اغراق در نقش سیاسی !

وزیر خارجه حکومت اسلامی در ایران می‌گوید، سه کشور اروپایی عضو برجام «در موقعیتی نیستند» که بتوانند از این توافق خارج شوند و «از نظر حقوقی حق این کار را ندارند»…ولی اگر اروپا هم برود ما اول به اونجا شکایت میکنیم و بعد نماز وحشت میخونیم و بعد تا چهار ماه دیگر بمب اتم میسازیم 

جناب ولی فقیه از اول هم مشخص بود که سیاست و خطوط استراتژیک اروپا جدا از آمریکا نیست . فقط قسمت هویج و تشویق به اروپا مربوط است . بعد هم نظام مقدس اسلامی در موقعیتی نیست که بخواهد اروپا را تهدید کند . نهایتا اینکه اگر واقعا سیستم ولایت فقیه توان ساختن بمب اتم را تا چهارماه دیگر میداشت قطعا شرایط فعلی حاکم نبود . بدون سروصدا میساختید و التماس هم نمیکردید ، چهل سال است تجربه میکنیم که تمام امکانات ایران زیر نعلین شما گرازهای مسلمان نابود میشود . کلا قدرت سازندگی ندارید چه بمب اتم و چه کاندوم …

قرارداد توسعه فاز ۱۱ میدان گازی پارس جنوبی به ارزش ۵ میلیارد دلار، بزرگترین قرارداد انرژی بعد از اجرای توافق هسته‌ای ایران و قدرت‌های جهانی بود که در تابستان ۱۳۹۶ منعقد شد. کاخ سفید که برجام را پاره کرد ، و بعد خروج شرکت توتال اروپایی از این قرارداد ، شرکت سی‌ان‌پی‌سی‌ چین برای ورود به آن ابراز تمایل کرده بود.حالا چین هم خارج شد … این پازل بخشهای مختلف دارد ولی یکی ست چین و هند هم باید تابع سیاست جهانی باشند . سیستم ولایت فقیه در ایران قول داده بودند برجام را آتش بزنند حالا بوی سوختگی میاید ، ولی این بوی سوختگی ربطی به آتش زدن برجام ندارد کون عظما و رسوال الله میسوزد 

درجایی هم مقام ولایت فقیه گفته بودند خروج اروپا از برجام مثل فرو ریختن دیوار برلین است … یک تشبیه تاریخی خوب .

میخائیل گورباچف رئیس‌جمهور وقت اتحاد جماهیر شوروی و پرچمدار پرسترویکا اصلاحات اقتصادی و گلاسنوست فضای باز سیاسی در داخل شوروی در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود میلادی، نقش مهمی در پایان گرفتن جنگ سرد داشت ، در سال ۲۰۰۴ عنوان کرد که وقتی در ژوئیه ۱۹۸۹ با هلموت کهل صدراعظم آلمان غربی مذاکره کرده‌بود، به‌طور مشترک به این نتیجه رسیدند که هنوز زمان وحدت دو آلمان فرا نرسیده‌است. در نهایت هم به این توافق کردند که از میان برداشتن دیوار به قرن بیست و یکم موکول شود. او عنوان می‌کند که البته مردم آلمان تصمیم دیگری گرفتند و با پافشاری روی برچیدن دیوار، رهبری تاریخ را به دست گرفتند. قابل توجل مردم ایران …که روند و مسیر این تصمیم استحاله سیستم ولایت فقیه را میتوانند با اعتصابات سراسری ، کمی تند کنند .

نمیدانم در نقش سیاسی غرب اغراق میکنم یا نه ؟ به نظرم دولت آمریکا به عنوان پرچمدار و جلودار سیستم بورژوازی نیازی به اغراق من ندارد از نظر تاریخی درجای خودش است . حکایت ما همان حکایت معروف عده ایی نابینا در اتاقی تاریک و دست کشیدن به قسمتی از بدن فیل و تشخیصی متفاوت و خنده دار است . اغراق هنر کسانی است که دریچه دیدشان محدود به مردمک چشم است .


سالها پیش رفیقی تابلو زده بود و شکست امپریالیسم آمریکا و فرارش از عراق را به طبقه کارگر تبریک گفته بود . گفتمش رفیق شفیق جای دیگه نگو که بهت بد میخندن …

از هر طرف که نگاه کنی در پشت صحنه این به هم ریحتگی خونین ، نظمی هست که اگر نبود حالا هرجوجه ای عربده میکشید . از سپاه و ولایت فقیه بگذریم حتی شوروی سابق هم اگر میتوانست ادامه میداد و دولت مافیای فعلی را ترجیح نمیداد . البته قوانین شرایط با دوران جنگ سرد تفاوتی ماهوی دارد .


