۷و۸ثوردورویداد متضاد

قسمت دوم

تحول شش جدی و اغاز مذاکرات صلح برای خروج عساکر شوروی

بنابراین ،با رشد نیروهای ضد دولتی وسقوط شهرها بویژه قیام مردم هرات وقتل نورمحمد تره کی وتبانی حفیظ الله امین با نظامیان پاکستانی ، رشد اختلافهای گروهی میان رهبران حزبی ودولتی این عوامل باعث شد، تا برای سقوط نه کردن دولت جمهوری دموکراتیک حلق افغانستان، همچنان برای جلوگیری ازرشدنفوذ نیروهای مخالف مسلح دولت افغانستان درسرحدات کشورهای اسامیانه شوروی که بامردم افغانستان از لحاظ فرهنگی وتاریخی پیوند مشترک دارند وبرای حفظ منافع ملی خود،اتحادشوروی مطابق ماده چهارم قرار داد دوستی وهمکاری منعقده 9ماه دسمبر 1978 بین حکومات افغانستان واتحادشوروی و بر اساس تقاضای پی درپی رهبری حزب دموکراتیک خلق افغانستان درجهت اعزام عساکرخود، به افغانستان اقدام نماید؛ وحکومت حفیظ الله امین راکه دربین جامعه واعضای دموکراتیک خلق افغانستان بنابراعمال جنایتکارنه اش علیه رهبری حزب وسایر اعضای حزب انجام داده ومنفور شده بود، سرنگون کرده، وقیام هفت ثور داخل روند جدید از تکامل خویش تحت زعامت شادروان ببرک کارمل گردید. طوریکه رفیق وکیل درکتاب”ازپادشاهی مطلقه الی سقوط جمهوری دموکراتیک افغانستان” درمورد موضع گیری شادروان کارمل درمورد اعزام عساکرشوروی مینویسد:”نویسندگان روسی ، درصفحات 301و302 درباره صورت ملاقات ببرک کارمل ومعاون ک . گ .پ گریچکوف که درانزمان به اسم مستعار ولادیمیروف نامیده میشد، قبل ازفرستادن قوای اتحادشوروی درافغانستان چنین مینویسد:« ولادیمیروف، هنگام صرف چای، بطور غیرمستقیم اشاره نموده که اگر اوضاع ایجاب کند قوای محدود اتحادشوروی به افغانستان اعزام خواهدشد.”ولادیمیر” با لحن مجهولی افزوده بود” برای حمایت ازمبارزه نیروهای سالم” کارمل حدس زد که “مهمان” غالبأ باید ازمقامات عالیرتبه ک . گ .پ باشد وکوشش کرد اعتراض کند اوگفت:” مکر ماخود نیز می توانیم ازعهده چنین یک کاری بدراییم. من درنامه ایکه به ادرس کمیته مرکزی حزب کمونیست فرستادم، خاظرنشان ساخته ام که به مجرد دعوت به قیام ، امین فورأ ازطرف رفقا ما که اکنون درشرایط مخفی قراردارند وهم ازطرف توده های وسیع مردم که ازاومتنفر استند، سرنگون خواهد شدوشما افغانها را نمی شناسید. من به شمااطمینان میدهم : مردم ما دیگر طاقت همچون یک ماجراجو ومستبد را ندارد.” مهمان”درحالیکه مطیعانه سرش را به علامت حرمت پائین می اوردگفت:”دراین هیچگونه شک وجود ندارد رفیق کارمل. ومن یکبار دیگر می خواهم تاکید کنم که این اخرین انتخاب ما خواهد بود وما به ان، صرف درصورتی متوسل خواهم شد که درک کنیم که وظیفه مذکور را به وسیله امکانات کنونی نمی شود انجام داد… کارمل درحالیکه چشمان قهوه رنگش به شدت به طرف” مهمان”می دید گفت:” شما درباره ان فکر کرده اید که اگر من همزمان با تانک های اتحادشوروی وارد وطنم شوم ودر راس دولت قرار بگیرم ، مردم افغانستان با کدام دیده به من خواهند نگریست.”».

