ائتلاف عربی از هم فروپاشیده است

 

عربستان سعودی و امارات در سال ۱۳۹۴ با تشکیل «ائتلاف اسلامی» به یمن، این فقیرترین کشور عربی حمله بردند. البته آنها با ادعای «بازگشت آرامش به یمن» تجاوز را آغاز کردند، ولی امروز بعد از گذشت ۴ سال با ویران‌ساختن این کشور و به جای‌گذاردن ۱۰۰ هزار کُشته و زخمی و آواره‌ ساختن میلیون‌ها انسان، کماکان به جنایات خود ادامه می‌دهند، زیرا هدف عربستان سلطه بر کشور یمن است و این خواست ارباب‌اش، آمریکاست. به گزارش کمیساریای پناهندگان سازمان ملل متحد، جنگ یمن قریب به ۲ میلیون نفر را آواره کرده و ۲۲ میلیون از ۲۷ میلیون نفر جمعیت این کشور را چشم به راه کمک‌های «بشردوستانه» ساخته است. از آغاز درگیری‌ها حداقل ۸۳ هزار غیر نظامی از جمله ۱۲۸۳ کودک کشته شده‌اند. 

علّت جنگ یمن را به طور عمده باید در اهداف راهبردی آمریکا جستجو کرد. یکی از اهداف آنها کنترل همه راه‌های آبی خلیج عدن از یمن تا سواحل سومالی و در عین حال سلطه بر اقیانوس هند و خلیج فارس و بالاخره تنگه باب‌المندب است که از طریق کانال سوئز راه تجارت نفت و کالای شرق به غرب و بر عکس را تأمین می‌کند. تجاوز عربستان و متحدین‌اش به یمن، که مردمش خواهان حفظ استقلال و تمامیت ارضی خویش‌اند، در واقع در خدمت همین هدف راهبردی امپریالیسم آمریکا و کل کشورهای امپریالیستی غرب است، که در این تجاوز مستقیم و غیر مستقیم سهیم‌اند و نه آنگونه که ادعا می‌شود، خاموش‌کردن شعله «درگیری شیعه و سُنّی»! هدف عربستان از میان‌برداشتن استقلال یمن است. 

رئیس جمهور آمریکا در خرداد ماه گذشته به دلیل «وضعیت اضطراری تنش با ایران» تصمیم فروش ۸ میلیارد دلار اسلحه به عربستان را عملی ساخت. علاوه بر این عربستان موافقت خود را با مستقرساختن سربازان آمریکائی در کشورش اعلام کرد. ناگفته نماند که عربستان در جنگ با حوثی‌ها، که کنترل بخش وسیعی از یمن را در اختیار دارند، از کمک تدارکاتی و دیپلماتیک آمریکا نیز برخوردار است. سایر کشورهای امپریالیستی از جمله فرانسه، انگلستان و آلمان نیز هر یک از ظَنّ خود در سرکوب خلق یمن یار عربستان و «ائتلاف اسلامی» او شده‌اند و آنها را تا دندان مسلح می‌کنند، ولی کمکهای ناچیز ایران به حوثی‌ها را که مبتنی بر تقاضای حوثی‌ها از ایران است، کوشش کردند با ارائه طرح پیشنهاد یک قطعنامه به سازمان ملل محکوم کنند، که با وتوی روسیه مواجه شد.

