کرزی، خود را پادشاه افغانستان می انگارد!

فرید فرزام

حامد کرزی ، که دوره های زمامداری او، روزگاران بی بند و باری، رشوت خوری ، دزدی واختلاس بی سابقه( در حد چور کردن بانک ها ) ، انتصابات بر اساس زد و بند های قومی و سمتی ، و هجوم بیکرانهء جاسوسان منطقه در افغانستان، و حیف و میل کمک های دول متحابه بود، اکنون ، از کاخ اعیانی اش، با چپن فریبکاری و لحن یک مصلح اجتماعی(!) ، شروع کرده است به اندرز دادن های بی پشتوانه به اشرف غنی از جایگاه یک مقام بالاتر از قانون، از جایگاه یک زعیم ملی! کرزی،که پول دسترخوان ارگ را از محمود احمدی نژاد( رئیس جمهور اسلامی ایران) می گرفت و در برابر آن به رژیم ایران امتیازاتی باور نکردنی داده بود، او که تجاوزات پاکستان بر کنر را نادیده میگرفت و مداخله گران همسایه را « برادر » میخواند و با نواز شریف ، شربت و شیرینی میخورد ، اکنون ، در وقت استیصال دولت نشسته بر ارگ و فضای شغالی حاکم بر کشور، میگوید بزرگان قوم به او مراجعه میکنند تا گره، از کار فروبستهء ملک و ملت بگشاید!
کرزی خودشرا شاه افغانستان انگاشته و دم از صلح و صلاح میزند، کرزی که در واقع امر « پدر طلبهء کرام» و سخنگوی طالبان است پیوسته میگوید ، انتخابات ، باطل است و صلح ارجحیت دارد!
و اما صلحی که کرزی میخواهد، صلح نیست، تجدید حاکمیت وحشی طالبان است ، سپردن ستودیوم های ورزشی برای اعدام های بدون محاکمهء زنان است؛ سپردن شلاق و تازیانه به ملایان مکتب نخوانده، برای معادل سازی ریش و پشم است؛ صلحی که کرزی میخواهد، همان چیزی است که پاکستان میخواهد، یعنی یک حکومت دستپخت پاکستان که جنگ وجنجال تاریخی وسیاسی هند و پاکستان را، در درون مرز افغانستان ، منتقل می کند! کرزی، در هنگامهء رجز خوانی ها و خط و نشان کشیدن های تیم به اصطلاح « ثبات و همگرائی» که برای مشارکت در حکومت ، در جستجوی یک« جان کری» دیگر است و نیز ترفند های سیاسی حکمتیار که برای رسیدن به تاج و تخت،حتی از قربانی کردن فرزندش، ابا نمیورزد، درظاهر، قیافهء یک مصلح خیرخوه را به خویشتن داده که گویا در صدد فرو نشانی بحران است،اما غافل ازین است که شعور ملی و سیاسی قابل ستایشی حتی در میان بیسوادان افغان ، تجلی دارد؛ اهل درایت میدانند که کرزی آتش افروز است، او به روی آتش فتنه ، پترول می ریزد، خیال دارد، چماقداران سابق وابسته به تنظیم ها را به خیابان بکشاند ، میخواهد پایتخت را تعطیل کند، موسسات دولتی و مراکز تعلیمی را دچار هرج و مرج سازد، تا اگر بتواند ازین آب گل آلود، ماهی بگیرد!
گمان نمی کنم، حامد کرزی ، با آنهمه بدنامی که نام میدان هوائی خواجه رواش کابل را نیزغصب کرده ، بتواند برای بار سوم بر تخت کابل بنشیند!
سایت بی بی سی فارسی در عنوان بزرگ بالای صفحه ء چند روز قبلش،از زبان حامد کرزی، نوشته است « کشور به سوی بحران می رود».
معلوم نیست ، به چه مناسبتی ، کرزی، یکباره، بزرگ و بزرگ نمایی شده و سخن او به تیتر نخست خبری ، مبدل گردیده است. بحران در افغنستان، نه امروزی است، نه چندان مرتبط به انتخابات است. بحران در افغانستان، زمانی پدید آمد که پریزدنت ترامپ ، ناگهان تصمیم گرفت ، با سران طالبان ( که قسما اسامی آنان در لیست سیاه بود و برای سر شان، جایزه تعیین شده بود) داخل مذاکره شود، در غیاب دولت نشسته در ارگ کابل، وازان پس نیروهای نظامیش را از کشور برون برد.
در مسالهء انتخابات، تکرار مضحکهء « جان کری» و تکرار حکومت های «چند سره»، نه تنها بحران زدائی ، نخواهد کرد ، بلکه قوزی بالای قوز خواهد بود!