آخوند های تمامیت خواهء ایران باید دست از ستم روایی بر مردم این کشور بردارند

نویسنده : مهرالدین مشید

شهروندان ایران از چند روز بدین سو با سر دادن شعار هایی چون ” مرگ بر دکتاتور”، “پول های مان را در جنگ با اعراب خرج نکنید”… از این شعار ها به گونهء آشکار فهمیده می شود که مردم ایران را استبداد بی رویهء آخوند ها و فقر و بی عدالتی آنان بیشتر از هر زمانی جان بسر کرده است و به قول معروف تیغ ستم و فقر به استخوان آنان رسیده و دیگر همه چیز حوصله شکن شده است. وعده های ناتمام روحانی و سازش او با محافظه کاران برای بقای قدرت و ناتوانی او بر رغم وعده های انتخاباتی اش در پیوند به رهایی میر حسین موسوی رهبر جنبش سبز ایران تشت وعده های دروغین او را از بام به زیر افگند و مردم ایران را عصبانی کرده است. گلوی مردم ایران را نه تنها اسنبداد حاکم می فشرد و هر روز قید و بند های جدید تیغ از دمار شان ببرون می کند؛ بلکه فقر و بیکاری بیشذاز هر زمامی زنده گی آنان را به چالش کشیده است. این در حالی است که أخوند های ایرانی برای بقای قدرن شان میلیارد ها دالر را در جنگ سوریه و عراق هزینه می کنند و میلیون ها دالر را بدین وسیله حلقه های نزدیک به آخوند ها و بویژه اعضای ارشد سپاهء پاسداران این کشور به جیب می زنند و هم بدین وسیله تلاش می کنند تا افکار مردم جهان را از آنچه در ایران می گذرد، وارونه جلوه بدهند. از آنجا که گفته اند، خانهء ظلم ویران است. آخوند های ایرانی نتوانستند بیشتر از این گلوی مردم ایران را بفشرند تا آن که آنان خشم گین تر از هر زمان به جاده ها بیرون سدند و شعار های مرگ بر دکناتور را سر دادند. این فریاد ها در واقع از زیر آتش و خاکستر جنبش سبز بلند می شود که به گونهء بیرحمانه یی از سوی آخوند های محافظه کار سرکوب شد و رهبرانش هنوز هم بدون سرنوشت در بارداشت خانگی بسر می برند. آخوند های ایران اگر این چنین به سیاست سرکوب ادامه بدهند، بدانند که ایران را به سرنوشت کشور های سوریه، عراق و یمن دچار خواهند کرد. آخوند های ایران باید بدانند که شرایط امروز با شرایط سال ۲۰۰۹ فرق دارد که در آن زمان جنبش سبز را به بدترین شکل سرکوب و رهبران آن چون موسوی و کروبی را زندانی کردند. رئیس جمهور امریکا در آن زمان از کمک به مردم ایران خودداری کرد و اوباما تا آخر نظاره گر بیرحمی های آخوند ها باقی ماند؛ اما این بار ترامپ با جدی ترین الفاظ از تظاهر کنندگان ایرانی حمایت و با شدید ترین سخنان رهبران ایران را تقببح کرد. چنانکه ترامپ برای آخوند های ایرانی هشدار داد و گفت، مردم امریکا در کنار ایرانیان ایستاده اند و امریکا را از متحدان طبیعی مردم ایران خواند. وی از رهبران ایران خواست تا به آزادی های مدنی شهروندان ایران ارج بگذارند. وی افزود که این حمایت تنها شفاهی نیست. مایک پنس معاون ترامپ گفت که ایرانی ها، امریکا را حامی طبیعی خود بدانند. تظاهر کننده گان برضد فساد قیام کرده اند و می گویند آخوند ها ایران را تباه کردند. اکنون آنان خواهان حق مشروع شان شده اند. گفتنی است که رویکرد آخوند های ایران پس از انقلاب این کشور در سال ۱۳۵۸ نشان دادند که که شعار های شان با سیاست های آنان در تضاد بوده است. آنان در گام نخست تمامی گروه های دخیل در انقلاب سرکوب و رهبران شان را بازداشت و وادار به فرار کردند، بعد اسلام را قربانی تشیع سرخ کردند و با باورمندی به تثلیث تشیع سرخ، ولایت فقیه و ام القرا خواندن ایران، ارزش های اسلامی را در پای جاطلبی های شان ذبح شرعی کردند. آخوند های ایران هزاران انسان ایرانی را در جنگ هشت سالهء عراق کشتند نا بدین وسیله انقلاب خود را زنده نگهدارند تا آن که امام خمینی به بهای نوشیدن زهر به جنگ با عراق پایان داد. رهبران ایران پس از آن مداخله در امور کشور های عربی و بویژه کشور های عربی خلیج، افغانستان و کشور های دیگر ادامه دادند که اکنون این رقابت در موجی از لشکرکشی ها به اوج اش رسیده است و مردمان سوریه، عراق و یمن در آتش استبداد شاهان و رقابت های ایران و سعودی می سوزند. این زمانی ممکن خواهد بود که آقای ملا جنتی ۱۲۰ ساله مرخص و شورای نگهبان تعطیل شود و به گاوداری قم تشریف ببرد تا اندکی از سیطرهء تشیع خرافی صفوی کاسته شود و سپاهء پاسدران بجای جنگ در کشور های عربی همراه با نوکر حزب الله اش به جنگ اسراییل برای آزادی بیت المقدس برود. حال آخوند های ایران این حرف خمینی را می خواهند پیاده کنند که در سال ۱۳۶۶ گفت دولت می تواند برای بقای خود توحید را تعطیل کنند تا فرصت روبیدن قشر نخستین شیعه یعنی زید رفیق ابوحنیفه و ظهور قشر جعفری ملاحظه کار و قشر خرافه پرست و امام غایب پرست و قشر چهارمی یعنی تشیع صفوی را احیا کند. در این صورت فرصت بهبودی زنده گی و رفاهء اقتصادی برای مردم ایران میسر می شود. هرگاه از سند شماره نهم ویکی لیکس که از طریق روز نامهء گاردین به نشر رسید اندکی پرده برداشته شود که این پول های میلیون ها دالری به چه اهداف رذیلانه به داوودزی خزانه آقای کرزی داده می شد که هدف از پرداخت این پول ها خریدن اعضای مجلس و شخصیت های متنفذ و رهبران قومی برای حفظ منافع آخوند ها بود و این پول ها گند آخوند ها را در افغانستان بویسیلهء حکومت فاسد کرزی به آسمان ها بلند کرد. در این حال چهرهء اصلی آخوند های مکار ایران آشکارتر می شود. اظهارات آقای سپنتان بر مداخلۀ ایران، یادآروی آن به وزیرخارجۀ این کشور و سکوت حکومت از ترس باز نشدن جبهۀ دیگر از سوی ایران از گفته هایی اند که از دخالت آشکار ایران در امور افغانستان پرده برمی دارد.

