طالبان، پناهگاه امن تروریسم اسلامی

سیامک بهاری شورای امنیت سازمان ملل: ”افغانستان به پناهگاه امن القاعده و…

  نور خرد

 ازآن آقای دنیا بر سر ما سنگ باریده عدوی جان ما…

عرفان با 3 حوزه شناخت/ ذهن، منطق، غیب

دکتر بیژن باران با سلطه علم در سده 21،…

شکست مارکسیسم و ناپاسخگویی لیبرالیسم و آینده ی ناپیدای بشر

نویسنده: مهرالدین مشید حرکت جهان به سوی ناکجا آباد فروپاشی اتحاد جماهیر…

سوفیسم،- از روشنگری باستان، تا سفسطه گری در ایران.

sophism. آرام بختیاری دو معنی و دو مرحله متضاد سوفیسم یونانی در…

آموزگار خود در عصر دیجیتال و هوش مصنوعی را دریابید!

محمد عالم افتخار اگر عزیزانی از این عنوان و پیام گرفتار…

مردم ما در دو راهۀ  استبداد طالبانی و بی اعتمادی…

نویسنده: مهرالدین مشید افغانستان سرزمینی در پرتگاۀ ناکجاآباد تاریخ مردم افغانستان مخالف…

ترجمه‌ی شعرهابی از دریا هورامی

بانو "دریا هورامی" (به کُردی: دەریا هەورامی) شاعر، دوبلور و…

تلویزیون حقوق ناشر یک اندیشه ملی و روشنگری 

نوشته از بصیر دهزاد  تلویزیون حقوق در پنجشنبه آینده،  ۱۱ جولای، …

افراطیت دینی و دین ستیزی دو روی یک سکه ی…

نویسنده: مهرالدین مشید در حاشیه ی بحث های دگر اندیشان افراط گرایی…

د مدني ټولنې په اړه په ساده ژبه څو خبرې

 زموږ په ګران هېواد افغانستان کې دا ډیر کلونه او…

از پا افتادگان دور جمهوریت

در خارج چه میگویند ؟ انهاا طوری سخن میرانند که افغانستان…

آیا طالبان آمده اند ، تا ۳۴ ملیون شهروند افغانستان…

نوشته: دکتر حمیدالله مفید. بزرگترین دشواری که در برابر جهان اسلام…

 چند شعر کوتاه از لیلا_طیبی (صحرا) 

ذهنم، یوزپلنگی تیز پاست آه! بی‌هوده بود، دویدن‌هایم... آی‌ی‌ی        --غزال وحشی، کدام کنام…

بدیده ای مهر بنگرید!

امین الله مفکر امینی                         2024-01-07! بـــه دیده ای مهربنگرید بـــــه…

تشکیل امارت در آنسوی دیورند و تشدید تنش ها میان…

نویسنده: مهرالدین مشید بازی های جدید استخباراتی و احتمال وقوع رخداد…

فروید در دادگاه غیابی کمونیسم

sigmund freud 1856-1939 آرام بختیاری روانکاوی فروید در لباس ایدئولوژی و جهانبینی. فروید…

خالد شیدا

آقای "خالد شیدا" (به کُردی: خالید شەیدا) شاعر کُرد، زاده‌ی…

تخیل در نماد هنر و مذهب و درهم تنیده گی…

نویسنده: مهرالدین مشید از رویا های باطل تا ایده آل های…

واژه چهار و ترکیب سازی های آن در زبان فارسی 

نوشته : دکتر حمیدالله مفید  زبان فارسی از خانواده زبان زبان…

«
»

نګاه اجمالی به دو لتمداری وچګونګی سیستم کادری

 

 

                       نصیراحمد «مهمند»

یاد ایامی که غربت درخیال ما نبود       کشورآزادما، بازیچه دنیا نبود

درباره احساس ملی،وحدت ،همسبتګی وهمګرایی ملی :

همه اینرامیدانیم که کشورها ظروف اند و ملت ها مظروف آن ، وازهزاران سال بدینسوتقسیمات سیاسی جهان هم بر مبنی همین ظروف ومظروف صورت پذیرفته است. واضح است ملت ها مانند ګیاههای خود روی به یکبارګی سبز نشده وبوجود نیامده اند، بلکه مانند کوههای سربفلک درامتدادزمان طولانی تشکل یافته اند واین طول تاریخ است که درظرف جغرافیایی وطن ، کلتور ، منافع وتاریخ مشترک وجدایی ناپذیررابه آنها بخشیده است که این خمیرمشترک موجودیت ملت رایک تشخص وهویت جداګانه می بخشد وبه این ترتیب ملت واحد دارای احساس واراده ملی ،منافع ومصالح ( خیر وشر) مشترک را بوجود میآورد که باهرګونه حالات زمانه مقابله میکنندوموجودیت ، منفعت وآرامی خود را تامین وحفظ مینمایند .

با تاسف و اندوه فراوان که عده ای معدودومحدود ناعاقبت اندیش ونا خلف هوس ران وبی خاصیت  داخلی نیزدررکاب اجانب قرارګرفته وتحت تاثیروفرمانبرداری و زمینه سازی افکار واهداف پلید وشیطانی استعمارګران جهانی و تهاجم فرهنګی وکلتوری لاش خوران منطقوی ودوروپیش قرارګرفته، در بین اقوام وکتله های مختلف آتش نفاق وشقاق وکین وتعصب را دامن میزنندو برای دشمنان مقهوروسوګند خورد ه ملت وکشور واحد ولایتجزای افغان این فرصت رامیسازند که بخاطرانتقام جویی ودست یابی به اهداف نامشروع وظالمانه شان ازطریق بذروآبیاری تخم  نفاق ملی با بهم اندازی اقوام کوچک وبزرګ قومی ؛ توهین وتحقیروتخریب و ضد یت های لسانی ،ریشه کن سازی فرهنګ وعنعنات مردم  دست بکارشوند ، اذهان عامه اقلیت های ساکن کشور را به سود خود تحریک و مسموم نمایند  وحدت وهمبستګی ملت کبیر و تمامیت ارضی کشوررا بی  ثبات ،خدشه دار و آسیب برسانند ۰

بایک نګاه ګذرا وبی غرضانه برتاریخ وواقعیت های عینی بوضاحت درمی یابیم که علی الرغم تمام تلاش های تخریبی دشمنان ، وحدت ویکپارچګی ملت افغان که دربستر زمان تشکل یافته وبه قوام رسیده وازآزمون زمان هم کامیاب وسربلند بدرآمده ،اقوام تشکیل دهنده وسازنده آن همیشه منحیث ملت واحد ومشت بسته وحدت وبرادری ویکپارچګی خودراحفظ کرده وبلند کردن صدا هایی چون تک تازی حکومت پشتونها ،  تغییر نام کشوروخراسان طلبی ،هزارستان  و تاجکستان بزرک خواهی ها ،حکومت وسیع البنیاد را کارنا سزا وصدای جاهلان تجزیه طلب و دشمنان استعمارګروسودجویان فرصت طلب داخلی وخارجی  پنداشته وملت همبسته وهمګرای افغان به چنین نوشته هاوشعارهای میان تهی مشتی اراذل واوباشان  دزدان سرګردنه که ملت وکشور را طی چهاردهه اخیر به خاک وخون و تباهی کشانیده  آنرا نیز بازی باکلمات دانسته بادیده انزجارونفرت می نګرد۰برای پرده برداری  ازروی حقایق وواقعیت  هاواکاذیب  وسناریوسازی این حلقات محدود وناخلف معلوم الحال که به نرخ روز بامعامله ګری حیات ذلت بارشانراتداوم می بخشند ،اینک میشود با ذکر وارایه مطالبی کوتاه ومختصر توجه وقضاوت صاحب نظران وطن دوستان واقعی و راستین  را به چنین پوچ مغزی ها و نوکرمنشی هاوبیګانه پرستی ها معطوف ومبذول بدارم :   

