اظهارات لوی درستیزانګلیس این دشمن مقهوردرضدیت با منافع ومصالح افغانهاست  

نصیراحمد – مومند

درهمین اثنا که این مقال را انشاءمیکنم قصه پیرد مردی بیادم آمد ، فکرمیکنم بی ارتباط و خالی از دلچسپی نباشد۰ درسن خورد سالی قرارداشتم شاهدم وبیاد دارم که بزرګان خانواده هامخصوصا هنګام اجتماع فامیل ودوستان درضمن پروګرامهاوسرګرمی های شاد کننده بخا طرادای دین ومسوولیت های خویش درانتقال ارزش های حیاتی فامیلی واجتماعی به اطفال وجوانان وټربیه وپرورش آنهابا روحیه مردمی ووطن دوستی،وحدت وهمبستګی قصه ها واندرزهای شرین و پرمحتوامی ګفتند:که یکی ازآنها «اندرزپیر مرد وپسرانش» بود که واقعا درګوش دل هرطفل وجوان وهرپیروبرنای افغان اعم از زنهاومردها که باصطلاح «دردامن وکانون ګرم خانواده دردسترخوان پدر» بزرګ شده وپرورش یافته باشد ،جاګرفته ودرزندګی عملی درسطوح مختلف خانوادګی واجتماعی مطمح نظرشان بوده مورد کاربرد قرارداشت۰

بزرګان پیوسته با زبان ساده ودلپذیرمثال زنده اجتماع ،قصه پیرمرد صاحبدلی رامیکردند که تاآخرین لحطه ورمق حیات ازمسوولیت هایش غافل نشده وشانه خالی نکرده بود۰ پیرمرد خردمند ازبسترمریضی آخرین روزها ی پدرود حیاتش خواست باخذ امتحان از بازماندګانش اطمینان حاصل کرده وباخاطرآرام رخت سفر ابدی ببندد ، برسم وصیت از اهلش خواست تا دسته ای «قوده »ازشاخچه های رساو نورس درختی را قطع کرده بیاورند ؛ بعد آماده شدن هدایت دادکه ازسه قسمت آنرا بارشمه ای محکم ببندند وآنګاه پسران را دعوت به شکستن ان نمود .

پسران که هرکدام به ترتیب سنی خورد وبزرګ صاحب جسامت ،قوت بازو وپنجه شده بودند واظهاروابراز شخصیت ومنمی می کردند از شکستن آن قوده یا دسته چوب عاجزآمده ، ناکام وشرمنده ماندند. سپس پیرخردمنداګاه وجهاندیده ،صاحب تدبیروفراست رشته یارشمه راازدسته چوب با زکردوهرشاخچه را یکه یکه وجدا ازهم با دستان ضعیف ولاغرخودهرکدام آنرا به طور دلخواه شکستاند و تا سرحدی پارچه پارچه وخورد خمیرشان نمودکه دیګرامکان آثرنام ونشانه وشکل اولی ازان شاخچه های رسا وزیبا وبارزش نماندوباین ترتیب درس عملی و آخرینش را برسم وصیت ودین ۰به وارثینش داد وبعدا با تشریح روح مرام وپیام عملش پیرمرد خطاب به وارثینش چنین ګفت :

«بعد ازمن ګنجینه های وافروبا ارزش مادی ومعنوی برای شما به میرا ث میماند که درصورت حفاظت وپاسداری هوشیارانه واستفاده مشروع ومعقول زندګی مرفه وآبرومندشما را تامین خواهدکرد واین بیشتربه وحدت وهمبستګی صادقانه وخردمندانه شما ارتباط میګرد که مانند دسته چوب همبسته ومتفق ویکجا باشید ، که البته درآن صورت هیچ قوی پنجه ای نخواهد توانست شما را بشکندومغلوب سازد . مسلما درعکس صورت بامنفرد ومتفرق شدن شما هردست ضعیف ونحیف وعلیل ومریض هم بشما غلبه حاصل کرده وهمه چیزرا از شما میرباید حتی هستی وزندګی ازکف شما خواهد رفت »‎ ۰

دشمنان آرامی وآزادی مردم وکشورافغانها درقالب وچهره های مختلف و متلون تلاش میورزند به منظورتطبیق و تحقق غایه واهداف استعمارګرانه سیاسی خویش به سناریو وکرکترسازیها پرداخته ودروجود عده ای ازرهبران کاذب وتصنعی ایدیالوژیک و،پیشکش نمودن وپرستیژدادن آنها به تحریف وکتمان حقایق وواقعیت ها وایجاد نفاق داخلی بین افغانها مبادرت میورزند.