برای نمونه تانک، توپ، هواپیما، هلیکوپتر، موشک، زره پوش، رادار و ناوچه بخشی از تسلیحاتی هستند که تنها امپریالیسم فرانسه به عربستان سعودی و امارات فروخته است. به استناد اسناد محرمانه وزات دفاع فرانسه این سلاح‌ها در جنگ علیه یمن به کار گرفته شده‌اند. اداره اطلاعات نظامی فرانسه در سپتامبر سال گذشته طی یک گزارش ۱۵ صفحه‌ای تحت عنوان «یمن، شرایط امنیتی» به ماکرون، رئیس جمهور فرانسه، فاش ساخت که «عربستان از سلاح‌های فرانسوی در تمام جبهه‌ها علیه یمن استفاده کرده است. تنها بین ماه مارس تا دسامبر ۲۰۱۸، ۳۸ غیر نظامی توسط تانک‌های فرانسوی در یمن و نیز ۵۵ غیر نظامی در بندر الحُدیده کُشته شده‌اند. ناوچه‌های فرانسوی در محاصره یمن جلوی کمک‌های بشردوستانه ارسال غذا و دارو را که برای مردم محروم این کشور از جانب جامعه جهانی  در نظر گرفته شده‌اند، می‌گیرند. امارات نیز از هواپیمای فرانسوی برای بمباران یمن استفاده کرده است» (از گزارش اطلاعات نظامی فرانسه). «ائتلاف» به رهبری عربستان تاکنون حدود ۲۴ هزار حمله هوائی در خاک یمن انجام داده است. علیرغم این امپریالیسم فرانسه کماکان به عربستان اسلحه می‌فروشد و قرار است که ‍۱۴۷ تانک تا سال ۲۰۲۳ تحویل عربستان دهد! در ضمن شرکت «نکستر» قرار است تعدادی زره‌پوش و تانک نیز به عربستان تحویل دهد. به این ترتیب فرانسه بعد از آمریکا یکی از مهم‌ترین تأمین‌کنندگان اسلحه برای عربستان در جنگ یمن بشمار می‌آید. البته امپریالیست‌های آلمان و انگلستان نیز دست کمی از سایرین ندارند که ما برای جلوگیری از اطاله کلام از ذکر جزئیات آنها خودداری می‌کنیم. آنها خود، عربستان و امارات را با مدرن‌ترین سلاح‌ها تجهیز می‌کنند، ولی با وقاحت مدعی‌اند که سلاح‌های حوثی‌ها منطقه را به خطر می‌اندازد. 

علیرغم برخورداری «ائتلاف اسلامی» از حجم عظیم اسلحه و نیروهای مزدور سودانی و کلمبیائی، در اثر مقاومت مردم یمن، که برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشورشان می‌رزمند، عملاً شکست خورده و در حال فروپاشی است. به ویژه از زمان حمله ۱۰ پهپاد حوثی‌ها به میدان گازی «الشیبه» عربستان، نه تنها سران این کشور را به وحشت انداخته، بلکه امارات را نیز به فکر واداشته است. زیرا که با اولین حمله موشکی و یا پهپادی حوثی‌ها به این کشور، نه از تاک نشان مانَد و نه از تاکنشان. نه سرمایه‌گذاران خارجی در آنجا یک لحظه بند خواهند شد و نه اینکه قادر خواهند بود کارگران خارجی شاغل در این کشور را به ماندن ترغیب کنند.

«ائتلاف اسلامی» به معنی واقعی کلمه از هم فروپاشیده است. ابتدا مصر و پاکستان به دلایل مخالفت‌های داخلی از شرکت نظامی در «ائتلاف» سرباز زندند، سپس سودان پس از شکست مفتضحانه «ائتلاف اسلامی» در بندر «الحُدیده» نیروهای خود را بیرون کشید. «وضاح‌ الدبیش»، سخنگوی نیروهای مشترک در جبهه ساحل غربی یمن، علناً اعلام کرد که «نیروهای سودانی از این جبهه و نیز از سه منطقه محل حضور خود عقب نشستند». اکنون نوبت به امارات ، این مهم‌ترین یار عربستان رسیده است. امارات نیز چندی پیش اعلام کرد که نیروهای خود را در بندر عدن و غرب یمن کاهش داده است. البته امارات ادعا کرد که حضور نظامی‌اش را در یمن به دلیل عهدنامه آتش‌بس بندر الحُدیده (که پس از شکست «ائتلاف اسلامی» در این بندر به امضاء رسید – توفان) کاهش داده است. در ۲۲ آذر سال گذشته پس از شکست سنگین «ائتلاف اسلامی» به دست حوثی‌ها در بندر مهم «الحُدیده»، که شاهرگ ارسال کمک‌های انسانی به مردم رنجدیده یمن نیز به شمار می‌آید، قرارداد آتش‌ بسی در سوئد میان هواداران دولت در تبعید «منصور هادی» (بخوان «ائتلاف») و حوثی‌ها منعقد شد، که نیروهای «ائتلاف اسلامی» تاکنون بارها آنرا شکسته‌اند. یک فرمانده ارشد ارتش امارات، که نه‌خواست نامش فاش شود، در مورد کاهش نیروهای اماراتی در یمن به رویترز گفت: «این یک تصمیم دقیقه نودی نبود. ما بیش از یکسال در مورد آن برنامه‌ریزی کردیم». امارات تاکنون تعداد زیادی تانک و هلیکوپتر و موشک پاتریوت خود را از اطراف دریای سرخ خارج کرده است. این کشور اکثر نیروهای پیاده نظام خود را از بندر استراتژیک الحُدیده نیز خارج کرده است…». این فرمانده اضافه میکند که «…. ما قصد داریم راهبرد خود را در یمن از بُعد نظامی به فاز صلح تغییر دهیم»! این سخن معنی دیگری جز شکست ندارد. 

