انبیق یادها

رسول پویان صـدای بلـبـل آبـی و شـالـیــزارانم دوباره زنـده کند خاطـرات دورانم ز…

هیچ انسانی غیر مجاز نیست!

سیامک بهاری «اتباع غیر مجاز حق اجاره کردن خانه و ملک…

نزدیک به ۶۰ اجماع سازمان برای افغانستان – نشست دوحه…

که ۶۰ هزار اجماع هم برگزار شود – تا عنصر…

واهمه

از شكستن غرور واژه‌های تو  عطر باغچه هم شكست و قنارهای سركش…

نشست های جهانی و نبود اجماع سیاسی و بی پایانی…

نویسنده: مهرالدین مشید اجماع سیاسی در سطح ملی و بین المللی…

از بلند پروازی تا سقوط

عبدالصمد ازهر                 …

وحدت ضامن پیروزی وحافظ بقای ماست

پيشگفتار: مردم آزاده افغانستان در درازنای تاریخ هر زمانیکه خاک آبایی…

کدام دانه های تلخ را خلیلزاد در افغانستان کاشته است؟

      نوشته ی : اسماعیل فروغی       زلمی خلیلزاد نماینده…

اسلام گرایان از نفی سیطره ی غرب تا نفی فرهنگ…

نویسنده: مهرالدین مشید نفی سیطره ی غرب را نباید با نفی…

حکایت خورشید

رسول پویان چـو بـال مـلۀ صـیـاد از پـرِ خـام است تـمــام پـرّش…

تان «پیرمرد من»

نویسنده «ارنست همینگوی»؛ مترجم «جعفر سلمان‌نژاد» حدس می‌زنم الان به آن…

فراخوان بخاطر نجات أفغانستان

به نام خداوند حق و عدالت سازمان ملل متحد در نیمه…

دریای عشق

{تقدیم به ساحت حضرت ختمی مرتبت(ص)} یا محمّد، گوهر دریای عشق!  ای…

افغانستان افتاده در زیر پاشنه های تروریسم و رویا های…

نویسنده: مهرالدین مشید مبارزه برای یک افغانستان واحد از رویا پردازی…

فریاد فدرال خواهی از گلوی فراریان جمهوری

           فدرالیزم ، تجزیه نیست .           …

خون عشق و محبت

رسول پویان بیا که دامن صحرا سبز و رنگین است بهــار نـاز…

نویسنده گی مسؤولانه یعنی نفخ صور و برپایی شور در…

نویسنده: مهرالدین مشید قسمت سوم نویسنده گی یعنی روایت آفرینی و اسطوره…

بزرگترین کشور جهان و 50 کشور پهناور دنیا از لحاظ…

با نگاه کردن به نقشه جهان پهناورترین و بزرگترین کشورهای…

فیزیوکراتی،- دست دراز سرمایه داری در اقتصاد فئودالیستی

Physiokati. آرام بختیاری فیزیوکراتی،- طبیعت و کشاورزی کلان در خدمت بورژوازی.  فیزیوکراتی واژ…

«
»

از پالیسی چند بعدی تا اوج بحرانات نهفته وفروپاشی پاکستان

 

طیارات بی سر نشین امریکائی …

و}

قسمت-9-)و)

