دومقاله
نویسنده:
جمشید کوهستانی
فرستنده:
محمدعثمان نجسب
Iwnd Maban Mbik
###################
اول
ساختار و مدلهای سیاست جنایی !
مقدمه .
سیاست جنایی یکی از موضوعات مهم در علم حقوق جزا است که با کشف جرایم، جلوگیری از وقوع جرم، وقایه و پیشگیری از جرایم، تعقیب عدلی و قضایی، گرفتاری مجرمین و تطبیق مجازات ارتباط مستقیم دارد. سیاست جنایی مجموعهای از تدابیر و راهکارهایی است که دولت و نهادهای مسئول برای مبارزه با پدیده مجرمانه، تأمین امنیت جامعه، حفظ نظم عمومی و تحقق عدالت اتخاذ میکنند. ساختار و مدلهای سیاست جنایی نقش مهمی در چگونگی سازماندهی و اجرای این تدابیر داشته و شناخت آنها میتواند در درک بهتر روشهای مبارزه با جرم و پیشگیری از وقوع آن مؤثر باشد. ازاینرو، بررسی ساختار و مدلهای سیاست جنایی از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا میتواند زمینه شناخت بهتر وظایف نهادهای مسئول در کشف، پیشگیری، تعقیب و مقابله با جرایم را فراهم سازد.
متن موضوع
سیاست جنایی به لحاظ گستردگی وسعت در جایگاهی گسترده تر از سیاست کیفری یا سیاست جنایی به مفهوم مضیق آن قرار میگیرد. ولی در عین حال جایگاهی محدودتر از سیاست اجتماعی که خود اعم از سیاست جنایی وسیاست کیفری است ، و به ترتیب به صورت نزولی از دامنه و وسعت هر یک کاسته میشود.
بدیهی است برنامه های کلی سیاست اجتماعی وبه تبع آن سیاست جنایی هر جامعه میتواند تحت تاثیر مکاتب فکری یا اید ئولوژی های متفاوتی باشد که این تاثیر گذاری ها از ماهیت مستمری نیز برخوردارند.
۱_ سیاست جنایی نیز مثل هر سیاستی عبارت از تدبر ، تدبیر وچاره اندیشی برای یک امر و واقعه ی اجتماعی است که دو جهت را در بر میگیرد .
۲_ ودر هر دو جهت نیازمند انتخاب یک ایدئولوژی است
جهت نخست سیاست جنایی ( شکلی از سازمان دهی به زندگی اجتماعی ) است. و در واقع از طریق تعین محدوده ی اختیارات توزیع قدرت ، توزیع منافع ومصالح عمومی وهمچنین تضمین اعتبار نهاد های عمومی مثل خانواده، مدرسه، محله، مکان های مذهبی و… از طریق پیشنهاد ارزش ها ، به سازماندهی زندگی اجتماعی می پردازد.
۳_ جهت دوم سیاست جنایی ( ماهیتی پویا)دارد .
۴ _ چرا که یک اقدام یک استراتژی یک جنبش به منظور دستیابی به هدف معینی است.
۵_بدیهی است که جهت گیری این خط مشی وجنبش نیز برحسب ارزش های پیشنهادی آن در جهت نخست مشخص میشود.
اکنون با توجه به این که هدف نهایی سیاست جنایی ، تامین امنیت است از طریق کنترول پدیده ی مجرمانه وپاسخ به آن میتوان گفت برحسب این که امنیت ونحو تامین آن با توجه به کدام ارزش اساسی ودر پرتو کدام ایدئولوژی، برآورد، احساس ودرک شود، انتخاب سیاست جنایی چه مورد تعین محدودهی پدیده ی مجرمانه وچه در موردتعین پاسخ به این پدیده میتوان به نحو متفاوت جهت گیری شود.
در این زمینه ودر خصوص تاثیر جریان های ایدئولوژی بر سیاست جنایی، برخی براین باورند که سه ارزش اساسی وجود دارد که عبارتند از آزادی، برابری وقدرت در واقع در پرتو این سه مفهوم ، سه جریان ایدئولوژیک مبنای را میتوان تشخیص داد که عبارت خواهند بود از ۱_ جریان لیبرال یامردم سالاری ۲_ جریان مساوات طلب که خود به دو شعبه کاملا متفاوت جنبش آنارشیست وگرایش اقتدار گرای ناشی از مارکسیسم لیننیسم تقسیم میشود وسرانجام ۳_ جریان اقتدار گرای فراگیر که در قالب فاشیسم و تام گرایی میتوان از آن صحبت کرد.