در دوران جنگ سرد و در تقسیم دنیا فقط دو قطب داشتیم . غرب دیکتاتورهایی مثل پینوشه و محمد رضا شاه را توی آزمایشگاه میساخت و بیرون میداد و شوروی هم جنبشهایی مثل کوبا را تقویت و ساپورت میکرد ولی با هر اندازه از حضور و نقش مردم ، در بالا سیستمها بازی و زورآزمایی خودشان را میکردند جهت برتری و هژمونی سیاسی .


حالا غرب عملکردش ساختن افراد دیکتاتور در لابراتوار نیست . حتی ساخت و سازهای قرن پیش مربوط به دوران جنگ سرد خودش را هم ، با دست خودش جمع میکند . حالا روی عنصر اصلی اجتماعی و مردم متمرکز است . هر نوع حرکت و جنبشی را میتواند به مسیری دلخواه خودش سازماندهی کند ، و یا حداقل تاثیر منفی داشته باشد تا به نتیجه مطلوب مردمی نرسد .
 حالا قوانین قرن گذشته کاملا برعکس عمل میکند ، بازماندگان از شوروی سابق ( مافیای روس و پوتین )  در حفاظت از دیکتاتورها علاقه و سلیقه و منافع دارند و غرب به نقش یا حضور مردم علاقمند شده است !

بعد از بسته شدن شکاف جنگ سرد قرن پیش بین شرق و غرب ، غرب دیگر نیازی به ساختن یا پشتیبانی افراد دیکتاتور ندارد . حالا بدون نگرانی روی بافت عنصر اجتماعی متمرکز است و میداند روی این عنصر اصلی ( مردم ) تسلط و شناخت کافی داشته باشد آنوقت بدون واسطه ( دیکتاتورها ) هرجا و برای هرکسی منافعش ایجاب کند با اهرم مردمی فرش سرخ را پهن یا جمع میکند .

جنبشها و حرکتهای مردمی در خیابان بازی نیست . یک جبر است که ریشه در گرسنگی و بی سامانی و درد مردم دارد . اما وقتی اتفاق افتاد آنها با پیچیدگی بازی و مهندسی خودشان را میکنند . به تجربه دریافتند که با چه اهرمهایی از کجار و چقدر ، باید کار کرد تا عنصر اجتماعی از حرکت همسایه خودش الگو برداری کند و ناگهان بهار عرب در محدوده بزرگ خاورمیانه اتفاق میافتد و روشنفکر وامانده اش هنوز در وادی انقلابات قرن پیش روضه میخواند. اتفاقا اگر به هر دلیلی بخش بازیهای حاکمان را نبینی یا تشخیص ندهی، مستمر در ذهن انقلاب شکل میگیرد !وقتی درست نبینی یا تشخصی ندهی آنوقت از بغداد تا تهران خط کشی میکنی انقلاب را …


اینکه چرا عوام این بازی یا حضور نامرئی را از بالا تشخیص نمیدهد … موضوع جداگانه ایی است که ریشه های فرهنگی و تاریخی خاص خودش را در هر جغرافیایی دارد .
 اما اینکه چرا روشنفکر و خواص اسکول تشخیص نمیدهد باز همه ریشه فرهنگی دارد یا کون گشادی…

جناب تاریخ ساز و تاریخ نگار ، دولت ایالات متحده به عنوان پیشرو و پرچمدار سیستم بورژوازی ، به نظر من هنوز در مسیر افول نیست .

حتی چین مستعد پیشرفت هم نمیتواند هیچ زمانی رقیب برتر این جناب امپریالیسم شود . چه 20 سال و چه صد سال دیگر . چین رقیبی قوی است ، ولی جایگزین نیست . حداکثر رقیبی هم سطح میشود . آن پدیده ایی که قرار است نهایتا جایگزین سیستم بورژوازی شود از درون خودش متولد میشود ساختار چین به درد جایگزنی نمیخورد با مصالح قدیمی نمیشود بنای جدید ساخت . چین مثل انسان سالمندی است که با کشیدن پوست وجراحی و علم پزشکی نشان میدهد جوان است ولی جوانی در ذات ، به ابتکار و خلاقییت است . ساختار قرن بیستمی چین و آن کمونیسم استحاله شده نمیتواند جایگزین بورژوازی مسلط باشد . این کمونیسم چینی تازه خودش را به بدنه بورژوازی چسبانده و هضم رابعه شد !

حال اگر اینطور دیدن ، اسمش اغراق است حق با شماست. میدانم کف کردی … باشد تا رستگار شوی . حالا هی برو مثل عقب مونده ها از کاپیتال مارکس مثال بیاور و بوق بزن


07.10.2019
اسماعیل هوشیار