نگین اسیا                        

از ان روزیکه تأریخ ، کشوری در شرق مازائید

بدست انگریز شیطان در ان، ریا وفارقه پائید

مگر این ملک مرد خیز ماست و نامش افغان ستان

هنوز حکم بر فلک راند، قهرمانش میتوان نامید

اگر ویران نمود این خصم دون ، زیبا دیار من

شاعران بر مدح خود”نگین اسیا ! ” نامید

صد ضربۀ زرگر ویک ضربۀ گرز آهنگر

چنان کوبم به سندانت تا شوی نعل اسپ، دانید

از این گفتار “پیمان” می نکن قیاس که گذاف است

فقط یک “چانس!” بیا ید ،ما و این میدان میدانید…!!ا

          حسن پیمان

نقش دوگانۀ پاکستان وبروز اختلافات در صفوف تیروریستان :  اختلافات وروحیۀ انشعابگری وهژمونیسم در کسب قدرت ورقابتها درعملیات تیروریستی ؛ از بیماریهای مزمن در بین رهبران طالبان ، القاعده، حزب اسلامی حکمتیار وشبکۀ حقانی وسائیر شبکه های تیروریستس ودهشت افگنی؛ امروز به یک پدیدۀ عام مبدل گردیده است.تشدید وعمق این تضاد هاوتنشها درست زمانی آشکار میگردد که ؛ نظامیان -ای-اس-ای- ومقامات بلند پایۀ پاکستان در بر خورد های خود با تعقیب مشی سیاسی چندین بعدی مبهم ومجهول بین “تیروریستان” و”نیروهای بین المللی  مبارزه با تیروریسم” به بازیهای گوناگون وسیاستهای کجدار ومریز دست میازد. شبکۀ تلویزیونی فرانس24 از یک بحران اعتماد وتغیر در رهبری طالبان خبری را در (2/نومبر/2013م.) چنین ارقام نموده بود که– الف : _  ” ..ابتدا طالبان شخصی بنام( خان سید) را به عنوان جانشین ” حکیم الله محسود”  رهبر پیشین طالبان پاکستانی که در یک حملۀ هدفمند طیارات بی سر نشین قوای ناتو کشته شده بود ؛ در رأس این گروه گماشته بودند. “سیلون لوپتی” خبر نگار این شبکه میگوید : … خان سید معاون سابق حکیم الله محسود است و تحصیلات هم ندارد  ویک تیروریست تند رو وآتش نفس است که از کشتار وقتلها وآدم کشیها تجارب غنی زیاد کسب نموده است؛ با اخذ (43 رای) از جملۀ(60 رای) در شورای اسلامی طالبان در یک محفل مخفی انتخاب شده است . که باشنیدن این خبرهمه سفارت خانه ها با شگفتی در پاکستان در یک وضع آماده باش کامل قرار گرفته بودند ؛ وگروهکهای وابسته به طالبان والقاعده نیز خواستار انتقام مرگ حکیم الله محسود شده بودند. که امریکا نیز قبلأ (پنج ملیون دالر) جائیزه برای اخذ معلومات از او اختصاص داده بوده ودر فهرست تیروریستهای خود اورا درج نموده بوده است . که نگرانیهای زیادی را ببار آورده است…  ”  بر اساس این گذارش این تغییر در رهبری طالبان با کشته شدن حکیم الله محسود توسط طیارات بی سر نشین امریکائی تضاد ها واختلافات را در بین طالبان وتیروریستان با بروز بی اعتمادیها دامن زد.  ب : _ و بویژه موضعگیری اخیری گلب الدین حکمتایر رهبر حزب اسلامی بر ضد طالبان  دال بر عمق اختلافات نهفته و تشدید تضاد های درونی در رهبری وصفوف تیروریسم را از عمق در سطح آشکار میسازد که یک واقعیت عینی است. به گذارش تلویزیونی ”  المیادین – 14/ مارچ/14م” حکمتیار اعلام نمود که : ” .. طالبان در برابر امریکائیها تسلیم شده ؛ بدستور  امریکائیها ورهبران عرب ؛ فرماندهان حزب اسلامی را تیرور کرده وعلیه حزب اسلامی میجگند و تبلیغ میکنند-ت  : _  وهمچنان حکمتیار اظهار داشت : ” مذاکرات بین طالبان زیر نظر کشور های غربی با افغانستان در حد خود کار بدی است. وگفت که؛  ث : ” .. امضای توافق نامه با امریکا باعث شد که علیه ان کشور سلاح بگیرد!؟ (  کسی نیست  از حکمتیاربپرسد که پیش ازاین توافق نامه وبویژه یک دهه پیش که هیچ خارجی در کشورما نبود وهمۀ این هفت گروه وتنظیم جهادیها!؟ به فرمان پاکستان متفقأ یک  حکومت موئقت ساخت پاکستان را  نیز ایجاد نموده  توسط -ای-اس-ای- اورده شده بکابل شانده شده بودند ؛ چرا  حکمتیار ان وقت نیز علیه مرحوم ربانی استاذ خودسلاح برداشت  از موضع رسمی صدر اعظمی خود کابل را به خاک وخون کشانید ؛ به مقابل کدا م کفار میجنگید!؟؟؟؟؟ -این قلم.. ) –  چ : _ حکمتیار تأکید میکند که: “.. انتخابات را نیز که کشور تحت اشغال باشد  رد مینماید واظهار داشت : دولتی که روی کار می آید مطابق به اهداف اشغالگرانه میباشد…” وهمچنان با انتشار اعلامیه ای در ” پایگاه خبری شهادت”  که متعلق به این حزب است ؛ اعلام داشت ؛  ج : _ :” …  امروز  طالبان یکبار دیگر علیه حزب اسلامی جنگ تمام عیار را راه اندازی کرده وبه جبهه های حزب اسلامی حمله میکنند وحزب اسلامی به تمام نظامیان خود دستور داده که  از بدنۀ طالبان جدا شده ودر برابر هر عمل این گروه واکنش نشان دهند .. تبلیغات طالبان را با تبلیغات؛  وجنگجوئی وخشونت طلبی این گروه را؛  با ید با جنگ پاسخ گویند . طالبان با امریکائیها همدست شدند- پس اعضای این حزب علیه طالبان جبهه بگیرند وهمچنان با کسانیکه دست شان به خون مجاهدین آ لوده شده حرام است …   ” ( اما کسی باید  بپرسد که  دست حکمتیار وشرکای مجاهدش به خون ملوینها انسان بیگناه  تا امروزآلوده است واما این مسلمانان بیگناه که هیچ سلاح هم نبرداشته وقتل وکشتار هم مثل انها  به نفع تأمین منافع بیگانگان ؛نکرده اند؛ آیا حلال است..!؟ )…در این اعلامیه گفته شده است- “… ح : _ پس از انکه به طالبان در قطر دفتر داده شد وشماری از رهبری طالبان با اعضای خانوادۀ خود به قطر منتقل شدند ؛ امریکائیها اعلام کردند که  طالبان دیگر دشمنان انها نیستند.. خ : _  وی تأکید کرد که : “.. پاسخ حملات طالبان به موضع حزب اسلامی باید به شکل قاطع داده شود ؛ زیرا سکوت در برابر  طالبان جسارت انها را بیشتر میکند..”..  د : _  حکمتیار اظهار داشت : ” … سلفیها(سعودیها) کاری را که با ” اخوان السلمین ” در مصر انجام دادند؛ حالا میخواهند با حزب اسلامی نیز انجام دهند…” – د : _  وی  با اشاره به موضعگیر ” عبدالستار خواصی” عضو پارالمان افغانستان  ومولا نا” شهزاده شاهد” سخنگوی بر کنار شدۀ شورای عالی صلح افغانستان را از اعضای حزب اسلامی خود اعلام نموده اظهار داشت که صحبتهای انها علیه نیروها ونظامیان خارجی باعث واکنشهای تند طالبان گردید که خواصی در یک حملۀ هوائی در منطقۀ غور بند پر وان به قتل رسیده بود و  …   ”  –   که این تحولات وتغییرات تشکیلاتی وموضعگیریهای  جدید در صفوف و دررهبری طالبان وحزب اسلامی حکمتیار بر اساس این اعلامیۀ جدید وانکشاف حوادث و اوضاع  نمودار واقعی تضعیف در جبهۀ تیروریسم  وپراگندگی انها را بیشتر از پیش بر جسته میسازد..  واما  این موضعگیریهای چند بعدی اقای حکمتیار واعلان دشمنی وتنش جدید با طالبان  در این اعلامیۀ منتشره خود چه اهدافی را دنبال  مینماید نیز قابل تأ مل ا ست  یک : _  ایا حکمتیار همان کسی است که مانند همیشه مرغ او به اصطلاح” یک لینگ!؟”  دارد که از ابتدای تشکیل حکومت موئقت ” مجاهدین !؟” ساخت -ای-اس-ای- پاکستان !؟ وصدور واستخدام ان درداخل افغانستان بطور غیر مشروع خلاف ارادۀ مردم افغانستان بجای نظام  ”   مترقی ودموکراتیک  ! ” در 1992م که به اشارۀ -ای-اس-ای- با وجود انکه به حیث صدر اعظم  گماشته شد وبه عوض خود نمایندۀ خودرا گماشت و اما خودش از منطقۀ چار اسیاب ؛کابل را زیر آتش وتوپ خانه وراکت قرار داده حدود 70 هزار انسان بی گناه ومسلمان را به خاک وخون کشید ؛ میباشد ؛ که بعد از سال 2014م. نیز همین بازی را به شکل وچهرۀ دیگری میخواهد  به کمک -ای-اس-ای-براه اندازد ..!؟؟؟؟؟–  دو : _ واین در حالیست که نمایندۀ بر جستۀ حزب اسلامی ” ارغندیوال” و” قطب الدین هلال” وغیره که بعد از حکمتیار با صلاحیت ترین مهره های حزب اسلامی گفته میشوند وبا وجود ظاهرأ جدائی وانشعاب مانند گروه انشعابی ارغندیوال باهم روابط تنگاتنگ نیز دارند  و  حتا ایشان به انتخابات ریاست جمهوری  دور سوم نیز خود را هم کاندید نموده اند وحکمتیار نیزتأید نموده بود و این در حالیست که برغم ان امروز با تغییر موضعگیری جدی از یکسو حکمتیار میگویدکه افغانستان تحت اشغال قرار داردو شرکت در انتخابات حرام است  واز سوی دیگر نمایندۀ کاندیدی خودرا به انتخابات ریاست جمهوری معرفی میمنماید  ؛ آیا این  یک موضعگیری ضد ونقیض مغرضانه ونهایت محیلانه ومضحک وشرر افگنانه  واغواگرانه نیست!؟ – معهذا این موضعگیریهای ضد ونقیض چند پهلوئی حکمتیار نشاندهندۀ انست که ؛ هر گاه حزب اسلامی در انتخابات برنده شود در ان صورت برای او ” افغانستان تحت اشغال نیست!؟” و انتخابات نیزبه رغم ادعای وی” حرام!؟” نیست – وامریکائیها هم در ان صورت خوب مرد م هستند در غیر ان همه چیز حرام است وخلاف دین وشریعت اسلامیستهای افراطی است ؛ قتل وکشتار وغارت نیز حلال است!؟ وغیره … – سه :_  با این موضعگیری نیز او میتواند بازی روی دیگر سکه را براه اندازد؛ وهر گاه خوش باورانه نباشد ویااین یک حرکت صادقانه باشد( در حالیکه نیست !؟) باید به روند صلح نیز کمک برساند؛ چگونه:  الف: _  به نعبیر دیگروخوش بینانه ان  این موضعگیری چراغ سبزی است به ایجاد یک سلسله پدیده ها وعواملی درتسریع روند  صلح وثبات. زیرا هرنوع تضعیف د ر صفوف تیروریستان باعث تقویت مواضع صلح میگردد! – به این مفهوم که حکمتیار با متهم سازی طالبان که گویا انها در خفا با امریکائیها در تماس هستند ؛ در انست که با روند اقداماتیکه در راه صلح به اصطلاح در پاکستان ظاهرأ جریان دارد ؛ همسو میباشد – این مطلب نشان میدهد  که  طالبان   نیز به  صلح  رو اورده  اند  و بعد  از2014م. تشویش ونگرانیهای  در افغانستان و جامعۀ جهانی باید مرفوع گر دد ؟