با آلوده ساختن آب ودامن زدن تعصبات اتنیکی بخاطرانهدام ونابودی شیرازه حیات ملی ، بی ثبات سازی کشور وخدشه دار ساختن وحدت وهمبستګی ملی بین اقوام مختلف کشور زیرعناوین «بیش از دوصد وپنحاه سال حکومت پشتونها ،ایحاد حکومت وسیع البنیاد، ،فدرال ،تغییرنام کشور به خراسان وبالاخره تجزیه کشور» طرح ها وشعارها یی سرمیدهندوګلوپاره میکنند ومقاله وکتاب مینویسند وغوغاهای رادیویی وتلویزیونی را راه میاندازند ؛تخمهای بدبینی و مصیبت زا زرع مینمایند، تاریخ سازی میکنند .که چنین اعمال وتلاش ها با حفایق وواقعیت های جامعه وتاریخ ومنافع ومصالح علیای  مردم وکشورافغانها کاملا درضدیت قرارداشته وقدم هایی برای پارچه پارچه شدن ملت وتمامیت ارضی کشور حتی برای اقوامیکه این مدعیان کاذب خود رانماینده آنها میتراشند سودی را جزتداوم بدبختی ومصیبت ودرکام ګرګسان ولاش خوران افتیدن چیزی دیګری را درقبال ندارد.

یک نظرواقعبینانه با در نظر داشت سوابق وګذشته وکرکتر ګروه په اصطلاح شمال میرساند که :این ګروه های نامتجانس  فاقد استعداد ومشی و پروګرام ملی منحیث ابزاروآله دست دشمنان محیل ومقهورمردم وکشورافغانها تلاش های مزورانه به خرچ میدهندتاروابط خونی ،برادری ووحدت ویکپارچګی ارګانیک ملی را بین اقوام کوچک وبرزګ ساکن کشور متاثروزمینه تجزیه کشور رابه سود باداران خویش تسهیل وملت واحد و يکپارچه رابه صوب دشمنی هاوانتقامجویی های نا میمون وخطر ناک بکشانند.

چنین اوضاع دربین یکعده افغانهاچه درداخل وچه دربیرون ازوطن شان با حمایت وتحریک سیاست های استعماری کشورهای طماع ومیزبان دامنه ازخود بیګانګی وتفرقه های محلی ، قومی ، لسانی ، مذهبی وغیره راایجاد کرده وروزتاروزباحمایت دست های مرموزعقب پرده ګسترش میابد که این مسایل وبسا فکت های دیګرمیرسانند که باییست تلاشهادرجهت تداوم چنین حالت صورت بګیرد تانارامی نه تنها حفظ شودبلکه با زمینه سازی ها دامن زده شودو تشدید ګردد . بدیهی است که تفرقه برای قدرت های استعماری ودارای اهداف سود جویانه درکشورهای مورد آزوطمع شان همواره برګ برنده و قابل اتکاء محسوب میشود که مسلما به شکل خوبترو بيشتر تقرب ودسترسی به اهدا ف حاصل میشود.

درتحت چنین شرایط و فضاء وتوجه به روند نیم قرن ګذشته وبالاخص هفده سال اخیرجزسود کوتاه مدت ګروهای ناخلف واجنبی ها وازدیاد لوث وجنایت چیزدیګری را دربرنداشته ونمیتوان انتظارداشت که برای ایجاد یک نظام وسیستم عادلانه و با ثبات  بدرد بخورباشد وبتواند برای آبادی وازادی مملکت، رفاه و امنیت وخوشبختی همګا نی ونجات ازوابستګی ها و تسلط ومداخله بیرونی موثرباشد، منافع ومصالح علیای ملی وتمامیت ارضی کشوررا تامین وتحکیم بخشد. واین همه درسی است که بایدآموخت وبرای جلوکیری ازین حالت تلاش نمود.                                                                                                                                                                                  