شادروان کارمل برای نجات افغانستان ومردم و مانع کشتار دسته جمعی اعضای حزب (پرچمیها) که درزندان بسر میبردند ،وحفظ جغرافیای افغانستان ووحدت ملی مردم افغانستان ، وبرای جلوگیری از همچوحوادث امروزی که در افغانستان پیش امده است ،، ابراز رضایت به امدن قوای شوروی

نمود. اما شادروان ببرک کارمل همیشه ازاغاز مسوولیتهای حزبی ودولتی با موجودیت عساکر شوروی،و اشتباهی که بالایش نظر به شرایط تاریخی تحمیل شده بود رنج میبرد، وتا اخرین روزهای زندگی خود فراموش نمی کرد.چنانچه رفیق عبدالوکیل درکتاب متذکره درفوق درصفه 349 خود مینویسد:«همچنان وقتی بسیاری ازبیرک کارمل پرسش بعمل میاوردند که ایا خودت از اتحادشوروی دعوت بعمل اوردید تا به افغانستان عساکر شان را بفرستند وی درجواب میگفت:”ما انهارا دعوت نکردیم که به افغانستان بیایند؛ بلکه انها زمانیکه ما درتبعید بودیم ازما دعوت بعمل اوردند که به افغانستان برویم.»

طوریکه رفیق کارمل درزمان حکومت مجاهدین دربندر حیرتان بسر می برد مصاحبه یی را با مجله شپیگل کشور المان انجام داده ، وبه جواب یک سوال گفته بود:«عبرتی که من ازمجموع تحولات اغاز شده از هفتم ثور تا سقوط رژیم گرفته ام، این است که هیچ قدرتی نمی تواند ونمی خواهد ملت ومردم دیگری را برای رسیدن به استقلال وازادی وترقی کمک کند، مگر ان که تحت چنین عناوین اهداف خودش را به پیش ببرد.»

با تحول شش جدی سال 1356 خورشیدِی،وحدت تشکیلاتی وسازمانی میان خلق وپرچم دوباره احیاء و تحت رهبری واحد دموکراتیک خلق افغانستان ،دولت جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان در مسیراصولی اهداف انقلابی سوق داده شد. بعداز حاکمیت جدید، حزب ودولت برای جبران اشتباهات گذشته وبوجود اوردن فضای جدید سیاسی بر اصل ارزشهای شهروندی واجرای قوانین دموکراتیک ،خواستار تشریک مساعی و سهم گیری تمام نیروهای ملی ومترقی در تحولات سیاسی اجتماعی واقتصادی به دورجبهه واحد ملی پدروطن گردید. براین ملحوظ سازمانهای اجتماعی واتحادیه های صنفی درمیان تمام اقشاراجتماعی بر شالودهءشغل ، تحصیل مسلکی و حرفوی تشکیل شد.دردمندانه با امدن نیروهای شوروی درافغانستان موج تبلیغ ها و تخریبهای دشمنان ،درجهت تحقق اهداف هفت ثور با پشتبانی امپریالیزم جهان دوبرابر شد.مدرن ترین سلاحها و پولهای سرشار ووافر به اختیار نیروهای مجاهدین قرار گرفت وحملات نظامی انها بالای نهادهای اداری وفرهنگی واقتصادی هرروز بیشتر وگسترش میافت، ترور حملات راکتی درشهرها ودهکده های ولایات کشور بیشتر میشد. بعداز شش ما ازامدن عساکر شوروی در15ماه می 1979مشی مصالحه از جانب هیأت رئیسه شورای انقلابی جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان برای گروه ها واحزاب مجاهدین درصورتیکه ازمخاصمت مسلحانه علیه دولت دست بردارند و در پهلوی دولت جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان به زندگی صلح امیز ادامه بدهند مورد عفو قرار میگرد ،اعلام کردید. در اعلامیه تذکار امده بود،در صورتیکه مداخلات نظامی از خارج کشور قطع گردد وتضمین بین المللی کشورهای ذیدخل در قضیه افغانستان بدهند، قشون سرخ شوروی ،مطابق جدول جداگانه دوباره به وطن شان بازگشت خواهد کرد. این اعلامیه نوید بخش شد تا تماسهای دیپلوماتیک برای حل سیاسی قضیه افغانستان به سطح بین الملی تحت نظر ملل متحد مساعد گردد.

قبل از امدن عساکر شوروی درافغانستان ، کشورما مورد اماج حملات خشونت امیزدشمنانه کشورهای امپریالیستی درراس اضلاع متحده امریکا و رهبران راستگرایی افراطی دولتهای پاکستان وایران قرار داشت . خواست وارزوی شان بود تاوضع هرچه بیشتر درافغانستان بحرانی ومتشتت وبی ثبات شود، تا پای اتحادشوروی درافغانستان داخل گردد، تابتوانند انتقام جنگ ویتنام وارایش قوا وجوی سیاسی را به نفع خود درجهان تغییر وپایگاه های نظامی خودرادر جهان توسعه بدهد .