با تالم وتاسف فراوان که نبودوفقدان ضوابط معیاری ستندرد وپذیرفته شده ملی وبین المللی یک اداره و حکومت فاقد ستراتیژی ومشی روشن ودارای ابعاد عرصه های کلی حیات وشیرازه ملی افغانی کارآ، مسلکی وپاسخګوی ،این میراث وبقایای شوم اداره های تحمیلی مماثل ګذشته در حاکمیت واداره موجوده ازیکطرف ؛همچنآن                                                                                                                                                                                     موجودیت روزافزون فساد، اختلاس ورشوت ومعامله ګری وبیګانه پرستی های فردی وګروهی ،وهمین قسم کمبود یک ستراتیژی مشخص وروشن علنی وعدم هم آهنګی ومساعی مشترک بین جامعه جهانی برای افغانستان ازسوی دیګرازاسباب وعوامل اساسی بروزموانع عظیم درراه تامین صلح وامنیت ،رشد اقتصاد ، ایجاد زمینه ها ی کار نافع وآبرومندانه برا ی کشورومردم ګردیده ودریک سخن میتوان اذعان نمود که اداره موجود خودمنحیث ابزارعلت العلل مصایب شناخته شده وبرای افغانها ، افغانستان ، منطقه وجامعه بین المللی مصیبت زاء است ۰

میګویندکه  :«کوږ بارترمزل  نرسیږی »درحالیکه سحنان وسروصدا ها پرده ازروی حقایق برداشته ۰حقایقی که ازجمع عوامل اساسی مصایب و بدبختی های 40  ساله اخیرمردم وکشورمحسوب میشوند که باییست سیزده سال قبل جوامع ومراجع ذ یقدرت وذ یدخل درینمورد مسوولانه توجه مبذول میداشتند ،تصمیم میګرفتند وجلوګسترش ونفوذآنراګرفته ومرتکب اشتباه نمی شدند وبرای جلوګیری ازتکرار اشتباهات ګذشته درسیاست وروابط ونحوه حکومت داری تجدید نظر صورت میګرفت ۰

همچنان درموردمصرف بجای وشفاف پول های مالیه دهندګان با ایجاد سیستم محاسباتی شفا ف وروشن متقابل ،تقویه حکومت داری خوب درافغانستان ومبارزه علیه عوامل فساد وبی انتظامی این پدیده تحمیلی وارادتی بیرونی خودمردم افغانستان مجال می یافت وحمایت ویاری رسانیده می شد،زیرا چنین  اراده وتصمیم باخواسته های ملت ومنافع ومصالح علیای مردم وکشورکاملادرانطباق وهمسویی قرارداشته وبلند کردن ګامهای قاطع وعملی درین عرصه نه تنها حلال بسا مشکلات  ومصایب بوده میتوانست ،بلکه به سود جامعه بین المللی وبالخصوص کشورها ومراجع کمک کننده نیزمی بوده ومیباشد ۰

فلهذاازآنجاییکه یګانه راه جلوګیری ونجات افغانها وافغانستان از بحران جاری نخست ازهمه دراصلاح ورفع عوامل و پدیده های منفی داخلی منحیث جاده ناهموار پر خطراست  ۰چه ایجادواسقرارنظام حکومت داری خوب نخست ازهمه درموجودیت یک مشی  ویلان روشن و شفاف ملی ، عمل کرد مسولانه ویک سیاست کادری شفاف برمبنی معیارهای شایسته سالاری مجهز با طرز اندیشه وتفکرملی افغانی توام باضوابط مسوولیت پذیری ،دسپلین ، مجازات و مکافات ، تصفیه ومحاسبه وتطبیق عدالت انتقالی نهفته است ، زیرااین مساله یکی ازجمع عوامل اساسی ومحوری مصایب و بدبختی های چهل ساله اخیرمردم وکشورمحسوب میشوند که بایدسیزده سال قبل بجای طلوع کاذب با طلوع صبح صادق از جانب لویه  جرګه اضطراری خطوط اساسی مشی ملی افغانی  تصویب وتوصیه  وجایګزین خطوط و دیکته خارجی ها وعمال شان میګردید۰یعنی دردوران اداره موقت درینمورد مسوولانه توجه مبذول وجلوګسترش ونفوذاستمرارمصایب وبدبختی ها ګرفته می شد ۰ که این خود بجایش خامی ، وبازی باسنت پسندیده لویه جرګه  این مظهراراده وعالی  ترین مرجع تصمیم  ګیری افغانهاوهمچنان آلوده ولکه  دارساختن یک تعداددیګرهموطنان افغان اشتراک کندګان لویه چرګه فرمایشی محسوب میګرددکه نتایخ  نامیمون وناکامیها ورسوایی ها ی شرم آورسیزده ساله اش را ملت افغان وجهانیان همین اکنون شاهداند وهنوزهم بجای برګشت وتصحیح بازی هاوغلطی های فاحش وبازیګران کهنه کاربا رنګ و رخ  اغوا کننده در تداوم قرار دارد۰

نیازنخست وعاجل به طرح وتدوین مشی یا ستراتیژی ملی  احساس میشود تااز همه اولترلازم است بدانیم که مشی ملی چیست ؟ چگونه بوجود میآید ؟ چرا داشتن آن برای یک ملت ضرور است ؟ تعقیب وتحقق یک مشی ملی ،مکلفیت دولتها است یا مردم و یا هردو ؟ مشی ملی تنها برای سیاست خارجی وضع میگردد و یا باید تمامی عرصه هارا احتوا؟ اینکه طرح وتحقق مشی ملی در افغانستان چگونه است دریافت پاسخ برای تمامی سوالات فوق ، بحثی طویلی را ایجاب مینماید که باید ازجانب صاحب نظران وطن ما ، مباحثات سازنده و با نتیجه یی پیرامون این پرسش های مهم و حیاتی راه اندازی شود. درینجا ، نگارنده  کوشید ه تا بخاطر جلب توجه بیشتر به مفهوم عنوان شده ، بطور فشرده ذیلا ببردازم:

)هدف از تدوین مشی ملی، حراست از دارائی ها و ثروت های یک ملت بوسیلۀ تنفیذ و تطبیق قوانین میباشد. این دارائی ها ، شامل   تمام ثروتهای طبعی  در زمین و فضای یک کشور بوده وهمینطورمجموع  داشته های معنوی (علم و فرهنگ) آن را نیزاحتوا می کند. حفاظت ازین دارائی ها و بکار برد مؤثر آن ، ایجاب یک مشی ملی را مینماید تا دولت و مردم در پرتو چنین یک مشی ، وظایف ومکلفیت های شآنرابه پایان برسانند. این وجیبه در تحت زعامت یک دولت مقتدر ملی تحکیم وانجام یافته می تواند . در غیر آن ، افراد و گروپ های نابکار ،ثروتهای طبعی و معنوی یک ملت را مورد بهره کشی شخصی وګروهی  شان قرار میدهند.

