ادامه پروژه الماس فریب !

 


خلاصه ای فرضی : بعد از نشستهای پراگ و سوئد و آلمان و پاریس …

کیومرث نعیمی و کتایون یزدانی ، دختر هژبر یزدانی سرمایه‌دار مشهور ایرانی برای برگزاری یک کنفرانس با هدف ایجاد یک آلترناتیو برای جمهوری اسلامی با علیرضا نوریزاده، مدیر تلویزیون ایران فردا که ساکن لندن است ، تماس می‌گیرند . مهندس پروژه الماس فریب وزارت اطلاعات علیرضا نوریزاده از این پس در تماس با برخی چهره‌های اپوزسیون به آنها وعده می‌دهد که حمایت سعودی و برخی شخصیت‌های آمریکایی از این ائتلاف را کسب کند. او از همراهی همیشگی شهریار آهی و محسن سازگارا نیز بهره می‌گیرد . او در این گفتگوها می‌گوید که این ائتلاف به آلترناتیو اپوزسیون برای جمهوری اسلامی تبدیل خواهد شد.

به جز نوریزاده، افراد دیگری مانند کیومرث نعیمی، کتایون یزدانی و شاهرخ میراسکندری نیز با ارتباطات جداگانه از افراد مختلفی دعوت می‌کنند . یک روز بعد از این نشست، برنامه خط قرمز، گفتگویی با رضا پهلوی پخش می کند که وی در آن می گوید آن دسته از اپوزسیون جمهوری اسلامی که در به وجود آوردن انقلاب اسلامی نقش داشته، نباید در دولت انتقالی پس از جمهوری اسلامی نقشی داشته باشد . اما برگزارکنندگان نشست واشنگتن این نشست را موفقیت‌آمیز خوانده و می‌گویند که حضور چند نظامی بازنشسته آمریکایی و چند مامور سی آی ای در آن پیروزی بزرگی بوده است.

زمین سیاست هیچ زمانی خالی از ملق زدن نیست . در تمام فرضیات بالا یک نکته را فراموش نکیند . حضور یا موفقییت افراد و هرجریانی در ساخت وساز آلترناتیو به حذف یا ندیدن بقیه بستگی ندارد . حاکمییت سیاسی آینده یا مثل قبلی ها منقبض و بسته و دیکتاتور است که راه به جایی نمیبرند و یا در حالت انبساط و دادن مینیمم آزادی های روتین ، هیچ دست بالایی ندارند . علیرضا نوری زاده مدیر پروژه الماس فریب وزارت اطلاعات حکومت اسلامی ایران است . آقای رضا پهلوی هم بهتر است از اشکالات دیگران شروع نکند. اگر میخواهد سیاسی عمل کند از نقاط قوت خودش اگر دارد شروع کند .

حضور مجاهدین در عراق زمان جنگ صدام غیر طبیعی نبود . تمام هیئت حاکمه فعلی عراق هم در آن زمان مهمان حکومت اسلامی ایران بودند . قرارداد موسوم به الجزایر بین شاه سابق و صدام که مطابق مفاد آن به نیروهای مخالف نباید کمک کرد…وقتی توسط صدام پاره شد وقتی جنگ ایران و عراق سرسوزنی مشروعییت نداشت و و قابل دفاع نبود ، چون دلیل اصلی پاره شدن قراردا الجزایر و شروع جنگ صدور مثلا انقلاب اسلامی توسط شخص خمینی به عراق بود پس مقصر اصلی خمینی است . عکس العمل صدام ( جنگ ) خوب نبود ولی در جهت حفظ حاکمییت خودش طبیعی بود .

سلطنت و کمونیست و مجاهدین و سکولار و لیبرال و بقیه…جدای از بازیهای کودکانه و آچار کشی های خاله قرمزی و گرگ ناقلا ، در زمین سیاست میتوان و باید جدی بود…هرکه باکش بیش برفش بیشتر…

نهایتا اینکه ما در فصل آلترناتیو سازی نیستیم از هر نوع و جنس خوب یا بدی . ساختن آلترناتیو وقتی ساخت و سازهای سیاسی از بالا باشد فقط به حاکمییت اسلامی کمک میکند و مانور حاکمییت را در میان وجود مثلا 10 آلترناتیو افزایش میدهد . در حالتی که نقش عنصر اجتماعی و از پائین چشم اندازی باشد موضوع فرق میکند .همانطور که شاهد هستید از نقش مستقیم مردم در تحولات سیاسی خبری نیست پس ساختن آلترناتیو یعنی کمک و مانور بیشتر برای حکومت اسلامی ایران …

اسماعیل هوشیار