چنانچه درکتاب واقعیت پشت پرده افغانستان ، نظر مک ماهان رییس جدید وقت دستگاهی جاسوسی سیا، وویلیام کیسی را که درکنگره سنای امریکا درباره جنگ درافغانستان توضیح داد ه بود، چنین امده است :”وقتی ما مقاومت سازمان یافته درمقابل هیتلر را حمایت کردیم، این در درازمدت زندگیها را نجات داد. درافغانستان نیز وضعیت بدین گونه است…. برنامه کمک باید توسعه یابد. سعودیها..بیشتر می توانند سهم بگیرند. تسلیحات ساخت مصر به مجاهدین می رسد. اما کیفت انها ضعیف است. پاکستانیها باید تحت فشار قرار گیرند که راهای کمک رسانی بیشتری به افغانستان بگشایند.” رهبران واعضای برجسته کنگره اصلاع متحده امریکا ارزو داشتند تا جنگ درافغانستان باابعادوسیع رشد نمایند تا اینکه تلفات شدید ی را نطامیان شوروی وافغانستان متقبل وجنگ تداوم یابد.

چنانچه درکتاب واقعیت پشت پرده افغانستان نگاشته شده است:” واقعیت این بود که قدرت حاکمه ایالات متحده از همان اغاز به دوجناح تقسیم شده بود؛”خشونت گرایان” که می خواستند نیروهای شوروی درافغانستان را تضعیف کرده وبدینسان قضیه ویتنام را تلافی کنند، و”معامله گرایان” که قصد داشتند از طریق ترکیب دیپلماسی وفشار نظامی انهارا مجبور به خروج نمایند. به عنوان مثال اندکی پس از اشغال ” سایروس ونس” وزیر خارجه به کارتر پیشنهاد کرد که ایالات متحده درعوض خروج روسها از افغانستان ، ایران وپاکستان را وادار به اتحاد سیاست بی طرفانه درمقابل این کشورنمایند. مشاور امنیت ملی ” زیبنگو برژینسکی”این ایده را نپذیرفت ودراین رابطه اختلافات مهمی باونس پیدا کرد برژنسکی می خواست شوروی درمقابل دادگاه افکار عمومی جهان مورد حمله قرارگیرد؛به همین دلیل او همیشه سعی داشت از مذاکرات بین امریکا وشوروی بر سرقضیه افغانستان طفره برود.درحالی بود که وی درهمان اوایل 1980، میانجیگری سازمان ملل بین افغانستان وپاکستان را قبول کرده بود.”

با تهاجم ومداخلات بی شرمانه کشورهای امپر یالیستی وهمدستان شان جنگ اعلام ناشده یی را علیه دولت جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان با ابعاد وسیع اغاز وتا اخرین زمان حکومت شادروان نجیب ادامه دادند.

سپس بخاطر قطع جنگ وخونریزی مذاکرات به ابتکار دولت جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان از طریق وزارت خارج یکجا با نمایندهءملل متحدبرای صلح افغانی اقدام شد،و پیشنهادهای سالم برای بیرون رفت ازاین معضله به کشورهای ذیدخل و مخالفین دولت افغانستان ازطریق نمایندگی سازمان ملل متحد تحت رهبری پرزدکوئیاردر 1981 اغاز گردید، که با این اقدام امیدواری برای صلح درافغانستان بوجود امد. اما شوربختانه که با عدم همکاری صادقانه کشورهای ذیدخل درراس امریکا ،این روند به تعویق وبه بن بست مواجه میشد. خصوصأ به دستور مسوولین سیاسی پاکستان ازجانب رهبران تنظیمهای جهادی ونمایند گان پاکستان ،ایران ونماینده فوق العاده امریکا درقضیه افغانستان مخالفتهای شدید درجهت موضوع صلح امیز افغانستان بوجود میآمد و رد میگردید ،و در عوض راه حل نظامی را پیشنهاد مینمودند.؛کنار امدن با دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان را نه می پذیرفتند. بانهم حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان در نقاط مختلف کشورتقویه میشد وهزارن تن مخالفین مسلح با دولت افغانستان می پیوستند؛ازجمله درولایات : بلخ، سمنکان، جوزجان ، بدخشان هرات، بغلان، پروان وغیره را نام برد.