با رویکار آمدن حکومات انتخابی ، ارادۀ مردم نیز از طریق نهاد های قانونگذاریدر قوانین و مقررات دولتها منعکس گردید. جای امر و نهی امرا و سلاطین را فیصله های ارگانهای انتخابی اتخاذ کرد. به این ترتیب ، مشی ملی ملت ها مبتنی بر ارادۀخود آنها بوجود آمد .

مشی ملی را نمی توان بصورت دفع الوقت و بر اساس ذهنیت هایی که دریک مقطع زمانی در میان یک ملت شکل میآبد ، طرح ریزی کرد. بر عکس ، بنیاد مشی ملی بر اساس تجارب تاریخی ، درنظر داشت منافع موجود و آینده، پایه گذاری گردیده ومتن آن از جانب نخبه گان یک ملت طراحی میشود. (1)

قبل ازاینکه به شرح ومقایسه حکومت داری خوب با سیاست کادری وخصوصیت های یک کادرشایسته بپردازیم مختصرابه طرزاداره وسیستم کادری اداره های تحمیلی اجانب متجاوزوعمال وغلامان دشمنان آرامی وامنیت وتمامیت ارضی کشورکه دربیشتراز40 سال ملت وکشوررا به خاک وخون کشانیده اند ومخصوصا ببینیم جامعه جهانی درراس ایالات متحده امریکادرطی کنفرانس بن زیرچتراحیای مجدد وبازسازی ومبارزه با ترویزم والقاعده چګونه اشتباهات ومظالم نابخشودنی را مرتکب شدند وچه ګروه ها وافرادی را بالای این ملت وکشورتحمیل ودرتحت اداره جناب کرزی انتصاب وهمکارساخته واستخدام نمودند که سبب ناکامی وبربادیهای بیشترازماقبل وتشویش آورترګردیده است ۰ګرچه شرح وتفصیل مفصل ومستدل آوضاع سیزده ساله اخیرراعلاوه ازمحققین وتحلیل ګران افغان ،تاحدودی شاغلی « کای آیدی» نماینده موسسه ملل متحدازسال ۲۰۰۸ الی ۲۰۱۰ طی کتابی سه صد صفحه یی تحت عنوان (مبارزه قدرت درافغانستان) یا: (Afghanistan Struggle Over Power) وسایرین مبنی براینکه چګونه پول ها ی هنګفت به عنوان کمک سررازیرمیشد ازچګونګی اجراات  وارتباطات (زدوبند ها) پول ها وامکانات که چطور به هدروبرباد رفته و چرا مردم فاقه وناارامترشده میروند تشریح وپرده برداشته است ما در ینجا بااحساس ودرد افغانی وبخاطر جستجوی راه خروج ونجات از وضع موجودبااختصار تماس میګیریم ۰

چنانیکه درفوق مختصرتذکربعمل آمده، جلالتماب کرزی که کمترازچند ماهی به ختم دوره کاری شان مانده بود به عوامل عمده بدبختی ها وناکامی ها متوجه شد ندحتی بعضا باچشمان اشک آلود وګلوی پرازبغض واندوه لب می کشودند باانګشت انتقاد وشکایت اشاره میفرمودند۰وهرروزدرمحافل وسخنرانیهایش یک بخشی ازعوامل وموانع داخلی ودست درازی ومداخله و حمایت خارجی وعمدتا کشورهای ذیدخل وعوامل شان رادرامورات اداره کشورافشا واظهار نارضایتی وتشویش مینمود ند.

با تایید چنین وضع اسفبار،آشفته وناهنجارکشور،همه میدانیم که تصمیم قاطع واراده قوی وراستین دربرګشت ازانحرافات وتصحیح وجبران خطاهاواشتباهات ازهرموضع ومرحله که بانیت وقدمهای شمرده شده وعمل نیکوهمراه باشدودرراه تصحیح وثواب صورت ګیرد جلوزیان بیشتررا میګیرد وبارمسوولیت راسبکترمینماید .هنوزموقع مناسبی است که هم حکومت وهم خارجی ها تاقبل ازخروج نیروهای خویش ازپنهان کاری وتناقض ګویی بپرهیزند،عملاباصداقت دررفع ودفع این اشتباهات ومیراث شوم خویش ملت افغان راصادقانه کمک ویاری رسانند تصفیه وپاک کاری نمایند تاافغان ها خودواقعا مجال یابند که درایجاد حکومت داری خوب وشفاف با تامین صلح وثبات کشورخویش ، مبادرت ورزند وتوفیق یابند۰

مسلما پیاده کردن چنین ادعایی درعمل موانع ومشکلات خودرا دارد وبااختلافات ومقاومت ها ی مفتخوران، واتلان کاغذی ،قدرت های کاذب وتصنعی داخلی و بیرونی روبرومیباشد ۰ ما میدانیم که نبردبین حق وباطل همیشه ودرهرزمان ومکان موجود است۰ الهام دهندګان جنګ واختلاف ونفاق پیوسته تلاش میورزند که آنرا باکمپاین وسیع تبلیغاتی وخیالبافی های بیشرمانه و محیلانه به انحراف وشکست مواجه سازندو بهره خویشرا بګیرند۰روابط ورفت وآمد های مستقییم وزرای خارجه ومقامات بلند پایه ملکی ونظامی کشور های ذیدخل  بدون استیذان و  همراهی نما ینده مرکز با افراد و اشخاص رسمی وشخصی ووالیان خودنشانه دست درازی ومداخله بیرونی ها و خود کامګی درداخل راواضح و آشکار مینماید دربرابریک ملت غیوروفداکارتوطیه می چینند مداخله مینمایدونفاق می کارند، روابط ومناسبات دوستانه ملت ها راخدشه دارمیسازند ۰

آنهاییکه حقیقتااحساس درد مردم وکشوررا دارند وآرزوی اعتلاوپیشرفت وترقی را درسرمی پرورانند هیچګاهی نهراسیده وبه سخن پناه نمی برند،این هدف مقدس راجزءایمان ووجایب ملی خویش می شمارند «۰برنارد شاو» میګوید: «آنکه میتواند عمل مینماید وآنکه نمیتواند انتقاد میکند.» قدرمسلم است هرګاه باعشق واراده قوی وتصامیم خردمندانه وقاطع عمل ګردد ، حوادث هرچه بزرګ وناګوارباشد بازهم دربرابرنیروی معنوی وتصمیم قاطع ومشترک ومتحد یک ملت کوچک ومضمحل میګردد۰

ما ازګذشته خویش بیاد داریم ‏آن مردانیکه درطول تاریخ پرشوروطن درمقابل تجاوزات پیهم ومسلسل غاصبین ومتجاوزین کامیاب وسربلند بدرآمده اندهمیشه ازنګاه وسایل وامکانا ت تدافعی درمقایسه با دشمنان متجاوزخیلی ناچیزبوده اند، ولی آنهاهمیشه به دشمنان خویش اعلام داشته اند« باید بدانیدکه دلچسپی  شما  با شراب ومال به پیمانه محبت ما با شهادت نیست !» تنها درفروغ مشعل عشق وایمان راسخ مسیرخودراتعقیب میکردند ، عشق بوطن ،عشق خدمت ګذاری صادقانه به مردم ،عشق به آزادی وحفاظت استقلال واقتدارملی ،چه آنها غلامی را فاقد هرګونه شرف وسربلندی میدانستندو بااین قوت معنوی وطن وافتخارات را برای ما تحویل داده اند۰