– ب : _  از جانب دیگر؛ انشعابات دربین گروه”تندرو” وگروه” صلح خواه” را دربین گروه های طالبان در مجموع در داخل پاکستان وافغانستان  ودر بین خود حزب اسلامی نیز تشدید میبخشد وبا عث ایجاد بیشتر بی اعتمادیها بین این گروه های تیروریستی میشود.  ت : _ وروی اوردن به صلح مقامات بخشی از نظام  ملکی پاکستان (نه نظام ارتش و-ای-اس-ای- ان!؟)بعد از به قدرت رسیدن نواز شریف ؛ طرحهای کمیته سازیها وکمیته بازیهای انها در روند صلح ومذاکره هم در سطح رهبری مقامات پاکستانی وهم در سطح رهبری طالبان انها ؛هر گاه طور نمائیشی نباشد؛ با این موضعگیری واعلامیۀ حکمتیار  نیز همسوئی دارد. که این اعلامیه در واقع از یکطرف تشویق کنندۀ بخشی از تند روان علیه (امریکا ونا تو) بوده واز جانب دیگر بخش دیگرگروه (صلح خواه انشعابی طالبان) را در روند صلح وپروسۀ مذاکرات تشویق وتر غیب مینماید فاصله ها را عمیق وتضاد ها را بیشتر ازپیش در بین انها تشدید میبخشد.وانشعابات  وقطب بندیها را در رهبری ودر صفوف طالبان وحزب اسلامی وسائیر تیرویستان نیز بصورت قطعی تشدید، نهادینه وتحمیل مینماید- و این بخاطری با اقدامات اخیری درروند صلح در پاکستان همسوئی دارد که حکمتیار همیشه فرمانها ودساتیر پاکستانیها را در پشت پرده صادقانه انجام داده است ؛ زیرا هدف از انتقاد وحمله بالای طالبان در اینجا ایجاد بی اعتمادی ها  وتشدید اختلافات وتضاد ها وتنشهای جدید در بین طالبان وسائیر جوانب ذیدخل است که میتوان انرا به فروپاشی تنظیم طالبان وتضعیف همگرائی بین تیروریستها را به فال نیک گرفت که پی امد ان به صلح می انجامد ویا پروسۀ صلح را سرعت میبخشد.ث : _  عین موضعگیری است که رئیس جمهور کرزی به گونۀ دیگری تعقیب مینماید؛   افزون بر آنکه طالبان را بنام” برادران ناراض!؟” خطاب مینماید وکشتارهای که طالبان انجام میدهند وبه عهده نیز میگیرند واما کرزی مربوط به انها نمیسازد !؟؛ وامریکائیها را نیز هشدار میدهد که هر گاه صلح وثبات  اورده نمیتوانند هر چه زود تر خارج شوند؛ اما بر ضد پاکستان ومداخلات ان واعزام تیروریستهای انتحاری ان حرفی را هم به زبان نمی آورد!؟. وجالب تر ومضحک تر از همه  تحت نام ” صلح ومذاکره!؟” همیشه؛ و با رها سازی انها از زندانهای افغانستان وبا موضعگیریهای آشکارای ضد امریکائی برای ارضای خاطر تروریستان که با سیاستهای چند بعدی پاکستان نیز همسوئی دارد . واین کنار امدن ها ویا کنار رفتنهای ظاهری با طالبان وتیروریستان در واقع دوازده سال است که چنین ترفند ها جریان دارد؛  وپیش از این که صادقانه باشد این اعمال وشگردها نیز مانند همیشه  محیلانه  اغواگرانه وچند بعدی به نظر میرسد !؟  وهر گاه واقعأ صادقانه باشد باید چیزی  ومژده ای  ازاین  دست اوردهای  چندین سالۀ این همه قربانیهای دوامدار وتلاشهای پیهم دراین زمینه ؛ حد ا  قل یک رقم  نسبی را در   روند   صلح  به   سال 2015م.به ارمغان  داشته باشد!- در حالیکه در طی این مدت طولانی چنین تلاشهای بیهوده جز اینکه با تلفات وقربانیهای بیشمار ان که بالای مردم تحمیل گردید  توأم بوده و با خونریزیها جریان داشته است حد اقل گامی هم به نفع یک  صلح  امید وار کننده را در عمل  نداشته است و روشن است  که با این بی مسوئلیتیها نیز هرگز نخواهد داشت.ا- ج: _ وحکمتیار نیز آگاه است که نیروهای خارجی میبرآیند؛ دیگر دلیلی برای ادامۀ جنگ وتیرور ودهشت بیهوده بعداز ختم سال روان نیز دیگر باقی نمی ماند و از انرو علیه انها شعار های خود را او نیز تندتر ساخته است  ومانند کرزی خود را کاذبانه ضد امریکائی نشان میدهد !؟- از انرو گویا این اقدامات وتلاشها ظاهرأ نمادی از یک آغاذی است بسوی تأمین صلح از سوی همه جوانب ذیدخل که هر گاه واقعأ هم صادقانه باشد؛ وباید هم تلاشهای نهائی صورت  گیرد که این اقدامات را واقعأ به صادقانه  ان مبدل نمایند وقهرمانی!؟ خود را همه در تأمین صلح نشان بدهند وبه زخمهای خون چکان مردم عذاب دیده ما مرحم گذاری نمایند ورضائیت انها را در عمل کمائی نمایند؛  و این یگانه وآخیری چانسی  خواهد بود که دیگر بدست نخواهد امد واز دست دادن آن نیز بی تردید به  فجایع بد تر ازدهۀ قبل ان رجعت خواهد نمود که بستگی به احساس مسئولیتهای همه جوانب دارد وبخصوص پاکستان که مر کز تیرور وشرارت است…!!- واما از همه مهم وشرط عمده انست که  باید در صورت دست یابی به حد اقل یک  صلح امید وارکننده  هرزمانیکه زمینۀ ان مساعد میگردد ؛ به هر قیمت نکات پیشنهادی زیرین هرگاه  مدنظر گرفته شود به باور این قلم خالی از مفاد نیز نخواهد بود –  یک :  نظامیان پاکستان- بویژه -ای-اس-ای- وتند روان مذهبی ونهاد های تیروریستی وتر بیتی ان -وهابیهای عرب سعودی- واخوندهای ایرانی وسائیر حامیان وبازیگران ذیدخل در قضایای افغانستان ؛ هرگاه بقایای از تند روان وتیروریستان را که از روند صلح در کنار بمانند ویا ناراض باشند ویا به ادامۀ جنگ علاقمند باشند ؛ در انصورت   انها را همچنان مانند سابق در آ غوش گرفته دوباره  بصورت قطع باید تقویت مالی ونظامی وتربیتی  ننمایند وتمامی این تلاشها وروند نهادینه شدۀ صلح  را که اگر به ان دست یابند به مانند همیشه به مخاطره ودوباره شکننده نسازند وبویژه که از سوی نظامیان پاکستان  این عمل دیگر باید هرگز تکرار نگردد!!- دو : _ انهائیکه به صلح نمی پیوندند ؛ بجای احیا وتقویت ؛  مراکزانها باید بکلی نابود ساخته شوند. وبطور دستجمعی همه جوانب ذیدخل؛ تمامی پایگاه ها وپناه گاه های نظامی – اموزیشی وتر بیتی وتجهیزاتی تیروریستی انهارا بصورت دستجمعی وبه کمک مستقیم نظامیان پاکستان که گفته اند(تیغ برنده وجوهردار در وقت برش ان!) امتحان خود را میدهد؛  اگراز حد اقل جوهرهم بر خوردار باشد باید این همکاری را انجام بدهد  ؛ باید قلع وقمع ونا بود ساخته شوند وپاکستان صلح خواه بودن خود را دراین جا در عمل به اثبات برساند وافغانستان را همیشه به حیث نا خون افگار نگاه نکند!؟ –  سه : _  و هر گاه واقعأ این مدعیان صلح میخواهند صلح دائیمی بر قرار گردد ؛ باید مکاتب و مدارس-نظامی-ملکی – ودینی رااز همدیگر درست تفکیک نموده  ومفردات درسی افراطی مذهبی ونظامی -تیروریستی ومغز شوئیهای طلاب ومتعلمین ومحصلین به عملیات تیروریستی وبویژه انتحاری بصورت قطع توقف داده شده وبکلی از ریشه وبنیاد پروگرامهای در سی ان تغییر داده شود وعلمی ساخته شود ودگر گون گردد- وتمام نهاد های رسمی وشخصی در این زمینه ها مسدود ومنحل اعلام گردد – معلمین واستادان انها تبدیل وپراگنده وبه وظائیف دیگری که با طلاب ومتعلمین ومحصلین در تماس نباشند ؛  گماشته شوند .    چهار : _   و   یک (کمیتۀ بنام” کمیتۀ امنیت و صلح ” ویا بنام  گروپ کاری ویژۀ برسی وکنترول) از طریق شورای امنیت  ملل متحد وناتو دراین زمینه تعین وتوظیف گردیده طبق یک پلان مشخص کنترولی از تطبیق وظائیفی که در این زمینه ها برای ایشان وهمه جوانب  ذیربط سپرده میشود جدأ باید تحت کنترول قرار گیرد وطبق این پلان تدابیری انها به کمیتۀ مربوطه از اجراات خود گذارش ارائه نمایند – وبا متخلفین  این امر باید تحت عنوان حامی تیروریسم مطابق به قوانین و مقررات داخلی وبین المللی شدیدأ برخورد  صورت گیرد – پنج :  و به ان عده طالبان وگروه هایئیکه در روند صلح میپیوندند  برای انها که غیراز جنگ وتیروروغارت به دیگر چیز وبه کار وتولید ویا به کارهای فنی واداری ومسلکی بلدیت ندارند ؛ زمینه های کار و وجلب وجزب انها را در امور تولیدی  وبه ساختار های گونا گون وبه باز سازیها وپروژه ها ی که روی دست گرفته میشود مطابق به توانائیها واهلیت ومهارتهای کاری شان در پاکستان وافغانستان  وبه سائیر کشور های دیگرفراهم گردد- وبویژه ان عده که جوانتر هستند واستعداد مطالعه دارند باید به مکاتب ملکی ومسلکی جزب وحتا زمینه های تحصیلات را برای ایشان درکشورهای خارجی نیز مساعد سازند تا در اینده بتوانند مصدر خدمت در جامعه گردند وبار دوش جامعه باقینمانند تاازبحرانات و فاجعۀ دیگر بیکاری جلو گیری به عمل امده بتواند !!- شش : _ وبسا مسائیل تخنکی دیگری است که کمیسیون امنیت و صلح  مربوطه باید  همه پرابلمها را جمع اوری و در عمق ان مورد مطالعه وبررسی قرارداده وراه های حل انرا با اتخاذ تدابیر مهم علمی وعملی اجرائی در نظر گرفته  با پیشنهادات سازنده ی خود در مقامات ذیدخل وذیصلاح مربوطه برای تصمیگیری وتحقق ان ارائه نمایند– هفت : _ ازمقامات پاکستانی وبویژه ازنظامیان -ای-اس-ای- در این زمینه ها تعهدات وتضمینهای کتبی-رسمی طی یک پروتوکول ویا تعهد نامه مبنی بر عدم مداخله در امور افغانستان ودر تنظیم -تشکیل -تربیه -تجهیزتیروریستیها وپناه گاه ها ووتربیتگاه های مجدد برای انها  واعزام  دوبارۀ طالبا ن وتیروریستان در داخل افغانستان  وبویژه همکاری صادقانۀ انها در زمینۀ نا بودی مراکز تیروریستی انها از اشد ضروریاتواز شروط عمده وتخطی ناپذیر همچو یک صلح وثبات  باید است  باشد  وطبق پلان مربوطه از طرف کمیتۀ امنیت و صلح  مربوط تحت کنترول جدی ودوامدار قرار داشته باشد! در غیر ان به اصطلاح ” به یخ نوشتن وبه آفتاب گذاشتن!؟” است ومانند همیشه بروی کاغذ ها باقی میماند وهیچ نوع جنبۀ عملی نمیداشته باشد و”همان اش خواهد بود وهمان کاسه!؟”ا- به هر صورت اگر از این خوش باوری ها یک لحظه خود را بیرون نموده وبه ماحول خود نظر افگنیم  وببینیم که انکشافات اوضاع بعدی در فرایند در این زمینه برای ما باز هم چه حکم میکند که  به برسیهای جداگانه ضرورت دارد!ا

