دیوسدادو کابلو در ردیف اول فهرست اهداف ترامپ

نیل نیکاندروف (Nil NIKANDROV)، نویسنده، روزنامهنگار
ا. م. شیری: دزدی، قتل، غارت، راهزنی، نسلکشی، جنگ، تجاوز، تروریسم، کودتا، آدمربایی، جعلکاری، دروغگویی، ریا و فریبکاری، توطئه، دسیسه و فتنهگری، مجموعاً جزو ویژگیهای ذاتی رژیمهای غربی در همۀ نظامهای اجتماعی- اقتصادی، از بردهداری گرفته تا مرحلۀ امپریالیستی سرمایهداری است. تاریخ بشر حتی یک روز بدون جنگ و خونریزی بیاد ندارد و البته هیچ جنگ و فتنهانگیزی هم نبوده که عامل و یا یک طرف آن رژیمهای غربی نبوده باشند. تسلسل و تداوم فتنهانگیزی در این واقعیت بروشنی متجلی میشود، که غرب آتش جنگها را پشت سر هم میافروزد تا جنایات ارتکابی در جنگ قبلی را از حافظۀ اجتماعی بزدائید. برای درک ابعاد هولناک فجایع تحمیلی غرب به بشریت جهان در طول تاریخ، مرور فهرست اقدامات تروریستی- جنایی آن در همین سه دهۀ اخیر، از فاجعۀ یوگسلاوی تا افغانستان، عراق، لیبی، تا فلسطین، سوریه، ایران، ونزوئلا و دوباره از ونزوئلا تا ایران کافیست. پس از حملۀ دولت تروریستی آمریکا به ونزوئلا و ربودن رئیس جمهور آن، چنان بلوایی در ایران با دست ستون پنجم خود و پیرامون تصرف جزیرۀ گرینلند در آینده به راه انداخت، که جنایت تروریسم دولت آمریکا در ونزوئلا کاملاً به سایه رفت. تا زمانیکه آمریکا بعنوان مجری اهداف و سیاستهای انگلیس به موجودیت خود در قالب فعلی ادامه میدهد، بشریت به روی صلح و امنیت حسرت خواهد ماند. اتحاد عمل همۀ دولتهای مستقل و ملی برای مبارزۀ جهانی با امپریالیسم، بهمعنی تدارک و تهیۀ ابزارهای کندن گور رژیمهای آنگلوساکسونی است. پایان پیشگفتار.
*-*-*
فابیان دیکوستا چهره اصلی جنگ اطلاعاتی است.
دیوسدادو کابلو (Diosdado Cabello)، وزیر کشور و دادگستری ونزوئلا، در خط مقدم روند انقلاب بولیواری در ونزوئلا قرار دارد. پس از درگذشت هوگو چاوز، او بی هیچ قید و شرطی از نیکولاس مادورو به عنوان جانشین وی حمایت کرد. او از اعتماد کامل وی برخوردار بود. دشمنانش او را «جنجالیترین چهرۀ رژیم» مینامند، نوعی خیالپردازی. کابلو همیشه صراحت در سیاست را ترجیح داده و با «چهرهای باز» صحبت کرده است. برنامۀ تلویزیونی او، که با تکیه بر به اصطلاح «اپوزیسیون رادیکال» به افشای خرابکاریهای سازمان «سیا» در ونزوئلا میپردازد، با استقبال بسیار گسترده در کشور روبهرو شده است. از همینجاست که نفرت آشکار و تا حد دیوانهوار نسبت به او شکل میگیرد؛ نفرتی که توسط تبلیغات آمریکا دامن زده میشود.
کابلو آخرین بار در سوم ژانویه، به همراه محافظانش، در محلۀ کارگرنشین میدان اولری در کاراکاس در انظار عمومی ظاهر شد. او اعلام کرد که نظم در ونزوئلا حاکم است و « ما، کم کم در حال بر خاستن از زیر آوار حملهای هستیم که علیه مردم ما انجام گرفت و به ربوده شدن نیکولاس مادورو و متحد عزیزمان، سیلیا فلورس منجر شد».
دشمنان انقلاب بولیواری، که توسط واشنگتن تحریک شدهاند، کابلو را تحت تعقیب قرار دادهاند. «چهرۀ» قابل مشاهده یا بهتر است بگوییم، چهرۀ اصلی این کارزار، فابیان دیکوستا است. دیکوستا بطور پیگیر و خستگیناپذیر از مردم میپرسد: «کابلو کجا رفته است؟ کجا پنهان شده است؟ به کجا فرار کرده است؟ شاید کسی قبلاً میلیونها دلار آمریکا برای دستگیری او دریافت کرده باشد؟ اگر نه، عجله کنید، شاید این پول مال شما باشد».