بناء مراد ازذکراین مطالب اینست که نباید فراموش کرد که روحیه ملی وهویت ملی ملت افغان استعداد درک اوضا ع وبوجود آوردن هرګونه تحول مثبت تکاملی را درجهت تامین منافع ملی  وبین المللی در خود نهفته داشته لذا جامعه شناسی افغانی و تجزیه وتحلیل صفات وخصایص اجتماعی افغانها کار هر بالهوس  تفنګ بدست نیست که همه را طرددنماید و به اصلاح بګوید« میم زر ما ، ټول زما»از خون ملت عیش وعشرت نماید، بلکه محتاج کنجکاوی ها ومطالعات دقیق وعمیق ریشه هویت این جامعه از نظر تاریخ. جغرافیا،اقتصاد ،نژاد زبان ،عقایدو مواقف اجتماعی قبایل ، دهاتیان وشهرنشینان ، کوچی ها ،بقایای مسالک روحی مانند مذاهب ، طریق و افکارصوفیانه میباشد که توام با تاثیرات مدنیت صنعتی جدیدوفرآورده های حاضرمورد کاوش وتحقیق قرارګیرد ۰این خودمباحث وسیع ومبسوطی است که درپرتوتاریخ چندهزارساله افغانستان که ګذرګاه مدنیت ها وفرهنګ ها بوده موردکاوش وبررسی های علمی وعینیی قرارمیګیردوانګهی میتوان خط مشی درخورهضم وقابل قبول وتطبیق این مردم جامع الخصایص رادرروشنی مطا لعات دقیق تعین کرد، که این یک کارعلمی دارای ابعادتاریخی ،اقتصادی،اجتماعی ، فرهنګی وفکری کهن ونواست وازمشکلترین ودقیق ترین مسایل اجتماعی است  ۰

چون موقعیت جغرافیایی این خطه باستانی هم  خیلی حساس ومهم بوده ونیزمتضمن وحدت وهمبستتګی ملی واستقلال طلبانه است وهمیشه به ثبات  پایدارنیازمند است تامین  امن وثبات بیشتربا خود کفایی اقتصادی و سوادمیسرشده می تواندوآنهم به وسیله اشخاص و تیمی که خودبا اندیشه ،فکر وعشق ملی مجهز ومتعهد باشد، چیزیکه قدرت های غاصب واستعماری درګذشته هم خلاف آن عمل کرده اند با راه اندازی جنګهای تجاوزکارانه هست وبود ما را برباد داده پیکر واحدملت و  کشور رازخمی و جدا ساختند و راه های بحری و ارتباطات ما را سد کردند۰بنابرین استعمارګران و سلطه جویان که درسالهای اخیر هنګامی که سروکارشان با این سرزمین افتاده توانسته اند با تطمیع و استخدام عده ای محدود بالهوس ناخلف وبی  خاصیت افغان وبا انداختن تفرقه ، نیروی مقاومت ملی راصدمه بزنند واینجاست که درعین شکوه ازایادی خارجی باخود باید ګفت :                                

      آتش به دودست خویش زدیم در خرمن خویش ××× چون خود زده ایم ، چی نالیم از دشمن خویش

مع الاسف که امروز دربرابرمظالم وبی انصافی ها ، کجروی هاوانحرافات از اهداف وثمرات دفاع جانبازانه وقهرمانانه ملت . خون شهداوبربادی هستی مادی ومعنوی مردم وکشوربا بی التفاتی و بی تفاوتی ګوشه ګیری هاوهم قسما لغزش هاوګرایشها ، حرفهای غیرمسوولانه، پهلوبندی های ناصواب عده ای ،ازاین ګروه وتعدادی ازآن ګروه مردودومنفورواین کشوروآن کشورودشمنان مقهورمردم ووطن زمینه های شکست وشرمساری ، بربا دی وتباهی های بزرګترمهیا شده و پیش روی ملت افغان به حیث یک میراث شوم مانده وهرآن انبارشده میرود.

ملت ونسل آینده ازما میپرسند وما دربرابرسوالات ‎ ایشان مسوولیت پاسخګویی را داریم ۰ مسوولیت ورسالت ما بان خلاصه وختم نمیګردد که صرف درجنایات وخیانت ها دست نداریم وشریک نیستیم و یاهم باافشای جنایتکاران وخاینان ملت وکشوروولی نعمتان اجنبی آنها زیر تاثیر وسلطه فرهنګ خشونت  وتفنګ وآزادی  های لجام  ګسیخته داده شده دموکراسی تحمیلی وتوریدی غربی  بازیرپا کردن  وعدم رعایت عفت وحرمت کلام وقلم با چند دشنام رفع مسوولیت کرده ایم ۰

درحالیکه ازان زمانیکه جنایتکارن جنګی ومعامله ګران مفروربا قوای امریکا یی ومتحدینش ناتووسایردشمنان مقهوردوباره بحیث پیاده نظام برګشته اندنه تنها حالت مردم وکشوربهبود نیافته بلکه وضع کشورومردم خرابتروبه استقامت خطرناکترروان است ۰زیرااینباریک جنګسالارعادی بی هراس به استخدام وتربیه تروریستان سلاح وامکاناتیکه دردسترس دارند بد ستوراربابان خویش درتخریب ساختار ملی زیر شعارآزادی ودموکراسی تحمیلی وحمایت علنی ومستقیم خارجی ها دست آزاد دارند ۰ با وجود آنکه درین سیزده سال اخیر به هزارها مطلب ومضمون درسطوح مختلف ازجانب قلم بدستان وطن خواه نوشته وبه دست نشروآګاهی مردم وجهان رسانیده شده است، مګرمع الاسف که نه وجدان وکوش تاجران ودلالان قتل وخون غارت داخلی ها بازشده و نه هم استعمارګران وسود جویان سلطه جوی بیرونی بیدارودست بردارشده اند۰

یک نظرتحقیقی و تحلیلی برګذشته میرساند که درتاریخ سیاسی افغا نستان حکومت هاییکه یکی بعد دیګری براریکه قدرت تکیه زده اند نخست ازهمه برساختار نظام ماقبل خود حمله برده وبسیار بیرحمانه ناسنجیده آنرا تخریب نموده وبرحسب دلخواه واقتضای منفعت ګروهی وسلیقه هاشخصی وحامیان بیرونی خویش تشکیلات غیر ضروری ومفید را به غرض پیشبردمقاصد و اغراض خاص وپنهانی بوجودآورده وبه عوض کادرهای مجرب ملی،اکادمیک سابقه داروکارآکاه، چهره ها واشخاص جدیدی راجابجا نموده اند ۰

واین بخاطریست که درهرجامعه وکشورعقب مانده مخصوصا کشورخودما افغانستان درراه رسیدن و تسلط به قدرت سیاسی چنان عطش وتلاش دیوانه واربه مشاهده می رسد که درراه نیل ورسیدن به آن هیچکس ازهیچ ګونه وسیله ای نامشروع وشرم آوردریغ نمی ورزد وعلی الرغم اینکه اکثریت ایشان اعم ازسیایون نما هاومسوولین دولتی همیشه ازخدمت ګذاری وصداقت به مردم وکشورداد سرمیدهند. مګرتجربه نشان میدهدکه درعمل جزفریب واغفال اذهان عامه ووسیله مطرح ساختن خودوتسلط وتکیه زدن براریکه قدرت وزایش وافزایش دردومصیبت برای ملت وکشور،چیز دیګری را دربرنداشته وبه میراث نګذاشته اند وهنګامیکه به نوایی رسیده اندویکی ازمناصب ومراتب بزرګ را فراچنګ آورده اند،آن رامعراج آما ل خود دانسته اند ودیګردرفکرمردم ومملکت نبوده ،درحلقه تنګ وکوچک حفظ چوکی ومقام ګرفتارودرجلب وکسب منافع بیکران مادی برای خودواقوام ووابستګان خود ګردیده، به این ترتیب محرومیت ومصایب عامه راببار آورده اند۰