 واما ببینیم که موضعگیریها وپالیسیهای چندگانۀ   پاکستان  با طالبان چه اسیبهاوزینها ویا مفادی را در روند این صلح در پی خواهد داشت؟؟؟: _  واما مهمتر از همه ادامۀ این سیاست پاکستان به وضاحت دیده میشود که دشمنی وواکنشهای خصمانۀ پاکستان در حمایت از تیروریستان علیه امریکا ونا تووافغانستان وبا کنار امدنهای جانبدارانه ومغرضانۀ چند بعدی وپیچیدۀ مبهم سیاسی پاکستان امید های مطمئن راه صلح وثبات را در فرایند سیاسی اسیب پذیر نموده است. ویک موضعگیری قاطع و روشن در ضدیت با تیروریسم در جهت تأمین صلح وثبات دائیمی  تا هنوز در اعمال وشگرد های محافظه کارانه وارتجاعی مقامات بنیاد گرای پاکستان بویژه طی دوازده سال اخیر بوضاحت بملاحظه نرسیده است-به چند دلیل موئثق؛  الف : _  قرار گزارشات( 3/آکتوبر/13م-8-صبح)  ؛ تحریک طالبان پاکستان بیشتر از (30 گروه)شبه نظامی در منطقۀ قبائیلی (وزیرستان شمالی) پاکستان در نوار مرز افغانستان  موقعیت  داشته که بهترین پنا ه  گاه  برای ایشان  نیز است   .  تحریک  طالبان  پاکستان  د ر ( 02007م) در همین منطقه توسط یک فرمانده مشهور پشتون تبار(بیتالله محسود) پایه گذاری شده بود که بداخال افغنانستان نیز میجنگید . وطالبان فراری افغانی را نیز تحت تر بیه قرار داده دوباره به افغانستان به عملیات تیروریستی ودهشت افگنی اعزام  می نمود .  و بر اساس همین منبع ؛  ب  : _  بعد  از انکه  امریکا  در (2010م) طالبان پاکستانرا در فهرست تیروریستی خود درج نموده وپبج ملیون دالر جائیزه برای اخذ معلومات به باز داشت ویا قتل حکیم الله محسود رهبر انها تعین واختصاص داد  وبعد از کشته شدن (بیت الله محسود ) رهبر گروه  طالبان  پاکستان که توسط  طیارات بی سرنشین امرکائی که در (2009م) بوقوع پیوسته بود باعث بروز بی اعتمادیهای شدید وعمیق بین خود طالبان وبین نظامیان ومقامات پاکستانی نیز گردیده وطالبان پاکستان پیوسته شبکۀ تیروریستی -ای-اس-ای- را برای فروش رهبران طالبان ونا بودی انها متهم نمودند که این بی اعتمادی ناشی از سیاست چند بعدی پاکستان سال بسال عمیق تر گردیده آمد وسر آغاذ اختلافات از عمق به سطح ظاهر گردیده  خصومتهای نهفته را بر ملا وبه نمائیش گذاشت . وبیت الله محسود که وظیفۀ رانندگی داشته ودر(2007م.) حدود(250تن) پاکستانی را نیز در گروگان گرفته  و” کرنیل امام” یک مربی طالبان در افغانستان وپاکستان را نیز اعدام نموده بوده است.وحتا چنین تصورات  نیز وجود داشت که در قتل بی نظیر بوتو سابق صدر اعظم پاکستان  مشهور به مادر طالبان!؟ نیز نقش داشته است.  ت : _    وحکیم ا لله محسود ادعا نموده بوده که در یک حملۀ انتحاری یک جاسوس دوجانبۀ اردونی به مقر استخبارات امریکا در کمپ چمن افغانستان  ودر کشته شدن (7 کارمند) استخباراتی امریکا ویک کار مند استخباراتی (اردنی) را نیز جهت انتقامگیری از بیت الله محسود راه اندازی نموده است- ث : _  وهمچنان حکیم ا لله محسود بعدأ”فیصل شهزاد” امریکائی پاکستانی تباررا اموزش داده  که او بمبی را در میدان ” تایمز نیو یارک” در امریکا در (2010م) کار گذاری نموده بوده  است که به موجب ان با تشدید عملیات ضد تیروریستی توسط طیارات بی سر نشین امریکائی در مراکز تیروریستی پاکستان در یک شورای مرکزی تحت رهبری حکیم ا لله محسود بر گذار گردیده بوده است  وی به قتل میرسد. که این امروعوامل دیگر در مجموع  باعث خشم تند وعصبانیت ها وواکنشهای شدید طالبان  ؛  و نخست وزیرو وزیر داخله ونظامیان سفاک جهنمی -ای-اس-ای- متحدأ ودر مجموع علیه امریکا گردیدند که اساس وتهداب این همه حساسیتها وواکنشها وبروز بی اعتمادیها وخصومتهای آشکارا گردیده و از همینجا ریشه میگیرد وآب میخورد که بین همه جوانب بشدت دامن زده شد.  ج : _  و قراریک گذارش دیگر  قبل از کشته شدن حکیم ا لله محسود نیز حدود (25 گروه) از طالبان برای شرکت در مذاکرات صلح با دولت پاکستانرا این منبع نشر نموده بود ؛وهنوز که چند هفته نگذشته بوده در حملات هوائی در منطقۀ قبایلی وزیرستان با کشته شدن “ولی الرحمن” معاون حکیم ا لله محسود توسط طیارات بی پیلوط امریکائی مشکلات وبی اعتمادیرا ؛ هم در بین طالبان -تیروریستان وهم بین طالبان ومقامات نظامی پاکستان عمیق تر ساخت وبه مشکلات بیشتری مواجه نمود ه بود که در این اثنا نیز طالبان دولت پاکستان  را بشدت انتقاد نموده  و متهم نمود که با امریکائیها دست دارد وطالبان را به انها میفرورشد. واین عمل مقامات پاکستانی و-ای-اس-ای- را نیز بشدت محکوم نمودند.ا

