شیرۀ جان
رسول پویان شیرۀ جان ازدو چشم خون چکانم می چکد لـؤلــؤی لالا ز کـلـک زرفـشـانـم می چکد تا که گوش عدل داور در جهان گردیده کر جیغ خـامـوش از لب داد و فـغـانم می چکد گرچـه دوران زهـر تلخ نامـرادی می دهـد شــهـد شـعـر نغز فـارسی از لبانم می چکد قـصه و افـسانـه و حــماسـه…
بیشتر بخوانید