اکنون امارات درصدد تجدید رابطه با ایران است. حتی در ماه گذشته یک هیأت بلندپایه نظامی اماراتی را جهت مذاکره راهی ایران کرده است، زیرا که تحولات جنگ در یمن، جدا از تنش‌های ایران با «ائتلاف اسلامی» و آمریکا در خلیج فارس و تنگه هرمز نیست. همه می‌دانند که جنبش «انصارالله» و همپیمانان‌اش از جانب ایران حمایت می‌شوند و حمله موشکی و پهپادی حوثی‌ها به عربستان و میدان گاز «الشیبه» که باعث وحشت عربستان، آمریکا و امارات شده است، به نفع ایران تمام شده است. در گذشته نیز حوثی‌‌ها با استفاده از ۷ پهپاد خطوط انتقال نفت عربستان را منهدم کرده بودند. این نوع حملات بیانگر آن است که استراتژی حوثی‌ها برای شکست عربستان نشان‌گرفتن نفت و گاز، این شاهرگ حیاتی عربستان است. حتی «رأی‌الیوم» نوشت «حمله ۱۰ پهپاد انصارالله یمن به میدان نفتی «الشیبه» و پالایشگاه وابسته به شرکت آرامکوی عربستان، یک تحول مهم در جنگ یمن محسوب می‌شود»، زیرا که این حملات می‌تواند سایر میادین نظیر «الغوار» را نیز هدف گیرد. طرفه اینکه نه رادارهای مدرن و نه سامانه‌های موشکی پاتریوت هیچیک نه‌توانستند حمله پهپادهای حوثی‌ها را دفع کنند. جالب اینجاست که این حملات  از وارد آوردن خسارت به شهروندان سعودی خودداری کردند. مصون گذاردن امارات از این حمله نیز پاداشی به امارات برای خروج از یمن بشمار می‌آید. استفاده از پهپاد بر ضد قدرت برتر یک سیاست راهبردی ایران است که توازن قوا را در منطقه و کشورهای آسیبپذیر برهم زده و نشان داده است که با هزینه کم می شود نتایج نظامی و سیاسی بهتر به دست آورد. امپریالیسم هنوز در مقابل این تاکتیک نظامی راه حلی نیافته است. استفاده از پهپاد بر ضد امارات متحده عربی میتواند در عرض مدت کوتاهی اقتصاد آنها را فلج کند.

حملات پهپاد را شاید بتوان تیر خلاص به «ائتلاف عربی» که خود در حال فروپاشی است، تلقی کرد. زیرا اکنون مصر و پاکستان در این «ائتلاف» شرکت ندارند و نیروهای سودانی هم خارج شده‌اند. از ۱۰‌هزار سرباز اماراتی قریب به ۷۵ درصد از یمن تخلیه شده‌اند. قطر و مراکش مدت‌هاست در اثر کشمکش با عربستان نیروهای خود را از یمن خارج کرده‌اند. به دیگر سخن «ائتلاف اسلامی» آنچنان «آب رفته است» که تا فروپاشی کامل آن یک گام بیشتر نمانده است. به همین دلیل عربستان دست به دامان آمریکا گشته است، تا کمبود «ائتلاف» را جبران کند. نیویورک تایمز اما چندی پیش گزارش داد که «محمد بن سلمان از آمریکا درخواست کرده تا حضور خود در این جنگ را جهت جبران خلاء ناشی از خروج امارات افزایش دهد. کنگره افزایش حضور امریکا در جنگی که پیش از این رأی به پایان حضور واشنگتن در‌ آن را داده است، تصویب ‌نخواهد کرد».

«آمریکن کانزرواتیو» نیز نوشت «جنگ برای یمن آثار فاجعه‌باری به بار آورده است. اما علاوه بر این برای امنیت عربستان سعودی نیز وحشتناک بوده است. پایان دادن ریاض به این کارزار بهترین راه برای جلوگیری از حملات پهپاد و موشکی یمنی‌ها به داخل عربستان است». و ادامه می‌دهد: «عربستان در یمن به هیچیک از اهداف خود دست نیافته است… خروج از یک جنگ شکست خورده برای بن سلمان شرمناک خواهد بود، اما ماندن در باطلاق افتخارات گمراه کننده به مراتب تحقیرآمیزتر و ویرانگرتر است».