«پیوست به ګذشته قسمت دوم»

خوبست هرګاه ازسخن بیشتروطوالت کلام انصراف بعمل آورده وبرای آګاهی بیشترببینیم که (کادر) و(سیاست کادری)چیست وچه معنی را ارایه میکند‏: «ادامه دارد»

مطابق معیار های علمی ومنطقی ومیثاقهای پذیرفته شده ملی وبین المللی  شناسایی واعتبار قانونی ومشروعیت یک دولت معقول وطرف قبول مردم رااصول ذیل  که  بنام عناصرمتشکله یادمیګردد تشکیل میدهد :(حدودمعین جغرافیایی — داشتن  امتعه و خدمات یا«توان مالی» — پرستیژ ملی وبین المللی  یا«اعتبارداخلی وخارجی» —  قانونیت « حکمروایی وتطبق یکسان قانون»  — صلاحیت — توانایی دفاعی یا« اردوی منظم ملی»  — مشی ملی — سیستم منظم وخودکارکادری ) ۰یعنی که پا یه های اساسی  وبنیادی یک دولت مشروع وکامل قانونی را عناصر فوق تشکیل میدهد که در صورت فقدان وکمبودیکی یاچندازعناصرفوق ،آن دولت ناقص وناتوان بوده ومشروعیت حاصل کرده نمیتواند۰ درقسمت اول این مبحث  بایک نګاه اجمالی دیدیم که پس از فاجعه هفت ثور تا ایندم هیچ یک از حکومات های بنام و دست نشانده اجنبیان درافغانستان حداقل معیارها واصول قبول شده ومشروعیت ملی وجهانی را نداشته اند؛ حال که بحث ما روی سیستم کادر ی است میخواهیم چهره های اصیل وکاذب کادرها را درین آیینه ببینیم ، مقایسه وقضاوت وجدانی رافرا خوانیم :

ازتجارب تلخ تاریخی است که بما ګوشزد مینماید ونشان میدهد که کشورهای شرقی ومخصوصا درکشورخودما افغانستان ازقدیم الایام درنتیجه سیاست های نامطلوب کادری حکومات بوده که دروازه  ها ی کشوربروی اجانب ذریعه همین اراکین کادری وسخنسرایان مطرح تصنعی ومدعیان کاذب آرامی و ترقی و۰۰۰دزدانه کشوده شده ونتیجتا دامنکیرمردم شده وموجب فقرغربت وغیره آلامیکه ما امروزبا آن دست وپنجه نرم میکنیم ګردیده است ۰ خوبست هرګاه ازسخن بیشتروطوالت کلام انصراف بعمل آورده وبرای آګاهی بیشترببینیم که (کادر) و(سیاست کادری)چیست وچه معنی را ارایه میکند؟۰

دانشمندان کادرراچنین تعریف وخصوصیات آنرابرشمرده وتوضیح میدارند : کادرعبارت ازآن شخصیت حقوقی است که برای انجام وپیشبردوظیفه مشخصی برمبنای فهم ودانش اکادمیک مسلکی وفنی خویش درامرتنظیم ورهنمایی همه جانبه وعرصه های اصلاحات ، ابداع ونوآوری های مفید وارزشمند مورد نیازوقابل پذیرش جامعه اش ازطرق پسندیده  ومشروع کسب صلاحیت وقبول مسوولیت خدمتګذاری مینماید ۰علاوتا این را هم از نظر دور نبایید داشت که داشتن مدرک تحصیلی حتی درسطح بسیارعالی ازمعروف ترین پوهنتون ها وموسسات عالی تعلیمی ، دنیا کاغذ پاره بیش نخواهد بود ،مګر اینکه فرد دارای مدرک تحصیل توانایی فردی واستعداد ذاتی واحساس مسوولیت در پیشبردامور محوله داشته باشد۰»

چنین کادرهاعلاوه ازاینکه دررشته تخصصی ومسلکی خویش دانش ومهارت لازم کسب نموده ازارزش و چګونګی آن خودرا آګاه ومجهزمیسازند ،به حدلازم درسایرعرصه هاوشقوق مرتبط که دربلندبردن سطح کاری وی وکیفیت آن ممد وموثر واقع شده بتواند نیزدانش ومعلومات لازمه میداشته باشند ۰ بطورمثال یک متخصص امورزراعت که دررشته مربوط خویش دارای دانش وآګاهی مسلکی است ، ممکنست درعرصه اقتصادی هم دارای یک اندازه فهم ومعلوماتی باشد تا به ارتباط مسایل سرمایه ګذاری یک فارم یا پروژه ،تولیدات وموضوع مارکیتنګ آن یک محاسبه ومیزان وغیره نسبی را درنظرګرفته ورعایت کرده بتواند۰و یا یک فیلا لوژست که به ارتباط  زبان وادبیات مشخصی ، تحقیق وریسرچ می نماید، ممکنست در ین بخش از لحاظ تاریخی وجغرافیایی آن، چګونګی های اقتصادی وروان شناسی وسایرمسایل واګاهی ومعلومات های علمی وقراردادهای اصطلاحی ولغوی یک جامعه لسانی وتاثیرات مناطق همجواررا درساختارآن بداند تا درروشنی آن از تجاوز وتداخل فرهنګی ،اشتباهات ، تخطی هاوانحرافات جلوګیری شده بتواند۰

به همین منوال درتمام شقوق وعرصه های زندګی چنین مثالهایی است که ما رابه خصوصیات یک کادروتوظیف وجابجا سازی آن دررشته معین کمک ورهنمایی مینماید .  تقسیم بندی علوم وعرصه های کاری به شعب مختلف درهربخش کادرمخصوصش را میطلبدوبرای توظیف هرکادرجای مشخص نیازاست۰ ما نباید درپی این باشیم که برای شخص کاربیابیم وکرسی را پرنماییم ،بلکه در صدد آن باشیم تابرای کارمشخص کادرمشخص ومتخصص ومجرب جستجووتوظیف نماییم ۰بد بخت ترین جامعه آنست که به فقدان کادرونسپردن اهل کار به کارش مواجهه است ویاهم کادرهایش فاقدصلاحیت اند وبی ارزش ۰

وقتی برای پیشبردوانجام یک وظیفه معین یک کادرانتخاب، توظیف وتفویض صلاحیت میګرددهمین پروسه بنام سیاست کادری یاد میشود وهرسیاست کادری که نخستین مرحله وقدمش با انجامش رابطه مستقیم دارد توسط کسی یا مرجعی پیاده میشود که ازاختیارات وصلاحیت های منظبط  اجتماعی ، اداری ‏،اقتصادی وسیاسی برخوردارباشد وباچرخ های ماشین کادری امورات روزمره وسیاست وخط مشی معینه خویشرا پیاده وعملی میسازد ۰میتوان چهره حقیقی وراستین یک حکومت رادرآیینه تشکیلات، سیاست کادری وکادرهایش مشاهده نمود۰