پاکستان اخرین پلهای دوستی کاذبانۀ خود!؟ با امریکا را انفجار داد:-  پاکستان که با بازی چندگانۀ خود نمیتواند از کنار تیروریستان نیز خود را جدا بسازد ویا در صف مبارزۀ ضد تیروریستی قاطعانه قرار بگیرد؛ بستگی به چند دلیل زیردارد ؛ الف : _  دوستی کاذبانه ومغرصانۀ خود را پاکستان ازنقش حملات هدفمند هوائی طیارات بی سر نشین در مراکز تیروریستی ؛ علیه امریکائیها که باعث کشته شدن شماری از رهبران طالبان وتیروریستان گردید ابراز نموده ودستور داده بودند که حملات ضد تیروریستی توسط این طیارات هرچه عاجل توقف داده شود(!؟) واین در حالیست که این طیارات در این حملات خود مطابق به اهداف   وتارگیتهای تعین شده وظائیف خود را انجام داده وحتا رهبران طالبان را یکی پی دیگری به قتل رسانیده بوده اند. ب : _  اما مقامات پاکستانیها با این موضعگیری های ارتجاعی وبا پرروئی ودیده درائی خاص در جهت مبارزه بر ضد تیروریسم بین المللی وخواست مردم وتمام بشریت وبر ضد صلح وثبات وسعادت قرار گرفته  وبطور محیلانه واغواگرانه با ارائۀ راپور ها ومعلوماتهای غلط ونادرست جهتگیری ومخاصمت خودرا با امریکائیها از شکل ظاهری ان به حقیقت مبدل نمودند  که باعث تشدید بیشتربی اعتمادیها واختلافات بین طالبان ومقامات پاکستانی ومقامات امریکائی نیز واقع شد. پ : _   وجان مطلب دیگری نیز در اینجا نهفته استکه خون تیروریستها در پاکستان بیشتر از افغانستان ارزش فوغ العاده دارد- که با کشته شدن یک یا چند تیروریست وانهم در سطح رهبری انها که در محور اساسی مبارزه با تیروریسم قرار دارد که باید هم سر کوب میگردیدند؛ سروصدا ها وویلا های پاکستانیها  با وجود انکه خود انها ونظامیان انها  در همه قضایا دست دارند گوش فلک را کر نموده وحتا مناسبات دوستی خود را با امریکائیها نیز برهم میزند!؟ واما در افغانستان که روزانه جان دهها وحتا صد ها انسان بیگناه مسلمان اعم از اطفال وزنان وپیرمردان وجوانان به حملات زبونانۀ انتحاری و انفجارات کور گرفته میشود وجویهای خون هر طرف روان است ؛ نه عید را میشناسند ونه برات را  و نه مسلمان میشناسند ونه مسجد  ان را ونه به مردم ومقدسات ان احترام دارند ونه به دین وقران ان!؟ نزد مقامات پاکستانی وحامیان عربی سعودی ان ؛این خونهای که در افغانستان میریزند به اندازۀ قطره آبی هم ارزش واهمیت ندارند(!!!)- وهیچ سروصدائی هم از هیچ مرجعی بالا نمیشود !!- بگونۀ مثال همین لحظه که صاحب این قلم مصروف نگارش همین سطور بودم   لحظۀ بعداز طریق (فیص بوک) خبر شدم که  در  ( 17/ مارچ/ 14م) حوالی (8:30 صبح) در یک حملۀ انتحاری جان شیرین حدود(30تن مسلمانان) کسبه کاران ونان فروشان وحدود(60تن) زخمی که  هرچند این ارقامها نیز بعدآ تغییرخورده اعلام گردید که   در میمنه مرکز باستانی ولایت فاریاب که آرامترین وصلح دوست ترین منطقه است شهید وبه خاک خون کشیده شد ورز نوروز وروز خوشی انها را به ماتم ومصیبت وبه روز سیاه  مبدل ساخت وافزون بران تعداد زیادی از خانواده هارا به تأریخهای مختلف با همچوحملات خونین خود در قندهار؛ جلا آباد وکنر وبرخی مناطق کشور مانند همیشه در خون وماتم نشانده بود وهنوز که این خونهای ریخته شدۀ لاله گون خشک نشده بود که هفتۀ بعد ان درهوتل (سرینا) درمرکز کابل جان (9تن) دیگررا گرفت  و شهید ساخت وبه خاک وخون کشید که درمیان ان فامیل بیگناه  و شهید اعلای شاد روان(  سردار احمد ژورنالیست  افغان با خانم و دوطفل معصوم  بیگناه خود) همه یکجا جام شهادت نوشیدند وصرف یک طفلک کوچک او(ابوزر) از این حادثۀ دلخراش جان به سلامت برده  وحتا گفته میشود که پنج مرمی به جان شیرین  این طفلک بیگناه اصابت نموده وتحت مراقبت جدی داکتران قرار داده شده است (!!!) که اه وضجه وفریاد همه شهروندان وجهانیان گوش فلک را کر نمود اما برای تیروریستان  قصی القلب جهادی وحامیان خون آشام وسفاک  داخلی  وخارجی ان هیچ گونه ارزشی هم نداشت و ندارد!؟–  ت : _ دوستی شیطانی ومغرضانۀ پاکستان را بویژه با امریکائیها در عمل بر اساس گذارش این  خبر از ایرنا: منتشرۀ (4/نومبر/13م) میبینیم که چنین امده است:  ” .. . “پرویز ختک”  این  مقام ار شد  دولت ایالتی (خیبر پشتون خواه) نمایندۀ حزب تحریک انصاف در یک نشست علنی گفته بوده است که : نماینده گان احزاب ائتلافی وجناح مخالف با رأی اکثریت ؛ قاطعانه ؛ اقدام طرح مسدود کردن تردد کامیونها وخود رو های تدارکاتی نیرو های نا تو وامریکا ( مستقر در افغانستان)  که از مسیر زمینهای این ایالت عبور مینمایند ؛ تصویب نموده اند…واز شهر” مانسهره” در شمالغرب پاکستان تأید نموده بود که : تردد خودرو های ناتو در ایالت خیبر پشتون خواه تا توقف کامل حملات موشکی هوا پیما های بیدون سر نشین امریکا در مناطق قبایلی پاکستان ممنوع میشود …”  ث : _  این منبع تأکید میورزد که : قتل حکیم الله محسود رهبر طالبان پاکستان توسط طیارات بی سر نشین امریکائی  غیر قانونی است وتو طئه علیه پاکستان است…”(!؟) – در اینجا به روشنی دیده میشود که برای حمایت از تیروریسم چگونه بطور علنی  با (امریکا وناتو وافغانستان) در عمل پاکستان وبویژه نظامیان ان متحدأ با نهاد های افراطی مذهبی وتیروریستی ان یکجا ؛ خصومت ودشمنی میورزد که ؛ پای منافع واخاذی وباجگیری پاکستان از نیرو های خارجی در میان است !؟ ودر راستای دفاع مستقیم  از تیروریستها ودر مواضع  انها قرار میگیرد- واما در اینجا بوضاحت میبینیم که جائیکه منافع مادی پاکستان مضمر باشد به این شکل طالبان را  نیز به فروش میرساند!؟–  طالبان که در عمق سیاست پیچیده وچند بعدی نظامیان سفاک و خون آشام ومقامات پاکستانی به تدریج پی برده اند  حالا هیچ گونه اعتمادی بالای دستگاه های منافق وشیطانی دولتی انندارند  وپیوسته میگویند که حکومت نواز شریف ؛ از یک سو لاف از صلح ومذاکره میزند واز جانب دیگر رهبران طالبان صلح خواه را که به نفع پاکستان عمل نمیکنند  تحت نام (صلح ومذاکره!؟) به امریکائیها وبه غرب میفروشد وبا دادن راپور های بودوباش طالبان که علاقمند صلح هستند  انها را بنام طالبان ضد صلح معرفی و تحت حملات هوائی قرار میدهد وبه قتل میرساند واما ظاهرأ چنان وانمود میکند که طرفدار با طالبان است و اما مخالفت ان با غرب وحامیان ان نیز مبهم وشیطانی میباشد!؟ 