دراین چار چوب سه مفهوم اساسی آزادی، برابری وقدرت، از یکسو پدیدهی مجرمانه را شکل می دهند و توجیه کننده جرم انگاری هستند وتوسعه یا محدود کردن جرایم تابعی است از بهایی که این سه ارزش داده میشود از سوی دیگر نوع ماهیت ومیزان پاسخ به پدیده ی مجرمانه را مشخص میکند وسرانجام اینکه سه اندیشه ی راهبری آزادی برابری وقدرت، جایگاه جامعه مدنی را در پاسخ دهی به پدیده مجرمانه مشخص می سازند ، ولی نکته تامل برانگیزی که در زمینه بررسی سیاست جنایی تنها از جریان های ایدئولوژیک برآن وجود دارد این است که سیاست جنایی تنها از جریان های ایدئولوژیک متاثر نمی شود. در واقع این که گفته میشود آزادی ) ، برابری وقدرت ، محدودهی بیش یا کم دقیق وبیش یاکم موسع پدیده ی مجرمانه ونیز ماهیت وشدت پاسخ های هیآت اجتماع به این پدیده را تعین میکند، تنها ظاهر امر است حقیقت مسئله این است که سیاست جنایی در یک جامعه معین ودر مقطع مشخصی از تاریخ آن _ نه تنها از جریان های سیاسی بلکه از جریان های اقتصادی ، فرهنگی ، قومی و…. نیز تاثیر می پذیرد . این تاثیرات به سیاست جنایی ، تصویری نامتعادل بی ثبات ومتکثر می بخشد به همین سبب ممکن است بررسی سیاست جنایی صرفآبر مبنای تاثیرات ایدئولوژیک راه به جایی نبرد از این رو میتوان روش بررسی را تغير داد. از ایدئولوژیک به سیستماتیک و ساختار خاص سیاست جنایی را بر پایه ی چهار نامتغیر بزه وانحراف وپاسخ دولتی وجامعوی ورابطه میان این نامتغیر ها بررسی نمود علاقه مندان میتوان جهت بیشتر مطالعات به صفحه های ۱۳۹،۱۴۰،۱۴۱کتاب سیاست مشارکتی جمشیدی مراجعه کرد.
مفهوم سیاست جنایی .
اصطلاح سیاست جنایی crimalp policy به عنوان یک رشته ای مطالعاتی علمی ، نخستین بار توسط انسلم فوئرباخ به کار رفته است به باور فویرباخ ، سیاست جنایی مجموعه شیوه های سرکوب گرانه ای است که دولت با توسل به آن ها علیه جرم واکنش نشان می دهد ( لازرژ) بر اساس دیدگاه او سیاست جنایی دارای مولفه های زیر است .
مبتنی بر تدابیر وسایل قهر آمیز و تنبیهی است ، یعنی به جنبه های اصلاحی وپیشگرانه توجهی ندارد.
جنبه رسمی دولتی دارد وتنها نیروهای عمومی تشکیل دهنده حاکمیت میتواند اجرا کنندجامعه مدنی هیچ نقشی ندار د .
تنها به مبارزه در برابر جرم می پردازد وبه سایر فشار های انحرافی که جنبه کیفری ضمانت اجرای جزایی ندارند، توجه نه میکند.
ارکان سیاست جنایی
عبارت از سیاست جنایی تقنینی
سیاست جنایی قضایی
سیاست جنایی اجرایی
سیاست جنایی مشارکتی میباشد
تبصره کوتاه.
با استفاده از سیاست جنایی میتوان در کشف ، وقایه، جلوگیری، تثبیت وشناسایی مجرمین اقدامات موثر وقانونی انجام داد .
به امید اینکه روزی شاهد نوشتن کتابی تحت عنوان سیاست جنایی افغانستان در قبال جرایم از طرف دانشمندان مسلک خصوصا استادان پولیس کشور خود باشیم .
################
دوم
شرطه ( پولیس) و و ظیفه وی در تحقیق جنائی !
شرطه وزن غرفه و به فتح راء به وزن رطبه میباشد ولی استعمال آن نهایت اندک میباشد .
و صاحب شرطه . فرمانده آنان یا حاکم ویا بزرگ پولیس را گویند . بعضی ها گفته که صاحب شر طه به امیر شهر و منطقه اطلاق میشود .و بعضی دیگری بروی قاضی شرطه نام نهاده اند . ولی بهتر است که وی را صاحب شرطه بنامیم تا از قاضی فرق شود . فقهاء در مورد اینکه چرا پولیس را شرطه نامیده گفته اند که ایشان در هر زمان از علامه ها ونشانه های برخوردار بوده که از دیگران فرق میشوند ( لباس ها ونشان های رنگارنگ به تن دارند ) .
