نبرد برای سرگرمی

پلاتون [افلاطون] بسدین (Platon BESEDIN)، تحلیلگر سیاسی، نویسندۀ کتابهای داستانی و روزنامهنگاری
ا. م. شیری: تصویر سر صفحه شایستۀ توجه بسیار است. دخترکی که در سنین نوجوانی سیگار به لب دارد، معلوم است در چه نوع خانوادهای بزرگ شده، چه نوع تربیت یافته و هنگامی که خودش خانواده تشکیل دهد- اگر تشکیل دهد، چه فرزندانی به جامعه تحویل خواهد داد- تازه اگر فرزندی آورد!
توسعۀ فرهنگ سرمایهداری سرگرمی یا همان ولنگاری نه تنها تاکنون نهاد خانواده، یعنی بنیان جامعه را در غرب امپریالیستی تقریبا از هم پاشیده، حتی کل جهان را نیز تهدید میکند. جهانیگرایان، محافل ماسونی، صهیونیستی و غیره سعی میکنند از این طریق ابتدا، افزایش جمعیت سیارۀ زمین را متوقف کنند، سپس، میلیاردها انسان را به طرق مختلف، از جمله، از طریق رواج ولنگاری، اعتیاد، انواع بیماریها، تعریف چندین جنسیت برای دو جنس بشر و هر موجود زنده، تحریک و سازماندهی مبارزه برای آنها، به کام مرگ بفرستند تا بتوانند منابع کشورها را براحتی تصرف کنند. و آنچه که امروزه در ایران و در دیگر کشورهای سنتی، مثلاً از نپال تا مراکش جریان دارد، در وهلۀ اول، تلاشی است برای رواج فرهنگ سرگرمی یا ولنگاری، نه حل مشکلات اقتصادی- معیشتی!
*-*-*
آن چیست که واقعاً پشت پردۀ ناآرامیهای گسترده در ایران قرار دارد.
دربارهٔ ایران، کشوری که اعتراضات گسترده در جریان است، زیاد مینویسند و حتی بیشتر از آن، حرف میزنند. روایتهای سیاسی، فراوان است و لایههای پنهان سیاسی نیز کم نیست. میگویند این یک ضربه به روسیه است. احتمالاً تا حدی هم همینطور است. اما به نظر من، در وهلهٔ اول این، یک ضربه به منافع چین است. همانطور که در مورد ونزوئلا نیز چنین بود. از این رو، امروز آن «کارشناسانی» که ادعا میکردند دونالد ترامپ و دولتش نظم را به جهان بازخواهند گرداند، مضحکتر از همیشه به نظر میرسند. «این که بایدن نیست!» ــ تحلیلگران و کارشناسان سیاسی در برنامهها با مشتهای گرهکرده فریاد میزدند. خب، خب… مضحک است.
روشن است که عبارت «ترامپِ صلحطلب» هم تمسخرآمیز است و هم متناقض. ما قبلاً از چنین نوع «صلحطلبان» زیاد دیدهایم: یک تیربار در دست، دو اسلحهٔ خودکار آویزان به دوش و سه چاقو در ساق چکمه. اگر دچار نابیناییِ بیمارگونه نباشیم، بهخوبی میبینیم که آمریکا چه نوع جهانی را برای ما میسازد. تنها کشوری که آنها حاضرند آن را به حساب آورند، اسرائیل است. البته میتوان اینگونه هم گفت: در معنایی معین، این واشنگتن است که ناچار است روی اسرائیل حساب کند. آیا لازم است دلایلش را توضیح دهیم؟ به خاطر داریم، که اسرائیل پیشتر به ایران حمله کرد. آن زمان ایران محکم ایستاد.
کابوس آباد که همین حالا در حال ساختهشدن است، پیش از هر چیز بهخاطر دو ویژگی خود نفرتانگیز است: ریاکاری و بیبدیلی. همهٔ اینها، از جمله در تحولاتی که در ایران در جریان است، نمود پیدا میکند. اگر کسی واژهٔ «انقلاب» را دوست ندارد، میتواند آن را با واژۀ «اعتراضات» جایگزین کند؛ ماهیت ماجرا تغییر نخواهد کرد. دربارهٔ اینکه همهچیز چگونه آغاز شد، میتوان در کتاب جذاب «۱۹۷۹»، اثر کریستیان کراخت خواند؛ اثری داستانی، نثری بسیار روان دربارهٔ دو جوان غربی که گرفتار تحولات سیاسی در تهران میشوند؛ همان واقعهای که طی آن شاه را سرنگون کردند.
حالا سعی میکنند رژیم آیتاللهها را سرنگون کنند. دهها نفر کشته و صدها نفر زخمی شدهاند. خون، خشونت و درد زیاد است. بعضیها حتی از این موضوع تعجب میکنند. و باز هم، من چنین افرادی را عجیب میدانم. من در بهار ۲۰۲۳ در تهران بودم. من این شهر را خیلی دوست دارم و در آنجا مرا دوست داشتند. آنها فریاد میزدند: «روسیه، روسیه!» و آلوچههای سبز خوشمزه و ساندویچهای زیادی به من میدادند. تنها چیزی که در تهران مرا آزار میداد، این بود که نمیفهمیدم چرا همه وانمود میکنند که هیچ اتفاقی نمیافتد و قرار هم نیست اتفاقی بیفتد. برایم آشکار بود که انقلاب نزدیک است: نه فقط در میزند، بلکه با تمام نیرو درها را میکوبد.