یکباردیګرضرورتا بایدخاطر نشان نمودکه هرګاه دیروزانګلیسها و روسهای شوروی ملت  افغان وپیکرکشورشانرا تباه وتکه وپارچه کردند ، دراثرغباوت وسیاستهای مزورانه چند کرنیل وجرنیل ونظریه پردازشان بوده که امپرا توری های غاصب ومغرورخودرانیزبه نیستی وزباله دان تاریخ سپردند وهزاران خانواده ومالیه دهنده ګان انګلیس وروس و مردم تحت سلطه واسارت خودرا هم فدای خودخواهی هاواشتباهات وجنایات نابخشودنی خود نمودند . اکنون هم هرګونه نیت سوء دربرابرافغانهای جدایی ناپذیروکشورلایتجزای شان محکوم به شکست وشرمسا ری قطعی است ۰

افغانها ی آګاه میدانند وتجارب هم نشان میدهد که انګلیس هاوسایرقدرت ها ی استعماری واستثمار ګرهرجا ییکه پای شان رسیده تحت عناوین صلح وسوسیالیزم ،ترقی ودموکراسی ،حقوق بشروآزادی های بی بندوباروغیرمسوولانه را کشانید ه و زیرچترآن بنای دخالت وحضورسلطه جویانه بیشترراقصد کرده اند آن ملت هاوان کشورهارا با بحرانهاوفجایع ومصایب بی مانندی مواجه کرده اند که نمونه بسیاربارزونزویک آن عراق ،افغانستان و جدیدا دخالت ها ی بسیار بی شرمانه وظالمانه دراوضاع و احوال کشورهای مصرولیبا ،سوریه وغیره است که  ما همین اکنون خود شاهدوهیزمی هستیم که درنفس این آتش افروخته شده قرارداریم.

ازجانب دیګردست آورد تصامیم کنفرانس بن این قایقک مافیایی بی بنیادشکسته وپتره یی ،وسیله دخالت وتجاوزشان هم ظرف حدود هفده سال اخیرجزسقوط حاکمیت طالبان واحیاوبرګشت انارشی و بی امنی وبیعدالتی قبل ازأنها دراشکال وچهره های جدیدومتلون وقتل هزارهاافغان بیګناه ملکی اعم اززن ومرد وپیروجوان وطفل وبهم اندازی وایجاد نفاق وکینه بین اقوام ، وهمچنان قتل هزارها جوان بی خبرخانواده های امریکایی وانګلیسی وسایرکشورهای متحدشانرا نمیتوان پوشا نید ۰                                                                                                              

مامی بینیم که روند موجود وحاکم حقایق وواقعیتهای چهره اصیل افغانها وکشورشانرا چطوردرهاله چرکین وملوث پیچیده که مردم وکشور دارای تاریخ پنجهزارساله آنها رابه چشم مخلوقی فاقد شعورواراده سیاسی می بینند وتوقع میکنند که بماطرززندګی وحکومت داری رابیاموزندوبه تمام شوون زندګی مااعمال نفوذ وصلاحیت کنند. « اجتماع و اظهارات غیر مسوولانه ومداخله ګرانه اخیرلوی درستیز انګلیس ویاران همانندش دربرلین روهرابکرسناتورجمهوری خواه امریکا یی و امثالهم هروقت و نا وقت قابل تقبیح ونکوهش جدی ملت افغان است » ۰ همینطور شیفته ګان چوکی وقدرت محلی ومنطقوی شان هم عقب نوو زراندوزی ګشته این ملت وکشوررا دارنده نا دارومزدورساخته اند مردم وکشور ما هرچه احترام وافتخاری راکه دارند ازګذشته و کهن بودنش مایه میګیرد. این ګذشته وکهنګی به معنی ریشه وپایه های ژرفی است که هستی وموجودیت ما امروزبرآن استواراست که نمیتوان آنراساده انګاشت یا دګرګون و خراب کرد .