برتواضع های دشمن ایمن مباش ” بیدل”

که خم خم رفتن صیاد زبهر قتل مرغان است

 ابوالمعانی بیدل”و “

 ج : _  افزون به همه؛ حادثۀ جنجال بر انگیز که همه از ان واقف هستند ؛ پاکستان از ان  علیه امریکائیها به اصطلاح” چپن عثمان !؟ ”  تیار نموده بود که حتا به سطح جهانی سر وصدای کر کنندۀ خود را نیز بالا نموده بود؛  در (26/نومبر/11م.) بود که به دنبال حملات بالگرد های هوائی امریکا ونا تو در منطقۀ قبیلۀ مهمند در شمال غرب این کشور مسیر تردد خودرو های ناتورا در پاکستان مسدود وپایگاه هوائی (شمس) در ایالت بلوچستان در جنوب غربی این کشور از وجود نیرو های امریکائی بخاطر باجگیری وکاربردی چون الۀ فشاری بالای امریکا ؛  تخلیه  نموده  بودند و در این جریان حدود (24) نیروی پاکستانی کشته شدند ودر پی ان تقریبأ هشت ماه راه تردد خود رو های ناتو مسدود گردید که سر انجام با عذر خواهی های رسمی “هیلاری کلنتون وزیر خارجۀ وقت ایالات متحده از دولت پاکستان در این زمینه به پایان رسیده بود !؟ که نمایانگر انست که پاکستان  با این موضع گیریهای آشکارا ی شیطانی خود یگانه مانع مبارزه علیه تیروریسم وحامی ان بویژه طی دوازده سال اخیربوده است.!؟ وبا این واقعیت انکار ناپذیر؛ آیا دست خونین این نظامیان کشته شدۀ خود که صرف پاکستان تیروریست به انها اشک میریزد  در همه حوادث دلخراش وقتل وکشتار ها دخیل نیست که جان شیرین هزاران هزار وحتا میتوان نظر به سوابق جنایات ایشان  به گونه  های مختلف بویژه در افغانستات؛ جان ملیونها انسان بیگناه را گرفته اند؛که با این موضعگیریها چه تفاوتی با طالبان وسائیر تیروریستان دارند؟؟؟- تفاوت تنها دراین است که 🙁 اینها نظامیان یونی فرم دار وطالبان وسائیر تیروریستان وشبه نظامیان بی یونیفرم هستد!؟)پس وقتا که جان وخون ملیونها انسان بیگناه  در افغانستان نزد مقامات ونظامیان پاکستان بی ارزش بوده واهمیت نداشته باشد؛ در انصورت چند نظامی ویا شبه نظامی تیروریست  در پاکستان هم نزد مردم افغانستان بی ارزش وبی اهمیت است وباید باشد ؛ واگر این نظامیان بیگناه بودند پس مردم افغانستان که نظامی هم نیستند ونه سلاح برضد تو بر داشته اند نیز بی گناه تر از نظامیان تو هستند!!-  انچه را که به خود نمیپسندی به دیگران نیز باید نپسندی- نخست سوزن را بجان خود بخلان اگر درد احساس میکنی وبشر هستی بعدأ خنجر دو دمۀ دراز را بر قلب دیگران فروببر!؟- انچه را که به خود روادار نیستی به دیگران نیز نداشته باشی – وتواگر پائنتراز دیگران هم نباشی واما هر گز بالاتر از هیچ کس هم نیستی!؟  چ : _ به مثال دیگری نگاه میکنیم که به اساس همین منبع چنین امده است: ” ( عمران خان) نمایندۀ مردم پاکستان  ونمایندۀ حزب تحریک انصاف در نشست علنی قرار بود به فردای همین روز قطعنامۀ را علیه حملات هواپیما های بدون پیلوت امریکائیها به مجلس ملی ارائه نماید تا نمایندگان انرا به اتفاق آرا به تصویب برسانند وجالب اینست که نواز شریف صدر اعظم نیز به عجله در انجا خود را میرساند وشرکت میکند تااین تصویب سریعتر صورت کیرد وضدیت  خود با امریکارا از طریق مجلس مشروعیت داده واز نام پارالمان ومردم ابراز نماید وبدوش انان حواله کند  !؟  ح : _   و همچنان – به گذارش دیگری از (8-صبح :از قول وحید مژده سخنگوی طالبان میشنویم که چنین اظهارداشت: “.. ملا فضل الله یک هفته بعد از کشته شدن حکیم الله محسود که از منطقۀ درۀ سوات پاکستان میباشد؛ از چهره های سر شناس تند رو طالبان بوده و… خواهان تطبیق شریعت اسلامی هست وملا عمر رهبر طالبان افغانستان نیز با او نظرات نزدیک وهمسو دارد.. ومیگوید که ملا عمر در تعین رهبر جدید طالبان  نقش اصلی واساسی نیز دارد وهم طالبان هردو طرف مرز از هم جدا نیستند -یعنی به سخن دیگر ملا عمر طالبان هردو طرف مرز را رهبری مینماید… ” -؛ که این هژمونیستی در رهبری بین طالبان افغانستان وپاکستان نیز بروز اختلافات وتضاد ها وبی اعتمادیها وتحریک غرور ملی طالبان پاکستانی علیه طالبان تحت رهبری ملا عمر  در صفوف طالبان وتیروریستان گردیده است- خ : _ وهمچنان در (2001م) زمانیکه نیروهای بین امللی به رهبری امریکا به منظور سر نگون نمودن حکومت طالبان وارد افغانستان شدند؛ ملا فضل الله از جمله فرماندهان ارشد گروه طالبان بود که برای مبارزه علیه نیروهای بین المللی وارد افغانستان شد  واو درراه برگشت به پاکستان بازداشت گردید وبعدأ به ضمانت آزاد شد. زمانیکه او رهبری تحریک”نفاذ شریعت” را در درۀ سوات بر عهده داشت ؛ شعار ها وبیانیه های آتشین علیه نیروهای بین امللی در افغانستان از طریق رادیو “اف-ام” صادر میکرد . او در 2006م. پس از بیانیه های خود به “ملا اف-ام” وملا”رادیو” مشهورشد از انرو پاکستانیها ملا فض الله را به عنوان یک فرمانده ظالم میشناسند – زیرا؛ یک: _   او در طول حاکمیت خود در درۀ سوات انسانهای زیادی را به  قتل رسانیده  و مکاتب را مسدود  کرده بود –  دو: _   او همچنان در 2001م.  مسئول  سر بریدن  (17سرباز) پاکستانی  نیز شناخته شده است– سه : _  – او پیش از انتخاب شدنش به حیث رهبر جدید ؛ مذاکره با دولت ان کشور را رد کرده وهشدار داده بود که انتقام قتل رهبر پیشین طالبان پاکستانی را میگیرد. چهار :_  او رادیکال ترین وبیرحم ترین فرمانده طالبان شناخته شده بود وبا قیافۀ وحشی وخشن ؛ لحن تند وافراطی ودشمنی با زندگی مدنی از شاخصه های فردی او بود – اورا سمبول واقعی برای شناخت طالبان قلمداد میکرده اند – پنج : _   همچنان بر اساس همین منبع حکم تیر باران ” ملاله یوسف زی ” را نیز او صادر نموده بوده است –  واما  با وجود این همه جنایات وفجایع او مورد حمایت مقامات پاکستانی ونظامیان تیروریست او نیز قرار گرفته ودامنۀ تیروریسم را گسترده نموده ؛ ودر اینجا نیز خصومتهای خود را با امریکائیها آشکارا در عمل ثابت نمودند ومینمایند!؟ 

