ازدموکراسی قلابی تا بسیج نیروهای ملی!

 

دولت وساختارهای سیاسی کنونی درنتیجه دخالت مسلحانه خارجی شکل گرفت ومانند هردولت که بعد ازدخالت مسلحانه خارجی بوجود میآید منافع، امیال وتمایلات سیاسی دولت ویا دولتهای خارجی حامی دروجود چهره های وابسته بوضوح مطمح نظرقرارمیگیرد . ایالات متحده ومتحدین ناتوی آن بعد ازتهاجم گسترده نظامی با توجه به اهداف راهبردی وماهیت اشغالگرانه حضورسیاسی ونظامی درافغانستان هیچگاهی درپی ایجاد یکدولت که برپایه منافع ومصالح ملی کشوراستوارباشد نبوده وازهمان آوان پایگذاری دولت بعد ازنظام طالبانی درکنفرانس بن یک ترکیبی نا متجانس شیفته قدرت برمردم تحمیل شد وچهره های بنام تکنوکرات که با ایالات متحده وسیستم غربی همنوای داشت با تفاهم با محافل قرین با نهادهای جاسوسی این کشورها بمثابه بانیان وترویج کننده گان ارزشهای غربی به مقامهای کلیدی منصوب گردید که جزء ثروت اندوزی وغارت کمک های بین المللی به بد بختی های فراگیر، فقروتهی دستی لشکرمیلیونی وتن مجروح این وطن اعتنای نداشته وندارند.

افزون برین سیاست جابجای افراد مرتبط به حلقات پیمانکاروقراردادیهای خارجی که ببرکت سلطه نظامیان خارجی یک شبه به ثروتهای میلیونی باد آورده دست یافته واکثرأ درفقدان دانش سیاسی وتفکرملی قرارداشتند درپست های حساس دولتی ونهادهای نمایندگی بطورفزاینده درهجده سال حضورغرب گماشته شده اند که این روند بکارگیری مامورین دارای صلاحیت تصمیم گیریهای مهم بوضوح به ظهورالیگارشی وهسته مافیائی قدرت بزیان منافع ملی انجامیده است.

هکذا عناصرزورمند، وحلقات مافیائی وابسته به نهادهای استخباراتی خارجی درهجده سال گذشته تحت پوشش دموکراسی، روند متعارف ایجاد دولت مدرن وپروسه دولت وملت سازی را درمحورمنافع شخصی وگروهی به شدت سبوتاژنموده وتلاش نمودند تا ازایجاد دولت قانونمند ومسوول مبتنی به خواستهای همگانی جلوگیری نمایند               ولذا این امرموجب شده است تا قانون وعدالت درسطوح مختلف جای خود را به بیروکراسی لجام گسیخته،رشوه، سؤاستفاده های سیاسی، مالی واخلاقی داده وبه تضعیف دولت بیانجامد.

مصایب ناشی از فساد مالی، سیاسی واداری که ازبدوی پیدایش نظام ودولت دروجود افراد وحلقات معین مافیائی در                                           کشوررشد نمود،چنان ابعاد گسترده بخود گرفته است که دیگرماشین قدرت دولتی درخدمت عامه نه بلکه درعمل به اسباب حمایت اززوروثروت کانونهای قدرت نامشروع دروطن مبدل گردیده است. مردم افغانستان درطی هجده سال گذشته غنیمت گیری پستهای دولتی ومقام های کلیدی توسط کانونهای قدرتهای مافیائی وزورگورا به طرزبی رویه شاهد هستند که درقالب حکومت فامیلی یا نیپتوکراسی که ازویژه گیهای نظامهای توتالیتراست متبارزگردیده است لذا سلطه جابرانه قدرت مافیائی درتمامی بدنه های قدرت باعث آن شده است که تمرین دموکراسی یا گزینه انتخابات که ازآن بمثابه یکی ازعمده ترین دستآورهای دوران کنونی بعد ازرژیم استبدادی طالبان یاد میشود ، بمثابه ابزارخدعه، اغوا وتطمیع توده ها درخدمت محافل ثروتمند وعنصرزورقرارگرفته وامید یک دولت یا رهبری منتخب درکشوربه یأس وبی باوری عمومی مبدل گردد، چنانچه هیچ دولتی تا کنون درافغانستان محصول یک انتخابات مشروع که در آن ازکاربرد ابزارهای نا مشروع سخن درمیان نباشد، بیرون داده نشده است که انتخابات(۲۰۱۴) وانتخابات آمیخته با تقلبات گسترده پارلمانی آخیرمثال بارزی درزمینه پنداشته میشود.

افزون برین طوریکه تذکاریافت، تدوام وگسترش مداخلات خارجی درامورانتخابات افغانستان، توسعه روزافزون جنگ نیابتی وفساد سه عنصربا پیامدهای زیانباراست که موجب شده است تا دیگرانتخابات وسیله تمثیل اراده مردم نه بلکه بیک ابرازباجگیری وبه قدرت رسیدن معدود چهره های مبدل گردد که قدرت وسیاست را درین کشور به گروگان گرفته وچنان مینماید که درین ماتم سرا ازوطنپرستان وخادمانش کسی دیگری وجود ندارد.

به باوراین قلم وبا امعان به فکتورهای که بزبان ساده ومشت نمونه خرواردرفوق ازآن تذکاربعمل آمد، دلبستن وامید برای آینده بهترونجات میهن ازبدبختی های فزاینده کنونی ازمجرای انتخابات وبخصوص انتخابات آینده آنهم دروجود همین ساختارهای ملوث به فساد وغیرحرفوی، مراکزگوناگون قدرت مافیائی، رهبران آزموده شده با گرایش های سنتی وقومی اشتباه تاریخی بیش نیست وهکذا سطح بالای بی سوادی وکم سوادی ، فقروتهی دستی درمیان لایه های مختلف اجتماعی، نفوذ گسترده زورمندان محلی بوضوح باعث خواهد شد تا انتخابات کماکان به ابقای افراد وحلقاتی درقدرت منجرگردد که بازتاب دماگوژی واغوای توده های میلیونی بوده نه ممثل امیال وخواستهای مردم این سر زمین که دروطن خودشان به گروگان مبدل شده اند.

اما با اطمینان میتوان اذعان داشت که علی الرغم همه مشکلات درابعاد وسیع این وطن درفقدان شخصیت های ملی، دادخواهان، روشنفکران میهن پرست ورزمندگان ملی قرارندارد، درین کشورکماکان زرفیتها وامکانات بالقوه فراوان  دروجود نیروهای ملی ومیهن دوست وجود دارد واشتباه خواهد بود تا به یأس تن داده وصحنه را به دشمنان شناخته شده این وطن ویا کانونهای فساد ومافیائی تهی ساخت‌، بلکه اتحاد وهمبستگی ملی وبسیج مردم درمحوریت نیروهای ملی، دموکراتیک ومیهن پرست متضمن بقای افغانستان واحد وراهگشا برای بیرون رفت ازبن بست موجود خواهند بود.