پایداری مردم یمن در مبارزه به خاطر حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور خود بی‌نظیر است. آنها این خصلت و روحیه مقاومت در سلطه ستیزی را در تاریخ حیات خود بارها نشان داده‌اند. وجود همین روحیه در ارتش وکمیتههای مردمی یمن است که پوزهی ارتش متجاوز عربستان و متحدین‌اش، که آمریکا، فرانسه، انگلستان و آلمان آنها را تا دندان مسلح کرده‌اند و ۴ سال آزگار تجاوز وحشیانه و جنایت علیه بشریت را اعمال کردند، به خاک مالید. متجاوزین علیرغم برخورداری از نیروی زمینی، هوائی، دریائی و تبلیغاتی نتوانستند بر ارتش و کمیته‌های مردمی، که شانه به شانه به صورت حیرت‌آوری خط جبهه را می‌شکستند و به پیش می‌رانند، غلبه کنند. غلبه بر چنین نیروئی برای متجاوزین غیر ممکن گشته است.

علیرغم گوشزدهای بین‌المللی به «ائتلاف عربی» و عربستان که بخصوص در بندر «الحُدیده» شرایط جانکاه انسانی به‌وجود آورده بود، آنها به حملات وحشیانه خود ادامه دادند که با مقاومت جانانه نیروهای ارتش و کمیته‌های مردمی روبرو شدند؛ که در عین حال منجر به تلفات زیادی میان نیروهای مزدورشان نیز گشت. عربستان سعودی به همراه «ائتلاف»اش ۴ سال پیش با عملیات «توفان قاطعیت» در مارس ۲۰۱۵ جنگ علیه یمن را آغاز کرد و قرار بود که در مدت زمانی کمتر از یک ماه یمن را به تصرف خود درآورد. و امروز نیز با عناوینی نظیر «رعد سرخ» و «پیروزی طلائی»!! با هدف فتح «الحُدیده» و سایر مناطق راهبردی یمن، علیرغم ویرانگری و خونریزی در اثر مقاومت جانانه ارتش و کمیته‌های مردمی راه به جائی نبرده و با شکست کامل مواجه گشته است. این شکست به طور قطع سلطه بلامنازع عربستان و اربابان‌اش بر آب‌های خلیج عدن تا سواحل سومالی و باب‌المندب را دشوار خواهد ساخت. 

باید توجه داشت که مردم یمن علیرغم کمبود آب، نامناسب بودن زمین‌های کشاورزی، افزایش جمعیت، تغییرات اقلیمی، بیکاری، کمبود مواد غذائی، فقدان خدمات بهداشتی و کمبودهای فاحش نظام آموزشی که یمن را به یکی از فقیرترین کشورهای جهان تبدیل کرده است، به چنین مقاومت جانانه‌ای دست یازیده‌اند. 

مردم یمن بهیچوجه طالب جنگ نیستند. در نوامبر گذشته بود که «محمد‌علی ‌الحوثی»، رئیس کمیته عالی انقلاب یمن در بیانیه‌ای اعلام داشت که ارتش و کمیته مردمی یمن آماده توقف حملات و عملیات نظامی در تمام جبهه‌ها هستند، تا صلحی عادلانه و عزت‌مند برقرار شود، البته اگر کشورهای متخاصم عملاً خواهان صلح برای ملّت یمن باشند». ولی ارتجاع متخاصم که کماکان هدفش سلطه بر این کشور به خاطر موقعیت راهبردی مهمش می باشد، گوشش به این حرف‌ها بدهکار نیست. هم اکنون جدائیطلبان، که گویا به دنبال کسب مجدد استقلال خود هستند، امری که در سال ۱۹۹۰ از دست دادند، سر از تخم بیرون آورده‌اند و مورد حمایت همه جانبه امارات قرار دارند. درگیری‌های میان نیروهای جدائی طلب («شورای انتقالی جنوب») و طرفداران رئیس جمهور فراری این کشور، «منصور هادی» در جنوب یمن آغاز شده است. نیروهای موسوم به «کمربند امن» – شاخه نظامی «شورای انتقالی جنوب» – تحت حمایت مستقیم امارات، موفق شدند مناطق نظامی پادگان‌ها و قصر ریاست جمهوری حکومت منصور هادی فراری را تصرف کنند. اکنون هدف امارات تجزیه یمن است.

نیروهائی که تا دیروز در کنار طرفداران «منصور هادی، رئیس جمهور فراری به عربستان علیه حوثی‌ها می‌جنگیدند، امروز تحت نام «کمربند امن» (قوات الحزام الامنی) وارد یک درگیری خونین با آنها شده و تنها پس از چند روز کنترل عدن را به دست گرفته‌اند. 

