گسترش روز افزون داعش در افغانستان

 

گروه افراطی داعش پس از شکست در خاورمیانه، بیشتر به مناطق سرحدی و شمال شرق افغانستان انتقال داده شده و جابجا گردیده و به خاطر قابلیت های پیچیده نظامی و استراتژی، ایجاد رعب و وحشت، کشتار بی سابقه و بی رحمانه غیر نظامیان، ترویج سبک جدیدی از زنده گی بربرمنشانه زیر پرچم خلافت اسلامی و با اتکا به قرائت سلفی از اسلام بنیادگرا، بر علاوه، تدوین یک استراتژی خاص و جهانی و تطبیق آن زیر عنوان شریعت ناب اسلامی در یک حوزه بسیار بزرگ کشور های اسلامی و بیشتر از آن،  خطر بسیار بزرگتر و جدی تر از طالبان را به نمایش می گذارد.

یک مقام استخباراتی ایالات متحده امریکا در افغانستان به خبرگزاری اسوشیتدپرس گفته که حملات اخیر داعش در کابل «آزمایش مقدماتی» برای حملات بزرگتر در اروپا و ایالات متحده امریکا است. این مقام که به دلیل حفظ امنیت عملیاتی اش نخواست نامش فاش شود، گفت: «این گروه در مدت بسیار کوتاه تهدیدی از افغانستان برای کشور های ما است.» او افزوده که ماموریت اصلی داعش انجام حملات خارجی در اروپا و ایالات متحده امریکا است. «این هدف آن هاست. فقط یک مساله زمانی است. این بسیار ترسناک است.»

بروس هوفمن رییس مرکز مطالعات امنیتی در دانشگاه جورج تاون، افغانستان را به صفت پایگاه جدید احتمالی داعش پس ار شکست این گروه در عراق و سوریه می داند. او با اشاره به «مقدار زیاد انبار اسلحه» در شرق می گوید: «دولت اسلامی در عراق و سوریه توجهات و منابع زیادی را به افغانستان متمرکز کرده است.»

شاخه افغانستان گروه داعش در سال 2014 اندکی پس از آن ابراز وجود کرد که این گروه مناطق وسیعی را در سوریه و عراق به تصرف خود در آورد و «خلافت اسلامی» خودخوانده را اعلام کرد. شاخه افغانستان این گروه خود را «ولایت خراسان» داعش می خواند، نامی که در قرون وسطی به مناطقی از افغانستان، ایران و آسیای مرکزی اطلاق می شد. این گروه ابتدا در افغانستان شمار محدودی جنگجو داشت که اغلبا جنگجویان طالبان پاکستانی رانده شده از پایگاه های شان در امتداد مرز و همچنان افراد ناراضی طالبان افغان بودند. جنگجویان شاخه افغانستان داعش به ابوبکر البغدادی، رهبر این گروه بیعت کرده اند.

با هدف قرار گرفتن فرماندهان داعش توسط نیروی هوایی ایالات متحده امریکا، این گروه در ابتدا ضربات سختی را متحمل شد. اما زمانی دوباره تقویت یافت که در سال 2015 جنگجویان جنبش اسلامی اوزبکستان به آن پیوست. بر اساس اطلاعات منتشر شده در رسانه ها امروز تخمین زده می شود که داعش در افغانستان هزاران جنگجو دارد که بیشترینه از آسیای میانه اند، اما برخی شان از کشور های چچین، هند، بنگله دیش و همچنان اویغور های چین نیز می باشند.

