اولتیماتوم پنجروزهٔ ترامپ به ایران شوخی نیست؛ آیا او برگ برندهٔ نهایی دارد؟

نویسنده: مارتین جِی ــ
ترامپ خود را در فضایی بسیار تنگ گرفتار کرده که در آن حتی بیش از گذشته احمق و ناتوان بهنظر میرسد.
اظهار ترامپ در شبکهٔ اجتماعی خود مبنی بر اینکه با ایرانیها در حال مذاکره است، باید در چارچوب طنزآمیز آن دیده شود. او، بهعنوان رئیسجمهوری که از دنیای تلویزیون واقعنما آمده، دروغگویی حرفهای است و هیچ درکی از سیاست بینالملل ــــ چه رسد به جنگ ــــ ندارد. بسیاری عقبنشینی او را پیشبینی کرده بودند و بنابراین تعجبی ندارد که اکنون بهدنبال راهحلهای کوتاهمدت دستوپا میزند.
ترامپ که شیفتهٔ پوشش رسانهای و معتاد به دیدهشدن دائمی است، هدف کوتاهمدتش خریدن زمان است. با این نمایش مضحک ــــ دروغ گفتن به مردم آمریکا دربارهٔ مذاکرات با ایران، که از سوی تهران رد شد ــــ میتوان دید که نوعی وحشت در حال شکلگیری است، آن هم در شرایطی که قیمت نفت به حدود ۱۰۰ دلار رسیده و او هیچ برنامهای برای خروج از شبکهٔ پیچیده اشتباهات و برنامهریزی ضعیف نظامی خود ندارد. ترامپ برنامهریزی نمیکند؛ او با برنامه احساس ضعف میکند، زیرا برنامهها او را محدود میکنند و دیگران میتوانند از او جلو بزنند و او را کنترل کنند. او مانند شعبدهبازی است که دائماً با دود و آینه و صحنهسازی توهم ایجاد میکند و در این مهآلودگی، ناگهان خرگوشی از کلاه بیرون میآورد و توجه را جلب میکند. تلویزیون واقعنما دقیقاً برای کسی مناسب است که سالها پیش یاد گرفت دروغ گفتن به دوربین حتی آسانتر از دروغ گفتن به شرکای تجاری، دوستان و خانواده است.
گزارشی در نیویورک تایمز نشان داده که رئیس موساد چگونه نتانیاهو و ترامپ را متقاعد کرده که نظام ایران مانند خانهای از کارت است که تنها با یک فوت فرو میریزد. بنابراین ترامپ به ایدهای کشانده شد که اکنون در آمریکا بحث جدیدی را دربارهٔ رابطه با اسرائیل و تضاد اهداف نتانیاهو با منافع آمریکا ایجاد کرده است.
برخی معتقدند اکنون زمان آن است که با نتانیاهو سختگیرانه برخورد شود. نکتهٔ قابلتوجه این است که یکی از اشتراکات ترامپ و نتانیاهو این است که هردو برای بقای سیاسی خود میجنگند، و حتی احتمال زندان پس از ترک قدرت برایشان وجود دارد.
برای کسانی که در آمریکا فرصت بررسی دارند، روشن است که تقریباً همهٔ اقدامات کارزار آمریکا ـ اسرائیل به فاجعه در مقیاسی انجامیده که حتی بزرگترین مخالفان ترامپ هم پیشبینی نمیکردند. او تحریمهای نفتی را نهتنها علیه روسیه بلکه حتی علیه ایران کاهش داده است، آن هم در تلاشی آشفته برای نگهداشتن قیمت نفت زیر ۱۰۰ دلار. همچنین، به ایران اجازه داده است کنترل تنگه هرمز را در دست بگیرد ــــ امری که هم سود اقتصادی عظیم برای تهران داشته و هم آن را به اهرمی قدرتمند بدل کرده است ــــ در حالی که جهان نگران افزایش قیمت نفت تا ۱۵۰ دلار در هر بشکه، افزایش شدید قیمت کودهای شیمیایی، و حتی اختلال در تولید قطعات الکترونیکی است. تنگهٔ هرمز تنها به نفت محدود نمیشود.
تنها میتوان امیدوار بود که ترامپ در حال آمادهسازی برای خروج از بحران ایران باشد، اما بدون داشتن هیچ ایدهٔ معقول، همان کاری را کرده که همیشه انجام میدهد: تعیین ضربالاجلهای خیالی و بیمعنا ــــ در این مورد، پنج روز برای عقبنشینی ایران.