دانشمندان بصورت عموم دونوع سیاست کادری راتشخیص نموده اند: سیاست کادری روشن وشفاف و سیاست کادری مکدروناسالم۰ بیموردنخواهد بودهرګاه درباره هردوسیاست مکث کوتاهی نموده و روشنی انداخته شود وتفاوت ها وتاثیرات هردوسیاست رادرروشنی این بیان منظوم بدانیم وآګاه شویم که:

این ندانستند ایشان ازعمی      هست فرقی درمیان بی منتهی

                             هردوګون زنبورخورد ازیک محل      لیک زین شد نیش وزان دیګرعسل

سیاست کادری شفاف : هرآن دولتی که بربنیاد اراده ملی ودرروشنی انصاف وعدالت واصول پذیرفته شده ملی بمیان آمده وتشکیل شده باشد آن اداره به ملت ومردمش تعلق داشته وبدون شک عشق وآرمان رفاهیت وپیشرفت جامعه وامنیت وآرامش هرفرد اجتماع را باخود میداشته باشد۰این نوع حکومت هادرترتیب وتنظیم امورروزمره دارای سیاست روشن وشفاف بوده صلاحیت امورات را به شخصیت  هایی تفویض مینمایند که به تمام معنی صفات و شایستګی وخصوصیات یک کادرصالح ونیک نام وشناخته شده محبوب را حایزومورد تایید واعتماد بوده ،خیر خواه وخدمتګارمردمش باشد۰ازهمین روتنهاحکومت های کادری است که سیاست روشن وشفاف کادری میداشته باشند،به قول معروف( قدرزررا زرګرمیداند )حکومات واداراتی که خودودرراس کا دری نباشند نه تنها نمیتوان ازانها توقع سیاست کادری شفاف را ، بلکه هیچ نوع انتظاری نباید داشت ۰صرف درروشنی سیاست کادری شفاف است که برای ګزینش وانتخاب یک کادرمیتوان عمدتا معیارهای ذیل را درنظرګرفت وانتظارنتایج  مفید و ثمربخش کاری اشرا داشت:

دانش و توانایی مسلکی : قبل ازبرګزیدن وتوظیف یک کادربرای وظیفه وکارمعین ومشخصی ضرورت است تا شخص یا مرجع استخدام کننده نخست خودش به اهمیت وارزش وچګونګی موثریت ومشکلات آن پسست فهم وآګاهی داشته باشد محیط  مناسب ومساعد را نه تنها ایجاد، بلکه بااعتقاد راسخ ازان حمایت وحراست نماید، سپس برمبنای ضرورت ودرنظرداشت اهمیت پست وکرسی مطلوب درباره شخصیت وپرستیژ واعتبار محلی ،ملی وبین المللی کادرها ولست نامزدان درحین مطا لعه وارزیابی موقفی اتخاذ ګردد که هرګونه ملاحظات وروابط وخوشبینی ها وبدبینی هاوسایرملاحظات سیاسی ،مصلحت ګرایی منفی وروابط خویشی، قومی ، لسانی ونژادی  ، تقسیم حاتموارپست وکرسی هاوغیره برکنارومبرا باشد ،در تشخیص آن اعتمادحاصل و مقایسه شودکه برین معیار درین رشته کدام یک ازبرتری وامتیازوصلاحیت بلند تربرخورداراست۰ وحضورقضاوت سالم وجدانی حاکم باشد۰ درقدم نخست بربنیاد ضوابط ومعیارهای عادلانه وستندرد درهمین رشته قدامت وبرتری وصلاحیت های تحصیلات علمی ومسلکی هرکدام مورد ارزیابی قرارګیرد که  درجریان عمل درحل مشکلات ودشواریها وظیفوی کدام یک ازقدرت وتوانایی بیشتربرتربرخورداراست وبا استفاده از صلاحیت های علمی ومسلکی چګونه راه های حل ورفع بهترمشکلات رابرای پیشبردامورمحوله پیش بینی کرده میتواند ۰

درجه شوق ودلچسپی کاری:یک کادرخوب آنست که وظیفه محوله رابا شوروعلاقمندی به حسن صورت انجام داده وازکارنیک درآسایش وآرامی مردم وآبادی وامنیت کشورش حظ ولذت برده شادمان ګردد۰ این چنین کادرهادرجریان کارخویش درانتظاروتوقع پاداش وتشویق نبوده ، بلکه به پایان نتیجه مفید وسودمند کارخویش چشم میدوزد ۰ احساس خستګی نکرده وهمینګونه دررفع نواقص ،کمبودی ها و مشکلات ازکمترین امکانات ومصرف استفاده کرده ، بعوض اینکه دربرابرکاستی ها ومشکلات دلایل منفی بتراشدوشانه خالی نماید ، برعکس باجستجوی وسایل وراه های مناسب درحل آنهابپردازد ۰

انتظام ودسلین پذیری: هرعرصه کاری زندګی قوانین، پرنسیپ ها واقتضاءات خودش را داردکه درروشنی آنها امورات مربوطه به نوع منظم وبهترباموفقیت پیشبرده میشود،ازهرنوع بی مبالاتی وانارشی وسبوتاژوغیره جلوګیری مینماید۰حدود واندازه صلاحیت هاومسوولیتهای کاری کادررامعین ومشخص مینماید۰که پذیرش اطاعت ورعایت ازهمین قوانین و پرنسیپ هارادسپلین مینامند ۰کادرخوب وصاحب دسپلین هیچګاهی مسوولیت های خویشرا دربرابرجامعه واداره اش فراموش نکرده وروابط را برضوابط بالا ومقدم نمی شمارد.هرګاه خودش را منحیث مثال یک نمونه روشن وواضح دسلین پذیری معرفی مینماید ، درواقع خواست ودعوتیست که بصورت آګاهانه ازهمکاران وجامعه برای انتظام ودسپلین پذیری بعمل می آورد ۰

سلوک واخلاق نیګ : هرګاه درساختاروتشکل یک جامعه ویا هم اداره ؛ قانون واصول منحیث اساس وتهداب دانسته میشود ، اخلاق حیثیت چتروسقف رااحرازمینماید وآن بناء وتشکل را تکامل بخشیده وزندګی فردی واجتماعی را مستحکم ،وپرلذت ودوست داشتنی وامید بخش میسازد ۰فقدان این پدیده دریک جامعه ویا اداره مانند آنست که یک عمارتیکه همه چیزرا دارد ولی سرپوش وسقف نداشته وازګزند باد وباران وآفتاب سوزان وسایرعوامل اذیت کننده ومخرب مصوونیت ندارد ۰ ادامه صرف کلیشه یی درچوکات قانون زندګی را خشک بیروح ،دشواروتحمل ناپذیرمیسازد ۰

بناء یکی ازخصوصیات بارزشخصیت کادری درپهلوی احساس مسوولیت قانونی دربرابردیګران ،مسوولیت اخلاقی وی است که نباییست فراموش نماید وهمیشه درتلاش این باشد تامنحیث سمبول عالی اخلاق وکلتورمتبارز وروحیه محبت وهمدردی واحترام ونزدیکی را درمحیط وماحول کاری ایجاد وآنراتقویت وګسترش دهد ۰کادرویا هرکارمند یک رشته وپیشه که اخلاق وکلتورهمان رشته را نداشته باشدشانس موفقیت وپیشرفت کمتررا دارد ولو که هرقدرمهارت وتوانایی مسلکی بلند را دارا باشد ۰ هرګاه درمثالهای ساده زندګی روزانه درنظربګیریم که یک فروشنده، مامورخدمات عامه ویا داکتر طب که با یونیفورم ومایلزم رشته اش مجهزوملبس نباشدوروش وپیش آمد خشک وسرد ویا خشن داشته باشد یقینا خریدار،مراجعین ومریضان کمتروګریزان ازخود راخواهد داشت ۰

