چرا ایالات متحده آمریکا نسل‌کشی سرخپوستان را انکار می‌کند؟

ولادیمیر بئچکوف

(Vladimir Bychkov)

https://radiosputnik.ria.ru/20180813/1526334737.html

ا. م. شیری

https://eb1384.wordpress.com/2019/11/23/

دیوید استنارد مورخ آمریکایی معتقد است که سرخپوستان در نتیجه اقدامات استعمارگران متحمل «طولانی‌ترین هولوکاست تاریخ بشر» شدند. اما بعید است دولت‌های ایالات متحده آمریکا واقعیت نسل‌کشی آنها را برسمیت بشناسند. آمریکا هنوز هم بخاطر هیروشیما و ناکازاکی عذرخواهی نکرده‌ است.

 در این روز… سال قبل

سیزده اوت سال ۱۹۴۶ در ایالات متحده آمریکا یک کمیته فدرال برای تحقیقات پیرامون شرایط زندگی سرخپوستان تشکیل گردید. در آمریکا هنوز هم بحث بر سر این که آیا سرخپوستان را می‌توان قربانیان نسل‌کشی نامید، ادامه دارد.

دیوید استنارد مورخ آمریکایی می‌نویسد: «هیتلر در مقایسه با «فاتحان آمریکا» یک توله سگ بود». در مدارس آمریکا تدریس نمی‌شود، که «در نتیجه هولوکاست سرخپوستان آمریکا، و همچنین، در جنگ مشهور به جنگ‌های پانصد ساله و طولانی‌ترین هولوکاست در تاریخ بشری، ۹۵ میلیون نفر از ۱۱۴ میلیون نفر بومیان قلمرو کنونی ایالات متحده آمریکا و کانادا نابود گردید».

چنین نسل‌کشی، در حال رشد و هدفمندانه بود. این عمل را استعمارگران انگلیسی و مهاجران آمریکایی انجام دادند. وحدت آنها در این کار شگفت‌انگیز بود!

در سال ۱۷۲۲ اعلامیه جنگ علیه سرخپوستان صادر شد. برای پوست کندن سر ساکنان بومی آمریکا از ۱۵ تا ۱٠٠ پوند می‌پرداختند. شواهدی وجود دارد، که استعمارگران از سلاح بیولوژیک نیز استفاده می‌کردند- پتوهای آلوده به ویروس آبله به اسرا می‌دادند. بعدها ارتش‌ آمریکا با موفقیت از این روش استفاده می‌کرد. حتی سرخپوستان را محکم به همدیگر می‌بستند.

من در اینجا آگاهانه نمی‌خواهم به تصرف سیبری و شرق دور توسط روس‌ها بپردازم، زیرا این کار هیچ شباهتی به واقعیات آمریکا ندارد. اما یک مثال جالب بعنوان شاهد ذکر می‌کنم. معلوم است بدن بسیاری از مردم بومی سیبری و شمال روسیه فاقد آنزیم لازم برای تجزیه الکل است. آنها بسرعت مست می‌شوند و می‌میرند. اما رفتار دولت تزاری روسیه در قبال این مسئله، «زندان خلق‌ها» چگونه بود، ابتدا کیوستین چه گفت و سپس لنین این ایده را چگونه توسعه داد؟ آره، بگذار بنوشند؟ نه! حکم ممنوعیت فروش نوشیدنی‌های الکلی به بایکال شمالی و شرقی صادر شد. این، یک خط بود، اما مسائل زیادی راجع به «زندان» توضیح می‌داد.

و همچنین. آلمانها نتوانستند به زندگی در حوزه بالتیک عادت کرده و با ساکنان بومی زبان مشترک پیدا کنند، استعمارگران انگلیسی نیز موفق نشدند رابطه قابل قبولی با هندی‌ها برقرار نمایند. فقط سیاست زور، فقط آتش و شمشیر بکار بستند. اگر چنانچه روس‌ها کمترین شباهتی به آنها داشتند، تا حالا یک ملت بومی در سیبری باقی نمانده بود. اما امروز امید به زندگی در میان آنها بیش از چهل سال است!

دولت آمریکا در سال ۱۸۲۵ اعلامیه «کشف» صادر کرد (انگار این سرزمین گم شده بود، استعمارگران و مهاجران اروپا آن را یافتند. م.). به سخن دیگر، حق تملک آن سرزمین به «کاشفان» استعمارگر اعطا گردید. در واقع، سرخپوستان فقط حق سکونت در آنجا داشتند و از حق مالکیت بر آن محروم شدند. در سال ۱۸۳٠ قانون تبعید سرخپوستان، و در سال ۱۸۶۷ قانون اردوگاه‌ها تصویب شد.

در همین حال، زنان به سن بلوغ رسیده سرخپوست را بطور جمعی فعالانه عقیم کردند. گمان می‌کنید، این واقعه در زمان قدیم، در عهد باستان روی داده است؟ به هیچوجه! در سال‌های ۱۹۷٠ روزنامه‌نگاران آمریکایی کشف کردند، که مثلا، عقیم‌سازی در ایالت اوکلاهاما بصورت توده‌ای اجرا شد. در همین حال، اداره دولت فدرال به مردم گفت، که عقیم‌سازی از طریق جراحی مهمترین روش مدیریت تولد است.