لازم به یادآوری است که کابلو در آوریل ۲۰۰۲، در وضعیت مشابهی قرار داشت. زمانی که توطئهگران تلاش کردند هوگو چاوز را سرنگون کنند. دیوسدادو در کوههای اطراف کاراکاس مخفی شد. زیرا، دقیقاً میدانست که دشمنانش براحتی با او برخورد خواهند کرد.
یکی از بخشهای کلیدی زندگینامۀ دیکوستا، ۱۵ سال خدمت در سازمان ضداطلاعات کلمبیا است. او ارتباطات گسترده با سازمان اطلاعات دفاعی ایالات متحده داشت و از جمعآوری اطلاعات افشاگرانه در مورد همکارانش ابایی نداشت. وقتی سازمان از این موضوع مطلع شد، دیکوستا با عجله استعفا داد. او از بوگوتا به آمستردام نقل مکان کرد و در آنجا در مقر سازمان سیا «مشغول به کار شد» و مسائل مهاجرت، عمدتاً در آمریکای لاتین را هدایت میکرد. دیکوستا خود را در رسانههای اجتماعی اینگونه توصیف کرد: «من از سفر لذت میبرم، به برنامهریزی مسیرها کمک میکنم و یک وبلاگنویس در مورد موضوعات داغ روز هستم».
براستی، جنبۀ اصلی فعالیت او دامن زدن به «موضوعات داغ» است. گسترۀ فعالیت این وبلاگنویس، که «جنایات رژیم را افشا میکند»، نشاندهندۀ وجود یک دستگاه پشتیبانی قدرتمند و تمرکز خشن و خرابکارانۀ عملیات اطلاعاتی است که از طریق آن انجام میشود. وظیفۀ شماره یک در شرایط امروزی، تشدید فضای وحشت در ونزوئلا و «نمایش ناتوانی» رهبری بولیواری در به دست گرفتن کامل کنترل کشور است.
در ویدئوهای تهاجمیِ منتشرشده توسط دیکوستا، دائماً این گزاره القا میشود که میان کابِلو و دلسی رودریگس، معاون رئیسجمهور، «کشمکشی برای قدرت» در جریان است. القائات دیکوستا دربارۀ دخالت دلسی در «کنار گذاشتن مادورو» در رسانهها دستبهدست میشود. در این رابطه، نام برادر او، خورخه رودریگس، رئیس مجمع ملی ونزوئلا، نیز مطرح میگردد. کاملاً آشکار است که هدف، دامنزدن به اختلافات در رهبری بولیواری بر اساس دستورالعملهای هدفمند «سیا» است.
ولادیمیر پادرینو لوپز (Vladimir Padrino Lopez)، وزیر دفاع ونزوئلا که در ژوئیهٔ ۲۰۱۴ از سوی نیکولاس مادورو به این سمت منصوب شد، یکی دیگر از اهداف عملیات روانیِ تخریبیِ دیکوستا است. پادرینو لوپز در این مقام، خود را بهعنوان یک مدیر کارآمد نشان داد که همکاری با نیروهای مسلح کشورهای متحد، از جمله روسیه، چین، ایران، نیکاراگوئه و دیگران را بهطور پیگیر توسعه میداد. او شخصاً نظارت بر عملیات رهگیری و انهدام صدها فروند هواپیمای سبک را که عمدتاً در ایالات متحده ثبت شده بودند، به عهده داشت. پیش از به قدرت رسیدن هوگو چاوز و سپس نیکولاس مادورو، این ناوگان متعلق به مافیای مواد مخدر، سالها بدون هیچ مجازاتی برای انتقال کوکائین، هروئین و دیگر مواد مخدر از کلمبیا، از طریق خاک ونزوئلا و کشورهای آمریکای مرکزی، به مصرفکنندگان در ایالات متحده مورد استفاده قرار میگرفت.

ولادیمیر پادرینو لوپز و نیکلاس مادورو
سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و ادارۀ مبارزه با مواد مخدر (DEA) در سال ۲۰۱۴ تحقیقاتی را علیه پادرینو لوپز آغاز کردند و او از نقشههای خصمانۀ نهادهای امنیتی آمریکا آگاه بود. او تمام تلاش خود را به کار بست تا در نیروهای مسلح نظم برقرار کند و در محافل نزدیک خود گلایه میکرد که مهار فساد در ساختارهای امنیتی تا حدی به جنگیدن با آسیابهای بادی شباهت دارد. زیرا، پاکسازیهای کادری به نتیجۀ مطلوب منجر نمیشد. در نتیجه، اتهاماتی از سوی دستگاه قضایی آمریکا علیه پادرینو مطرح شد؛ از جمله اینکه او «از سازمانهای فعال در انتقال مواد مخدر، در ازای تأمین حفاظت و تضمین پرواز امن هواپیماهای حامل مواد مخدر از ونزوئلا، پول دریافت میکرد». اتهام جدی دیگر (که هیچ دلیلی برای تأئید ندارد)، این است که «پادرینو لوپز با پول حاصل از قاچاق مواد مخدر، از جمله در ارتباط با مواد مخدری که از کلمبیا منتقل میشد، کارزارهای سیاسی را تأمین مالی میکرد».