برعکس یک کادرموظف موفق درجریان امورروزمره زندګی رسمی وشخصی خویش انتقاد پذیربوده ،به اتتقادنظریات ، پبشنهادوګفتاردیګران نه تنها اهمیت قایل شده ، بلکه بجای برآشفته شدن وعقده ګرفتن، با مهربانی وحوصله مندی بخشهای منطقی ومفید آنتقادرا می پذیرد وکاستی ونقاط ضعف آنرا بامحبت ونرمی برجسته کرده توجه طرف را به غیرکارآیی وغیرموثریت آن معطوف میدارد ۰

همیګونه بازیردستان و مراجعین با شفقت ومحبت وسلوک نیک برخورد وپیش آمد نموده ازمشکلات وکمبودی آنها خودرا آګاه ساخته ودررفع آن ایشانرا کمک ویاری میرساند ۰ازتجارب ورهنمایی ومشوره های پیشګامان وبزرګان استفاده بجا ومفید بعمل آورده وعزت النفس خویشرا حفظ مینماید ۰ مسلما چنین کرکترومواصفا ت دربلند رفتن وتزییدمحبوبیت ،نزدیکی واعتباروپرستیژاجتماعی وملی شخصی ورسمی خودش ‏، اداره وارګان مربوط اش نقش واهمیت بسزا را ایفا میدارد۰

بطورخلاصه میتوان ګفت که سیاست کادری شفاف یک دولت بیانګروممثل یک جامعه پیشرفته انسانی دانسته شده وازینروجامعه ایکه آرزومند نجات وګذارازعقب ماندګی وفقروبدبختی به صوب غلبه ورسیدن به مدارج رفاه ، ترقی وپیشرفت با شد ۰ لازم است درګام نخست برای آغازوتحقق پلانهای مطروحه دارای یک سیاست کادری شفاف بوده ودرروشنی آن درانتخاب وګزینش واستخدام کادرهای ورزیده وشایسته توجه ومبادرت ورزد۰

سیاست کادری مکدروناسالم :      ګرفلک خواهد کاری کند          زسرسوزن مناری کند

                                             خری را  زآخوری بدرآرد         به یکدم سیاستمداری کند

اینچنین سیاست یا روش عموما خاصه موسسات ،ادارات وحکومات جوامع محروم ازچراغ سواد ودانش ،فقیروناداروعقب مانده وسایراجتماعاتیکه بربیناد اساسات بدوی استواربوده وبزورتفنګ وفشاروتهدید  برای تامین اهداف ومنافع شخصی، ګروهی وغیره مقاصد،امیال وخواهشات نامشروع نصب وبرمردم تحمیل شده باشد محسوب میشود ۰هیچګونه احساس مسوولیت والتزام اجتماعی وملی وحتی پابندی  های انسانی  را نمی شناسد و تنها وتنهادرجهت تامین وتحفظ منافع یک اقلیت مفتخواروبی انصاف برشانه های اکثریت جامعه وملت بارمیشود۰ زیرا ګردانندګان چرخ این چنین دستګاه ها وحکومت ها را بیشترافراد جنایتکار ، زورمندان ،قاتلین مردم بیګناه، دزدان ،اوباشان ومعامله ګران فرصت طلب مجهز باسلاح ومنطق زوروتفنګ تشکیل میدهدکه با استفاده از قوه وفرصت غصب کرده به زراندوزی می پردازتد، درد ودریغ وتاسف به حال چنین جوامع وملت هایی که درګروسلطه چنین ګروه وحکومتی قرارګیرند که ازحد اقل زندګی انسانی و حقوق طبعی بهره ای نصیب شان شده نتواند ۰

واضح واشکاراست که دراینګونه ساختارها نه تنها کادروجود نداشته واصلا سیاست کادری مطرح نبوده ، بلکه ازموجودیت وجابجاسازی کادرهای مسلکی  ودانشمند وچیزفهم جامعه درهراس افتیده وبه نحوی ازانحاء درجلوګیری ،حذف وقلع وقمع آنها نیزتلاش مینمایند بخاطریکه به این مطلب پی می برند که یک کادرشایسته و ورزیده ملی که ازهمه بیشترعشق خدمت به مردم و کشوردرعروقش موج می زند به حکم وجدان درچوکات توان بی مبالاتی ، بی انصافی وخیانت دربرابر منافع ومصالح ملی راهیچګاه نه خودمرتکب شده ونه به کس دیګرموقع واجازه میدهد۰ونه دهن جوال رامیګیردونی هم همراهی مینماید ۰

در ین ګونه ساختارها جای کادرها ی شایسته را کسانی میګیرند که با رهبری وصدرنشینان حاکمیت  رابطه شخصی ، نزدیکی و منافع مشترک ووفاداری داشته باشد ۰این رابطه میتواند بربنیاد کرکتروخصوصیات مشابه ،خویشاوندی،مالی ،لسانی و محلی، مذهبی، ګروهی وغیره سازش های شرم آوروغیرمنصفانه استوار باشد۰ درین اداره وتشکل این ارزش ومعیاروجودندارد که کادریا رییس یک بخش فهم کاری دارد یانی ؟از عهده اجرا وپیشبردکاربرامده میتواند یا خیر؟ مهم اینست که این کادر؛مورد پسند واعتماد بالا دستش هست؟وبه هرامروخواست نا جایزوخلاف عدالت وقانون وی دست به سینه مطیع وفرمانبرداراست یا نی ؟ درتحت چنین حالت وشرایط است که کادرهای خوب وورزیده ملی به عناوین ونیرنګ های مختلف کنارزده شده وکارهای شانرا ازدست میدهندومجبورمیشوند که بخاطربقای حیات ،برای بدست آوردن لقمه نانی  درحلقه تنګ با دل های شکسته ناامید و حقارت دردهلیزهای ادارات دولتی یا خصوصی سرګردان ته وبالا بروند وباحصول وظیفه ای درزیردست آمران بی مسوولیت وبی علم ودانش واوامرسرچپه وبی منطق به بلی صاحب ګویی ویاهم به هجرت وجلا وطنی تن دردهند۰وهمه توانایی ، استعدادوانرژی وفرصت شان صرف وصرف دراطراف یک لقمه نان وزنده ماندن صرف وموریانه خورمیشود.

