر ز عـلـم نهــاد و اداره اسـت

شــهـرونــد ممـلکـت چو نــدارد حــق رأی

طـالـب امـیـــر وحـشــت دارالامـاره اسـت

روشــنـگـری بـه مـشـرب طالـب خطا بُـوَد

تاریک تـر ز تـیـــره شـب بی سـتاره است

خـواهـان بحـث و مـشـوره و انتقـاد نیسـت

مشـتاق جنگ و حمله و قـتـل و قناره است

آزادی بـیـــان و رســـانــه پــذیــره نیســت

طالـب مــرد درّه و چــوب و کـتــاره است

فـرهـنـگ را بــه دار خـرافــات می کـشــد

زیـرا که وحش جنگل وعصر مغـاره است

آثــار بــاســــتــانـی مــا را کـنـــد خـــراب

آفـت بـه جـان معـبـد و دیـر و مـناره است

مـوسـیـقی و هـنــر بــه چـشـمـان طالـبــان

چـون کـوه آتـشـیـن خطـر پـرشـراره است

گل را ز چــشــم بلـبـل شـــیـدا کـنـد نهــان

خـالی ز عـشـق و جـاذبـۀ مـاه پــاره است

حـق و حقوق زن نـشسـتن بـه خـانـه است

در ذهــن طالـب ایــن عمـل آشـکاره است

سنگسار وقطع دست و دار است پیش رو

آزار خـلـق و کـنده و زنـدان همـاره است

افـراط و جهل دشـمن صلح و عدالـت انـد

تـاریـخ پـر ز تجــربـه و پـر گـزاره است

تنهـا نـه ظلـم و وحـشت و بـیـداد می کنند

اجبـار ریـش و لنگی و طرز قـواره است

افـراط طالـبی ثـمــر جـنـگ تحمـیلـیسـت

قلـب وطـن بـه خنجــر افـراط پـاره است

افـراطیـت وسـیـله یی در دسـت اجـنـبـی

داعـش از کجا شـد و طالب چکاره است

جـنـگ وطـن رقـابـت اشـغـالگـران بُــوَد

زین قتلگاه نـه راه فـرارو نـه چاره است

از خــون کـودکان و جـوانـان ایـن وطـن

افـراط و انتحار به جـوش و فـواره است

آتشگران جنگ ز هر رنگ و هر قماش

مـزدور دالـر انـد و همه در اجـاره است

قـربـانی کشاکـش آن خلق بی گـنـاه است

صلح دروغ گرچه به بـوق و نقاره است