هرگاه رهبران ایران بار دیگر حق مشروع مردم ایران را نشناسند و به سرکوب ببرحمانهء تظاهرات بپردازند، بدانند که این قیام قوام خواهد یافت و دست غرب بویژه امریکا به سوی آنان دراز خواهد شد و ایران به روزگار سوریه و عراق و لیبیا دچار خواهد شد. انقلاب سال ۱۳۵۸ شانسی بود برای بقای ایران و اما آخوند ها اکنون از نجات ایران کوتاه آمده اند و آشوب بزرگ ایران را تهدید می کند؛ اما این بار هر انقلابی ایران را پارچه پارچه خواهد کرد؛ زیرا بهار عربی نشان داد که پس از این انقلاب ها جز تباهی و ویرانی چیز دیگری را به ارمغان نمی آورند.

پس بهتر خواهد بود که آخوند های ایرانی شعار های مرگ بر دکتاتور معترضان ایرانی را دست کم نگیرند و از بهار عربی درس های خوبی گرفته باشند که چگونه یک جرقهء عادی چون آتش زدن یک پیشه ور تونسی تاریخ عرب را وارد مرحلهء تازه یی کرد. ما همه دیدیم که این جرقهء کوچک چگونه تیغ از دمار بزرگ ترین دیکتاتوران چون بن علی، حسنی مبارک، قذافی بیرون کرد و و حکومت های ببر کاغذی شان را سقوط دادند. آخوند های دغل باز، فریبکار و خرافه پرست ابران بدانند که دیگر ممکن نیست باتوسل جستن به دروغ و اتهام بستن بر امریکا خشم و انزجار مردم شریف و مسلمان ایران را تحریف کنند که گویا امریکا آنان را به خیابان ها کشانده است. در این شکی نیست که امریکا در کمین آخوند های دیکتاتور و زور گوی ایران است و برای نابودی شان لحظه شماری می کند. چنانکه پشتیبانی جدی و قاطع ترامپ از تظاهر کننده گان و اعلام امریکا مبنی بر تحت تحریم قرار دادن کسانی که در سرکوب تظاهرات دست داشتند، گویای آشکار حمایت امریکا از تظاهر کننده گان است. دلیل این هشدار امریکا واضح است که آخوند های ایران و بویژه سپاهء جهنمی پاسداران انقلاب ایران را که میلیارد ها دالر را مانند منادیان دروغین و کذاب افغانستان از مردم دزدیده اند و در بانک های امریکایی ذخیره کرده اند. این خبر برای شان نه تنها خوشایند نیست که خطر مسدود شدن پول های به غارت بردهء شان به مثابهء انفجار گوش های آنان را بجای نوازش تاب می دهد. واکنش و انتقاد تند نمایندهء ایران در سازمان ملل از امریکا مبنی بر حمایت این کشور از تظاهر کننده گان ایرانی گویای چنین واقعیت است؛ زیرا این آخوند های تمامیت خواه مانند شماری رهبران و فرماندهان جهاد مردم افغانستان از مسدود شدن پول های شان آنقدر هراس دارند که ترس از خدا حتا لحظه یی هم وجدان شان را تکان نمی دهد. چنین هم باید باشد. آنانی که به تعبیر قرآن کریم “ختم الله” شده اند، دیگر وجدان های حق شنو، حق نگر و حق گو در آنان مرده است و حرص و آز قدرت و ثروت مانند شماری از خاینان به جهاد افغانستان کر و کور شان کرده است و چنان به قدرت و ثروت معتاد شده اند که حتا درجهء اعتیاد آنان ده ها مرتبه