کشتار ارامنه

کنگره امریکا به تاریخ 30.10.2019،  با405 رای موافق در برابر 11 رای مخالف، قطعنامه مربوط به کشتار ارامنه توسط امپراتوری عثمانی را تصویب واعلام کرد.

دراغاز جنگ جهانی اول حدود دومیلیون کشتار ارامنه در زمان امپراتوری عثمایها

ارمنیها در امپراتوری عثمانی درپهلوی سایراقوامی یونانی ، یهودی ، فنیقی وغیره، سکونت داشتند. درابتدای سال 1915 دولت عثمانی تعارض و اقدامهای جنایتکارانه را برضد ارمنی ها اغاز وانهاراسر به نیست کرده ،که تا پایان جنگ عده ء قلیل وناچیز ارمنی درترکیه باقی مانده بود. ازان زمان به بعد ارمنی  به غیر از شهر استانبول درسایر شهرهای ترکیه زیست ندارند . این نسل کشی عوامل چند بعد ی به خودداشت .  سه عامل مهم دراین قضیه دخیل بود : شکست نظامی واز دست دادن متصرفات دربالکان (1913- 1912)ترسایی، کودتای ترک های جوان در( 23 جنوری 1913) وشروع جنگ اول جهانی (1914).

جنگ بالکان 1913-1912 بر اوضاع نا به سامان و وخیم شدن  مسلمانان جنوب شرق اروپا تاثیر بیشتر وارد کرد . دراکتوبر 1912 صربستان، منته گرو، یونان وبلغارستان علیه امپراطوری عثمانی اعلان جنگ داد . ارتش کهنه وفرسوده نامجهز وبی روحیه عثمانیها در سیزده نبرد شکست خورد وتنها دریک نبرد پیروز شد. بلغاریا تقریبن تا سی کیلومتر عساکر عثمانیهارا الی شهر استانبول به عقب راندند،اما پیشروی   بلغاریها درانجا  متوقف شد. پایتخت عثمانیها ازگزند  جنگ درامان ماند. اما دوشهری دیگری عثمانیها ازجمله ادرنه پایتخت قدیم شان به دست بلغاریاها افتاد ویونانیها سالونیکا، مهد ترکهای جوان را تصرف کردند. در 30 مه 1913 با امضای معاهده ء لندن جنگ پایان یافت وعثمانی بخش بزرگ از اراضی غضب شده را ازدست داد.

طوریکه اوغور امید انگور نویسنده ترک مینویسد:” شکست جنگ به جامعه  یی فرهنگ وهویت عثمانی به شدت اسیب زد. به نظر ملی گرایان ترک، این شکست ناشی ازان بود که مسیحان عثمانی”ازپشت” به انها”خنجرزده”، ملی گرایان، که درکمیته ء اتحاد وترقی با یکدیگر متحد شده بودند. با طرح اتهامات گوناگون علیه بلغاریا، یونانیهاوارمنیها عثمانی افکار عمومی را تحریک کردند. واین اقلیتها را خاین خواندند، به اختصار می توان گفت که شکست درجنگ های بالکان دسته بندی های قومی ودینی درجامعه عثمانی را تقویت کرد.”

در اینصورت شکست درجنگ ها ی بالکان وکودتای ترکهای جوان وشروع جنگ جهانی اول، سیاستهای ارمنی ستیزی ترکها جوانرا تشدید کرد. این رویکردهای سیاسی عملن برای توطیه چینی برضد ارمنی ها بو د. فرایند نابودی ارمنه را فراهم میکرد. این روند شامل اعدامهای جمعی نخبگان ارمنی، مصادره یی اموال ،املاک ،تبعید وتجهیز ،ادغام اجباری قحطی  ونابودی فرهنگ مادی ومعنوی را دربر میگرفت.

در 24 اپریل 1915 کشتار ودستگیر نحبه گان ارمنی درسراسری ترکیه اغاز شد. همه مردان  وخبره گان ارمنی بلند پایه جامعه ارمنی وکهن سالیان دستگیر وزندانی وشکنجه شده سپس کشته شدند. جنانچه درشهر بیتلیس وهارپوت همه مردان برجسته را دستگیر ودراطراف شهر برده وبا شلیگ گلوله به قتل رسانیدند. اجسادانها درگودالهء انداختند.