همه اینها سیاست نژادپرستانه آلمان نازی را یادآوری می‌کند. در آنجا نیز غیرآلمانی‌ها را بتدریج و در سطح قانونگذاری بعنوان انسان درجه دهم شناختند و آنها را در خارج از چهارچوب قوانین آریایی قرار دادند. البته، پوست از سرشان نکندند. اما، برای آنها اردوگاه‌های مرگ و کوره‌های گازی درست کردند.

در ضمن، راجع به اردوگاه‌های مرگ. جان تولاند نویسنده و مورخ آمریکایی در کتاب «آدولف هیتلر» می‌نویسد: «ایده اردوگاه‌های مرگ هیتلر حاصل تسلط او به زبان انگلیسی و مطالعه تاریخ ایالات متحده است. او از وجود اردوگاه‌ها برای نگهداری سرخپوستان در غرب وحشی به وجد می‌آمد و اغلب در محفل نزدیک به خود اثربخشی نسل‌کشی جمعیت بومی آمریکا را مورد تمجید قرار می‌داد».

البته، اکثریت کارشناسان و سیاستمداران آمریکا خشمگینانه و با صدای لرزان اظهارات استنارد و تولاند را به چالش می‌کشند (و قیاس‌های غیرلازم شروع می‌شود). از جمله، می‌گویند، که استنارد به داده‌های آماری استناد نمی‌کند و بین مرگ در نتیجه خشونت و مرگ در اثر بیماری هیچ تفاوتی قائل نمی‌شود (آیا این نتیجه پتو‌های لوده است؟). رودولف رامل، پرفسور دانشگاه هاروارد، برآورد می‌کند، که در تمام دوره استعمارگری اروپا ۹۵ میلیون نفر نه، بلکه، فقط ۲ میلیون از ۱۵ میلیون نفر سرخپوست قربانی نسل‌کشی شدند.

حتی ارزیابی رامل را نیز تقبیح می‌کنند. چرا؟ برای اینکه مورخان «با وفا» و جامعه سرتاسر «دموکراتیک» آمریکا، از یک طرف انکار نمی‌کنند که اروپائیان و مهاجران برای ساکنان بومی آمریکا مرگ و سرکوب و رنج به ارمغان آوردند. اما، از دیگر سوی، آنها مصرانه انکار می‌کنند که این نسل‌کشی بوده است. پس، این چه بود؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت مترجم

نظام‌های برده‌داری، فئودالی و سرمایه‌داری هر یک پس قتل‌عام‌ها و نسل‌کشی‌های هولناک در سرتاسر جهان استقرار و استحکام یافتند.

جنایات هولناک استعمارگران سفیدپوست اروپا با هجوم به قاره‌های استرالیا و آمریکا تحت عنوان «کشف سرزمین وحشی‌ها»که انگار گم شده بودند، تنها به قتل‌عام‌های گسترده و نسل‌کشی کامل ساکنان بومی، از جمله آنها، ملت تاسمانی که آخرین نفر آن در سال ۲٠۱۲ در لندن فوت کرد، خلاصه نمی‌‌شود.

برده‌داران و فئودال‌های اروپا پس تصفیه‌حسابهای خونین در سرزمین‌های پیدایش خویش دست تعدی به اقصا نقاط جهان دراز نموده، بخش اعظم دنیا را تحت سلطه و استعمار خود در آوردند و همچنان به اشکال و عناوین مختلف به نسل‌کشی و قتل‌عام در دنیا ادامه می‌دهند.

تمام تاریخ امپراطوری ایالات متحده آمریکا (منها ۱۳ سال) پس از پیدایش در سرزمین‌های سرخپوتان بومی را جنگ و نسل‌کشی ملتها و خلق‌های جهان تشکیل می‌دهد.

امپراطوری آمریکا بموازات جنگ‌های مرئی و نامرئی، بویژه پس از جنگ جهانی دوم، از تحریم، محاصره و تروریسم اقتصادی نیز بمثابه مهلک‌ترین ابزار‌های نسل‌کشی و قتل‌عام بشریت جهان استفاده می‌کند. فقط با تحریم عراق، بنا به اذعان مادلن اولبرایت بیش از ۶٠٠ هزار کودک عراقی را به کام مرگ فرستاد.

امروز وظیفه عاجل نه فقط کشورهای چین، روسیه، ایران، کوبا، ونزوئلا، سوریه و یکسری کشورهای دیگر تحت تحریم، بلکه، همه کشورها و کل بشریت است که ماهیت واقعی آمریکا را بشناسند و متحدانه با تشکیل نظم مالی- اقتصادی کارآمد و برقراری مناسبات برابر حقوق، این خشن‌ترین امپراطوری تاریخ را از سلاح‌های تحریم و ترور اقتصادی محروم نمایند تا کره زمین و ساکنان آن روی امنیت و آسایش ببینند.

۲ آذر- قوس ۱۳۹۸