یکی دیگر از «تحلیلگران» همصدا با فابیان دیکوستا، دنیل لاکال، اسپانیایی ساکن لندن است. او استادی است که بارها به جرم سرقت ادبی محکوم شده است. تخصص او نفت و اقتصاد ونزوئلا است. او حتی سعی نمیکند بیطرف به نظر برسد؛ از نظر او، نیکولاس مادورو یک «دیکتاتور مواد مخدر» است که ظاهراً قوانین بینالمللی و حقوق بشر را زیر پا گذاشته است. او و اطرافیانش ظاهراً منابع معدنی ونزوئلا را به نفع متحدانی که «سوسیالیسم را موعظه میکنند»، «هدر میدهند». لاکال در دفاع از سیاست انرژی ایالات متحده قاطعانه میگوید: «این دروغ است که آمریکاییها نفت ونزوئلا را میخواهند». این رژیم مادورو بود که از آن به عنوان ابزار سیاسی برای دخالت در فرآیندهای انتخاباتی در سراسر جهان، آلوده کردن غرب با تبلیغات سوسیالیستی و «اهدای» منابع معدنی به ایران، کوبا، چین و روسیه در ازای حمایت سیاسی استفاده کرد.
دانیل لاکال مدعی است که آسیب اصلی به صنعت نفت ونزوئلا از روابط این کشور با چین ناشی میشود؛ کشوری که ۸۰ درصد صادرات نفت ونزوئلا به آنجا با تخفیفهای هنگفت فروخته میشود. لاکال بریدههایی از دستورالعملهای وزارت خارجۀ آمریکا را آشکارا نقل میکند: «واشنگتن از کاراکاس میخواهد به دنبال پیشرفت واقعی در اصلاحات دموکراتیک باشد». او استدلال میکند که اتهامات مبنی بر اینکه آمریکاییها سعی دارند رژیم بولیواری را با محاصرۀ اقتصادی خفه کنند، «مضحک و بیاساس» است. نکتۀ دیگری از مجموعۀ معمول وزارت امور خارجۀ آمریکا این است که «چاویسم درآمدهای شرکت دولتی نفت و گاز ونزوئلا (PDVSA) را بهعنوان صندوق سیاه برای اجرای پروژۀ بولیواری و حمایت از کوبا و ایران به کار میگیرد». روسیه نیز همواره در میان شرکای نفتی ونزوئلا حضور دارد که از نظر آمریکا «غیرقابلقبول» هستند
نتیجهگیری لاکال: دلسی رودریگز برای دورۀ گذار در ونزوئلا لازم است؛ او تضمین خواهد کرد که کشور از وجود مأموران اطلاعاتی کوبا و شبهنظامیان مسلح، از «گروههای بولیواری» پاکسازی شود. ماریا کورینا ماچادو، برندۀ جایزۀ صلح نوبل، در روند «آرامسازی» در کشور، همچنان بر اساس برنامهریزی دونالد ترامپ، مارکو روبیو و شرکتهای نفتی آمریکایی نقش بازی خواهد کرد. لاکال در پایان گفت: «هیچ جایگزین دیگری وجود ندارد. یا یک ونزوئلای آزاد در کنار ایالات متحده، یا دیکتاتوری مواد مخدر».
برغم این، ولادیمیر پادرینو لوپز، وزیر دفاع، از ونزوئلاییها خواست تا از تلاشهای دلسی رودریگز، رئیس جمهور موقت، برای حفظ نظم حمایت کنند: «دسیسه، فرقهگرایی و قطبیسازی بیثمر به صلح در کشور کمک نخواهد کرد. این لحظه، لحظۀ وحدت ملی و آگاهی تاریخی است».
وزارت امور خارجۀ ایالات متحده به ازای ارائۀ اطلاعات در مورد دیوسدادو کابلو، پادرینو لوپز و چندین چهرۀ دیگر دولت بولیواری و دستگیری آنها، ۱۵ میلیون دلار جایزه اعلام کرده است. پس از ربودن خشونتآمیز نیکولاس مادورو، این تهدید کاملاً جدی به نظر میرسد.
٢٧ دی- جدی ١۴٠۴