اسناد تاریخی گواهی انست:« در30 می 1915 دوازده نظامی 636 نفر از ناموران ارمنی دیاربکر از جمله اسقف ارامنه،را بازداشت کردندوبه کنار دجله بردند. بازداشتی ها را درقایق نشاندند وپس از طی مسافتی درمعبر تنگی لنگر انداختند. پول واشیای گران بهای قربانیان را ازانها گرفتند، انهارا به گروه های 6نفری تقسیم کردند. لباسهاییشان را ازتن بیرون اوردند. همگی را با تبر، خنجر وگلوله به قتل رساندند، و اجساد شان را به رود انداختندو همه ناموران ارمنی را با سرعتی حیرات اور درچند هفته کشتند.»

 دومین موء لفه یی نسل کشی ارمنیها مصادره اموال واملاک بود تمام سرمایه وجایداد انها از طرف ترک های جوان هم زمان با صدورفرامینی  درموردتبعید  ارامنه و  درباره دارای ها انهانافذ ومورد اجرا قرار گرفت . هرانچه به نام ارامنه درترکیه جایداد منقول وغیر منقول وجودد اشت به  ضبط  مالکیت دولت درامد. حتی کسبه کاران مانند زرگران، نجار، خیاط اهنگر که از زمان اجداد خویش  به این شغل مصرف بودند همه را ازدست دادند.

سومین موءلفه اصلی نسل کشی، تبعید همه یی ارمنیها بود.تا اپریل 1915برخی ارامنها تبعید شده بودن واما به کارزار ملی تبدیل نه شده بود در 23 می 1915 ، طلعت پاشا فرامین تبعید همه ارامنه را صادر کرد.انها همه به صحرای سوریه تبعید شدند.

 ترکها هرانچه درتوان داشتند بالای ارمنهای تحمیل واجرا کردند. نظر به  اسناد تاریخ : سه هزار روستا شهر وناحیه یی ارمنی نشین خالی از سکنه شده ویا ساکنانش به قتل رسیده بودند. درحال حاضر تنها درشهر استانبول تعداد قلیل از ارمنیها زندگی میکند. شش کلیسا دارندودیگر هیچ مدرسه ویا صومعه ندارند. شوربختانه جامعه ارمنی همه دریک سال نابود وازبین رفتند.

یک قرن از نسل کسی ارمنیها گذشت واین عملکرد نقش مهمی در سیاست وروابط ارمنستان وترکیه به سطح بین المللی اثر گذاشت. از دهه 1960 تاکنون کشور ارمنستان خواهان به رسمیت شناختن این نسل کشی  بوده است و اما دولتهای ترکیه انرا انکار کرده وانرا بی ارزش وناچیز شمرده اند. تا اینکه دولت امریکا انرا دراین اواخر به رسمیت شناخته وانرا جنایت جنگی وانمود ساخت.

طوریکه از لابلای اسناد تاریخی تبین است که عمل عثمانیها خلاف حقوق بشر و غیرانسانی بوده باید بسیار سالهای قبل این فیصله صورت میکرفت ، تا سایر کشورهای اسلامی وغیر اسلامی ازاین اشتباهی بزرگ پند می اموختندودیگر تکرار نمیشد. اما شوربختانه چنین نه شد، بلکه گروها وکشورهای دیگری هم بسوی  این عمل زشت قدم گذاشته و تا سرحد جنایت جنگی در کشورهای مانند: افغانستان، عراق، سوریه، لیبی ، الجزایر ، یمن وکشورهای اروپایی شرقی وعراق بالخصوص علیه  “ایزدی ها” سوری ازطرف داعش ،القاعده ، جبهه النصر،طالبان وغیره گروهکهای ترورستی دینی انجام شده که کمتر از نسل کشی ارمنیها نیست. روزی خواهد رسید که عدالت واقعیی درسازمان ملل متحدوکشورهای بزرگی که خودرا بانی ومهد ازادی وعدالت خواهی به جهان معرفی مینمایند حاکم شود! تا مسوولین وسران تشکیل گروهگهای جنایتکار قرن بیست وبیست یک را به صفت جنایتکاران جنگی محکمه و به جهانیان معرفی  وبه سزای عمال شان برساند.