مشی شیطانی پاکستان وتجارت ان بالای طالبان:  وحال در ان هیچ جای شک وتردیدی باقی نمانده است که ؛ تضعیف طالبان وتیروریستان (مذهبی وجهادی!؟) در محور اهداف اصلی  ونهائی پاکستان قرار دارد – زیرا که از یکسو پاکستان نیزنمیخواهد  تیروریسم در داخل پاکستان نیرومند گردیده ودر کنار این دولت یک دولت دیگر ونظام تیروریستی دیگری قد علم نماید- از انرو پاکستان ونظامیان ان میخواهند یک تیروریسم نسبتأ ضعیف وکنترول شده وتحت” فرمان” و” ومزدور” را در پاکستان داشته باشند ؛ به چند دلیل زیر–  الف : _   پاکستان تضعیف طالبان را منحیث هدف استراتیژیک  ودر محور اصلی ان قرار داده است- وهر گز نمیخواهد طالبان وتیروریستان را به چنان تیروریستهای سرکش ونیرومندی تبدیل نماید که از کنترول پاکستان خارج گردد . واز انرو نمیخواهد اخرین ضربات خود را نیز بالای انها وارد نماید . تا در گفتگو ها ومذا کرات برای امتیاز گیریها دلایل لازم سیاسی-نظامی -تیروریستی موجود در کشور خود را با مخاطب خود بر سر میز مذاکرات داشته باشد. وحرفهای خود را بالای انها بتواند تحمیل نماید– ب : _ از جانب دیگر با تضعیف روابط ومناسبات طالبان از لحاظ  نظامی-سیاسی-تیروریستی ؛ پاکستان میخواهد انها ظاهرأ به صلح وادار ساخته شوند -به سخن دیگر هر گاه انها تضعیفشوند انها ناگزیر به صلح روی می آورند ؛ ویا هر گاه به جنگ هم ادامه بدهند ؛ باز هم در هردو صورت (صلح ویا جنگ) پاکستان برنده خواهد بود ودر هردو صورت ؛ طالبان توسط نظامیان ومقامات پاکستانی طوریکه اشاره شد مورد تجارت وکاربرد اهدافی قرار میگیرند–  ت : _  با تضعیف طالبان وتیروریستان پاکستان میتواند انهارا خوبتر شکار نموده به فروش رساند وبالای انها تجارت نماید.وانهائیکه ضد صلح باشند به این بهانه نیز توسط-ای-اس-ای- ونظامیان تیروریست نابود ساخته میشوند ویا به اثر جاسوسی وهمکاری به نیرو های بین المللی  ضد تیروریستی وامریکابرعکس  به انها بنام طالبان ضد صلح معرفی نموده و برای اینکه چراغ سبز همسوئی  کاذبانه نیز به امریکائیها نشان داده باشند درزیر حملات طیارات بی سرنشین قرار داده به هر ذریعۀ ممکن باید طالبان صلح طلب را مانند( ولی الله محسود-بیت الله محسود وحکیم الله محسود وغیره..) از بین ببرند ونابود سازند. ؟ا- ث : _  واما در  ظاهر امر نیز علیه امریکائیها  بشدت واکنش نشانداده واین عمل ضد تیروریسم امریکا وناتورا  در داخل پاکستان ؛ مداخله در امور پاکستان!؟ میخواند  تا طالبان نیز ضد دولت پاکستان تحریک وبالای دولت بی اعتماد گردیده دست به حمله ومقاومت نیازند واز سوی دیگر بازیهای پیچیدۀ چند جانبۀ پاکستان نیز به درستی به منصۀ اجرا قرار گیرد.ا-؛ پ: _ اما یک دوستی کاذبانه وظاهری با امریکا ونیرو های ضد تیروریسم جهانی نیز دارد  تا انها نیز بالای پاکستان بی اعتماد نگردند؛ ولو که این عمل شیطانی پاکستان در تبانی با امریکا وغرب سازماندهی هم گردد  پاکستان از منافقتهای درونی فتنه گرانه ومحیلانۀ خود دست بردارنیست  وصادق نمی با شد ومنافع خود را در همه عرصه ها  وحوادث وقضایا  بالاتر ترجیح میدهد از انرو به بازیهای چند بعدی دست یازیده وهر گز به قول وتعهدات خود وفائی نداشته است..!؟  –  چ : _  ویا به گونۀ مثال به یک  گذارشی رسمی از اسلام آباد در (19/جنوری/13م. )  که امریکا رسمأ از پاکستان خواسته بود که” قاری سیف الله” عضو ارشد “شورای کویته” طالبان را در پشاور پشتونستان در حملات بر علیه خارجیها دست داشت  به واشنگتن تحویل دهد که در لیست سیاه تیروریستهای خطر ناک از سوی امریکا نیز ثبت گردیده ودارائیهای اورا نیز مسدود کرده بوده در ولایت زابل افغاانستان خود را والی طالبانخوانده  علیه نیروهای بین المللی تحت قوماندۀ امریکارا؛  به عهده داشت وبا گروه تیروریستی القاعده وبویژه با شخص اسامه بن لادن نیز ارتباط تنگاتنگ داشته وروابط خوبی” با ملا عمر”  نیز داشته و به اساس همین منبع به ارتباط قتل بی نظیر بوتو  نیز تحت پیگرد بوده است .  پ : _اما پاکستان چرا از گرفتاری وتسلیم دادن او به نیروهای امریکائی ابا ورزید!؟ بخاطر انکه ؛ قاری سیف الله در داخل افغانستان طبق منافع پاکستان که نا ارام سازی ودهشت افکنی ودر کشتار نیرو های امریکائی ید طولائی داشت وموئفقانه عمل مینوده است از انرو به او اشد ضرورت داشت ؛  زیرا که ؛ هر طالب  نمیتوانست چنان یک وظیۀ سنگین وهدفمند را در داخل افغانستان مثل قاری سیف ا لله موئفقانه پیش ببرد- در اینجا چیزی که در نزدپاکستان مهم است  انست که  منافع پاکستان  در ان مضمراست که از گرفتاری وتسلیم او شانه خالی میکند ؛ وبا این دشمنی آشکارا با امریکائیها ؛ یعنی روی دیگر سکۀ سیاسی را بر ضد امریکا ئیها بازی میکند!؟

