داووس مجمعِ نیرنگبازها
شباهنگ راد
سالانه چند صد تن در داووس گرد هم میآیند تا نسخهای تازه برای جهانِ انسانی تجویز کنند. هیئتهای سیاسی و اقتصادی کشورها، در کنار شعارهای پرطمطراقِ «تعهد به بهبود اوضاع اقتصادی جهان» و متعاقباً کاهش تنشهای سیاسی و پایان جنگها، بر فضای این نشست سایه میاندازند؛ اما آنچه در ظاهر نمایش داده میشود، در تضادِ آشکار با تصمیماتی است که در پشتِ درهای بسته شکل میگیرد.
بهدرستی، پیدایی مدعای تعهد به بهبود اقتصاد جهانی را میتوان بهروشنی در شیوهٔ زیست میلیونها انسان دردمند مشاهده کرد. جایی که رکودِ کاری، گرانیِ لحظهبهلحظهٔ مایحتاج زندگی و تعرض آشکار به سفره مردم، گواه آناندِ که جهتگیری اقتصاد جهانی نه در خدمتِ رفاه عمومی، بلکه در مسیرِ پررونقتر شدن سیاستِ موردنظر سرمایهداران بزرگ سامانیافته است. بهعنوان نمونه افزایش سود 32 درصدی «سامسونگ» در سهماهه اول سال 2025، یعنی نزدیک به 60 میلیارد دلار و 6 برابر شدن سود شرکت ژاپنی قطعات خودرو «دِنسو» به میزان 4 میلیارد دلار در همین بازه زمانی. در کنار، رشد 7.8 درصدی معاملات سهام شاخص «اساندپی 500» و همچنین سود بیش از 27.14 میلیارد دلاری شرکتهای بزرگ نفتی اروپایی و امریکایی، ازجمله «شل و بیپی» بریتانیا، «توتال» انرژی فرانسه، «اکونیور» نروژ، «انی» ایتالیا همراه با سه شرکت مستقر در امریکا «اکسونموبیل، شورون و کوناکوفیلیپس» در 3 ماهه اول 2025، همگی بیانگر جهتگیریها و تصمیمات اقتصادیای هستند که سالانه در نشستهایی چون مجمع جهانی اقتصاد در داووس اتخاذ میشوند. این روندها معمولاً زیرپوشش «ساختارسازی اقتصاد جهانی» صورت میگیرند؛ ساختارسازیای که در عمل در جهت افزایش سود سرمایهداران و کمپانیهای بزرگ در حوزههایی مانند انرژی، املاک، صنایع، بهسازی و نظایر اینها عمل میکند.
بهموازات این روندها، نتایجِ سیاسیِ نشستِ داووس بهمراتب عینیتر و دردناکتر از پیامدهای آن در دیگر حوزههاست. آوارگی، جنگ و تلف شدن میلیونها انسان درنتیجهٔ تصمیمات سیاسیِ قدرتهای بزرگ و دولتهای سرمایهداری، ازجمله واقعیتهایی است که دهههاست به بخشی جداییناپذیر از زندگیِ جهان انسانی تبدیل شده است. مدتهاست که پردهپوشیها، آشکارا از سوی قدرتهای امپریالیستی کنار زده شده و سیاستِ بازگوییِ علنی لشکرکشی به کشورهای «غیر مطیع» در رقابت با قدرتهای منطقهای و جهانی به شکلی سیستماتیک در دستور کار قرار گرفته است. آنچه امروز شاهد آن هستیم نه صرفاً نمایش عریان زور، بلکه اعمال مستقیم و بیواسطه منطقِ سلطه و تحمیل ارادهٔ سیاسی و اقتصادی بر دیگران است. مثلاینکه، این روند در امتدادِ همان پروژهٔ نوشته شدهٔ «نظم نوین جهانی» و طرح «خاورمیانه بزرگ» است؛ پروژههایی که سالها پیش تدوین و طراحی شدهاند.
بههرحال کسانی در داووس گرد هم میآیند که از عوامل اصلی زیرورو شدن جهان امروز به شمار میآیند؛ نیز کسانی در جایگاه مدافعان رفعورجوع زندگی ستمدیدگان و برقراری صلح و امنیت سخن میگویند، در حالیکه خود از عاملانِ مستقیم تخریبِ زیرساختها، نابودی معیشت مردم و شعلهور ساختن جنگهای امپریالیستیاند. درواقع، مضمونِ اصلی نشستهایی چون داووس، چیزی جز وارونهسازی واژهها و مفاهیم نیستند؛ جایی که «بازسازی» و «تعهد اقتصادی»، به معنای یورش به معیشت تودههاست و «صلح» نام بزک شدهٔ تداوم و گردانندگی جنگ.
به دیگر سخن، مفهوم «صلح در پوشش جنگ» را میشود بهتر در گزارش تازه موسسه تحقیقات صلح بینالمللی استکهلم (SIPRI) فهمید: «این موسسه در دسامبر 2025 گزارش داده است که 100 شرکت برتر تولیدکننده تسلیحات جهان، مجموع درآمد خود از فروش تسلیحات و خدمات نظامی را 5.9 درصد نسبت به سال قبل افزایش دادند و به رقم خیرهکننده 679 میلیارد دلار رساندند. جنگهای جاری در اوکراین و نوار غزه، همراه با افزایش هزینههای دفاعی در کشورهای مختلف، محرکهای اصلی این رشد چشمگیر بودهاند».