واژه شرطی ، شرطه وشرط که مفهوم پولیس را افاده میکند در کتب متعددفقه در نزد مذاهب فقهی مختلف وارد گردیده است . اما مردم نسبت به پولیس خاطرات تلخ وشرین دارند وشاید سبب آن کمک وهمکاری ونصرت بخشیدن حکام متجبر وظالم باشد که این عمل شان باعث آن شده است تامردم خاطره خوب از آنها نداشته باشند . دانشمند گرامی ابن حجر هیتمی در این خصوص چنین گفته است .
شرطی ( پولیس ) گفته میشود ایشان سگ های دوزخ در روز قیامت میباشند . حتی سخن به جایی کشیده که بعضی علماء مبادآت شانرا به سلام ورد سلام آنها را ممنوع قرار داده اند ولی شرطه در زمانه های مختلف اشکال گوناگون داشته که فقهاء در مورد آن سخن گفته اند . دانشمندان گرامی ابن فرحون درین خصوص درمدح یکتن از فرماندهان پولیس چنین نگاشته است .
فرمانده پولیس ابراهیم بن حسین بن خالد ، شخصی را که به ناحق گواهی میداد توقیف نمود وی را چهل شلاق زد این فرمانده شخصی خوب فاضل فقیه وعالم تفسیر بود در زمان امین محمد فرماندهی پولیس را به عهده داشت.
دانشمند دیگری بنام شیرزی نیز در این مورد سخنانی داشته است که میگوید .
گفته اند که اتابک سلطان دمشق محتسبی را نزد خود فرا خواند برای وی از شخصی که اهل علم بود نامبرده شد ، دستور داد تا احضار گردد ، زمانیکه به وی نظر کرد گفت . ولایت حسبه را در خصوص امر بالمعروف ونهی از منکر به تو سپاریدم .
شخص مذکور گفت . اگر چنین باشد پس دوشک وبالشت خود را به یکطرف بگذار زیرا آن دو از حریر ( ابریشم ) ساخته شده اند و انگشترت را که از طلا ساخته شده است نیز از انگشت دور کن زیرا پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد ص فر موده اند . ( ابریشم وطلا برای مردان امت من حرام وبرای زنان آنها حلال میباشد .
سلطان مذکور با شنیدن چنین سخنان دوشک وبالشت را کنار گذاشت و انگشتر را از انگشت خود کشید و گفت در امور شرطه نیز می توانی بررسی نمایی ، مردم محتسبی را دارای هیبت چون او ندیده بودند .
مفهوم شرطه .
گروه از اعوان والیان را گویند که نشانه های مخصوص داشته وتوسط آن شناسایی میگردند برخی از داشمندان معاصر شرطه ( پولیس ) را چنین تعریف نموده اند.
لشکری که خلیفه و یا والی برایشان در راه تامین امنیت ، حفظ نظام دستگیری جنایتکاران و فساد پیشگان تکیه واعتماد داشته شرطه گفته میشود ، باید گفت که این تعریف با زمان ما مناسبتر است .
شرطه ویا پولیس در کشور های اسلامی از نامهای گونا گون بر خور دار بوده که گاهی آنها را معاون گاهی والی جرائم وگاهی والی حرب نامیده اند .
تاریخ به وجود آمدن پولیس ( شرطه ) در کشور های اسلامی )
نخستین شخصی که نظام گزمه را به وجود آورد خلیفه بزرگ اسلام حضرت عمر بن الخطاب رضی الله عنه بود ودر زمان خلافت خلیفه بزرگوار اسلام حضرت علی رضی الله عنه بیشتر سازماندهی گردیده و رئیس شانرا بنام صاحب شرطه مسمی نمود
هدف از ایجاد شرطه در ابتدا کمک وهمکاری با قاضی در اثبات تهمت ها وهمکاری با حکومت در تنفیذ احکام بود ، و در زمان خلافت هشام بن عبدالملک شرطه از قضاء جدا گردیده وظیفه بررسی جرایم را بدوش گرفت ، هشام بن عبدالملک نظام در میانه را بین شرطه امنیت وشرطه لشکر به وجود آورده وآنرا نظام احداث نامید.
علما در مورد صفاتی که باید فرمانده پولیس از آنها بر خوردار باشد گفته اند که باید قابل اعتماد ، دیندار در تنفیذ حدود و حقوق جدی وبیدار باشد و در تاریح معاصر فرمانده پولیس شخص مسلکی با دانش وفارغ دانشگاه پولیس بوده باشد .
وظایف پولیس در عصر امروز !
وظایف پولیس افغانستان
تامین امنیت و حفظ نظم عامه در جامعه.
جلوگیری از وقوع جرایم و مبارزه با مجرمان.
حفاظت از جان، مال و حقوق شهروندان.