شاخه افغانستان گروه داعش که در ابتدا در بخشی کوچکی از ولایت های کنر و ننگرهار هم مرز با پاکستان به فعالیت آغاز کرد به تدریج این فعالیت ها را به مناطق گسترده تر و کوهستانی به شمول چهار ولایت ننگرهار، نورستان، کنر، لغمان و همچنان به شمال شرق افغانستان توسعه داده است. بر اساس گزارش دویچه وله، اجمل عمر عضو شورای ولایتی ننگرهار می گوید: «فعلا در کنر وضعیت طوری است که در طرف راست سرک طالبان قرار دارند، داعش در سمت چپ سرک و حکومت در وسط آن قرار دارد.» این عضو شورای ولایتی می افزاید: «زمانی که داعش در افغانستان به فعالیت آغاز کرد، احتمالا حدود 150 نفر بودند، حالا شمار آنها به هزاران و هزاران نفر می رسد.»

نشر ویدیوی اخیر ابوبکر البغدادی آشکارا نشان می دهد که وی این ویدیو را در یکی از مناطق سرحدی افغانستان ضبط و ثبت نموده و به نشر رسانیده است. این خود اهمیت بسیار مهم استراتژیک این مناطق کوهستانی و دشوارگذار را برای گسترش فعالیت ها و عملیات های تخریبکارانه بعدی انها نشان می دهد و نباید فراموش گردد که اسامه بن لادن نیز از همین مناطق، بیشترین استفاده ها را برده بود.  

مقام استخباراتی ایالات متحده امریکا که در بالا از وی ذکری به عمل آمد می افراید: « خبر بد این است که این گروه مناطق کلیدی و ارتفاعات مخفی را به تصرف می آورند، جایی که می توانند دسترسی آزاد به پول، اسلحه و تجیهزات داشته و در آنجا می توانند آموزش دیده و حملات خود را طراحی و راه اندازی کنند و تسهیل بخشند.» وی به این باور است که اولویت نظامی شماره یک آنها، گسترش مناطق زیر کنترول شان در شرق و شمال شرق افغانستان می باشد.

این مقام استخباراتی امریکا می افزاید که در نبود یک استراتژی تهاجمی مبارزه با تروریسم، شاخه افغانستان گروه داعش قادر خواهد بود که حملات بزرگی را در سال های آینده در ایالات متحده امریکا و اروپا راه اندازی کند. او می گوید که جنگجویان بازداشت شده داعش در افغانستان با اعضای این گروه در کشور ها ارتباط داشته اند. مقام های امنیتی دست کم هشت تن را در پیوند به شاخه افغانستان داعش در ایالات متحده امریکا بازداشت کرده اند. مارتین عزیزی یرند، جوان 18 ساله از تکزاس که حمله یی را طراحی کرده بود، گفته است که از داعش الهام گرفته و قصد داشت به جنگجویان این گروه در افغانستان بپیوندد. او در ماه اپریل به 20 سال زندان محکوم گردید. رحمت عقیلوف مرد 38 ساله اوزبک که در سال 2017 در استاکهلم موتر خود را بر عابران راند، نیز با جنگجویان در افغانستان ارتباط داشت. به گفته مقام های استخباراتی در داخل افغانستان، این گروه در تلاش جلب دانشجویان در دانشگاه ها می باشند، افغان های که با فن و تخنیک آشنا بوده، به سادگی می توانند به خارج سفر کنند و با استفاده از رسانه های اجتماعی می توانند در برنامه ریزی حملات به آنها یاری رسانند.

روسیه همراه با امریکا و برخی کشور های دیگر، از فعالیت های داعش در افغانستان ابراز تشویش و نگرانی کرده و این زنگ خطر را به صدا در آورده است. وزیر دفاع روسیه در دیدار از قرغیزستان، افغانستان را «تخته خیز» داعش بعد از شکست این گروه در خاور میانه عنوان کرده و دیگر مقام های روسی و کشور های آسیای میانه همواره از این ناحیه ابراز نگرانی جدی داشته اند. در آخرین گزارش رسانه ها، رییس جمهور روسیه گفته است که وی با دقت خاص روند اوضاع در افغانستان را زیر نظر دارد.

