افراد پاک و صادق چرا بدنام میشوند؟

امروزه بدنام کردن افراد پاک و صادق برای بعضی اشخاص فرصت طلب و مغرض، بهترین تجارت و بهترین راه برای رسیدن به اهداف شان شده است.

درست است که ما حق بیان نظر و پرداختن به مسایل مختلف را داریم،اما آزادی بیان هم چارچوب خود را دارد و هر آنچه از دهن بیرون میکنیم به معنای آزادی بیان نیست و باید اصول اخلاقی و اسلامی را همیشه در همه حال مد نظر داشته باشیم تا مبادا زبان ما باعث ایجاد تنش میان دو فرد یا دو طرف نشود؛زیرا گفته اند: “زخم شمشیر جور میشود،اما زخم زبان نی”.

میخواهم به چند وسیله و چند عامل که در این قسمت گاهی نقش مثبت داشته و زمانی هم نقش منفی و مخرب و مخدوش کنندۀ احساسات و مغشوش کنندۀ اذهان عامه را بازی کرده اشاراتی داشته باشم:

- فسبوک: استفادۀ نادرست از این رسانۀ اجتماعی نقش بسیار اساسی را در بدنام ساختن افراد وطندوست،صاحب نام،تشنۀ خدمت به مردم و وطن،صادق و پاک نفس ؛ بازی کرده است.

در قدم اول باید اخلاقاً به صفت مسلمان؛ پیش از آنکه در مورد یک موضوع مینویسیم یا در مورد مسئله یی ابراز نظر میکنیم متوجه آنچه بر زبان میرانیم باشیم؛درست است که هنگام نوشتن یک متن کسی بالای سر ما نیست تا ما را وا دارد یا باز دارد که چی بنویسیم یا ننویسیم،ولی بار مثبت و منفی و جوانب دیگر تراوش ذهنی مان را باید به اصطلاح عام سبک و سنگین کنیم که این نظر ما به درد جامعه و مردم میخورد یا نه؟

ثانیاً در فصل هشتم ،مادۀ سی ويکم قانون رسانه های همگانی افغانستان در مورد نشرات ممنوعه گفته شده “نشر مطالبی که مغاير با اصول اسلامی وتوهين به ساير اديان ومذاهب باشد و همچنان مطالبی که موجب هتک حرمت و افتراء به اشخاص گردد؛ در رسانه های همگانی جواز ندارد” ولی با آنهم نه اکثر افراد از این قوانین نافذ آگاه اند و نه هم نهاد های مسوول به گونۀ جدی آنرا پیگیری میکنند.

- تلویزیون: تلویزیون نیز به عنوان وسیله یی که میتواند افکار عامه را به سوی خوبی ها یا به جانب زشتی ها سوق دهد؛ در این زمینه گاهی به شکل تصادفی یا عمدی با روحیات مردم بازی میکند و زمانی میرسد که با دعوت افراد به میزهای گرد به کسانی فرصت سخن زدن میدهند که بدون هیچ گونه اسناد و شواهدی بر افراد صادق، پاک، کارکن، تشنۀ خدمت به مردم می تازند و تصویر ناخوشایندی در اذهان عامه خلق میکنند که به مشکل دوباره ترمیم میتوان کرد؛ اینجاست که میدان از آن افرادی میشود که شیطنت و به اصطلاح “به جان زدن” مصروفیت روزمرۀ شان است.

این افراد هم با به کارگیری شیوۀ یاد شده کسب منفعت کرده به مقام و منزلت بالا در بین مردم و جامعه میرسند و با تأسف که حرف شان هم خریدار میداشته باشد.

- روزنامه:

روزنامه از دیگر گزینه هایی است که در پهلوی نقش مثبتش در خبر رسانی؛ در مواردی سبب مغشوش شدن افکار مردم میشود و گاهی سیاه را سفید و سفید را سیاه جلوه میدهد و مردم ما، به ویژه قلم به دستان و آموزش دیده های ما هم بدون رفتن به ژرفای موضوع و بررسی جوانب مختلف یک موضوع یا خبر آنرا با جان و دل پذیرفته به خیل کسانی میپویندند که افراد مشتاق به کار و خدمت را به طور زشتی نشانه گرفته، تخریب میکنند.

 

راه حل:
برای اینکه افراد وطندوست،کارفهم و خدمتگار و صادق ترور شخصیت نشوند و از رسانه های برقی ،دیداری ، شنیداری و چاپی استفادۀ بهینه و خوب صورت گیرد؛ باید از سوی نهاد مسوول با راه اندازی برنامه های مفید رادیویی و تلویزیونی سطح آگاهی عامه در این عرصه را بلند ببرند.

در لیسه ها و پوهنتونها سیمینار های مفید مرتبط به قانون و استفاده از امکانات رسانه یی برگذار شوند؛ تا زمینۀ بهانه یا اقدام سختگیرانۀ نهادی به عنوان فشار حس نشود و وادار به این نشوند که تصمیم به مسدود ساختن یا ممنوع قرار دادن آن در کشور فکر کنند.

علمای دینی که از احترام خاصی در جامعه برخوردار استند؛ در خطبه های روز جمعه به مردم برسانند که ترور شخصیت،بدنام سازی افراد صادق و کارفهم چقدر کار زشت است.

و سخن اخیر اینکه:

نهاد های ناظر قانون و  بر مراجع خدماتی مثل وزارت،ریاست،مدیریت و…باید در زمینۀ دستیاری صادق ترین افراد برای ادامۀ کار در ادارات خادم مردم همکاری لازم کنند تا هیچ نوع هراس ،تشویش و مانعی حس نکنند و دولت به ویژه باید مسایل را جدی بگیرد و نهاد های عدلی و قضایی کشور نیز در این مورد بر اساس قوانین نافذه کشور برخورد جدی  کنند.

با حرمت

خوشحال آصفی