کشف جرایم و دستگیری مظنونان مطابق قانون.
اجرای قوانین و مقررات نافذ کشور.
همکاری با مردم برای ایجاد محیط امن و آرام.
رسیدگی به حوادث و کمک به آسیبدیدگان.
هدف اساسی پولیس: تامین امنیت، برقراری نظم و حفاظت از حقوق و آزادیهای مردم است.
نقش پولیس امنی در قضایای جنایی .
از آن جائیکه تجربه به اثبات رسانیده علی العموم شخص یا اشخاص اولی که برای بار اول از وقوع واقعه جرمی مطلع میگردند پولیس امنی ( یونیفورمدار ) میباشند به تعامل پیش بینی شده اهالی قرب جوار یگانه مرجع صلاحیت دار ، پولیس امنی را می دانند خلاصه افراد عام پس از آگاهی هر نوع واقعه جرمی که باشد اطلاعیه اولی خویش را به نزدیکترین واحد اداری پولیس می رسانند .
پولیس امنی به عنوان اولین افراد حاضر شونده در صحنه جرم می توانند نقش مهمی در کشف و رسیدگی قضیه جنائی داشته باشند چه بسا کوتاهی آنها در حفظ صحنه که مهمترین وظیفه ایشان میباشد ، باعث تخریب مدارک در صحنه جرم گردیده وروند تحقیقات بعدی به مشکل مواجه خواهد شد .
پولیس امنی نقش اساسی در حفظ ومراقبت صحنه جنایی دارد .
وظایف پولیس ( شرطه ) مبارزه با جرایم جنایی در بررسی قضایای جنایی .
در حقیقت محل واقعه کلید واقعه ، سر چشمه حقایق واطلاعات مربوط به جرم و مجرم بوده ، اگر به طور علمی و در مطابقت با معیار های مسلکی مورد بررسی قرار گیرد ابتدای جاده ای است که به مخفی گاه مجرم یا مجرمین منتهی میشود .
بعد از بررسی محل واقعه یا محل دریافت قضایایی جنایی پولیس جنائی طبق اساسات مسلک با در نظرداشت قانون جهت کشف ، شناسایی ودستگیری فاعل قضیه جنایی اقدام مسلکی نموده بعد از دستگیری فاعل دوسیه نسبتی را ترتیب به مرجع عدلی وقضایی محول می نماید در صورتیکه که فاعل نامعلوم باشد جهت شنایی و دستگیری پلان کشفی ترتیب نموده تا فاعل قضیه. را دستگر نماید ، اگر فاعل قضیه جنایی شناسایی شده مفرور باشد پلان تعقیبی ایجاد نموده در قسمت گرفتاری اجراات کشفی و او پراتیفی را اتخاذ می نماید
ودر قسمت وقایه ، جلوگیری ، کشف وتعقیب مجرمین هم اجراات بموقع می نماید .
حفظ اعتدال مامور جنایی در بررسی قضایای جنایی ..
تشدد وسرزنش نمودن زیاد مظنون متهم از طرف موظف جنایی باعث ایجاد خوف در وی گردیده بالای استجواب تاثیر منفی گذاشته واعتراف به شکل صحیح ودرست حاصل نمیشود
بنابر این باید از حسن معامله با خصوم کار گرفت . از صحابی بزرگوار حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه در مورد صفات کسیکه امور مردم را بدست میگیرد چنین روایت گردیده است ( شخص مذکور جدی بوده بدون تشدد و سختگیری ونرم و بردبار باشد بدون کدام ناتوانی وضعف ) .
در زمینه عدالت اجتماعی خداوند ج میفرماید
[سوره نحل (۱۶): آيه ۹۰]
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبی وَ يَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (۹۰)
ترجمه:
خداوند به عدل و احسان فرمان میدهد و [همچنین] به بخشش به نزدیکان و از فحشا و منکر و ستم، نهی میکند؛ خداوند به شما اندرز میدهد، شاید متذکّر شوید.
وهچنان خداوند ج میفرماید .
سوره نساء (۴): آيه ۵۸]
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ سَمِيعاً بَصِيراً (۵۸).
ترجمه:
خداوند به شما فرمان میدهد كه امانتها را به صاحبانش بدهيد؛ و هنگامیكه ميان مردم داوری میكنيد، به عدالت داوری كنيد. خداوند، اندرزهای خوبی به شما میدهد. خداوند، شنوا و بيناست.
پولیس یا شرطه افغانستان در بخش مبارزه با جرایم باید شخص مسلکی وآگاه از تمام امورات کشفی و اوپراتیفی باشد توامندی وفهم عالی در مبارزه با جرایم جنایی را داشته باشد