به دیگر سخن دو نیروی اصلی «ائتلاف» یکی عربستان به پشتیبانی «منصور هادی» و طرفدارانش و دیگری امارات به پشتیبانی جدائی‌طلبان عملاً مقابل هم ایستاده‌اند. «منصور هادی» نیز جدائی‌طلبان را کودتاچی می‌خواند و امارات هم از لزوم «مذاکرات» دم می‌زند! عربستان در این میان فعلاً خفقان گرفته است.

می‌بینیم که دعوا، آنطور که رسانه‌های غربی به خُورد مردم می‌دهند، بر سر شیعه و سُنّی و یا جنگ “اسلامی” و یا جنگ نیابتی میان ایران و عربستان سعودی نیست، بلکه بر سر سلطه بر یمن و بنادر راهبرد‌ی‌اش «الُحدیده» و عدن … است. سلطه بر عدن هم برای امارات و هم برای عربستان و هم برای اروپا و آمریکا حائز اهمیت است. اکنون امارات ۹۰ هزار سرباز را که اکثراً جدائی‌طلب گشته‌اند، در عدن برای جنگ آموزش می‌دهد. به دیگر سخن گرچه نیروهای خود را از یمن خارج می‌کند، اما به پشتیبانی همه جانبه جدائی‌طلبان، جهت وابسته‌کردن آنها به خویش برخاسته است تا نفوذ و قدرت خود را در این منطقه افزایش دهد و شرایط را برای تجزیه یمن آماده سازد. ارتجاع عرب از آنجا که در تصرف یمن تیرش به سنگ خورده است، درصدد تجزیه یمن برآمده است. هم اکنون جدائی‌طلبان جنوب که تحت حمایت امارات میباشند، خواهان تشکیل کشور مستقل هستند که این امر بدون تردید در میان گروه‌های یمنی که تاکنون تحت فرمان نیروهای «ائتلاف» بوده‌اند، انشقاق بوجود خواهد آورد. بیهوده نیست عربستان، که خواهان آتش بس فوری در عدن، «پایتخت» حکومت «منصور هادی» فراری است، تهدید کرده است که در غیر اینصورت علیه آنها اقدام نظامی خواهد کرد. اما جدائی طلبان که کاخ ریاست جمهوری را تصرف کرده‌اند، گوششان به این حرف‌ها بدهکار نیست. به این ترتیب شهر عدن که تا اواسط مرداد تحت کنترل نیروهای «ائتلاف» به رهبری عربستان بود، اکنون شاهد درگیری‌های خونین شده است. به این ترتیب علیرغم پیروزی حوثی‌ها در شمال یمن، این کشور عملاً به سمت تجزیه پیش می‌رود و شرایط زندگی برای مردم ستمدیده این کشور را سخت‌تر خواهد کرد. در این میان ایرانیان خودفروخته با این بهانه که جمهوری اسلامی از مبارزات مردم یمن پشتیبانی می‌کند، هم‌آوا با آمریکا، اسرائیل و عربستان مبارزات به حق مردم یمن علیه «ائتلاف»، مبارزه آنها برای استقلال و تمامیت ارضی کشورشان را تخطئه کرده و آنرا محصول رقابت ایران و عربستان وانمود می‌کنند. اینها همان کسانی هستند که آرزو دارند مردم ایران نیز دچار همان سرنوشتی شوند که مردم یمن، عراق، سوریه و لیبی شده‌اند. آنها خواهان ایرانی تجزیه شده هستند. آنها نه تنها از تحریمات و تهدیدات آمریکا، اسرائیل، عربستان و انگلستان علیه ایران پشتیبانی می‌کنند، بلکه جهت «تحقق حقوق بشر و آزادی‌های دموکراتیک» از سوی آنها، خواهان تجاوز نظامی به کشور ما هستند، تا خودفروختگان نیز به نان و نوائی برسند.

کسانیکه به مبارزه استقلالطلبانه خلقها اعتقادی ندارند مغزشان قد نمیدهد تا درک کنند ماهیت جنگی که در یمن در جریان است جنگی عادلانه، مترقی، انقلابی بر ضد امپریالیسم، صهیونیسم و وهابیسم است. از مبارزه مردم یمن که دارای مضمونی انقلابی است باید با تمام قوا دفاع کرد. شکست انقلاب در یمن راه تجاوز امپریالیسم و وهابیسم را به ایران هموار می کند. فقط نابینایان سیاسی و یا مزدوران آگاه در کتمان این حقیقت پافشاری میکنند. 

ارگان مرکزی حزب کار ایران(توفان)