بیشتر از هیرویین است. عطش این اعتیاد را در آنان زمانی می توان دید که قدرت و پول های بادآوردهء شان مورد تهدید قرار بگیرد ، مانند دیوانه ها وادار به دادن واکنش می شوند و برای فریب افکار عامه مذهب، گروه، قوم و سمت را به گونهء بییرحمانه ابزار ی برای پنهان کردن اهداف اصلی شان می سازند. واکنش تند آخوند های ایران در برابر امریکا و عربستان سعودی برخاسته از خطر تهدید قدرت و ثروت آنان است ورنه هرگز پروای مردم ایران را ندارند. از همین رو است که می گویند، گرفتن جان آخوند ها ساده تر از گرفتن پول آنان است. این آخوند ها بدانند که وقت شان سپری شده و هرگاه همگام با زمان حرکت نکنند، بیشتر جور و ستم را در حق مردم شان روا بدارند و از حق مشروع آنان چشم پوشی کنند؛ بدون تردید بیشتر و شدیدتر از این در برابر خشم و انزجار جوانان ابرانی قرار می گیرند؛ زیرا آنان دیگر همه چیز را از دست داده اند و تمام هست و بود شان را آخوند ها به غارت برده است. بنا بر این حالا” هیچ ندارند و غم هیچ ندارند” و از توانایی ها و آماده گی های لارم برای مقابله با توطیه های رنگارنگ آخوند ها برخوردار هستند؛ اما برعکس حالا این آخوند ها اند که خطر از دیت دادن را احساس می کنند از همین رو دیوانه وار جنون زده برضد مردم مطلوم ایران عمل می کنند و بدون تردید به پاسخ سخت معترصان رو به رو خواهند شد و به زودی پوزهء آخوند ها بوسبلهء مردم ابران به زمین سایبده خواهد شد؛ زیرا که “آزموده را آزمودن خطا است”، ” هرکه ناموخت از گذشت روزگار … هیچ ناموزد زهیچ آموزگار” و این آخوند ها اصلاح پذیر نیستند.

در این شکی نیست که پشتیبانی غرب از مخالفان حکومت ایران پرده از سیمای حکومت آخوند ها بحیث یک نظام ضد غرب پرده بر می دارد و اما این به معنای برائت آخوند هانیست. بدون تردید غرب از هر بهانه یی برضد ایران آخوندی استفاده می کند و از سویی هم گوشش برای براندازی حکومت آخوندها که ایران را به پایگاه مقاومت ورقابت دربرابرغرب واسراییل تبدیل کرده است، یک سیاست زشت و دین ستیز است که همنوایی با این سیاست غرب برضد ایران بجا نیست و همصدا شدن با غرب غیر عادلانه است، بویژه برای ما که این آزمون خوبی نبوده است. از سویی هم غرب در صدد وابستگی ایران است که این هم قابل تایید نیست؛ اما بازی های آخوند ها در منطقه و بویژه برضد کشور های اسلامی و کشتار صدها بیگناۀ عراقی و سوری و حمایت از رژیم دیکتاتوری بشار اسد، عملی است ضد انسانی و ضد اسلامی که آخوند ها را در جهان اسلامی منزوی کرده است. امروز بهای آن را مردم  ایران می پردازند و حالا که صبر شان لبریز شده است، به جاده ها برآمده اند و غرب از آنان حمایت می کند؛  پس مسؤولیت این همه بر می گردد به آخوند های تمامیت خواه و فاسد ایران که قابل تعمق و تدبر است.یاهو