امریکایی ها ومتحدانش با انتباه نګرفتن ازاشتباهات انګلیس ها وروسها ی شوروی با اتخاذ سیاست نادرست وغیرعادلانه زورګویانه واشتباهات مکرروباعدم صداقت ،بادورویی وتناقض درګفتار وکردارشان وسوء نیت خویش درواقع طی هفده سال ګذشته کوشیده اند صدمات جبران نا پذیری را به این بزرګی درعراق وافغانستان بدست خود وارد بکنند و بر ملت های خویش و ملت های طرف مقابل تحمیل نمایند و این حیله وتذویرراکه در سال ۲۰۰۱ میلادی به جهانیان اعلام کردندکه میخواهند یک تهدید تروریستی را دفع نمایند ولی درعمل با تجاوز ومداخله درامورداخلی یک کشورآزاد ومستقل وبقدرت رساندن مجدد وحمایت عوامل فساد ، نفاق وچپاول وتباهی ، ونفاق ملی می کارند، ودرظاهرامرمصروف دموکراتیزه کردن کشوریکه اکثریت مطلق آن سواد خواندن ونوشتن ونان خوردن را هم ندارندچه بسا که طی بیش ازسی سال است که جنګ وتجاوزات ظالمانه استعمار سرخ وسیاه ولاش خوران منطقوی با ظالمانه ترین وبیرحمانه ترین اشکال آن همه نهادهای هستی مادی ومعنوی آنرا نابود کرده اند میباشند ۰

بناء با آنچه که در بالا مختصرأوبګونه مثال ازاوضاع واحوال نا هنجارکنش ها ومنش های عوامل داخلی وخارجی ذکربعمل آمد به این نتیجه میانجامد که این ملت واین کشورایثارمیخواهد فداکاری وصداقت رادرعمل نیازدارد . بیش از چهل سال حرف بی عمل وخون آتش تغذیه کردیم ،افغانهاخود بهترین بشردوستان ومعماران اند تا خود شان نسازند تجارب تاریخی وروند موجود نشان میدهد که کس دیګری را یارای آن نیست ، برای افغانها یګانه راه بیرون رفت ونجات ازحالت موجودونیل به آرمانهای مقدس ملی به پیروی ازسنت نیاکان ،درس وعبرت از ګذشته ها وبازګشت وتصحیح صادقانه ازاعمال وناهنجاری های ګذشته به پیشګاه خداوملت، و مخصوصا درلحظات حساس وسر نوشت ساز فشردن دست ها ویکپارچګی ملی است ومرکزیت بدوریک محوروزعمامت طرف اعتمادملت افغان با سیاست شفا ف و روشن مستقل ملی و بین المللی .

یکپارچګی ملی یعنی پذیرفتن اختلافات سلیقه یی درعین همبستګی ومشت بسته واینهم به معنی شناختن حقوق وتوانایی ها ی یګدیګر واحساس تعلق به یکدیګرواتحا دوهمکاری درعمل است تاکه اولترازهمه برویم هرچه زود آ تش را خاموش ودهان ودست اجانب استعمارګروسودجویان محیل نفاق افګن وخزندګان وچرندګان محلی ومنطقوی را ببندیم وکوتاه سازیم، مردم خویشرا ازشربزکشی ومرکب دوانی آزادومصوون ګردانیم تا به اختیار خود نایل آییم وتوان وامکان خودرا برای خود ودرخدمت مردم خود منجسم کنیم. پس ازآ نکه خانه ودردیوار را دوباره مضبوط ومستحکم ساختیم ، عنان وقفل وکلیدها راازاراذل واوباشان جمع وبدست آوردیم ،یک درودربان ویک کلی دارامین وباعتبارمشخص کردیم پرسان ومحاسبه را احیا کردیم  بجای تقسیم قدرت یک تیم کاری را برمبنای شایستګی وتفویض صلاحیت وقبول مسوولیت بوجودآوردیم ، آنګاه میشودبالای رنګ ودیکوروتزیین آن چیزیکه عملا ما برای نجات ازحالت موجود وبرای خوشبختتی وترقی خویش مفید ثابت کرده بتوانیم بین هم مناظره کنیم وسلیقه ها رابه نفع ومصلحت ،خوشی و آرامی ملی مطرح ګنیم وبکار کیریم نه به قوت وسودوخاطرخواهی اجانب ودشمنان .