خطر بالقوه و بسیار مدهش گسترش گروه افراطی داعش در آسیای جنوبی و میانه، به ویژه پاکستان، افغانستان، تاجکستان، اوزبکستان و بخشی از چین بیشتر از هر جا و مکان دیگری متصور است. در این کشور ها، بستر مساعدی برای پیدایش و گسترش این  ویروس کشنده فراهم بوده و بنابر عقب مانده گی اجتماعی، فقر اقتصادی و فرهنگی، تعصبات مذهبی و خرافه پسندی، موجودیت لایه ها و اقشار زیر ستم و عقبگرا، بی عدالتی و آرمانگرایی برای برقراری عدل اسلامی زیر پرچم خلافت اسلامی، انگیزه های را می سازند که گروهای بزرگی از مردمان این جوامع را برای جلب و جذب در صفوف رزمندگان داعش آماده می سازد و از آنها تا آخرین رمق حیات بهره می برد. آنها نیز با درنده خویی و بربریت و گویا فی سبیل الله بی هراس می رزمند.

با موجودیت این خطر بالقوه و بسیار مدهش، می توان به آسانی درک کرد که چرا امریکا، روسیه، چین و دیگر کشورها، همه با اشتیاق کامل به سوی طالبان روی آورده اند و مساله «صلح با طالبان» را جدی گرفته اند.  مسکو دو بار میزبان جلسه یی بوده است که در آن طالبان و چهره های سیاسی افغانستان اشتراک داشته اند. نماینده خاص وزارت خارجه امریکا زلمی خلیل زاد هفتمین دور مذاکرات با طالبان را به اشتراک نماینده خاص آلمان در دوحه آغاز می کند و از پیشرفت مذاکرات با آنها راضی به نظر می رسد و در این روند، اجماع منطقه یی و بین المللی را به گفته شان نیز بدست آورده است. اجلاس سه جانبه، امریکا، روسیه و چین و توافق بر یک سلسله مسایل کلیدی که در اعلامیه مشترک شان به نشر رسیده، راه را برای تفاهم بین این کشور های باز ساخته است. دولت چین هم تلاش می کند تا ابتکار عمل را در روند صلح در افغانستان در دست گیرد و از معاون سیاسی رهبری طالبان و هیات مذاکره کننده این گروه در دوحه به دیدار از پکن دعوت کرده است تا در باره مذاکرات صلح با این گروه رایزنی کند.

مشکل اساسی را حالا آغاز مذاکره میان افغانها و توافق گروه های سیاسی افغانی و حکومت به ایجاد یک تیم مشترک و همه شمول در مذاکره با طالبان و چگونه گی ایجاد یک ساختار قدرت و اداره دولتی همه قبول برای آینده، تشکیل می دهد.

پرسش اساسی این است که گروه های شکست خورده داعش در عراق و سوریه و حتا رهبری شان شخص ابوبکر البغدادی و دیگران، چگونه از جنگهای مدهش در این کشورها به سلامت مانده و چگونه صحیح و سالم به مناطق سرحدی و از آنجا به شمال افغانستان انتقال داده شده اند؟ و در اینجا زمینه های گسترش فعالیت های تخریبکانه آنها فراهم می گردد. ادعا می شود که آنها به وسیله هواپیما های اختصاصی در میدان های جنگ نجات یافته و سپس در  مناطق امن جابجا گردیده اند. بدون شک صلح با طالبان یک بخش مهمی از گروه طالبان را به دامن گروه داعش می افگند و زمینه گسترش بیشتر آنها را فراهم می سازد و با درک این مساله باز هم این پرسش مطرح می گردد که «پروژه داعش سازی» همانند با «پروژه طالب سازی» وبا استفاده از تجربه های گذشته برای ایجاد ثبات و برقراری صلح و آرامش در افغانستان تا چه حد تاثیر منفی خواهد گذاشت؟

سر انجام در پی گیری این رویداد ها به این نتیجه می رسیم که بحران و بی ثباتی متداوم در افغانستان وارد یک مرحله جدیدی خواهد گردید.  

 

دستگیر صادقی