در این میان 5 کشور اصلی صادرکننده تسلیحات در جهان [امریکا، روسیه، فرانسه، چین و آلمان] بیشترین سود را نصیب خود کردهاند. در مقابل، برخی از بزرگترین واردکنندگان تسلیحات شامل عربستان سعودی، هند، قطر، مصر و امارات متحده عربی هستند؛ بنابراین، این سیر نشان میدهد که در زمانی کشورهای بهظاهر «صلحطلب»، شعار صلح و امنیت میدهند، تولید تسلیحات و خرید آنها با شتاب بیشتری ادامه دارد. این «صلحِ» موردنظر سرمایهداران است؛ سازوکاری برای بازتولید جنگ در قالب آمادگی نظامی و سوداگری مرتبط با آن؛ سادهتر، فرآیندی که منطق سود را بر پایانِ جنگهای امپریالیستی و خشونتِ جنونآور مقدم میشمارد.
بر پایه چنین شواهد و رویکردهایی است که داووس نه محلی در راستای بهبود زندگی مردم، بلکه صحنهای برای نمایش سلطه و تحمیل قدرت بر رقبا و دیگر کشورهایی سرمایهداری توضیح داده میشود؛ جایی که منافع سازندگان اصلی جوامع بشری به حاشیه رانده میشوند. افزون بر این، داووس محلِ پیشی گرفتن کمپانیهای بزرگ از دیگر رقبا، یقهدرانی، تحقیر و تحمیل حقارت بر بازیگران جنگهای امپریالیستی و هممسلکان «نافرمان» است. همان سیاستی که ترامپ در نشست امسال بکار گرفت. در حاشیه، طرح این موضوع هم چندان بیراه نیست و این حکایتِ عجیب، بیشتر شیبه به بک سناریوی تکراری در جهانِ زیر سلطهٔ امپریالیستی دارد. ابتدا غزه ویران میشود، مردمش آواره و فقیر میشوند، بعد نمایش پرزرقوبرق «بازسازی و صلح» اجرا میشود؛ صلحی با شروط از قبل تعیین شده. همان چرخهٔ دوبارگیِ تخریب، فلاکت و سپس ایجاد نهادی مانند «شورای صلح»؛ شورایی که عضویت در آن تنها بلیط ورود به نظمی است که درِ اصلیاش از پیش به دست ترامپ قفل شده و هیچکس حتی حق رؤیای باز کردنش را هم ندارد.
یقیناً غزه در این روایت فقط یک شهر یا منطقه نیست، بلکه نماد جهانی است که در آن رنجِ واقعی مردم به حاشیه رانده میشود و جای آن را، ظاهرسازیهایی چون «صلح و بازسازی» میگیرد. در این بازی، غارت پیششرط صلح است و صلح ابزار تداوم غارت. مسئله نه این است که چه کسانی غزه، افغانستان، لیبی، سوریه و یمن را به ویرانه تبدیل کردهاند، بلکه این است که چه کسانی حق دارند، آیندهٔ مردم رنجدیده را رقم بزنند. تشکیل «شورای صلح» و دعوت از همان کسانی که جنگ را سازمان دادند و بهویژه نتانیاهویی که محکوم به جنایت جنگی است، نشانِ سهمخواهی لاشخوران از سرزمینی دارد که پر از ثروت و حاصلخیزی است. مقصود دسترسی به منابع و کنترل مسیرهای اقتصادی و دادوستدهای بدون چالشهای رودررو است.
خلاصه مجمع داووس، محلِ کشاکشهای سیاسی و اقتصادی و کسب سود است تا خدمت به بشریت. رویکردهای این مجمع در عمل منجر به تخریب زیرساختها و غارتِ ثروتهای جوامع میشود و اهداف آن با منافع کارگران، زحمتکشان و دیگر قربانیان ستم امپریالیستی در تضاد است. به این دلیل که کمپانیهای بزرگ در حوزههای بهسازی، املاک، انرژی و معادن، صنایع خودروسازی و تسلیحات به همراه سیاستمداران جهان، فاقد کمترین ظرفیت لازم به جهت برآورده کردن نیازهای بشری هستند. داووس، نماد استثمار کارگران، غارت اموال عمومی و جنگافروزی برای سود است. با این اوصاف تا مادامیکه سلطهٔ امپریالیستی در نقاط مختلف جهان پابرجاست، شرایط زیستی و زیرساختهای جامعه هر روز بیشازپیش به ورطهٔ تباهی کشیده خواهد شد. پاسخ در ساقط کردن حاکمیت امپریالیستی و برقراری حکومتِ مطابق با منافع کارگران و دیگر سازندگان اصلی جوامع بشری است. تنها در چنین شرایطی است که جامعه بهسوی سازندگی، صلح و آرامش حرکت خواهد کرد و از جنگهای ویرانکننده فاصله خواهد گرفت.
25 ژانویه 2025
5 بهمن 1404