پیش از سفر به تهران به ما گفتند: «لباس متناسب با احترام به سنتها بپوشید». من هم چند پیراهن کتانی برای خودم خریدم، که «پشتوپهلوی» بدن را میپوشاند و طبیعتاً آستینبلند بود. اما وقتی رسیدم، دیدم مردم کفشهای کتانی «نیوبالانس» میپوشند و تیشرت به تن دارند. بیشترین تجمع جمعیت در نمایشگاه-فروشگاه کتاب در مقابل غرفهای بود که کتابهای طنز در آن فروخته میشد. به ما گفته بودند که شبکههای اجتماعی کار نمیکنند، اما کافی بود به هر ویپیانی وصل شوی. وقتی راننده تاکسی دربارۀ زندگی خواهرش در کانادا برایتان تعریف میکند، عجیب است که انتظار چیز دیگری داشته باشید. همۀ آنها آرزو میکردند در آمریکای شمالی زندگی کنند.
من در تهران قدم میزدم و با دقت و وسواس شرلوک هلمزگونه آن را بررسی میکردم. تهران مرا به یاد شهر بازی کامپیوتری «GTA» میانداخت، که در آن همهچیز به بخشها و قلمروهای جداگانه تقسیم شده و در هر کدام، طبقه و قشر خاصی از مردم زندگی میکنند. دیدگاههایشان بسیار متفاوت است. اما، تقریباً همۀ آنها در یک چیز مشترکاند: اشتیاق به آسایش و رفاه! با این حال، برخی از این رفاه بیبهرهاند بخصوص در جنوب تهران و برخی دیگر از آن بسیار برخوردارند، در شمال شهر. وقتی از یک سر شهر به سر دیگر میروید، نهفقط وارد بخش دیگری از تهران میشوید، بلکه گویی پا به دنیای دیگر میگذارید. اینجا آدمهای متمول و مرفه، سبک زندگی کاملاً اروپایی و بسیار اشرافی دارند.
اعتراضات فعلی یک دلیل اصلی و مجموعهای از دلایل فرعی دارند. منابع مهم هستند، بسیار مهم! صحبتهای زیادی در مورد نفت ونزوئلا در افواه است که ترامپ آن را میخواهد و واقعاً هم میخواهد؛ علاوه بر این، او در حال به دست آوردن آن است. اما نباید فراموش کنیم که منبع آینده، لیتیوم است و ذخایر عظیم آن در خاک آمریکای لاتین و ایران نهفته است. این هم یک دلیل دیگر. با این حال، دلایل زیادی برای آنچه در ایران اتفاق میافتد، قبلاً ذکر شده است: اثرات تحریمهای سازمان ملل، سقوط ارزش پول ملی، افزایش قیمت واردات، وابستگی به منابع خارجی و غیره.
اما همانطور که پیشتر گفتم، یک علت بنیادی وجود دارد که کمتر دربارۀ آن سخن گفته میشود یا اصلاً به آن پرداخته نمیشود. جهان به ویروسِ «سرگرمی» آلوده شده است. مردم در سراسر دنیا میخواهند راحت زندگی کنند آنگونه که تمدن غربی پیشنهاد میکند و از طریق تلویزیون، سینما و شبکههای اجتماعی به نمایش میگذارد؛ راحتی، دشمن جامعۀ سنتی و بهویژه جامعۀ مذهبی است. این، نام تازهٔ دجال است. بله، بله، برای نفی این فکر عجله نکنید! سرگرمی، دشمن دین و دینداری است. این را ایران بهروشنی نشان میدهد. و ما این را در کشورهای دیگر نیز دیدهایم.
معترضان (واضح است، که در کنار عوامل دیگر، یک ابزار در دست نیروهای سیاسی بینالمللی نیز هستند) میخواهند به شیوهای که «نتفلیکس» به آنها آموخته، زندگی کنند، و کل این ماجرا، بردهداری است. اما، در جریان یادآوری تز هاکسلی، یک عنصر کلیدی کم دارد و آن اینکه یک برده همیشه باید از بردهگی خود راضی باشد. اما در حال حاضر چنین نیست. زیرا، در برداشت فرهنگ تودهای، از سرگرمی خبری نیست. اصولاً هم هرگز نخواهد بود؛ «ماتریکس» برای همگان بهشت وعده نمیدهد، فقط ناآگاهی پیشنهاد میکند. اما وقتی که دود سرزمین پدری بوی مرگ، گاز اشکآور، «پاپ کورن» و «پاکو رابان» میدهد، چه کسی به این اهمیت میدهد؟
چند مقالۀ جالب توجه دیگر به قلم همین نوییسنده:
ــ از نپال تا مراکش و فراتر از آن؛
ــ طرح دالس؛
ــ آسانژ و شیطان؛
ــ واگیری نفرت؛
ــ آمریکا در جهان- صادرات آئینی جنگ.
٢۴ دی- جدی ١۴٠۴