دراواخر زعامت شادروان ببرک کارمل وضع نظامی وسیاسی بهتر میشد ؛ موافقیتهای نظامی مشترک ارتش افغانستان با کمک نظامیان شوروی درحال رشد وپیروزمندانه عملی وپرستیژواتوریته

دولت جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان درجهان مستحکم میشد. برعلاوه نا امیدی ودلسردی ازجنگ درمیان مجاهدین رو به افزایش بود که باگذاشتن سلاح خویش، به پاکستان ویا سایر کشورهای جهان مهاجرت مینمودند،ویا درداخل کشور به زندگی صلح امیز ادامه میدادند. دراین مقطع تاریخی باتغییر در رهبری حزب کمونیست اتحادشوروی بادرگذشت لئوید برژنیف ورویکار امدن اخلاف وی بویژه گرپاچف سیاست جدیدی درعرصه سیاسی اقتصادی درشوروی بوجود امد. گرباچف برای بیرون رفت از معضله افغانستان کوشش نمود تا به زودترین وقت عساکر خویشرا ازافغانستان بیرون بکشد .

این موضوع را با هئیات حزبی ودولتی در راس با ببرک کارمل درمیان گذاشت که درموردشادروان کارمل نظر داشت : طرح یک جانبه اخراج عساکر شوروی ازافغانستان بدون تضمین بین المللی برای عدم مداخلات نظامی از خارج ، تحت نظر ملل متحد ، فاجعه درد ناک وجبران ناپذیری رادرقبال خواهد داشت. دراین زمنیه نظربه نوشته کوردویز نماینده سازمان ملل متحد درامورافغانستان درکتاب پشت پرده افغانستان ، شاد روان کارمل چنین طرح نموده بود :” اگر شما حالا افغانستان را ترک کنید،بعدأ مجبور خواهیدشد یک میلیون سرباز بفرستید”.همچمنان درصفحه 212 همین کتاب ازموضع گیری شادروان کارمل درقبال خروج نظامیان شوروی ، خطاب به گرپاچف امده است « مارا ترک کنید وارتش خودرا خارج کنید! بگذارید افغانها خوداز انقلاب خویش دفاع کند».”

چنانکه عبدالوکیل وزیرخارجه زمانی شادروان داکتر نحیب درکتاب “از پادشاهی مطلقه الی سقوط جمهوری دموکراتیک افغانستان” راجع به موضع گیری شادروان کارمل چنین تحریر داشته است:”

1ـ درحالیکه ببرک کارمل تلاشهای نماینده سرمنشی سازمان ملل متحد اقای کوردویز را برای یافتن یک راه حل اساسی می پنداشت. چنانچه کوردویز درکتاب پشت پرده افغانستان درصفحه 115 دراین مورد چنین مینویسد:« سافروانچوک” فشارهای مداوم اتحادشوروی کارمل را مجبور به پذیرش میان جیگری وتن دادن به فورمول پیشنهای کوردویز کرد.»

2ـ جدول زمانی خروج قوای اتحادشوروی باید به اساس توافق کابل ومسکو باشد، نه به اساس مذاکرات با پاکستان درژنیو.

3ـ توافق با جانب پاکستان صرفأ معطوف به ایجاد حسن نیت وهمسایگی با پاکستان باشدو درمرحله اول به قطع کمکهای پاکستان به مجاهدین باید معطوف گردد.کارمل پیوسته میانجیگری سازمان ملل متحد را مورد انتقاد قرارداده وخواستار گفتگوی مستقیم با پاکستان میشد. “

اما پاکستان وحامیان شان به شمول امریکا برضد تمام پیشنهادهای افغانستان قرارمیگرفتند. طوریکه رفیق وکیل درکتاب خود درصفحه 533 نقل قول از کوردیویزدرکتاب پشت پرده افغانستان درمورد موضعیگیری انها چنین می نویسد:” رئیس جمهور امریکا رونالد ریگن درماه مارچ 1983، در برابر پیشنهادات رهبری اتحادشوروی موضع گیری گرفته وگفته مشهور خودرا به ارتباط با اتحادشوروی به زبان اورد:” امپراطوری شرارت پیشه” وسپس برنامه ” ابتکار دفاع استراتیژیک ” را که ” جنگ ستارگان” نام گرفت اعلام نمودوعملأ سازش با رقیب خود اتحادشوروی را درسطح جهانی ودرافغانستان رد کرد.”