واضح است درچنین ادارات برای نیازمندی وخواسته های اجتماعی وملی هیچګونه ارزشی جا نداشته و کاری ازپیش برده نمیشود ۰ بلکه با ګذشت هر روزمظالم وخودسری ها ، چوروچپاول ، قتل ودزدی ، فساد اداری واخلاقی دامنګیرجامعه ګردیده چنین حکومت واداره ای خودش به ماشین تولید وترویج فسادومصایب مبدل شده ، مردم وکشور به میدان تاخت وتازوابزارووسیله ارضاع بالهوسی هامبدل میګردد۰این مرض جانکاه وخانمانسوزمیتواند درجوامع بی بضاعت وفقیروبی سواد وعقب مانده شرق مانند کشورخود ما افغانستان  به آسانی لانه کرده و ګسترش یابد وانکشاف نماید ۰زیرا ګراف بلند بیکاری وفقراقتصادی همه را مجبورمیسازد که جهت امرارحیات وتامین معیشت خودوخانواده باردوشش منحیث هیزم در استخدام جنګ افروزان وبازیګران  معامله ګردرآیند  ازطرفی اینچنین شرایطی زمینه مساعد وموقع طلایی است برای اوباشان و چپاول ګران وغارت ګران دارایی های انفرادی وعامه که خود را در قدرت دولتی شریک سازند تاازین طریق برقدرت وزوروظلم خویش بیافزایند ۰ واضح است برای تصاحب کرسی مسابقه و زورآزمایی صورت میګیرد وبرای رسیدن ودسترسی به هدف خویش به معامله ګری وهروسیله ممکن نامشروع متوسل شده وازهردریکه ممکن باشد وارد میشوند۰ با تصاحب وغضب قدرت تمام نورم ها وپرنسیپهای حقوقی انسانی ،ملی وبین المللی رازیرپا کرده ودرچنین حالت قوانین خود ساخته آنها که حیثیت جال وخانه جولا یاعنکبوت را بخود میګیرد؛ طبیعست درجال عنکبوت اجسام وموجودات ضعیف بند مانده وشکارمیګردند ،ولی درهیاهوی وزیرپای زورمندان واقویا تارهای جال ازهم می کسلد وپایمال میشود وبا استفاده ازهمه اعتباروامکانات دولتی درصدد خټ کردن آب وصید ماهی میشوند وازهمینجاست که مرزهای افراط وتفریط ګسترس ودرتداوم قرارګرفته ، دارا وزورمند غنی تروقوی ترشده میرود وضعفا وغربا ضعیف تروغریب ترمیشوند .

اینګونه حالت برای یک جامعه ویا یک ملت زیانمن ترین،خطرناکترین وکشنده ترین پروسه ای است که افراد واشخاص وګروه های هرزه وناخلف مردود وبی علم ودانش وفرصت طلبان غیرمسلکی وتخصصی ګه فاقد احساس ملی وحب وطن دوستی اندازطرق و ذرایع مختلف و ناجایزدردستګاه های حکومتی جا بجا شده ودرزیرچترقانون !؟به تخریب وانهدام بناء وعمارت قانون وعنعنات وسنن پسندیده وتاریخی ،امن ورفاه عامه میپردازند ومرجعی هم وجود نمیداشته با شدکه جلوبه اصطلاح این(سوته پرخټ ها) را بګیرد ۰

با آنچه ګفته آمدیم با توجه  واحساس  تاثر واندوه به حال مردم وکشور،این اعتقاد بیشترقوت میګیرد که برای نجات وخروج ازچنین حالت اسفباروتباه کننده بازهم به تکراراحسن متذکرمیشویم که هرګاه واقعا خواسته وتصمیم برین باشدکه برای رفاه وامن وسلامت مردم وآبادی مملکت کارکنیم وبرای تمدن پیشرفته ومدرن سازی مطابق خواست ملت وبروفق اقتضای شرایط عصرګامهایی برداریم ودرکشورخویش شرایط یک زندګی واقعاانسانی را فراهم نماییم لازم است قبل ازخروج قوای خارجی میراث های فاسد شانراکه اثرات مشهود وهراسان کننده دارد پاک ودست حمایت آنها را ازمفسدین کوتاه ونخست ازهمه ‏پلان ، ڼقشه برآورد اولی ، افزارووسایل کاررابرمبنی ضرورت واقتضای شرایط زمانی ومکانی ،منطبق باخواست و ضرورت جامعه تهیه نماییم وهمچنان موازی با آن زمینه مساعد رادراستخدام وتوظیف پرسونل مسلکی وماهران فنی وتخنیکی مجرب و بامسوولیت برمبنای ضرورت کاری نیزآماده کنیم نه بربنیاد پرکردن و تصاحب وتقسیم کرسی وقدرت  ،همینګونه نظام وسیستم تادیاتی وکنترولی حسابدهی شفاف راتهیه وآماده نموده و سنګ وخشت تهدابی را نیزبراساس محاسبات وپرنسیپ های علمی هندسی بادقت مسوولانه بادرنظرداشت این بیان زیبا بګذاریم :

خشت اول ګرنهد معمارکج          می رود تا ثریا د یوار کج

واین همه حرفها بالای حګومت داری خوب میچرخد وحکومت داری خوب طوریکه ګفتیم فقط درپرتو یک پروګرام وخط مشی ملی و توسط یک سیاست کادری شفاف وشایسته سالاروبوسیله  دارندګان  احساس دردبر مبنی اندیشه وتفکر ملی امکان پذیراست و آنګاه خواهیم دید که نبودیا رفتن وآمد ن ویا تغییروتبدیل افرادواشخاص تاثیری نداشته وکمی وکاستی یی رونما نخواهد شد ، زیرا سیاست کادری خود اینرا نمی پذیرد واجازه نمیدهد که بجای شخص مسلکی ومتخصص شایسته ومجرب کسی دیګر پایین ترازتوانایی وقابلیت وی ګماشته شود ۰ چه رسد به افرادغیرفنی و فاقد مهارت ودانش علمی ومسلکی ، وافراد واشخاص نامطلوب وشناخته شده مشهور بالفساد، یعنی درچنین شرایط هرکس جای،حدود واندازه خود راباحقوق و وجایب خویش درمیابدونقاب پوش هاجای نداشته وچهره های اصلی شان عریانتر میګردد.

لهذاازههمین جاست  که ما می توانیم ببیینیم واحساس کنیم که سیاست کادری شفاف خود بیک سیستم رهبری وکنترولی ویک مشاورنیکومبدل ګردیده ودرنهایت این آرزووخواب ما به حقیقت مبدل خواهدشد که دیګرهیچکسی از خواسته های اساسی فطری خویش بی بهره نمانده واین بزکشی ها وزورآزمایی وارتباطات وملاحظات نامعقول ونامشروع درتصاحب وپرکردن کرسی ها برای همیش پایان خواهدیافت۰بخاطریکه این سیستم دیګرخواست مستقیم واراده جامعه وملت راتمثیل کرده ومنحیث سرمایه معنوی مردم محسوب وحمایت میګردد ۰

درپایان درحالیکه ازآغاز فاجعه مصیبتارومصیبت زای فاجعه ثورتا ایندم سیاست کادری حکومت ها ازنوع سیاست های مکدروسیاه وناکام بوده ومورد نفرت قراردارد ، امیدوارم به استعانت خدای عزوجل وبه قوت فکروهمت رادمردان ایثارګروبه بازوی شیربچه های باشهامت ودلاورافغان روزی فرا رسد که دیګرملت باشهامت مصیبت دیده افغان به این مصایب و قام شرمی ها ی ببشتر از چهل سال اخیرنقطه پایان ګذاشته وجایش را به یک افغانستان آرام وآباد تخلیه نمایدوافغانها هرچه زودترمقام واعتباروعزت خویشرا مجددادرکنارملل متمدن وپیشرفته جهان احرازنماید ودیګردرهیچ جای دنیا به حیث سمبول ومثال های فساد،جنګ وفقر بیسوادی وجهل وسایرعناوین بدبختی وننګین یاد وشناخته نشوند۰    پایان