اما ایران چنین کاری نخواهد کرد. این کشور خواستار غرامتهای سنگین، خروج کامل نیروهای نظامی آمریکا از منطقه، و حفظ کنترل بر تنگه است. همچنین، گزارشهایی وجود دارد که ایران ممکن است در ازای لغو کامل تحریمها، امتیازاتی نمادین مانند کاهش سطح غنیسازی اورانیوم و محدود کردن برنامهٔ موشکی ارائه دهد.
نگرانی اصلی اکنون این است که ترامپ خود را در موقعیتی قرار داده که بیش از پیش ناتوان و مضحک بهنظر میرسد، و با پوشش منفی رسانهای حتی از سوی رأیدهندگانش مواجه شده است. او که فردی خودشیفته، ناامن، و عمیقاً دچار توهم است، ممکن است برای بازیابی اعتبار خود به خلق یک «توهم» جدید متوسل شود.
اما آیا ممکن است ما دربارهٔ ادعای مذاکرات در شبکهٔ Truth Social سادهلوح بوده باشیم؟ آیا ممکن است این اولتیماتوم پنجروزه در واقع فریبی دیگر باشد، و در پشت پرده، برنامهٔ حملهٔ دریایی نیروهای تفنگدار آمریکایی به سواحل ایران در جریان باشد ــــ مثلاً عصر جمعه ۲۷ مارس؟ شاید او تصور میکند که با بسته بودن بازارها در آخر هفته، چنین حملهای بتواند بازارها را آرام کند: یک عملیات موفق با ۲۵۰۰ تفنگدار که بخشی از زیرساخت دفاعی ایران را هدف قرار دهند و ظرف چند ساعت منطقهای از ساحل را تصرف کنند، درست پیش از بازگشایی بازار نفت در روز دوشنبه.
اما مشکل این سناریو این است که احتمالاً به فاجعه منجر میشود و بسیاری از ــــ اگر نه همهٔ ــــ این نیروها کشته خواهند شد، که در آن صورت ترامپ با یک خودکشی سیاسی بزرگتر از وضعیت فعلی روبهرو خواهد شد. آیا او آنقدر ناتوان و مستأصل است که چنین ریسکی را بپذیرد؟ آیا برنامهای برای مقصر جلوه دادن دیگران دارد؟ آیا فرماندهای را در نظر گرفته که مسؤولیت را برعهده بگیرد؟ آیا حاضر است جان این نیروها را برای بازگرداندن اندکی اعتبار بهخطر بیندازد؟
نمیتوان این احتمال را نادیده گرفت که بسیاری از آمریکاییها معتقدند او نیروهای زمینی اعزام خواهد کرد، و حرکت ناو USS Boxer بههمراه دیگر کشتیها نشانهای نگرانکننده است. احتمال دارد ترامپ به گزینهٔ حملهٔ نظامی در منطقهای دورتر از تنگه و نزدیک مرز پاکستان فکر کند. این که هیچ نیروی اسرائیلی در چنین عملیاتی حضور نخواهد داشت، بر بیمنطقی این سناریو تأکید میکند، اما باید میزان ناامیدی و انزوای ترامپ را در نظر گرفت.
عامل نگرانکنندهٔ دیگر، احتمال تصمیم جسورانهتر نتانیاهو برای استفاده از سلاح هستهای ــــ حتی بهصورت «تاکتیکی» ــــ است. او ممکن است حتی برخلاف نظر ترامپ چنین دست به چنین اقدامی بزند. نتانیاهو ممکن است حاضر باشد اقتصاد جهانی را تخریب کند تا اهداف خود در قبال ایران را پیش ببرد، و در این زمینه بیش از آن که یک متحد باشد، به تهدیدی برای غرب بدل میشود.
با این حال، نتانیاهو نیز به ترامپ نیاز دارد، زیرا رئیسجمهور آمریکا تنها کسی است که میتواند در رفع اتهامات علیه او نقش ایفا کند. هردو در انتظار لحظهٔ مناسب برای استفاده از برگ برندهٔ خود هستند ــــ اگرچه ممکن است ترامپ اکنون به این فکر افتاده باشد که برای انتخابات آینده کمتر به حمایتهای مالی خارجی وابسته باشد.
منبع: بنیاد فرهنگ استراتژیک، ۲۵ مارس ۲۰۲۶
https://strategic-culture.su/news/2026/03/25/trump-five-day-ultimatum-to-iran-is-no-joke-does-he-have-final-ace-play/