شادروان کارمل بخاظر صلح وپایان جنگ تیزس های ده گانه تاریخی خودرا برای توسعه پایه های اجتماعی دولت جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان درشورای انقلابی پیشنهاد وبه تصویب رساند تا براساس ان برنامه صلح و ختم جنگ وعودت دوباره عساکر شوروی مهیا گردد. اما باهمه تلاشهای ببرک کارمل برعلاوه مذاکرات قبلی ،ازتاریح 24 الی 30 اگست سال 1984 وتعقیب ان ،ازتاریخ 20 الی 25 جون سال 1985 ، 27 الی 30 اگست سال 1985، 16 الی 19 دسمبر 1985، 5الی 23می سال 1986ژنیو، بالاخره درمذاکرت 18 دسمبر 1985 نظربه تحریری عبدالوکیل وزیرخارجه درکتاب از “پادشاهی مطلقه الی سفوط جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان ” ،توسط محترم شاه محمد دوست وزیرخارجه زمان شادروان کارمل ،وموضع گیری دولت وشخص شادروان ببرک کارمل را برای کوردیوز درمورد خروج قوای شوروی چنین مینویسد:” اخیرأ ببرک کارمل منشی عمومی کمیته مرکزی ح . د. خ.ا ورئیس شورای انقلابی ج.د..ا به صراحت گفت که ج .د.ا حاضر است از اتحادشوروی بخواهد که قطعات نظامی خودرا از افغانستان فرا خواند، مشروط براینک پاکستان درمورد عدم مداخله توافق نماید. همچنان میخایل گرباچف رهبر اتحادشوروی در بیانیه اخیرحود در شورای عالی اتحادشوروی عین مطلب را تاکید نموده است و موضع ما دراین رابطه کاملأ روشن است. شاه محمد دوست به ادامه برای کوردویز گفت« اگر انها میخواهند سند را ببیند وقناعت خودرا حاصل نمایندبفرمایند روی میز مذاکره با ما بنشینندو من سند مذکور را که حاوی چوکات زمانی برای خروج قوا است برای شان خواهم داد. ولی متاسفانه جانب پاکستان مذاکرات مستقیم را نپذیرفت. چنانچه دیگوکوردویز درصفحه 227و228 کتاب ” پشت پرده افغانستان” دراین مورد چنین مینویسد:« دراول جنوری 1986 مقاله یی به نوشته” برنارد کرتسمن” درنیویارک تایمز انتشار یافت وبراساس ان یکی از مقامات عمده وزارت خارجه آمریکا گفته بود که شاه محمد دوست”جدول زمانی خروج کلیه نیروهای اتحادشوروی ازافغانستان در ظرف یک سال را به عنوان بخشی از کل توافقات” به من نشان داد. مطابق گزارش این مقاله، شاه محمد دوست به این مقام گفته بود، اگر پاکستان به مذاکرات مستقیم تن دهد او این جدول را ارائه خواهدکرد »” همچنان رفیق وکیل مینویسد:”زمانیکه اینجانب وشاه محمد دوست هردو بعداز سال 1992ترسایی درسوئیس پناهنده بودیم،روزی ازموصوف درمورد اظهارت فوق جویای مطلب شدم. وی گفت« رفیق کارمل جدول زمانی خروج قوای اتحادشوروی را درمدت یکسال درسال 1985 قبول داشت. اما انرا مربوط به اغاز مذاکرات مستقیم با جانب پاکستان وتعهد پاکستان به عدم تکرار مداخله در امور داخلی افغانستان میدانست.رفیق ببرک کارمل برچیدن تمام پایگاه های مجاهدین وقطع کامل تمام کمکهای تسلیحاتی را ازجانب پاکستان وسایر کشورهابا نظارت ملل متحد درانکشور مطالبه می نمود. پاکستان وآمریکا به این موضعیگیری افغانستان دران زمان جواب مثبت نداد… متاسفانه بنابر موضعیگیری خصمانه ایالات متحده آمریکا وپاکستان تا سه سال دیگر خروج به تعویق افتاد.»”.

بنابراین، نظربه مطالب فوق موضعیگیری واختلافات شادروان ببرک کارمل با گرپاچف نه برای عدم خروج عساکر شوروی از افغانستان بود ؛بلکه اختلافش با گرپاچف بالای نقش حزب دموکراتیک خلق افغانستان میکانیسم دولتی وبرخورد مجاهدین وجهان غرب وچگونگی اجرای موافقتنامه مصالحه بود. طوریکه رفیق عبدالوکیل درکتاب متذکره درفوق درصفحه 541 ان مینویسد:” برعکس گر باچف دربرابر نظریات وپیشنهادات ببرک کارمل تمام توجه خودرا معطوف به خروج هرچه سریعتر قوای نظامی شوروی بدون سنجش عواقب ان درقبال دولت وحزب دموکراتیک خلق افغانستان وتصمیم یک جانبه خودرا درمورد گرفته بودوبه نظریات وپیشنهادات برای اینده افغانستان توجه نمی کرد.” …. ادامه دارد

علی رستمی