 برخی دشواریها وتشدید بحران در پاکستان:   به گذارش خبر رسانی “آوا” (3/دسمبر/13م.) در زمینۀ مناسبات مغرضانه وسود جویانۀ پاکستان چنین امده است : ”   …  الف  پا کستان طی دوازده سال از یکسو خودرا متحد امریکا در جنگ با تیروریسم میخواند وسالانه از این رهگذر  ملیونها دالر را از امریکا بدست می اورد …!؟  واز سوی دیگر حکومت مسلط بر اسلام آباد بویژه سازمان استخباراتی  -ای-اس-ای- وارتش ان کشور از حمایتهای آشکار وپنهان خود از طالبان وتیروریسم بر نداشته ودر نتیجه طالبان را نیز به مثابۀ یک کارت ارزشمند وپرقدرت در بازی با امنیت وسیاست افغانستان برای خود محفوظ نگهداشته است. ..   “-  واین منبع تأکید میکند و امریکا را زیر سوال میبرد :  ب : _” آیا ممکن است که پاکستان باز هم همچنان طالبان وتیروریستان القاعده  و.. را در دامن خود پرورش داده وانها را در فصول مشخص به سمت افغانستان مانند همیشه گسیل بدارد ؛ واما همۀ انها از دید رس امریکا بدور باشند..؟ … ت : – ومیپرسد که امریکا مدعی ابر قدرت جهان است چگونه میتواند از عهدۀ نظارت وکنترول چند تیروریست اما تور در مناطق سرحدی افغانستان وپاکستان بر نیاید؟!”-  …  واما در اینجا یک مطلب دیگری نیز مضمر است که امریکا به تمام سیاستهای شیاد وشیطانی  پاکستانیها پی میبرد وواقف است واینکه پاکستان برای از بین بردن تیروریستان خود در مبارزه به داخل پاکستان به امریکا و ناتوهمکاری نمیکند وابا میورزد وانرا مداخله در امور داخلی پاکستان میداند روشن است که امریکا کاری را در این مورد پیش برده نمیتواند جز اینکه حملات طیارات بی سرنشین را بالای مراکز تیروریستی در داخل پاکستان  تشدید بخشد …!- و همچنان این منبع می افزاید؛   ث : _   “.. تبانی پنهانی امریکا وپاکستان سکوت ویا خموشی ناتو وامریکا  در بارۀ حملات راکتی توپ خانۀ پاکستان بر افغانستان که راحت وارامی واسائیش مردم را سلب کرده است ؛ تعهدات کمکها به افغانستان را زیر سوال میبرد… وعواملی اند که باور های مردم را  نسبت به خارجیها کم  وبی اعتماد میسازد که همچو قضایاطی  دوازده سال چنین در جریان بوده است …  ” – و همچنان در این گذارش امده است  ؛  پ : _   ”  … در قبال سفر نواز شریف  در کابل با رد در خواست حامد کرزی برای ایجاد یک دفتر سیاسی در پاکستان ؛ از کرزی خواست تا به طالبان اجازه دهد  دفتر خود را در تورکیه ویا در قطر باز کشائی کنند ؛ نواز شریف گفت ؛ پاکستان به عنوان یک تسهیل کننده ونه یک رهبر به نقش خود در روند صلح ادامه خواهد داد وافتتاح دفتر کابل در پاکستان  مغائیر با مواضع اصول این کشور است…” -(!؟) – اینجا سوالاتی بمیان می اید که : یک : –  پاکستان ایجاد دفتر رسمی طالبان را تحت عنوان صلح ومذاکره در قطر ویا تورکیه دستور میدهد وبه روند صلح مفید میداند وبه این باور است که دران ممالک با هیچ نوع قانون واصول ان کشورها مغایرت ندارد وطبعیست که برای صلح وثبات باشد باید هم مغایرت نداشت باشد واما این حرکت که صلح آمیز است در پاکستان مغایر هر گونه اصول پاکستان  پنداشته میشود.(!؟) که اینجا ست که  سیاست ضد صلح – مضحکه وشیطانی دیده درایانۀ پاکستان را به خوبی به نمائیش میگذارد (!؟) – دو : _  وواضح میگوید که پاکستان تسهیل کننده است نه رهبری دهندۀ..(!؟) – اما اینکه در همه موارد به نمایند گی از طالبان تشبث نموده وموضعگیریهای اشکار داشته وبا دادن پناه گاه به طالبان والقاعده وتیروریستان عملأ نقش” تسهیل کننده و  رهبری کننده وپناه دهنده !؟) مانند بن لادن رهبردرجه یک تیروریستهای القاعده درجهان وغیره که شرح ان کتابها نگاشته شده و غیره چه مفهومی را افاده میکند که پاکستان ایا  از همه چیز بی خبر است وهیچ نوع رول ونقشی رهبری در این عرصه ها نداشته است واز همه چیز منکر است  و ایا در جهان کسی پیدا خواهد شد که به این نوع دروغ شاخدار نوازشریف باور کند!؟؟؟؟؟؟؟–  سه : _  از انرو باید هم بگوید که هر نوع اقدامات صلح امیز مغایر اصول پاکستان میباشد – واسانترین پاسخ هم منکر شدن از همه گناهان است!؟ – ایا مضحک تر از ان ودیده درائی طفلانه وشیطان صفتانه از این بیشتر هم وجود دراد که : به بن لادن والقاعده وبه طلبان به  مراکز تیروریستی وتربیتی انها دفاتر زیبا ومجلل در داخل پاکستان  باز میکند وهمه خدمات  وفعالیتها و”سهولتها !؟” را برای ایشان نیز مهیا مینماید وامنیت انهارا نیز تأمین میکند ” مغایر اصول” پاکستان نیست و اما ایجاد یک دفتر برای مذاکرات صلح ویا همچو تلاشها در روند صلح را ” مغایراصول!؟” پاکستان میخواند!؟؟؟؟؟؟؟؟؟- یک دلیل عمدۀ  ان  هم انست که زمامداران افغان را کودن -بی سیاست- ساده- سست وناتوان وبیسواد وحلقه بگوش ضد ملی وضد دموکراتیک یافته است(!؟) که از پاسخهای دندان شکن دادن عاجز هستند!؟ –   چهار:_ واین حقیقت بارها ثابت شده است که در همه اوضاع واحوال وهر حرکتی که به ابتکار خود پاکستانیها باشد وبه نفع انها باشد  نه به نفع صلح وثبات وارامی در افغنستان  در ان صورت مانند اخوندهای ایرانی به هر گونه سیاست واقدامات هژ مونیستی دست میازند. وانچه که حتا به نفع صلح وثبات هم باشد واما به نفع ان نباشد ؛ با هزاران سنگ اندازیها وبهانه گیریها انرا سبوتاژ وتخریب مینمایند !؟– پنج : _ از انجائیکه نقش نظامیان وارتش پاکستان درهمه موارد وتصمیم گیریها کاملأ عمده وحتا تعین کننده است وبمثابۀ نظامی در درون نظام”کاپیتالاسیون”عمل  میکند ودر مقابل هر نوع سرکشیها ؛ بر خورد های ان نظامی بوده وسیاست نظامیگری را دنبال مینماید وحتا هر نوع تحولات ودگر گونیها را بشمول راه اندازی کودتا های که در ان ید طولائی وتجارب کافی هم دارد براه می اندازد؛که ارتباط تنگاتنگ انها را با نهادهای افراطی مذهبی وتیروریستان به نمائیش میگزارد نه با مردم پاکستان .ا–  شش :_  بهترین نمونۀ استفادۀ ابزاری ازطالبان وتیروریسم تحت عنوان” جهاد اسلامی!؟” را بر اساس گذارشاتیکه آ ژانس خبر رسانی”رویترز” در همین تازگها در (28/مارچ/14م.)  افشا نمود حقانیت این موضوع رابه روشنی به اثبات میرساند  ؛ از ان جائیکه  گروه های(طالبان-شبکۀ حقانی وگروه حکمتیار) یگانه گروه های تیروریستی وفاداربه مقا مات دولتی پاکستان وبویژه تحت فرمان -ای-اس-ای میباشند  مستقیمأ به انها دستور داده شده تا به جنگهای زرگری خود موئقتأ  توقف داده وبا دولت پاکستان “اتش بس!؟” امضا نمایند واین اقدام بطور “محرمانه!؟” نیز صورت گرفته است  وانها را متحد نموده برای اخلال امنیت وجلوگیری از انتخابات که تحولات اخیررا در افغانستان با این فشارها میخواهد به نفع خود تغیر دهد بسیج واعزام نموده است  که گمان نمیرود  که ممبعد ارادۀ مردم افغانستانرا پاکستان دیگر سلب نماید  پاکستان به ذهن مردم افغانستان بشدت منفور گردیده است !!- از اینکه پاکستان یک حکومت طرفداربرای خود  در افغانستان میخواهد دست به این مداخلات و اخلال گریهای تازه یازیده است !؟–  هفت : –   اماتغییرا تیکه در مهره های کلیدی رهبری کنندۀ ارتش  پا کستان دراوا خر(2013م.) رخ داده بود بدون شک و تردید پاکستان را به دشواریهای تازه مواجه نموده است  .  به یک گذارش دیگر از اسلام ااباد در(3/دسمبر/13م) جنرال حیل شریف به عنوان پانزد همین فرمانده ارتش پاکستان سکان یکی از قدرتمند ترین نهاد ها ی تصمیم ساز در این کشور را به عهده گرفت .. وارتش پاکستان که مهمترین مرجع قدرت تصمیم گیری وتصمیم ساز در سیاست داخلی وخارجی این کشور است ؛  از انرو کار واجراات وهدایات ارتش را نیز به همان تناسب دشوار میسازد وهمچنان هرگونه تحولات وتغییرات در کشور را اسیب پذیر میسازد. هر چند به باور برخی سیاست مداران ؛ جنرال اشفاق پرویز کیانی فرمانده سابق ارتش پاکستان را شخص خاموش وکم حرف دانسته وبه سختی میتوانسته است که دشواریها وپیچیده گیهای سیاستها پی ببرد وشم کافی سیاسی نداشته است ؛ واما برخی ها به این باور اند که او ادامه دهندۀ  سیاست جنرال مشرف  مخلوع ومحکوم به جنایتکار بوده است . به اساس همین منبع جنرال حیل شریف ؛ فرمانده جدید به مشکلات زیرین همواره نیز مواجه بوده وخواهد بود– الف : _  “.. نواز شریف که نظر به سوابق خراب خود نزد ارتش  شخص مطلوب نبوده ودر کذشته  توسط فرمانده ارتش  از قدرت بر کنار وتبعید گردید هرگز برایش فراموش شدنی نیست ؛ از انرو رابطۀ اورگانیک وتنگاتنگ چندانی با ارتش ندارد واگر هم هست همه ظاهری میباشند که باعث پیچیده گیهای زیادی نهفته وآشکارا را بین نوازشریف وارتش بوجود اورده است. که برقراری روابط خوب با دولت وبویژه با نوازشریف یکی از دشواریهای مهمی است که جنرال حیل شریف فرمانده برحال پاکستان را به ان مواجه میسازد.  ب : _  سیاستهای شریف برای سیاستهای خارجی ونظر وی در بارۀ نحوۀ برقراری امنیت تقریبأ در تضاد با ارتش است,؛ زیرا شریف انعطاف زیادی دربرابر کشور های خارجی بویژه با عربستان وبا امریکا دارد وبه” کم قانع “میشود واما سیاست معامله گریهای ارتش با این کشور های مختلف طوری است که “انعطاف کمتری” را دارند وبه گفتۀ همین منبع اصلأ به کم قانع نمیشوند … ت : _  نواز شریف خواهان مذاکره باطالبان است ودر این زمینه نیز از خود انعطاف نشان میدهد واین در حالیست که ارتش برای گفتگو ومذاکرات با طالبان شرائیط خاص خودرا درنظر گرفته ودر صورت پذیرفته نشدن این شرائیط سرکوب خونین طالبان را ترجیح میدهد. ث : _  به جنرال حیل نیز تشخیص دوست ودشمن در شرائیط نظامی-سیاسی نهایت مشکل بوده  از اگاهیهای کافی وتجارب غنی بر خوردار نبوده و بویژه در جنگهای داخلی برایش دشوار است. معهذا او برای جنگ با شبه نظامیان که در بلوچستان -کراچی -مناطق قبایلی وسوات مستقر هستند با مشکلات زیادی مواجه هست. ..  پ : _  دیوان عالی پاکستان که از توانا ئیهای زیاد قانونی بر خور دار است و همچنان رسانه های پاکستان  که در گذشته در خدمت ارتش وبه نفع او تبلیغ مینمودند    اما در عمل بر ضد ارتش مبدل گردیده اند  که باعث کاهش نفوذ ارتش بین مردم وپارالمان  نیز شده وارتش نظربه سوابق نظامیگری- فساد-واستبدادی وتجاوز وزورگوئیهای خود بویژه با مردم باعث نفرت وانزجار بیشتر مردم گردیده ودارد در حالت تجرید قرار گیرد !؟–  ج : _  مخالفتهای آشکارای پاکستان از نفوذ هند در افغانستان وهمچنان تهدیدهای هند علیه پاکستان  از مهمترین چالشهای است که فرمانده ارتش پاکستان ونظامیان انرا به ان مواجه ساخته است . وبویژه روابط پیچیده ی پاکستان با امریکا وافغانستان از جمله عده ترین مشکلات پیچیده ودشواریهای ملموس جنرال حیل شریف وارتش را درمجموع به ان روبرو میسازد.  ح : _  هرچند گسترش تیروریسم  به اهداف استراتیژیک پاکستان قرار دارد ؛ اما از این واقعیت انکار ناپذیر نیز نباید چشم پوشید که ؛ تیروریسم دست پروردۀ پاکستان و-ای-اس-ای- در واقع امروز به یگانه مشکل وبحران ساز ومزمن پاکستان نیز مبدل گردیده است. که از همه نخست ارتش ونظامیان پاکستان را هدف قرار داده ودچار بن بست ومخمسه نموده است . در گذشته زمامداران نظامی پاکستان مانند جنرال مشرف وغیره از موجودیت تیروریسم در پاکستان با دیده درائی تام در برابر جهانیان انکار مینمودند ؛ تا اینکه با کشته شدن اوسامه بن لادن رهبر القاعده این یگانه شبکۀ خطرناک مافیائی تیروریستی جهانی در ابیت اباد  در قلب وآغوش -ای-اس-ای- پاکستان به قتل رسید و تشت رسوائی مقامات پاکستانی از بام سیاستهای دوپهلوئی انها برزمین خورد !؟–  خ : _   ویا در ان زمان آصف علی زرداری اصلأ بدون اشارۀ نظامیان به هیچ سوالی در مورد تیروریسم در پاکستان  پاسخی ارائه کرده نمیتوانست وتحت تهدید نظامیا نیز قرار داشت وپاسخ سوالات در این مورد را به ارتش ونظامیان -ای-اس-ای- راجع مینمود که ؛ اقتدار وامتیاز نظامیا نرا  بر مقامات ملکی به نمائیش میگذارد که یک دولت مقتدر ترنظامی را در کنار دولت فعلی پاکستان ایجاد نموده است!؟ وهمچنان به همین ارتباط ومنوال جنرال کیانی فرمانده اسبق نیز در مقابل همچو سوالات که ؛ چرا در پاکستانتیروریستها  -القاعده وطالبان  جای گرفته -پناه داده شده – وتربیت هم میشوند -وبه هزاران مکاتب ومدارس تیروریستی وتربیتگاه ها نیز وجود دارند – فعلیتهای تیروریستان نیز از طریق هیچ مرجع نظامی ممانعت نیز نمیشود بلکه تشویق نیز میگردند!؟ – وآزاد فعالیت مینمایند ؛  او بیچاره حرفی را هم به زبان نمی اورد ونمیتوانست در این زمینه ها حرف بزند و چون اجازه ندارد وطفره میرود  ویا بی شرمانه اشاره میکرد که تیروریسم در داخل افغانستان است !؟ واین درحالی بود  وهست که خود پاکستان قراریکه اشاره شد تیروریسم وتیروریستهارا به داخل افغانستان تجهیز وتسلیح نموده اعزام میداشت واعزام میدارد وبه رسانه ها بعدأ میگفتند ومیگویند که تیروریسم به داخل افغانستان است وقسمیکه تا به الحال همچنان ادامه داردو به همگان اظهر من الشمس است!!-   چ : _  وجالب بودن پاسخ جنرال کیانی در مقابل یک سوال در اینجاست که گفته بود: “.. تا زمانیکه رهبران مذهبی وسیاسی دراین زمینه به توافق نرسند  ارتش نمیتواند وارد عمل شود ..”(!؟)- نمودار انست که چگونه  نظامیان با رهبران مذهبی متفقأ وغیر مشروع وبرغم ارادۀ مردم پاکستان  در جهت حمایت وپشتیبانی از تیروریسم وبه اصطلاح” جهاد اسلامی!؟” قرار دارند!؟ -واز انرو مقامات رهبری ونظامیگران پاکستان نیز بنام های تیروریست  -سفاک- خون آشام-شیطان -قاتل مردم افغانستان-بلوچستان ومردم پاکستان ویگانه حامی تیروریسم در جهان مشهور ومنفور گردیده اند که هیچ تصمیم شان بدون مشورۀ بنیاد گرایان افراطی مذهبی وگروههای اسلامگرای تیروریستی صورت نمیپذیرد!؟ که با این حال با سکوت وخاموشی وبا بازیهای چند بعدی وزدو بندها و با تبانی در خفا ومحرمانه وبه حمایت یکدیگرداخلی وخارجی تیروریسم را نتنهادر پاکستان وافغانستان بلکه درسائیر نقاط جهان تحت نام” جهاد مقدس!؟” تحفۀ غربی وعربی وسعودی وسعت وگسترش داده امده اند!؟ –  د : _   ونواز شریف بمجرد روی کار امدن به نخست وزیری در برابر طالبان والقاعده وسائیر تیروریستان یکسره سکوت وخموشی نهفتۀ دیروزی را که دیگر کارائی نداشت ظاهر نموده ؛ از بالای سازشهای محرمانه سرپوش انرا  برداشت وموقف انعطاف را درپیش گرفت وظاهرأ مسئلۀ مصالحه را به پیش کشید ؛ واین در حالیست که ” عمران خان” رهبر حزب تحریک انصاف  کاملأ سر سختانه از مواضع طالبان وتیروریسم دفاع کرد واین تحریکات وما جرا جوئیها نیز باعث شد طیارات امریکائی وارد کارزار مبارزه با تیروریسم در داخل پاکستان بیشتر شوند .وکار بجائی کشید که  رهبران جدید پاکستان که خلاف انتظار همه کشور های جهان از این حکومت جدید بجای انکه در مبارزه با قوتهای ضد تیروریستی بین امللی یکجا شوند ؛ برعکس به بسیار محافظه کارانه وارتجاعی ؛ گاه با طالبان وتیروریستان در ظاهر کنار امده وگهی هم با ایشان به مصالحه پرداخته وحتا با عذر خواهیها وپذیرش پیشنهادات انها ورهائی زندانیان انها وتیروریستها در تبانی با کرزی وگروه تمامیت خواه حاکم فاسد-فاشیستی مزدورکابل همدست گردیده در تقویت تیروریسم کوشیدند !؟ که این روشهای شفاف وروشن ارتجاعی وسازش کارانه ی حمایوی از تیروریسم وبا تیروریسم ؛ واکنشهای شدید مردم-رهبران قبایلی وجهان را برعلیه انها به شدت بر انگیخت ؛ وبویژه ارتش پاکستان را با شدید ترین انتقادات خود زیر سوالات قرار دادند  که چرا مقامات نظامی دربرابر تیروریسم ونابودی انها در داخل پاکستان از خود قاطعیت نشان نمیدهند وبرعکس در گسترش ان در افغانستان-کشمیر وهندوستان وفرا مرزهای دیگرجهان مبادرت میورزند  واما انها بی شرمانه وبا نهایت مضحکانه  پاسخ میدهند که در داخل پاکستان تیروریستها وجود ندارند!؟؟؟؟؟؟؟  

ادامه دارد……….و- 

حسن پیمان

مارچ/30/14م.